نشانه‌های اختلالات عصبی شناختی ، نحوه‌ی تشخیص و درمان

نشانه‌های اختلالات عصبی شناختی ، نحوه‌ی تشخیص و درمان

اختلالات عصبی شناختی به گروهی از بیماری‌ها می‌گویند که عملکرد ذهنی را دچار اختلال می‌کنند. سندرم مغز عالی اصطلاحی است که برای توصیف این شرایط به کار برده می‌شود. اما اختلالات عصبی شناختی در حال حاضر بیشتر مصطلح است.

 

اختلالات عصبی شناختی بیشتر برای سالمندان اتفاق می‌افتد، اما امکان رخ دادنش برای جوانان هم وجود دارد. کاهش عملکرد ذهنی در این بیماری امکان دارد موارد زیر را شامل شود:

  • تغییر در رفتار
  • مشکل در حافظه
  • مشکل در انجام فعالیت‌های روزمره
  • مشکل در درک زبان

بیماری‌های عصبی مانند بیماری آلزایمر یا زوال عقل امکان دارد این نشانه‌ها را به وجود بیاورند.بیماری های نوروژنیک به مرور منجر به از بین رفتن مغز و اعصاب می‌شوند. این امر باعث می‌شود که عملکرد مغز و اعصاب به مرور کند شود. آسیب مغزی یا سوء مصرف مواد نیز امکان دارد به اختلالات عصبی شناختی منجر شود. تشخیص عامل اصلی اختلالات عصبی شناختی اغلب بر اساس علائم گزارش شده و نتایج آزمایش‌های تشخیصی توسط متخصص مغز و اعصاب صورت می‌گیرد. متخصص بر اساس علت و شدت این اختلالات، بهترین روش درمان را تعیین می‌کند.

این که چه چیزی در انتظار  افراد مبتلا به اختلالات عصبی شناختی است، بستگی به علت ایجاد بیماری دارد. هنگامی که یک بیماری عصبی شناختی به تخریب اعصاب منجر شود، این وضعیت به مرور زمان وخیم‌تر خواهد شد. در موارد دیگر، عملکرد ذهنی به طور موقت کاهش یافته و ممکن است افراد مبتلا بعد از طی کردن دوره‌ی درمان به طور کامل بهبود پیدا کنند.

نشانه‌های اختلالات شناختی عصبی

اختلالات شناختی عصبی دارای نشانه‌های متفاوتی هستند که بستگی به علت آن دارد. نشانه‌های ناشی از بیماری، ممکن است این موارد باشند:

  • گیجی
  • کاهش حافظه
  • اضطراب

نشانه‌های دیگری که در افراد مبتلا به اختلالات عصبی شناختی دیده شده عبارتند از:

  • سردرد، مخصوصاً در افرادی که به آسیب مغزی یا ضربه مغزی دچار شده‌اند.
  • تغییر در بینایی
  • عدم داشتن تمرکز
  • اختلال در انجام وظایف روزمره، مانند رانندگی
  • مشکل در تعادل بدن و راه رفتن
  • مختل شدن حافظه‌ی کوتاه مدت

عواملی که به اختلال عصبی شناختی منجر می شوند شامل:

عواملی که به اختلال عصبی شناختی منجر می شوند

یک بیماری مغز و اعصاب اغلب علت اختلالات عصبی شناختی می‌باشد. بیماری های نوروژنیک که می توانند منجر به اختلالات عصبی شناختی شوند عبارتند از:

  • بیماری پارکینسون
  • بیماری آلزایمر
  • بیماری هانتینگتون
  • بیماری پریون
  • زوال عقل
  • مولتیپل اسکلروزیس

اما در افراد زیر ۶۰ سال، این اختلال معمولا بر اثر آسیب یا عفونت اتفاق می‌افتد. شرایط غیر تخریب‌کننده ای که امکان دارد منجر به اختلالات عصبی شناختی شوند شامل موارد زیر هستند:

  • لخته شدن خون
  • ضربه مغزی
  • مننژیت
  • آسیب مغزی که موجب خونریزی در مغز یا فضای اطراف مغز می شود
  • آنسفالیت
  • مصرف مواد مخدر یا الکل
  • سپتیکمی
  • کمبود ویتامین

عواملی که ریسک ابتلا به اختلالات شناختی عصبی را بالا می‌برد:

خطر ابتلا به اختلالات شناختی عصبی، تا حدودی به سبک زندگی و عادت‌های شما وابسته است. قرار گرفتن در معرض فلزات سنگین در محیط کار می تواند به شدت ریسک ابتلا به اختلالات عصبی را بالا ببرد. فلزات سنگین مانند سرب و جیوه امکان دارد به صورت تدریجی به سیستم عصبی آسیب وارد کنند. این بدان معنی است که قرار گرفتن مکرر در معرض این فلزات خطر ابتلا به کاهش عملکرد ذهنی را افزایش می‌دهد.

شرایطی که موجب افزایش ریسک ابتلا به این اختلالات می‌شود:

شرایطی که موجب افزایش ریسک ابتلا به این اختلالات می‌شود

  • اختلالات قلبی و عروقی
  • سن بالای ۶۰ سال
  • سوء مصرف الکل یا مواد مخدر
  • دیابت
  • شرکت در ورزش‌هایی که ریسک آسیب وارد به سر را افزایش می دهند مانند فوتبال و راگبی

راه‌های تشخیص:

اختلالات عصبی شناختی از اختلال روانی ناشی نمی‌شوند. با این حال، بسیاری از نشانه‌های اختلالات عصبی شناختی، به بیماری های روانی خاص، از جمله اسکیزوفرنی، افسردگی و جنون شباهت دارد. برای اطمینان از تشخیص دقیق، آزمایش‌های مختلف تشخیصی توسط پزشک انجام می‌شود. این آزمایشات می توانند بین نشانه‌های اختلالات عصبی و اختلال روانی تمایز ایجاد کنند. این آزمایش‌ها اغلب عبارتند از:

  • سی تی اسکن جمجمه: این آزمایش با استفاده از مجموعه ای از اشعه ایکس، تصاویری از جمجمه، مغز، سینوس ها و حفره های چشم ایجاد می کند. این آزمایش ممکن است برای بررسی بافت نرم در مغز نیز مورد استفاده قرار گیرد.
  • اسکن توموگرافی انتشار پوزیترون (PET) : اسکن PET با استفاده از یک رنگ مخصوص که حاوی ردیاب‌های رادیواکتیو است صورت می‌گیرد. این ردیاب‌ها به یکی از رگ های بدن تزریق شده و سپس در سراسر بدن گسترش پیدا می‌کنند و قسمت‌های آسیب دیده را برجسته می‌کنند.
  • اسکن MRI سر: این تست تصویربرداری با استفاده از امواج رادیویی آهنرباهای قدرتمند، تصاویر دقیقی از مغز را ارائه می‌دهند. این تصاویر می توانند نشانه‌های آسیب مغزی را آشکار کنند.
  • الکتروانسفالوگرام (EEG): این آزمایش فعالیت الکتریکی مغز را تخمین می زند. این آزمون می تواند در شناسایی هر گونه مشکل مرتبط با این فعالیت‌ها یاری‌رسان باشد.

نحوه‌ی درمان:

نحوه‌ی درمان

درمان اختلالات عصبی شناختی به علت اصلی ایجاد آن وابسته است. بیمار دارای شرایط خاص ممکن است به استراحت کردن و دارو نیازمند باشد. در مقابل بیماری‌های نوروژنیک ممکن است به انواع مختلفی از درمان‌ها نیاز داشته باشند.

درمان‌هایی که برای اختلالات عصبی شناختی به کار برده می‌شوند:

  • مصرف داروهای مسکن، مانند اندومتاسین، برای تسکین سردرد
  • بستری شدن و استراحت تا زمان بهبود و التیام آسیب
  • انجام جراحی ترمیمی هرگونه آسیب شدید مغزی
  • مصرف آنتی بیوتیک‌ها در جهت از بین بردن عفونت‌های تاثیر گذار بر روی مغز، مانند مننژیت
  • درمان فیزیکی برای بهبود هماهنگی، قدرت، تعادل و انعطاف پذیری بدن

 بهبود کیفیت زندگی برای افرادی که مبتلا به اختلالات عصبی شناختی هستند:

چشم انداز دراز مدت افراد مبتلا به اختلالات عصبی شناختی، به نوع اختلال عصبی وابسته است. تعیین چشم انداز شفاف برای اختلالات عصبی شناختی مانند دمانس یا آلزایمر، چالش برانگیز است. این به این دلیل است که هیچ درمانی برای این شرایط موجود نیست و با وجود این بیماری‌ها عملکرد ذهنی به طور مداوم و به مرور زمان رو به وخامت می‌رود.

با این حال، چشم انداز افراد مبتلا به اختلالات شناختی عصبی به علت‌هایی مانند سکته مغزی یا عفونت، به طور کلی مثبت می‌باشد. زیرا این شرایط موقت و قابل درمان هستند. در این موارد، اغلب انتظار می‌رود که بیمار بعد از درمان به طور کامل بهبود پیدا کرده و به زندگی روزمره‌ و عادی خود ادامه دهد.

فلج بل یا فلج ناگهانی صورت، نشانه‌ها و راه‌های درمان

فلج بل یا فلج ناگهانی صورت، نشانه‌ها و راه‌های درمان

فلج بل نوعی بیماری می‌باشد که به طور ناگهانی و موقت باعث فلج شدن عضلات یک طرف صورت می‌شود. و در پی آن انجام حرکاتی مثل تکان دادن بینی، پلک یا دهان برای فرد دشوار می‌شود. فلج بل به آویزان شدن یا سفت به‌نظر رسیدن یک طرف صورت که دچار شده منجر می‌شود.

 

وقتی یکی از اعصاب صورت درست کار نمی کند، این فلج اتفاق می افتد و بیشتر اوقات یک ویروس مسبب این اختلال است. عصب صورت، در حین درست کار کردن، پیغام‌هایی را دریافت می‌کند که از مغز به صورت فرستاده شده. این پیغام ها ممکن است حامل محتواهایی مانند لبخند زدن، بستن پلک یا اخم کردن باشند یا به غدد بزاقی فرمان تف کردن بدهند. ولی با التهاب و تحت فشار قرار گرفتن این عصب، یعنی زمان رخ دادن فلج بل، ارسال این پیغام ها به درستی انجام نمی‌شود. در نتیجه عضلات یک طرف صورت به طور موقت ضعیف یا فلج می‌شود.

فلج عصب زوج هفتم مغزی یا عصب صورتی، مسبب فلج بل (Bell’s palsy) می‌باشد. فلج شدن عضلات صورت در این حالت به صورت ناگهانی و به طور موقت اتفاق می‌افتد. اغلب تنها یک طرف صورت گرفتار می‌شود. درگیری عصب صورتی اغلب به تنهائی یک بیماری نمی‌تواند باشد، بلکه علامتی است از یک بیماری دیگر مانند آسیب، عفونت و یا تومور عصب صورتی.

فلج عصب فاسیال، خودبه‌خود و بدون بروز نشانه‌ای از دیگر بیماری ها، فلج ایدیوپاتیک بل می‌نامند. اگرچه چیزی که بیشتر دیده شده این است که فلج بل مکانیسمی ایمنی التهابی ویروسی دارد. این بیماری در هر گروه سنی امکان دارد اتفاق بیفتد. ولی در 40-20 سالگی بیشتر شایع است. در یک جمعیت صدهزار نفری سالانه 20-10 مورد از آن تفاق می‌افتد.

دلیل فلج بل :

علت فلج صورت بل معلوم نشده، اما بیشتر اوقات دلیلش عملکرد ویروس هرپس است که عامل اصلی ابتلا به سرما خوردگی می باشد. در بیشترموارد ابتلا به فلج یک‌طرفه صورت، عصبی که عضلات یک طرف صورت را کنترل می‌کند، به خاطر التهاب ایجاد شده دچار آسیب می‌شود.

به علاوه خیلی از عوامل بیماری‌زا می توانند باعث ضعیف یا فلج شدن شوند. اگر هیچ دلیل مشخصی برای  فلج ناگهانی صورت در بیمار مشاهده نشود، در اصطلاح تخصصی فرد به فلج بل مبتلا شده.

علائم فلج بل :

علائم فلج بل

فلج کامل یک طرف صورت، باعث می‌شود ظاهر فرد بی‌تفاوت و بی‌روح به نظر برسد، زیرا در طرف درگیر، عضلات ناحیه پیشانی تا زیر دهان بی‌حرکت می‌شوند. ممکن است گوشه دهان فرد، دچار افتادگی شده و نگه داشتن آب دهان در طرف درگیر به سختی انجام شود. حرکت دادن عضلات سمت درگیر  باعث مضحک شدن چهره‌ی فرد مبتلا می‌شود.

چشم طرف درگیر امکان دارد به‌طور کامل یا به هیچ‌وجه بسته نشود و بنابراین امکان دارد اشک از آن چشم نشت کند. برخی از افراد از درد ناحیه فک، پشت گوش یا یک طرف صورت شاکی هستند. احساس کشیدگی یا انقباض در طرف درگیر طبیعی است و امکان دارد فرد به تغییراتی در حس چشایی و ترشح بزاق، افزایش حساسیت به سر و صدا یا اشکال در حرف زدن یا بلع غذا دچار می‌شود. فلج بل در هر سنی ممکن است اتفاق بیفتد، اما در سنین ۲۰ تا ۴۰ سالگی بیشتر دیده شده. این بیماری گاهی اوقات می‌تواند به عفونتی در گوش میانی ارتباط داشته باشد.

علائم و نشانه‌های فلج بل معمولاً ناگهانی پیش می‌آیند و می تواند موارد زیر را شمال شود:

  • ضعف خفیف ناگهانی تا فلج کامل در یک سمت صورت فرد که در مدت چند ساعت تا چند روز ادامه دارد و باعث دشوار شدن لبخند زدن یا بستن چشم در آن سمت صورت خواهد شد.
  • افتادگی صورت و مشکل شدن تغییر حالت چهره.
  • افزایش حساسیت به صدا در سمت درگیر.
  • درد در اطراف فک یا داخل یا پشت گوش فرد در سمت درگیر.
  • کاهش حس چشایی.
  • سردرد
  • تغییر در میزان تولید اشک و بزاق

در موارد نادر، فلج بلز قادر است اعصاب دو سمت صورت فرد را درگیر کند.

کی باید به پزشک مراجعه کرد؟

کی باید به پزشک مراجعه کرد؟

در صورت بروز هر نوع فلج مراجعه به متخصص ضروری است. زیرا امکان دارد سکته مغزی اتفاق افتاده باشد. فلج بل به علت سکته مغزی اتفاق نمی‌افتد اما دارای علائم مشابه است. در صورت بروز ضعف یا افتادگی صورت باید به متخصص مراجعه شود تا علت زمینه‌ای و شدت بیماری مشخص شود.

آزمایش‌های تشخیصی

هیچ نوع آزمایش اختصاصی برای تشخیص فلج بلز موجود نیست. پزشک به صورت فرد نگاه کرده و از او می خواهد که با بستن چشم‌ها، بالا بردن ابرو، نشان دادن دندان‌ها و اخم، عضلات صورت خود را حرکت دهد. سایر بیماری ها مانند سکته مغزی، بیماری لایم، عفونت ها  و تومورها نیز می توانند منجر به ضعف عضلات صورت شده و علائم فلج بلز را داشته باشند. اگر علت علائم فردتشخیص داده نشود، پزشک ممکن است سایر آزمایشات را توصیه کند، مانند:

  • الکترومیوگرافی یا نوار عضله (EMG) : این تست برای تأیید وجود آسیب عصبی و تعیین شدت آن به کار برده می‌شود. EMG فعالیت الکتریکی عضله را در پاسخ به تحریک سنجیده و سرعت و ماهیت انتقال ایمپالس‌های الکتریکی در طول عصب را تخمین می‌زند.
  • تصویربرداری با اشعه X، ام آر آی(MRI) یا سی تی اسکن امکان دارد برای رد کردن دلایل دیگر احتمالی فشار بر روی عصب صورت مانند تومور یا شکستگی جمجمه به کار برده شود.

درمان فلج بل توسط فیزیوتراپی

درمان فلج بل توسط فیزیوتراپی

فلج بل یا فلج عصب صورت، مشکلی عمومی می‌باشد که اعصاب و عضلات صورت را درگیر کرده و به افتادگی یا فلج نیمی از صورت منجر می‌شود. افراد در هر سن و با هر جنسیتی امکان ابتلا به این بیماری را دارند. نشانه‌های این بیماری به دنبال وارد شدن آسیب به عصب صورت (عصب هفتم جمجمه) شروع شده و عضلات صورت را تحریک می‌کند.

این عصب عضلات نزدیک چشم، عضلات بالا برنده ابرو و عضلاتی که عامل لبخند زدن می‌باشند و نیز عضلاتی که باز و بسته شدن دهان بیمار را ممکن می‌کنند، را کنترل می‌کند. عصب صورت همچنین مسئول انتقال احساس از قسمت جلوی زبان، کنترل غده‌های عرق صورت و مجراهای اشک چشم می‌باشد.

دلیل آسیب دیدن عصب صورت معمولاً ناشناخته است، اما این مشکل امکان دارد به خاطر یک عفونت ویروسی، آسیب های ادواری، مشکلات گردش خون به وجود بیاید و تمام این مشکلات می تواند باعث ایجاد التهاب در اطراف عصب شود. فلج بل یا فلج صورت اغلب به‌طور کامل قابل درمان است. فرآیند بهبود ممکن است سریع باشد یا چندین ماه به طول بی‌انجامد. استفاده از روش‌های فیزیوتراپی و کسب آموزش‌های لازم، در سریع تر شدن دوره ریکاوری بیمار راهگشا است.

دارودرمانی فلج بل :

فلج بل در بیشتر موارد با یا بدون دارو به طور کامل قابل درمان است. برای درمان این بیماری هیچ دلیلی وجود ندارد، اما پزشک شما ممکن است به منظور تسریع بهبودی شما داروها یا درمان فیزیکی را تجویز کند. جراحی برای درمان فلج بلز به‌ندرت کاربردی است.

داروهایی که برای درمان فلج بلز به کار می روند عبارتند از :

داروهایی که برای درمان فلج بلز به کار می روند

  • کورتیکواستروئیدها، مانند پردنیزولون، عوامل ضدالتهابی قوی می‌باشند. اگر آنها بتوانند ورم عصب صورت را کاهش دهند، سبب می شوند که عصب در داخل راهروی استخوانی که آن را احاطه کرده، به راحتی قرارگیری شود. تجویز کورتکواستروئیدها در طی چند روز اول شروع علائم ممکن است بهتر عمل کنند.
  • داروهای ضد ویروس، مانند آسیکلوویر(زوویراکس) یا والاسیکلوویر(والترکس)، در صورتی که ویروس عامل بیماری باشد، امکان دارد از پیشرفت عفونت جلوگیری کنند.

این درمان احتمالاً  تنها در صورتی که فلج صورت شدید باشد، صورت می‌گیرد.

درمان فیزیکی عضلات فلج

متخصص طب فیزیکی می تواند ماساژ و ورزش عضلات صورت را آموزش داده و از ایجاد انقباض دائمی پیشگیری کند.

جراحی

در گذشته، جراحی برای رفع فشار وارده به عصب صورت، از راه باز کردن مسیر استخوانی که عصب از آن عبور می کرد، صورت می‌گرفت.

امروزه، جراحی توصیه نمی‌شود. آسیب عصب صورت و کاهش دائمی شنوایی از خطرات احتمالی مرتبط با این جراحی می‌باشند. در موارد نادر، جراحی پلاستیک ممکن است برای اصلاح مشکلات ماندگار عصب صورت ضروری باشد.

بیماری هانتینگتون، میراثی شوم

بیماری هانتینگتون، میراثی شوم

بیماری هانتینگتون (Huntington’s Disease) یک بیماری ارثی می‌باشد که منجر به از کار‌افتادگی تصاعدی یا از بین رفتن سلول‌های عصبی در مغز می‌شود. هانتینگتون روی توانایی‌های عملکردی فرد تأثیر زیادی دارد و اغلب اختلال‌های فکری (شناختی)، روانی و حرکتی در پی آن اتفاق می‌افتد. بیشتر در دهه‌های چهارم و پنجم زندگی عوارض این بیماری خود را نشان می‌دهند. اما پیش از این دوره یا بعد از آن هم ممکن است دیده شوند. در این مقاله به بیماری هانتینگتون، نشانه‌ها، دلایل و راه‌های تشخیص و درمان آن می‌پردازیم.

درمان هانتینگتون

به بروز این بیماری پیش از ۲۰ سالگی، بیماری هانتینگتون نوجوان می‌گویند. بروز بیماری در این سن و سال، معمولاً به مجموعه‌ی عوارض متفاوت و پیشرفت سریع‌تر آن منجر می‌شود. برای کنترل عوارض بیماری هانتینگتون داروهایی موجود است، اما جلوی زوال روانی، جسمی و عملکردیِ آن را به هیچ روشی نمی‌شود گرفت.

نشانه‌های بیماری هانتینگتون

نشانه‌های بیماری هانتینگتون

بیماری هانتینگتون معمولا باعث اختلال‌های شناختی، روانی و حرکتی با طیف گسترده‌ای از عوارض و نشانه‌ها می‌شود. ظهور اولین نشانه‌ها در میان بیماران مختلف، متفاوت است. بعضی اختلال‌ها، طی دوره‌ی بیماری برجسته‌تر شده و بر توانایی عملکردیِ فرد بیشتر تأثیرگذار هستند.

اختلال‌های حرکتی

بیماری هانتینگتون، منجر به اختلالات حرکتی غیرارادی و ارادی می‌شود. مانند:

  • مشکلات عضلانی، مانند سفتی یا منقبض شدن عضلات (دیستونی)
  • اختلال در ایستادن، تعادل و راه رفتن
  • حرکت‌های کُند یا غیرطبیعی چشم
  • حرکت‌های ناگهانی یا پرشی غیرارادی (رقصاک)
  • مشکل فیزیکی در گفتار یا قورت دادن غذا

اختلال در حرکت‌های ارادی، احتمالاً  بیشتر بر توانایی فرد در انجام فعالیت‌های روزانه، کار و ارتباط برقرار کردن و استقلال شخصی تأثیر می‌گذارد.

اختلال‌های شناختی

اختلال‌های شناختی ناشی از بیماری هانتینگتون عبارت‌اند از:

  • مشکل اولویت‌بندی، سازمان‌دهی و یا تمرکز داشتن روی کارها
  • منعطف نبودن یا اصرار به ادامه‌ی یک فکر، رفتار یا عمل (درجا زدن)
  • اختلال تکانه که ممکن است به سرکشی، بدون فکر عمل کردن و بی‌قیدی جنسی منجر شود.
  • نداشتن آگاهی از رفتارها و توانایی‌ها
  • کُندی در پردازش کردن فکرها یا پیدا کردن واژه‌ها
  • مشکل در یادگیری اطلاعات جدید

اختلال‌های روانی

رایج‌ترین اختلال روانی بیماری هانتینگتون، افسردگی است. این افسردگی، صرفا به خاطر باخبر شدن از ابتلا به بیماری نیست، بلکه احتمالاً بر اثر آسیب به مغز و به دنبال آن، تغییر در عملکرد مغزی رخ می‌دهد. عوارض و علائم آن عبارت‌اند از:

  • احساس ناراحتی، زودرنجی یا بی‌انگیزگی
  • خستگی و نداشتن انرژی
  • فکر کردن دائم به مرگ، آسیب رساندن به خود یا خودکشی
  • دوری از اجتماع
  • بی خوابی

دیگر اختلال‌های روانی رایج شامل:

  • اختلال وسواس فکری عملی (Obsessive-Compulsive Disorder) : افکار و اعمال وسواس‌گونه از این اختلال ناشی می‌شوند.
  • شیدایی (Mania) در این اختلال ممکن است فرد به بیش فعالی، انرژی به‌ظاهر بالا و رفتارهای تکانه‌ای و خودمهم‌انگاری دچار شود.
  • اختلال دوقطبی :(Bipolar Disorder) این اختلال چیزی مابین افسردگی و شیدایی تلقی می‌شود.

علاوه بر عوارض بالا، کاهش وزن هم در افراد مبتلا به بیماری هانتینگتون رواج دارد، مخصوصا بعد از پیشرفت بیماری.

نشانه‌های بیماری هانتینگتون نوجوان

شروع و پیشرفت بیماری هانتینگتون در نوجوانان، کمی با بزرگ‌سالان متفاوت است. مشکلاتی که معمولاً در اوایل دورهٔ این بیماری به چشم می‌آیند عبارت‌اند از:

  • از دست دادن مهارت‌های جسمانی یا تحصیلی که قبلا آموخته شده
  • تغییر در رفتار و کردار
  • افت تحصیلی سریع و قابل توجه
  • تغییرات جسمانی
  • مشکلات رفتاری
  • تغییر در مهارت‌های حرکتی ظریف مثل نوشتن،‌که ممکن است مشکل‌ساز شود.
  • انقباض و سفت شدن عضلات، که راه رفتن را دچار مشکل می کند. (به‌ویژه در کودکان)
  • تشنج
  • لرزش یا حرکت‌های ریز غیرارادی

چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟

چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟

اگر تغییراتی در حرکت‌ها، وضعیت هیجانی یا توانایی ذهنی خود مشاهده کردید، به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنید. شاید بیماری‌های دیگری به بروز عوارض و نشانه‌های بیماری هانتینگتون منجر شده باشند. بنابراین معاینه‌ی کامل باید پیش از هر اقدامی انجام شود.

دلیل بیماری هانتینگتون

نقص ارثیِ یک ژن باعث بروز بیماری هانتینگتون می‌شود. این بیماری اختلال اتوزومال غالب می‌باشد؛ یعنی اگر فرد تنها یک نسخه از این ژن معیوب را دارا باشد، ابتلا شدن به این بیماری حتمی می‌شود.

هر فردی به‌ غیر از کروموزم‌های جنسی، از هر ژن، دو نسخه را به ارث می‌برد، یک ژن از پدر و یک ژن از مادر. پدر یا مادری که دارای ژن معیوب باشند، ممکن است نسخه‌ی معیوب یا نسخه‌ی سالم آن را به فرزند خود انتقال دهند. یعنی هر بچه‌ای در خانواده، ۵۰ درصد شانس به ارث بردن ژن معیوبی را دارد که به اختلال ژنتیکی منجر می‌شود.

عوارض بیماری هانتینگتون

پس از آغاز بیماری هانتینگتون، توانایی‌های عملکردیِ فرد مبتلا کم‌کم رو به وخامت می‌روند. نرخ پیشرفت این بیماری و مدت آن، در افراد مختلف متفاوت است. از زمان بروز بیماری تا مرگ، اغلب ۱۰ تا ۳۰ سال به طول می‌انجامد. بیماری هانتینگتون نوجوان معمولا به مدت ۱۰ سال پس از بروز نشانه‌های نخستین، منجر به مرگ می‌شود.

افسردگی بالینی که با بیماری هانتینگتون همراه است، ممکن است ریسک خودکشی را در فرد بالا ببرد. بعضی تحقیقات نشان می‌دهند که بیشتر ریسک خودکشی، قبل از تشخیص بیماری و در مراحل میانی بیماری اتفاق می‌افتد، یعنی همان زمانی که فرد مبتلا کم‌کم استقلالش را از دست می‌دهد.

فرد مبتلا به بیماری هانتینگتون، در آخر برای مراقبت و تمام فعالیت‌های روزمره‌ی خود، به کمک نیاز خواهد داشت. در مراحل پیشرفته‌‌ی بیماری، احتمالاً فرد زمین‌گیر شده و دیگر قادر به صحبت کردن نیست. اما به‌طور کلی حرف دیگران را می‌فهمد و خانواده و دوستانش را می‌تواند شناسایی کند.

دلایل رایج مرگ بر اثر بیماری هانتینگتون عبارت‌اند از:

  • آسیب‌های ناشی از زمین خوردگی
  • سینه‌پهلو یا دیگر عفونت‌ها
  • عوارض مربوط به ناتوانی در قورت دادن

پیشگیری از هانتینگتون

پیشگیری از هانتینگتون

کسانی که در خانواده‌شان سابقه‌ی ابتلا به بیماری هانتینگتون را دارند، معمولا نگران انتقال این بیماری به فرزندشان هستند. تست ژنتیک و سایر گزینه‌های موجود، برای این افراد راهگشا است.

اگر پدر یا مادر مشکوک، قصد انجام دادن تست ژنتیک را داشته باشد، بهتر است با مشاور ژنتیک مشورت کند. مشاور ژنتیک ریسک‌های بالقوه‌ای را که نتیجهٔ مثبت آزمایش به همراه می‌آورد، با او درمیان می‌گذارد. زوج‌هایی که در چنین شرایطی قرار دارند، در ابتدا باید تصمیم بگیرند که آیا قصد بچه‌دار شدن دارند یا نه.

گزینه‌ی دیگری که برای این زوج‌ها وجود دارد، تشخیص ژنتیکی پیش از لانه‌گزینی (Preimplantation Genetic Diagnosis) و لقاح مصنوعی (In Vitro Fertilization) می‌باشد. در این فرایند، تخمک‌ها از تخم‌دان گرفته شده و با اسپرم پدر، در آزمایشگاه بارور می‌شوند. رویان‌ها آزمایش می‌شوند تا فاقد ژن هانتینگتون باشند، و فقط آن‌هایی که جواب آزمایش‌شان منفی است در رحم مادر جای‌گذاری می‌شوند.

تشخیص بیماری هانتینگتون

تشخیص زودهنگام بیماری هانتینگتون، به طور عمده براساس پاسخ به پرسش‌ها، بررسی سابقهٔ پزشکی خانوادگی، معاینهٔ جسمی عمومی و معاینه‌های روانی و عصبی صورت می‌گیرد.

معاینه‌ی عصبی

معاینه‌ی عصبی

متخصص سؤالاتی از شما خواهد پرسید و آزمایش‌های نسبتا ساده‌ای در مطب به انجام می‌رساند تا این موارد بررسی شوند:

  • عوارض حرکتی
  • قدرت ماهیچه
  • رفلکس‌ها
  • هماهنگی
  • تونوس ماهیچه‌ای
  • عوارض حسی
  • حس لامسه
  • تعادل
  • حس بینایی و حرکت چشم‌ها
  • وضعیت ذهنی
  • حس شنوایی
  • عوارض روانی
  • خُلق‌وخو
  • آزمایش عصب‌شناختی

متخصص همچنین آزمایش‌های استانداردی هم برای ارزیابی این موارد انجام می‌دهد:

  • حافظه
  • منطق
  • چابکی ذهن
  • عملکرد زبانی
  • منطق فضایی
  • ارزیابی روانی

برای بررسی چند عامل که ممکن است در تشخیص شما مؤثر باشد هم به عصب‌شناس معرفی خواهید شد، از جمله:

  • الگوهای رفتاری
  • وضعیت هیجانی
  • مهارت‌های مقابله‌ای
  • کیفیت قضاوت
  • شواهد سوءمصرف مواد
  • عوارض اختلال تفکر
  • تصویربرداری و عملکرد مغز

شاید آزمایش‌های تصویربرداری مغزی توسط پزشک برای بررسی عملکرد مغز، تجویز شود. روش‌های تصویربرداری عبارت‌اند از ام‌آرآی (MRI) و سی‌تی (CT) اسکن، که تصویرهای دقیقی از ساختار مغز ارائه می‌دهند.

این تصویرها قادر به نشان دادن تغییرات ساختاری در بعضی جاهای مغز هستند که بر اثر بیماری هانتینگتون به وجود آمده‌اند؛ البته شاید این تغییرات در اوایل دوره‌ی بیماری خود را نشان ندهند. این آزمایش‌ها را می‌توان برای حذف سایر بیماری‌های مؤثر بر عوارض ایجادشده هم استفاده کرد.

تست ژنتیک و مشاوره

تست ژنتیک و مشاوره

اگر نشانه‌های بیماری هانتینگتون به طور واضح دیده شدند، احتمال می‌رود که تست ژنتیک هم برای یافتن ژن معیوب توسط پزشک تجویز شود.

این آزمایش برای تأیید تشخیص اولیه انجام می‌شود و اگر سابقه‌ی بیماری هانتینگتون در خانواده وجود نداشته باشد، می‌تواند بسیار مؤثر باشد، اما این آزمایش اطلاعات بیشتری برای تعیین طرح مناسب درمانی ارائه نمی‌دهد.

قبل از انجام این آزمایش، فواید و عیوب اطلاع از نتایج آزمایش توسط مشاور ژنتیک برایتان توضیح داده می‌شود. مشاور ژنتیک می‌تواند پاسخگوی پرسش‌های شما درباره‌ی الگوی ارثی بیماری هانتینگتون هم باشد .

تست ژنتیک پیش‌بینی‌کننده

برای کسی که دارای سابقه‌ی خانوادگی بیماری هانتینگتون است، اما نشانه‌ای از این بیماری در خودش وجود ندارد استفاده از تست ژنتیک راهگشا است، که به آن تست پیش‌بینی‌کننده گفته می‌شود. نتیجه‌ی این آزمایش، فایده‌ی درمانی ندارد و زمان آغاز بیماری یا نشانه‌های ابتدایی محتمل را نشان نمی‌دهد.

شاید بعضی‌ها این آزمایش را به این خاطر انجام می‌دهند که ندانستن، اضطرابشان را بیشتر می‌کند. بعضی افراد هم خواهان آن هستند که بعد از این آزمایش، برای بچه‌دار شدن تصمیم بگیرند.

ایجاد مشکل در استخدام یا بیمه‌شدن در آینده و اضطراب‌های روبرو شدن با یک بیماری خطرناک، از ریسک‌هایی هستند که این آزمایش روی دوش فرد می‌گذارد.

درمان بیماری هانتینگتون

هیچ درمانی قادر به تغییر روند بیماری هانتینگتون نمی‌باشد. اما بعضی داروها می‌توانند باعث کاهش عوارض اختلال‌های حرکتی و روانی شوند. کارهایی هم هستند که می‌توانند به فرد مبتلا در سازگاری با تغییر در توانایی‌هایش برای مدتی یاری برسانند.

روند دارویی هم در طول زمان و بسته به اهداف کلی درمان عوض می‌شود. شاید بعضی داروها که برای درمان عوارض بیماری استفاده می‌شوند هم عوارض جانبی داشته باشند و باعث وخیم‌تر شدن سایر عوارض بشوند. بنابراین اهداف و طرح درمانی مدام باید در حال بررسی و به‌روزرسانی باشند.

داروهایی که برای اختلال‌های حرکتی استفاده می‌شوند

داروهایی که برای اختلال‌های حرکتی استفاده می‌شوند

داروهایی که برای درمان اختلال‌های حرکتی استفاده می‌شوند عبارت‌اند از:

تترابنازین (Tetrabenazine): برای از بین بردن حرکت‌های ناگهانی یا پرشی غیرارادی (رقصاک) ناشی از بیماری هانتینگتون توصیه شده است. عارضه‌ی جانبی جدی این دارو، ریسک ایجاد یا وخیم‌تر شدن افسردگی یا سایر بیماری‌های روانی است. خواب آلودگی، تهوع و بی‌حسی هم از سایر عوارض جانبی احتمالی هستند.

  • داروهای ضدروان‌پریش (Antipsychotics) : داروهایی مانند هالوپریدول (Haloperidol) و کلرپرومازین (Chlorpromazine) عارضه‌ی جانبی جلوگیری از حرکات را به همراه می‌آورند. بنابراین شاید برای درمان رقصاک مفید واقع شوند. اما این داروها امکان دارد انقباض‌های غیرارادی (دیستونی) و سفتی عضلات را وخیم‌تر کنند.
  • داروهای دیگری مانند ریسپریدون (Risperidone) و کوئتیاپین (Quetiapine) امکان دارد دارای عوارض جانبی کمتری باشند، اما باید با دقت مصرف شوند، چون شاید قادر به وخیم‌تر کردن عوارض بیماری باشند.
  • سایر داروها: داروهای دیگری هم ممکن است از رقصاک جلوگیری کنند، از جمله لوتیراستام (Levetiracetam) ، کلونازپام (Clonazepam) و آمانتادین  (Amantadine)

دوز بالای آمانتادین قادر است اثرات شناختیِ بیماری هانتینگتون را وخیم‌تر کند. ممکن است تورم پاها و تغییر رنگ پوست هم از عوارضش باشد. عوارض جانبی لوتیراستام معده درد، تهوع و تغییر خلق‌وخو می‌باشد. کلونازپام هم امکان دارد به بدتر شدن عوارض جانبی شناختیِ بیماری هانتینگتون منجر شذه و خواب‌آلودگی ایجاد کند. ریسک اعتیاد یا سوءمصرف دارو هم پیش‌بینی می‌شود.

داروهای اختلال‌های روانی

داروهای درمان اختلال‌های روانی، بسته به اختلال‌ها و عوارض آن‌ها، متفاوت هستند. درمان‌های احتمالی عبارت‌اند از:

داروهای ضدروان‌پریشی :(Antipsychotics) داروهایی مانند ریسپریدو(Risperidone)، کوئتیاپین (Quetiapine)  و الانزاپین (Olanzapine) هم شاید از ناراحتی، برانگیختگی و سایر عوارض اختلال در خلق‌وخو یا روان پریشی جلوگیری کنند. اما این داروها ممکن است خودشان اختلال‌های حرکتی متفاوتی را ایجاد کنند.

داروهای ضدافسردگی :(Antidepressants) داروهایی مانند اس‌سیتالوپرام (Escitalopram) ، سیتالوپرام (Citalopram)، فلوکستین (Fluoxetine) و سرترالین .(Sertraline) این داروها هم ممکن است روی درمان اختلال وسواس فکری عملی تأثیر بگذارند. عوارض جانبی هم اسهال، تهوع، خواب‌آلودگی و فشارخون پایین می‌باشد.

داروهای تثبیت‌کنندهٔ خلق :(Mood Stabilizers) این داروها، مانند کاربامازپین (Carbamazepine)، والپروات (Valproate) و لاموتریژین (Lamotrigine)، می‌توانند از بالا و پایین شدنِ خلق‌وخو، ناشی از اختلال دوقطبی جلوگیری کنند.

روان‌درمانی

روان‌درمان، یا روان‌شناس، روان‌پزشک، مددکار اجتماعی بالینی، با گفت‌وگودرمانی، در مدیریت مشکلات رفتاری، ایجاد راهکارهای مقابله‌ای، مدیریت انتظارات حین پیشرفت بیماری و آسان کردن ارتباط مؤثر بین اعضای خانواده، می‌تواند به فرد مبتلا یاری برساند.

گفتاردرمانی

در طی بیماری هانتینگتون ممکن است ماهیچه‌های دهان و گلو که برای ایجاد صدا ضروری هستند، ضعیف شوند. گفتاردرمان قادر است به بهبود توانایی واضح حرف زدن کمک کرده، یا استفاده از ابزارهای ارتباطی را به بیمار یاد دهد، مانند تخته‌ای پُر از تصویر کارها و فعالیت‌های روزمره. گفتاردرمان‌ها قادرند مشکلات ماهیچه‌های مورداستفاده برای خوردن و قورت دادن را هم برطرف نمایند.

فیزیوتراپی

فیزیوتراپی

فیزیوتراپ با آموزش تمرین‌های مناسب و ایمنی می‌تواند باعث افزایش انعطاف‌پذیری، قوت، توازن و هماهنگی بدن بیمار شود. این تمرین‌ها قادرند به حفظ تحرک تا حد لازم یاری رسانده و شاید باعث کاهش ریسک افتادن فرد مبتلا بشوند.

استفاده از تکیه‌گاه برای بهتر ایستادن و راهنمایی برای حالت مناسب قرارگیری بدن هم می‌توانند باعث کاهش شدت بعضی مشکلات حرکتی بشوند.

وقتی بیمار مجبور به استفاده از واکر یا صندلی چرخ‌دار شد، فیزیوتراپ می‌تواند استفاده‌ی درست از این ابزار و حالت قرارگیری را آموزش دهد. تمرین‌های قبلی هم برای سازگاری با سطح تحرک جدید عوض می‌شوند.

کاردرمانی

کاردرمان می‌تواند با ابزارهای کمکی که باعث بهبود توانایی‌های عملکردی می‌شوند، به فرد مبتلا، اعضای خانواده و پرستارهای او یاری برساند. این راهکار‌ها عبارت‌اند از:

  • ابزارهای کمکی برای فعالیت‌هایی مثل لباس پوشیدن و حمام کردن.
  • نرده‌ی راه‌پله در خانه
  • ظروف خوردن و آشامیدن مناسب برای افرادی دارای مهارت‌های حرکتی ظریف محدود

سبک‌زندگی و مراقبت‌های خانگی

مدیریت بیماری هانتینگتون بستگی به فرد مبتلا، اعضای خانواده و سایر پرستارهای خانه دارد. همراه با پیشرفت بیماری، فرد مبتلا به پرستارهایش بیشتر وابسته می‌شود. بعضی از مسائلی که رسیدگی به آنها الزامی است و همین‌طور راهکارهای مناسب برای روبرو شدن با آن‌ها، باید با پیشرفت بیماری تغییر کنند.

تغذیه

تغذیه

افراد مبتلا به بیماری هانتینگتون اغلب دارای مشکل حفظ وزن مناسب بدن هستند. مشکل در خوردن، نیاز به کالری بیشتر، به‌خاطر تقلای جسمی یا مسائل ناشناخته‌ی سوخت‌وسازی، امکان دارد از دلایل این مشکل باشند. برای تغذیه‌ی مناسب، شاید بیمار به بیش از سه وعده‌ غذایی در روز یا استفاده از مکمل‌های غذایی احتیاج داشته باشد.

مشکل با جویدن، قورت دادن و مهارت‌های حرکتی ظریف، می‌توانند باعث کاهش مقدار غذای مصرفی شده و خطر خفگی را بیشتر کنند. می‌توان با حذف حواس پرتی ها هنگام خوردن غذا و انتخاب غذاهایی که خوردنشان راحت‌تر است، مشکلات را کم کرد. ظرف‌هایی که برای افرادی با مهارت‌های حرکت ظریف محدود طراحی شده‌اند و لیوان‌هایی که نی دارند، کاربردی هستند.

مدیریت اختلال‌های شناختی و روانی

خانواده و پرستارها می‌توانند محیطی خالی از عوامل استرس‌زا برای فرد مبتلا ایجاد کنند و مدیریت چالش‌های شناختی و رفتاری را هم به عهده بگیرند. این راهکار‌ها عبارت‌اند از:

  • شروع کارها با کمک یا یادآوری
  • حفظ روال منظم با کمک گرفتن از تقویم و ابزارهای زمان‌بندی
  • تقسیم وظایف به بخش‌های قابل ‌مدیریت
  • اولویت‌بندی و سازمان‌دهی فعالیت‌ها
  • شناسایی و حذف عوامل استرس‌زایی که به ناراحتی، برانگیختگی، افسردگی یا مشکلات دیگر منجر می‌شوند.
  • ایجاد محیطی تا حد ممکن آرام، منظم و به دور از تکلف.
  • ایجاد فرصت‌هایی برای فرد مبتلا به منظور برقراری ارتباط و تعامل داشتن و دوستی‌ها تا حد امکان.
  • مشورت با مسئولین مدرسه، به منظور ایجاد برنامه‌ی آموزشی اختصاصی مناسب برای کودکان یا نوجوانانی که در حال تحصیل هستند.

درمان میگرن با بوتاکس

درمان میگرن با بوتاکس

با درمان بوتاکس، از انقباض‌های عضلانی محرک میگرن نیز می‌توان جلوگیری کرد. بوتاکس، سم بوتولینوم رقیق شده است که از آزاد شدن مواد شیمیایی در سلول‌های عضلانی جلوگیری کرده و مانع انتقال پیام انقباض به فیبرهای عضلانی می‌شود، در نتیجه میگرن را درمان می‌کند. درمان میگرن با بوتاکس، وقتی شروع شد که بیماران برای درمان عارضه‌های دیگر به آن رو می‌آوردند و هم‌زمان بهبود علائم میگرن در آنها مشاهده می‌شد. در نتیجه پژوهش‌های گوناگون در زمینه درمان میگرن با بوتاکس صورت گرفت. بعد از سال‌ها گردآوری داده‌های بالینی و پژوهش، استفاده از بوتاکس در سال 2010 توسط سازمان غذا و دارو FDA برای درمان  میگرن مزمن مورد تأیید قرار گرفت.

برای درمان میگرن، تزریق بوتاکس باید توسط متخصص مغز و اعصاب هر سه ماه یکبار در محل هر یک از محرک‌های عصبی انجام شود تا باعث شل شدن عضله‌های پیرامونی شده، عصب فشرده نشود و حمله میگرن صورت نگیرد. از آنجایی که بوتاکس دارویی قوی است، صرفاً در صورتی پیشنهاد می‌شود که درمان‌های پیشگیرانه دیگر موفقیت‌آمیز نباشند. این درمان فقط برای آن دسته از بیماران تجویز می‌شود که یا در ماه حداقل 14 بار به سردرد دچار می‌شوند یا درمان‌های دیگر برایشان راهگشا نبوده.

بوتاکس و میگرن

در سال‌های میانی دهه 1990، پزشکان متوجه شدند که درد میگرن مزمن در بیمارانی که برای درمان عارضه‌های دیگر بوتاکس دریافت کرده بودند بهبود یافته. در نتیجه پژوهشی دو مرحله‌ای آغاز شد که طی آن درمان بیمارانی که به طور متوسط 20 روز در ماه دچار سردرد میگرنی بودند تحت نظر قرار گرفتند. هر 12 هفته یک بار و به مدت 56 هفته، تزریق بوتاکس بر روی این گروه از بیماران ادامه پیدا کرد. در پایان سردرد 70 درصد از بیماران به نصف کاهش پیدا کرده بود. در اکتبر سال 2010، استفاده از بوتاکس برای درمان میگرن مزمن و درد پشت سر توسط FDA تایید شد. در طی این سال‌ها بیش از صدهزار بیمار با این درمان از شر میگرن رهایی یافته‌اند.

تاثیرگذاری بوتاکس در درمان میگرن

تاثیرگذاری بوتاکس در درمان میگرن

بوتاکس یا سم بوتولینوم نوع A، از آزاد شدن انتقال دهنده‌ای عصبی به نام استیل کولین جلوگیری کرده و در نتیجه موجب اختلال در عملکرد معمول نقطه اتصال عصبی ـ عضلانی می‌شود. از نظر پژوهشگران، بوتاکس با انسداد ترشح استیل کولین مانع عملکرد گذرگاه‌های درد می‌شود. پژوهش‌های بیشتری نیز در زمینه‌ی یافتن ساز و کار دقیق سودمند بودن بوتاکس برای تسکین درد میگرن مزمن در حال انجام می‌باشد.

عمل

چنانچه روش‌های درمانی مختلف موجب تسکین میگرن نشود، درمان با بوتاکس توسط پزشک پیشنهاد می‌شود. پزشک در ابتدا سابقه پزشکی و علائم بیمار، از جمله داروهای مصرفی فعلی و درمان‌های پیشین با بوتاکس را بررسی کرده و سپس در صورت لزوم دستور اولتراسوند برای تعیین بهترین نقطه تزریق را می‌دهد.

برای کسب نتیجه بهتر در درمان سردرد بعد از تزریق بوتاکس، بر اساس معیارهایی بیمارانی که این درمان برایشان مفید است توسط متخصص مغز و اعصاب به طور صحیح انتخاب می‌شوند.

نکته دیگر تزریق بوتاکس در محلهای مناسب و طبق پروتکل FDA در 31 نقطه از عضلات سر و گردن شامل 7 نقطه در عضله فرونتال (پیشانی)، 4 نقطه در عضلات تمپورال (گیجگاهی) هر طرف، 3 نقطه در عضلات اکسی پیتال (پس سری) هر طرف، دو نقطه در عضلات پاراوتبرای گردن هر طرف و 3 نقطه در عضله تراپزیوس (بالای شانه) هر طرف تزریق می‌شود و بنابراین با تزریق زیبایی تفاوت داشته و حتما باید توسط نورولوژیست (متخصص مغز و اعصاب) مجرب به انجام برسد.

بدین ترتیب مقدار مشخصی از آمپول بوتولونیوم توکسین رقیق شده توسط نورولوژیست در عضلات ذکر شده تزریق می‌شود‌. این کار در مطب و به صورت سرپایی و معمولا در عرض 10 تا 15 دقیقه انجام میشود و نیاز به آمادگی خاصی نیست و بعد از تزریق بوتاکس بیمار میتواند فعالیتهای روزمره‌ی خود را ادامه دهد.

با توجه به علائم، بوتاکس در نقاط زیر تزریق می‌شود:

محل تزریق بوتاکس

گیجگاه هر دو سمت

پیشانی

بالای شانه‌ها

پشت و دو طرف گردن

پشت سر

درمان با بوتاکس به طور میانگین 32 تزریق را شامل می‌شود، البته برخی بیماران ترجیح می‌دهند تزریق‌های بیشتر یا کمتری داشته باشند. تزریق‌ها هر 12 هفته یک بار انجام می‌شود و هر جلسه فقط چند دقیقه به طول می‌انجامد.

به محض تزریق بوتاکس، تأثیر آن بر درمان سردرد شروع می‌شود و پس از نخستین تزریق، ظرف یک هفته نتیجه‌ی کامل آن قابل تشخیص است. در اکثر بیماران، پنج مدت تزریق، طی مدت 15 ماه دریافت می‌شود. تزریق با سوزنی بسیار ظریف انجام می‌شود و اکثر بیماران درد آن را مانند درد ناشی از خراشی جزیی یا نیش پشه توصیف کرده‌اند.

اثر بوتاکس حتی سال‌ها پس از تزریق، کاملاً برگشت‌پذیر می‌باشد.

نتایج

هرچند تزریق‌بوتاکس برای درمان تمام سردردها راهگشا نیست، میگرن حدود 90 درصد از بیماران بعد از تزریق از قبل خفیف‌تر شده است. در آزمایش‌های بالینی انجام شده، مشاهده شد که بیماران ماهانه 7 تا 9 بار کمتر از قبل دچار سردرد شده‌اند.

پیدا کردن محرک‌ها

پیدا کردن محرک‌ها

شاخص تزریق بوتاکس برای درمان میگرن از این جهت مفید است که میزان موثر بودن جراحی در تسکین میگرن را هم تعیین می‌کند. بوتاکس از تحریک عصب‌های مولد درد که بر اثر انقباض عضلانی صورت می‌گیرد، ممانعت می‌کند . اگر با تزریق درد آرام شود، جراحی هم برای آزاد کردن دائمی آن عصب‌ها راهگشا خواهد بود. به علاه با تزریق می‌توان عصب محرک میگرن را مشخص کرد. به این ترتیب عمل جراحی دقیق‌تر و مفیدتر پیش می‌رود.

اگر تابه حال مداخله‌ی جراحی را برای درمان میگرن مؤثر نمی‌دانسته اید، چنانچه واکنش مناسبی به بوتاکس نشان می‌دهید، جراحی روش مؤثری خواهد بود. جراحان از این روش به عنوان آزمایش پیش از تصمیم‌گیری درباره‌ی جراحی استفاده می کنند.

عوارض جانبی

عوارض جانبی مانند تغییر رنگ و برآمده شدن پوست و کبودی دارد، البته در کمتر از یک درصد از بیماران چنین واکنش‌های منفی‌ای مشاهده می‌شود. اثرهای جانبی جدی‌تر به ندرت پیش می‌آید.

بیماری als ، نشانه‌ها و نحوه‌ی تشخیص

بیماری als ، نشانه‌ها و نحوه‌ی تشخیص:

حتما چالش سطل آب یخ که در جهت معرفی بیماری als بود را به یاد دارید. اما با این همه فکر می‌کنید چند درصد از مردم این بیماری سخت را که نام دیگر آن اسکلروز جانبی آمیوتروفیک است می‌شناسند؟ در ادامه‌ی این مقاله قصد داریم بیماری als را معرفی و نشانه‌ها و نحوه‌ی تشخیص آن را بیان کنیم.

 

این بیماری تغییراتی در نحوه‌ی عملکرد بدن به وجود آورده و همچنین موجب ضعف عضلانی می‌شود. در مراحل بعدی اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS) اعصاب کنترل‌کننده‌ی تنفس را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد که بسیار طاقت‌فرسا است.

بیماری als در بین بیماری‌های نورون‌های حرکتی (MND) بسیار متداول است. به‌خاطر لو گِریگ (Lou Gehrig)  بازیکن معروف بیس‌بال که به بیماری als دچار شد، بیماری لو گریگ نیز نامیده می‌شود. هدف چالش سطل آب یخ معروف که در سال ۲۰۱۴ اجرا شد، بالابردن آگاهی و به دست آوردن بودجه برای تحقیقات بیشتر روی این بیماری بود.

طبق برآوردی که در سال ۲۰۱۶ توسط مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری (CDC) انجام شد، بین ۱۴۵۰۰ تا ۱۵۰۰۰ نفر در ایالات متحده به بیماری als دچار بوده‌اند و سالانه حدود ۵۰۰۰ نفر هم به این آمار افزوده می‌شود. آمار دقیقی از تعداد مبتلایان به بیماری als در ایران وجود ندارد، اما اینطور تصور می‌شود که از هر ۱۰۰۰۰۰ نفر، ۲ تا ۵ نفر در سراسر جهان، مبتلا به این بیماری هستند.

مبتلایان به بیماری  als اکثراً پس از مشاهده‌ی نخستین نشانه‌ها، بین ۳ تا ۵ سال برای زندگی فرصت دارند، اما عمر حدود ۱۰ درصد از بیماران به ۱۰ سال یا بیشتر هم می‌رسد.

متأسفانه برای بیماری   alsدرمان قطعی موجود نیست. اما با برخی مراقبت‌های پزشکی می‌توان نشانه‌های آن را بهبود بخشیده و کیفیت زندگی را بالاتر برد.

حقیقت‌هایی درمورد بیماری als:

حقیقت‌هایی درمورد بیماری als

ای‌ال‌اس سلول‌های عصبی در نیمکره چپ و راست مغز و نخاع را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ که به ازدست دادن عملکرد حرکتی، ضعف عضلانی، مشکلات تنفسی، فلج و نهایتاً مرگ منجر می‌شود.

مبتلایان به بیماری als اکثراً بعد از دیده شدن اولین نشانه‌ها، بین ۳ تا ۵ سال فرصت زندگی دارند؛

هنوز علت اصلی این بیماری معلوم نیست، اما عوامل ژنتیکی و شرایط محیطی از عوامل مؤثر این بیماری هستند؛

درحال‌حاضر درمان قطعی برای بیماری als موجود نیست. درمان‌های فعلی، صرفا در جهت بهبود نشانه‌ها، فراهم کردن حمایت‌های عاطفی و اجتماعی و کاهش دادن روند پیشرفت بیماری می‌باشد.

تعریف بیماری als

ای‌ال‌اس نوعی ام‌ان‌دی (MND) می‌باشد. این بیماری به نورون‌های حرکتی یعنی آن دسته از سلول‌های عصبی‌ای که در حرکت ارادی عضلاتِ دست و صورت و پا استفاده می‌شوند حمله می‌کند.

نورون‌های حرکتی در مغز و نخاع وجود دارند. با پیشرفت بیماری  als، این سلول‌ها هم استهلاک پیدا کرده و می‌میرند و دیگر پیامی به عضلات فرستاده نمی‌شود. مغز دیگر توانایی کنترل حرکات ارادی را ندارد و ضعف و تحلیل عضلات صورت می‌گیرد.

با پیشرفت بیماری als ، همه‌ی عضلات ارادی رفته‌رفته تحت تأثیر قرار می‌گیرند. فرد مبتلا دیگر قادر به کنترل صورت، پا و دست خود نمی‌باشد. عدم توانایی در تنفس  هم می‌تواند به نارسایی تنفسی منجر شود.

نیمی از بیماران مبتلا به als بعد از تشخیص اولیه، ۳ سال یا کمی بیشتر قادر به ادامه‌ی زندگی هستند، اما ممکن است در بعضی افراد این مدت طولانی‌تر باشد. حدود ۲۰ درصد از افراد مبتلا بعد از تشخیص اولیه، ۵ سال یا کمی بیشتر، ۱۰ درصد ۱۰ سال یا کمی بیشتر و ۵ درصد هم حدود ۲۰ سال قادر به ادامه‌ی زندگی هستند.

فیزیک‌دان معروف، استیون هاوکینگ، وقتی به بیماری  als مبتلا شد، ۲۱ ساله بود. او در سال ۲۰۱۸ در حالی که ۷۶ سال سن داشت، از دنیا رفت.

انواع ای‌ال‌اس و دلایل آن

انواع ای‌ال‌اس و دلایل آن

دلیل مشخصی برای به ‌وجود آمدن بیماری als شناخته نشده، اما تقسیم‌بندی انواع این بیماری براساس پیوند ژنتیکی و نشانه‌های موجود می‌باشد.

ای‌ال‌اس به دو نوع وراثتی یا تک‌گیر تقسیم‌بندی می‌شود.

ای ال اس تک‌گیر (Sporadic ALS): تصادفی اتفاق می‌افتد و در واقع ۹۰ تا ۹۵ درصد از کل موارد ابتلا به این بیماری از این نوع است. تشخیص دقیقی از عامل یا علت خطر در این نوع از بیماری als موجود نمی‌باشد.

ای‌ال‌اس خانوادگی (Familial ALS): تقریبا ۵ تا ۱۰ درصد از موارد بیماری als وراثتی بوده و از خانواده منتقل می‌شوند. ۵۰ درصد شانس ابتلا برای فرزند فرد مبتلا به این بیماری وجود دارد. این بیماری به ندرت در سنین نوجوانی گریبان افراد را می‌گیرد. در حال حاضر محققان درباره‌ی ژن‌های مرتبط به این بیماری به تحقیق مشغول هستند.

دیگر علت‌های احتمالی بیماری als عبارت‌اند از:

  • نبود تعادل شیمیایی (Chemical imbalance): سطح گلوتامات افراد مبتلا به بیماری als اغلب بالاتر از حد نرمال است. گلوتامات که نزدیک نورون‌های حرکتی قرار دارد، در واقع پیام‌رسانی شیمیایی در مغز می‌باشد. گلوتامات به مقدار فراوان برای سلول‌های عصبی، سمی محسوب می‌شود.
  • کاربرد نادرست پروتئین‌ها (Mishandling of proteins): عدم استفاده‌ی درست از پروتئین‌ها توسط سلول‌های عصبی، باعث انباشته شدن پروتئین‌های غیرعادی شده و در نهایت سلول‌های عصبی می‌میرند.
  • واکنش ایمنی ناسازگار (Disorganized immune response): امکان دارد سیستم ایمنی به برخی از سلول‌های بدن حمله کرده و طی آن سلول‌های عصبی را از بین بروند.

عوامل محیطی بالقوه:

عوامل محیطی بالقوه

عوامل محیطی هم می‌توانند نقش مهمی در این بیماری داشته باشند..

طبق مطالعه‌ای گزارش شده که احتمال ابتلا به بیماری als، طی دوران جنگ سال ۱۹۹۱ در نیروهای نظامی حاضر در منطقه‌ی خلیج فارس، بیشتر از نیروهای نظامی دیگر مناطق بوده است.

موارد یافت شده‌ی مرتبط با بیماری  als:

  • حضور در نیروهای نظامی؛
  • آسیب‌های الکتریکی یا مکانیکی؛
  • انواع فلزات سنگین؛
  • مواد شیمیایی کشاورزی؛
  • ورزش قهرمانی؛

هرچند شواهد مشخصی مبنی بر این که تغییرات خاص در سبک زندگی می‌تواند خطر مبتلا شدن به این بیماری را کاهش بدهد، یافت نشده.

نشانه‌های بیماری  als:

نشانه‌های رایج بیماری als

معمولاً نشانه‌های بیماری als در اواخر دهه‌ی ششم و اوایل دهه‌ی هفتم زندگی مشاهده می‌شوند.

پیشرفت این بیماری بین افراد مختلف، متفاوت است. در مراحل اولیه، نشانه‌های بیماری als ممکن است اصلا به چشم نیایند، اما ضعف ناشی از این بیماری با گذشت زمان خودش را بیشتر نشان می‌دهد.

نشانه‌های رایج بیماری als عبارت‌اند از:

سست شدن بدن؛

وجود مشکل در انجام کارهای روزمره‌ای مانند راه‌رفتن؛

انقباض و گرفتگی عضلات شانه‌، دست‌ها و زبان؛

احساس ضعف در کف و مچ پاها و دست‌ها؛

خنده یا گریه‌ی کنترل نشده و به شکل انفجار‌‌، که بی‌اختیاری عاطفی نامیده می‌شود؛

دشواری در بالا نگه‌داشتن سر و نگه‌ داشتن بدن در وضعیت مناسب؛

صحبت کردن نامشخص و مشکل در تنظیم مناسب صدا؛

خستگی؛

تغییرات شناختی؛

مشکل با بزاق و مخاط؛

درد؛

در مراحل بعدی، مشکل در تنفس و بلع.

در همه‌‌ی موارد ابتلا به بیماری als، وقوع ضعف پیشرفته‌ی عضلانی حتمی است، اما شاید اولین نشانه‌ی آن هم نباشد.

بعضی مبتلایان دچار مشکل در قدرت حافظه و تصمیم گیری می‌شوند که نهایتاً منجر به ‌نوعی دمانس معروف به زوال عقلی پیشانی گیجگاهی (frontotemporal dementia) خواهد شد.

بی‌اختیاری عاطفی و اضطراب هم ممکن است نوساناتی در حس و حال و واکنش‌های هیجانی بیمار به وجود بیاورد.

پیشگیری و درمان

پیشگیری و درمان

درمان قطعی برای بیماری als وجود ندارد. هدف از انجام درمان‌های فعلی جلوگیری از مشکلات غیرضروری، کم‌کردن نشانه‌ها و کاهش سرعت پیشرفت بیماری می‌باشد.

ای‌ال‌اس می‌تواند طیفی از تغییرات ذهنی، جسمی و اجتماعی را به وجود بیاورد. بنابراین اغلب گروهی از متخصصان مغز و اعصاب در جهت کنترل نشانه‌های بیماری آنها را یاری کرده و کیفیت زندگی‌شان را بهبود می‌بخشند.

در سال ۱۹۹۵، ریلوزول (Riluzole)، توسط اداره‌ی موادغذایی و دارویی ایالات متحده‌ی آمریکا (FDA) به ‌عنوان درمانی برای بیماری als تایید شد. به‌نظر می‌رسد ریلوزول احتمالا با کاهش دادن سطح گلوتامات بدن باعث کند شدن روند پیشرفت این بیماری می‌شود. گلوتامات اکسیتوتوکسینی است که با آسیب نورون‌ها در ارتباط است.

رادیکاوا (Radicava) هم در می سال ۲۰۱۷، برای درمان بیماری als مورد تأیید قرار گرفت. رادیکاوا قادر است کاهش عملکرد جسمی در فرد مبتلا را تا یک‌سوم کاهش ‌دهد.

چندین پروژه‌ی تحقیقاتی بررسی راه‌های موجود برای درمان جنبه‌های مختلف بیماری als، با استفاده از داروهای جدید را برعهده دارند. داروهایی هم برای درمان نشانه‌های مختلف این بیماری توسط پزشکان تجویز می‌شود.

کنترل بیماری

کنترل بیماری

فیزیوتراپی

کمک می‌کند که مبتلایان بیماری als بتوانند درد را کنترل کنند و واکنش بهتری نسبت به مشکلات حرکتی داشته باشند.

فیزیوتراپیست در این زمینه‌ها می‌تواند کمک کرده و اطلاعاتی ارائه دهد:

کمک‌های حرکتی، مانند واکر و صندلی چرخ‌دار؛

تمرین‌های کم‌فشار برای افزایش تناسب عروقی و قلبی و روی‌هم‌رفته سلامتی؛

کاردرمانی؛

می‌تواند به بیمار کمک کند تا مدت طولانی‌تری مستقل عمل کند؛

ابزارهایی درجهت سهولت فعالیت‌های روزمره، مانند رمپ (سطح شیب‌دار برای حرکت آسان‌تر ویلچر).

کمک به بیماران در انتخاب فناوری‌های کمک‌کننده و تجهیزات تطبیقی در جهت سهولت انجام کارهای روزمره؛

تجویز تمرین‌هایی در جهت جبرانِ ضعف دست و بازو.

تنفس‌درمانی

ابزارهای تنفسی در جهت بهبود تنفس بیمار در طول شب می‌توانند کمک‌کننده باشند. بعضی بیماران ممکن است به تهویه‌ی مکانیکی نیاز داشته باشند. یک سر لوله به دستگاه تنفسی وصل است و سر دیگر ازطریق سوراخی که با جراحی در گردن ایجاد شده یا همان تراکستومی، وارد نای می‌شود.

گفتار درمانی

زمانی که به طور آهسته حرف‌زدن مشکل می‌شود می‌تواند مفید باشد. گفتاردرمان‌ها با آموزش روش‌های تطبیقی می‌توانند به بیماران یاری برسانند. روش‌های دیگر برقراری ارتباط عبارت‌اند از نوشتن و تجهیزات ارتباطی مبتنی بر کامپیوتر.

حمایت تغذیه‌ای

حمایت تغذیه‌ای هم اهمیت دارد، چون مشکل در بلعیدن باعث سخت‌تر شدن تغذیه‌ی مناسب می‌شود. متخصصان تغذیه می‌توانند کمک کرده و وعده‌های مغذی که بلع‌شان آسان‌تر باشد را آماده‌سازی کنند. دستگاه‌های مکش و لوله‌های تغذیه هم گاهی مفید واقع می‌شوند.

نحوه‌ی تشخیص بیماری  als

نحوه‌ی تشخیص بیماری  als

با هیچ تک‌آزمایشی بیماری als تشخیص داده نمی‌شود؛ بنابراین تشخیص مبتنی بر نشانه‌ها و نتایج آزمایش‌ها برای حذف کردن بیماری‌هایی با نشانه‌های مشابه است.

آزمایش‌هایی که می‌توانند به تشخیص بیماری als کمک کنند اینها هستند:

  • بررسی رسانایی عصبی (nerve conduction study) که ارسال سیگنال توسط عصب‌ها را مورد آزمایش قرار می‌دهد.
  • الکترومیوگرافی (electromyography) که طی آن انرژی الکتریکی عضلات شناسایی می‌شود؛

این آزمایش‌ها می‌توانند کمکی در جهت حذف نوروپاتی محیطی یا آسیب عصبی محیطی، و میوپاتی یا بیماری عضلانی برسانند.

ممکن است بیماری‌های دیگری همچون تومور نخاعی یا فتق دیسک گردن هم باعث این نشانه‌ها بشوند، که با اسکن ام‌آر‌آی (MRI)  قابل شناسایی هستند.

آزمایش‌های دیگر در جهت کمک به حذف مشکلات دیگر ، عبارت‌اند از آزمایش ادرار و خون و بیوپسی عضلانی.

بیماری‌هایی که ممکن است نشانه‌هایی مشابه بیماری als داشته باشند، عبارت‌اند از بیماری لایم، ایدز، ویروس فلج اطفال، ام‌اس  (MS)و ویروس نیل غربی.

اگر نشانه‌ها هم در نورون‌های حرکتی بالایی وجود داشته باشند و هم در پایینی، به احتمال زیاد فرد به بیماری  als  است.

نشانه‌های نورون حرکتی بالایی عبارت‌اند از سفتی و مقاومت عضلات در برابر واکنش و حرکت‌های غیرارادی. نشانه‌های نورون حرکتی پایینی عبارت‌اند از آتروفی عضلانی، ضعف و انقباض.

کنارآمدن با بیماری  als

کنارآمدن با بیماری  als

نکته‌های زیر می‌توانند در جهت تطبیق فرد مبتلا به بیماری als و اطرافیان‌شان با وضعیت موجود یاری‌رسان باشند.

برنامه‌ریزی داشته باشید

مسلما برای شما هم سخت است، کسی که دوستش دارید، دیگر نمی‌تواند مثل گذشته همراهیتان کند، اما پیش‌بینی‌های لازم برای وقتی به منزل شما می‌آید را فراموش نکنید.

دست به کار شوید

همیشه کیفی که به راحتی بشود در دست گرفت را با وسایلی مانند دستمال کاغذی، دستمال مرطوب و قاشق و چنگالی پر کرده و با خود به همراه داشته باشید. محیط منزل را با نیازهای خود هماهنگ کنید؛ برای مثال، وسیله‌ای برای بالابردن نشیمنگاه توالت فرنگی در نظر بگیرید.

معاشرت کنید

ارتباط اجتماعی مهم است. با دوستان خود معاشرت کنید و تا جایی که می‌توانید به ادامه‌ی فعالیت‌های قبلی خود بپردازید. شاید گروه‌های محلی یا آنلاینی وجود داشته باشند که پاسخگوی پرسش‌هایتان باشند و آموزه‌هایی از تجربیات مشترک‌شان را برای شما بیان کنند.

شخصی را برای مراقبت در نظر بگیرید

با دوست، عضوی از خانواده یا شخص دیگری هماهنگ کنید تا آخر هفته را با شما بگذراند یا شما را بیرون ببرد. البته افرادی که از مبتلایان به ای‌ال‌اس نگهداری می‌کنند، پیش از هر چیز باید سلامتی خود را فراموش نکرده و از خودشان هم مراقب کنند.

در مورد کمک‌های مالی تحقیق کنید

با پیشرفت ای‌ال‌اس، درمان آن مدام گران‌تر می‌شود. درمورد مؤسسه‌ها و سازمان‌هایی که قادر به کمک‌های مالی هستند یا شرایط استفاده از حمایت‌‌های بنیاد امور بیماری‌های خاص تحقیق به عمل آورید.

آنچه مبتلایان به بیماری als می‌توانند انجام بدهند، تا حد زیادی به شرایط اقتصادی‌شان بستگی دارد، اما گروه‌های حمایتی هم می‌توانند آنها را یاری کنند تا با استفاده از کمک‌های ابزاری و عملی، با چالش‌های مالی و عاطفی بیماری als روبرو شوند.

همه چیز درمورد بیماری آتاکسی

همه چیز درمورد بیماری آتاکسی:

بخشی از مغز به نام مخچه مسئولیت هماهنگی حرکات بدن را برعهده دارد. به این صورت که مغز دستور حرکت را به بخشی از بدن صادر می‌کند، سپس انتقال سیگنال‌های الکتریکی از طریق نخاع به اعصاب محیطی صورت می‌گیرد و نهایتاً عضله‌ای تحریک و منقبض شده و باعث حرکت آن عضو می‌شود.

اعصاب حسی در هر بخش از بدن، مسئولیت جمع‌آوری اطلاعات مربوط به پروپریوسپشن (proprioception، احساس وضعیت و حرکت بدن و اندام‌ها، بدون اینکه از حس بینایی استفاده کند) را از محیط برعهده دارد، یعنی وضعیت زمانی و مکانی بدن را نشان می‌دهد. بازگشت این سیگنال‌ها ازمسیری متفاوت اما از راه همان اعصاب محیطی در نخاع صورت می‌گیرد. مخچه مسئولیت دریافت این اطلاعات، اطلاعات تعادلی به‌دست‌آمده از سیستم وستیبولار گوش داخلی و اطلاعات بینایی که از چشم‌ها به دست آمده  را برعهده دارد. تا باعث نرم و روان‌تر شدن حرکت هدفمند فرد شود. آتاکسی در واقع از عدم کار کردن یک یا چند مورد از اجزای ذکرشده در این مسیر ناشی می‌شود.

ناهنجاری و آسیب به مخچه باعث ایجاد آتاکسی مخچه‌ای (Cerebellar ataxia) می‌شود. وقتی ستون‌های پشتی نخاع درست عمل نکنند آتاکسی حسی (Sensory ataxia) رخ می‌دهد. مسئولیت انتقال اطلاعات پروپریوسپشن از بدن به مغز برعهده‌ی ستون‌های پشتی نخاع است. آسیب دیدن بخش‌هایی از مغز که وظیفه‌ی تفسیر اطلاعات را دارند نیز ممکن است به آتاکسی حسی منجر شود. آتاکسی وستیبولار  (Vestibular ataxia) باعث درست کار نکردن مجراهای وستیبولار شده و این قضیه به از دست دادن تعادل منجر می‌شود.

چه دلایلی باعث ایجاد آتاکسی می‌شود؟

چه دلایلی باعث ایجاد آتاکسی می‌شود؟

۱ـ جنسیت

آتاکسی ژنتیکی گاهی به جنسیت وابسته است، یعنی نقص ژنتیکی روی کروموزم‌های جنسی X یا Y قرار دارد و می تواند اتوزومال باشد، یعنی در یکی از ۲۳ جفت کروموزوم دیگر ناهنجاری وجود دارد.

آتاکسی تلانژکتازی(ataxia telangiectasia)  اتوزومال مغلوب(autosomal recessive)  و آتاکسی اپیزودیک(episodic)  و آتاکسی اسپینوسروبولار (spinocerebellar)  نمونه‌هایی از آتاکسی اتوزومال غالب (autosomal dominant ataxia)  هستند.

۲ـ آسیب ساختاری به مغز

هر گونه جراحت و آسیبی که باعث کاهش روند خون‌رسانی به بافت مغزی شامل مخچه شده یا به آن حمله کند، می‌تواند به آسیب ساختاری مغز منجر شود. از جمله این آسیب‌ها می‌توان، خون‌ریزی مغزی و تروما، تومور یا سکته‌ مغزی، و اسکلروز چندگانه یا ام اس(multiple sclerosis)  را نام برد.

۳ـ  ژنتیک

گاهی آتاکسی براثر نقص ژنتیکی ایجاد شده و ارثی است. دلیل آن برخی مواقع می‌تواند آسیب ساختاری به نخاع یا مخچه باشد.

۴ـ بیماری سلیاک

بیماری سلیاک که معمولاً نوعی اختلاف گوارشی محسوب می‌شود، بیماری‌ای است با واسطه‌ی سیستم ایمنی (immune-mediated illness) . در این بیماری، بدن توانایی هضم گلوتن را ندارد، ولی قادر است بر اندام‌های فراوان دیگری در بدن تأثیر داشته باشد. آتاکسی مربوط به گلوتن گاهی یکی از دلایل آتاکسی ایدیوپاتیک پراکنده (sporadic idiopathic ataxia) است.

۵ـ بیماری ویلسون

بیماری ویلسون که بر توانایی بدن در متابولیسم مس اثر می‌گذارد، بیماری اتوزوم مغلوب می‌باشد که می‌تواند به آتاکسی منجر شود. این بیماری نمونه‌ای است که نشان می‌دهد تا چه حد دسته‌بندی آتاکسی دشوار است. زیرا آتاکسی هم دارای دلایل ساختاری است وهم ژنتیکی.
نکته: گاهی تشخیص دلیل بیماری آتاکسی ممکن نیست. این نوع آتاکسی را در دسته‌ی آتاکسی ایدیوپاتیک (idiopathic ataxia)  قرار می‌دهند.

۶ـ مواد شیمیایی و مسمومیت‌ها
از جمله عواملی که توانایی اثرگذاری روی عملکرد بدن و مغز را دارند می‌توان اختلال هورمونی، موادشیمیایی، مسمومیت‌ها، سوء‌ تغذیه و الکترولیت را نام برد. در این اثرات امکان برگشت‌ناپذیری وجود دارد. الکل هم مسمومیت شایعی است که می‌تواند منجر به آتاکسی شود. سایر علت‌ها شامل داروهایی که برای درمان اختلالات تشنج (seizure disorders) استفاده می‌شوند و بسیاری از داروهای تجویزی دارای لیتیوم، داروهای نئشه‌کننده  (Recreational drugs) ، داروهایی که حالت خوشی کاذب ایجاد می‌کنند و باعث احساس نکردن خستگی و تنش‌های روحی می‌شوند مانند ماری‌جوانا (PCP) ، کتامین (ketamine) و … می‌توانند باعث ایجاد آتاکسی شوند. مسمومیت غذایی با جیوه هم گاهی به آتاکسی منجر می‌شود. همچنین کم‌کاری تیروئید و کمبود ویتامین B12  نیز می‌توانند باعث بروز آتاکسی شوند.

نشانه‌های آتاکسی

نشانه‌های آتاکسی

بسته به اینکه کدام بخش مغز یا بدن تحت‌تأثیر قرار گرفته، نشانه‌های آتاکسی با هم تفاوت دارند. معمولا ویژگی مشترک تمام نشانه‌های آتاکسی، عدم وجود هماهنگی است.

نشانه‌های آتاکسی عبارت‌اند از:

  • داشتن مشکل هنگام راه رفتن یا قدم‌های لرزان که اغلب فرد با پاهای باز (wide-based)راه می‌رود و به اصطلاح تلوتلو می‌خورد. ممکن است این مشکل منجر به سکندری خوردن و افتادن روی زمین شود. بیمار، آهسته و بریده‌بریده حرف می‌زند و ریتم کلماتی که ادا می‌کند، طبیعی نیست.
  • بیمار معمولا هنگام بلعیدن دچار مشکل می‌شود و گاهی غذا یا مایعات (به‌ویژه مایعات) در گلوی بیمار گیر کرده و احساس خفگی می‌کند.
  • استفاده از دست‌ها و انگشتان برای فعالیت‌هایی مثل برداشتن قاشق و چنگال در زمان غذا خوردن، تایپ کردن، نوشتن، بستن دگمه‌های پیراهن، نواختن آلات موسیقی و دوخت و دوز و نواختن آلات موسیقی بسیار مشکل می‌شود.
  • حرکات غیرارادی و سریع چشم اصطلاحاً نیستاگموس (Nystagmus) نامیده می‌شود. طی این حرکات چشم‌ها به‌سرعت عقب و جلو می‌روند. نیستاگموس همچنین می‌تواند به تاری دید، مشکل در خواندن یا حرکت دادن چشم‌ها از کلمه‌ای به کلمه‌ای دیگر منجر شود. این بیماران اغلب از خستگی شاکی هستند. دلیل خستگی این افراد احتمالا این است که برای غلبه بر ناهماهنگی موجود، از عضلات بدن خودشان بیشتر کار می‌کشند.

راه‌های تشخیص بیماری آتاکسی

بررسی سابقه‌ی پزشکی فرد و معاینه‌ی جسمی برای تشخیص بالینی فرایند بیماریِ ناشی از آتاکسی ضرورت دارد. پزشک می تواند سؤالاتی از بیمار بپرسد، مانند این که آیا او درمعرض سموم و مواد شیمیایی قرار گرفته یا نه. کاوش در سابقه‌ی خانوادگی فرد از جمله موارد بررسی سابقه‌ی پزشکی است. و طی آن پزشک درمورد اقوام و بستگانی که مبتلا به مشکلات عصبی هستند، سؤالاتی می‌پرسد. آزمایش عصبی به منظور جست‌و‌جوی تغییرات در حس‌های فرد و ضعف عضلانی صورت می‌گیرد.

از تست‌های آزمایشگاهی نظیر آزمایش ادرار، پونکسیون کمری و خون، برای بررسی وجود اختلالات شیمیایی و الکترولیت و پیدا کردن داروهای سمی و سایر سموم به کار برده می‌شوند. گاهی نیز برای تشخیص آتاکسی به MRI یا سی‌تی‌اسکن مغز و نخاع نیاز داریم. اگر درمورد نوروپاتی محیطی (peripheral neuropathy) (اعصاب بیرون مغز و نخاع) نگرانی‌هایی وجود داشته باشد، بررسی‌های هدایت عصبی (Nerve conduction studies)  می‌تواند مفید باشد. آزمایش ژنتیکی برای بررسی احتمال وجود علت خانوادگی یا ژنتیکی، استفاده می‌شود.

تشخیص قطعی دلیل اصلی آتاکسی دشوار است و اغلب زمان‌بر. زیرا دلایل فراوانی برای آن وجود دارد. به منظور تشخیص علت قطعی و دلیل اساسی آتاکسی امکان دارد که متخصص مراقبت‌های بهداشتی اولیه، از متخصص مغز و اعصاب یا متخصص داخلی، کمک و مشاوره بگیرد.

درمان آتاکسی

درمان آتاکسی

درمان آتاکسی بستگی به علت اصلی و ریشه‌ای ایجادکننده‌ی آن دارد. اگر تشخیص داده شود شود که آتاکسی برگشت‌ناپذیر است، درمان‌های فیزیکی مبنای اصلی مراقبت‌های پزشکی می‌شوند و روی تحرک، ایمنی، بالا بردن کیفیت زندگی و به‌ حداکثر رساندن عملکرد بدن تمرکز می‌شود.

پیش‌آگهی آتاکسی

از آنجایی که آتاکسی نشانه‌ی بیماری یا عارضه‌ای اساسی است، پیش‌آگهی آن بستگی به واکنش بدن به درمان آن علت اصلی دارد. برای مثال، بعضی از دلایل ایجادکننده‌ی آتاکسی مانند نامتعادلی الکترولیتی، قرار گرفتن درمعرض بعضی مواد شیمیایی، برگشت‌پذیر هستند و  پیش‌آگهی می تواند راهگشا باشد، ولی علت‌های دیگری نیز وجود دارند مانند آسیب‌های ناشی از مصرف الکل و دلایل ژنتیکی که برگشت‌ناپذیرند، پیش‌آگهی در آنها در حد متوسط تا ضعیف می‌باشد.

پیشگیری آتاکسی

ازآنجاکه آتاکسی نشانه‌ی بیماری‌ای اساسی و ریشه‌ای است، لزوما قابل پیشگیری نیست. ولی پرهیز از علل خارجی آتاکسی (مواد شیمیایی و سموم محیطی) می‌تواند به جلوگیری از ابتلای افراد به آتاکسی کمک کند. درحال حاضر، علل ژنتیکی آتاکسی پیشگیری نمی‌شوند.

در مورد آناتومی اعصاب سه‌قلو (Trigeminal nerve) چه می‌دانید؟

آناتومی اعصاب سه‌قلو (Trigeminal nerve) 

در قسمت پنجم عصب جمجمه، عصب سه‌قلو یا سه‌شاخه قرار دارد. مسئولیت تأمین اعصاب حرکتی و حسی با عصب سه‌قلو می‌باشد.

چهار هسته‌ی این عصب  نقش ویژه‌ای در اعمال حرکتی و حسی اندام مثل صورت، دندان‌ها و پوست دارند.

به این صورت که حواس حسی، اطلاعات را  از صورت و بدن  و با استفاده از مجراهای موجود که در دستگاه عصبی وجود دارند، پردازش می‌کند. و در بخش‌های دوم و سوم عصب سه قلو درد بیشتر اتفاق می‌افتد.

عصب سه ‌قلو، که (گانگلیون) سه‌قلو نیز نامیده می‌شود، مثل غده ‌ای است که از قسمت جانبی مغز درآمده باشد.

سه شاخه‌ی عصبی که زیرمجموعه‌ی این عصب هستند، شامل:

  • عصب آرواره‌ای بالایی (ماگزیلار)
  • عصب آرواره‌ای پایینی (ماندیبولار)
  • عصب چشمی (افتالمیک)

آیا بیماری‌ای به نام درد عصب سه‌قلو وجود دارد؟

آیا بیماری‌ای به نام درد عصب سه‌قلو وجود دارد؟

بله نوعی بیماری عصبی به نام درد عصب سه قلو وجود دارد. به این صورت است که اعصابی که در مغز مسئولیت حواس جمجه، دندان‌ها، صورت، بینی و دهان را دارند، در این بیماری مختل می‌شوند.

دلایل:

  • فشار ی که بر اعصاب‌ از راه عروق‌ خونی وارد می‌شود.
  • تغییرات «دژنراتیو عقده گاسر» و تحریک عصب سه‌قلو به مدت طولانی.
  • مختل شدن ریشه‌های عصبی بر اثر فشار عروقی که از «قوس آئورت» ناشی می‌شود.

نشانه‌ها:

۱ـ احساس سوزش همراه با درد شدید در ناحیه صورت

۲ـ به‌طور معمول این نوع درد با ضربه زدن به صورت و لمس‌ آن، اصلاح‌ كردن‌، مسواك‌ كردن‌، جويدن‌ و قرارگیری در معرض باد ظاهر می‌شود.

۳ـ در طول روز ممکن است چندین بار حملات صورت گیرند و بیشتر اوقات تا پانزده دقیقه ادامه پیدا می‌کنند.

۴ـ دردی که در یک قسمت صورت ظاهر می‌شود.

عوامل:

تعدد اسكلروز (تصلب‌)

روماتوييد آرتريت‌

نشانگان‌ شوگرن (نوعی از اختلالات التهابی)

بالا رفتن سن

افراد در معرض خطر:

افراد بالاي‌ 40 سال اغلب در معرض خطر مبتلا شدن به این بیماری هستند و در زنان به طور معمول سه برابر بیشتر از مردان مشاهده شده.

در بیماران مبتلا به ام‌اس نورالژی عصب سه قلو شدیدتر از افرادی عادی رخ می‌دهد.

تبعات مورد انتظار بیماری درد عصب سه‌قلو:

تبعات مورد انتظار بیماری درد عصب سه‌قلو

  • بسیاری از علائم این بیماری با درمان به موقع قابل تسکین هستند.
  • انجام عمل جراحی تنها راه درمان در شرایط حاد می‌باشد.

پیامدها:

منقبض شدن عضلات صورت به طور غیر ارادی که به  کشیده شدن دهان و بسته شدن ناگهانی چشم منجر می‌شود. این موضوع امکان دارد باعث ایجاد نوعی تیک دردناک برای فرد شود.

فعاليت‌های مجاز:

مبتلایان به درد عصب سه‌قلو، از فعالیت خاصی منع نمی‌شوند. ولی توصیه می‌شود تا حد امکان در معرض باد (سرد و گرم) قرار نگیرند.

رژیم غذایی:

برای این بیماران رژيم‌ غذايی‌ خاصی در نظر گرفته نمی‌شود. فقط توصیه می‌شود در صورت تشدید درد در یک قسمت از صورت، با طرف دیگر غذا را بجوند.

پيشگيری:

از آنجا که معمولاً این بیماری به‌طور ناگهانی پیش می‌آید، پيشگيری خاصی برای آن وجود ندارد ولی با کم شدن میزان استرس و فشارهای عصبی و همچنین قرار نگرفتن در معرض باد مستقیم (سرد و گرم) می‌توان تا حد زیادی از بروز آن جلوگیری کرد. همچنین توصیه می‌شود بیمار فعالیت‌هایی که باعث تشدید درد می‌شوند مانند جویدن و اصلاح صورت را انجام ندهد.

شرایطی که بیمار باید به پزشک مراجعه کند:

شرایطی که بیمار باید به پزشک مراجعه کند

  • اگر نشانه‌های غیر قابل کنترل و جدید در فرد دیده شود.
  • اگر مصرف داروهای تجویز شده عوارضی برای فرد مبتلا داشته باشد.
  • اگر علائم در فرد دیده شده و در خانواده‌ی او کسی به درد عصب سه قلو مبتلا بوده، حتماً مراجعه به متخصص مغز و اعصاب باید صورت گیرد.

درمان‌:

۱ـ از بین بردن فشار عروقی که بر عصب سه قلو به صورت وارد می‌شود.

۲ـ قطع «عقده گاسر» از طریق پوست:

با این روش رشته‌های عصبی کوچک بدون «میلین» و رشته‌های عصبی دارای غشای نازک «میلین» به‌وسیله حرارت از بین می‌روند.

۳ـ تجویز داروهای ضد تشنج برای بیمار، البته با مصرف این نوع داروها ممکن است حتی در مدت زمان طولانی تاثیری در تسریع درمان به چشم نیاید.

۴ـ روش میکروسکوپی:

این شیوه برای از بین بردن فشار وارد شده بر عصب سه قلو می‌تواند راهگشا باشد، چرا که درد امکان دارد از فشار عروق داخل ریشه عصب سه قلو  صورت گرفته باشد.

۵ـ عمل جراحی:

معمولاً به دو روش صورت می‌گیرد:

  • كاهش‌ دادن فشار از طریق‌ عروق‌ كوچك‌
  • انجام عمل‌ از طريق‌ پوست‌

داروهای مجاز:

  • داروی«كاربامازپين» ‌(ضد تشنج‌): این دارو انتقال ایمپالس‌ها در اعصاب را کاهش می‌دهد و باعث تسکین درد در بیماران مبتلا به نورالژی عصبی می‌شود.

نکته: مصرف کاربامازپین باید همراه با غذا باشد و کنترل سطح سرمی دارو باید انجام شود تا بتوان از ایجاد اثرات سمی در مقادیر بالا جلوگیری کرد.

سایدافکت‌ها:

خواب‌آلودگی

۱ـ در موارد مصرف طولانی مدت، بیمار از نظر «دپرسیون» مغز استخوان، باید تحت مراقبت‌های ویژه باشد.

۲ـ خواب‌آلودگی

۳ـ سر گیجه و سردرد

۴ـ تهوع

نکته: ممکن است به بیمارانی که از مصرف «کاربامازپین» عاجزند، «فنی‌توئين‌» تجویز شود.

  • داروی«باكلوفن» و گماپنتین ( نورونتین): تجویز این نوع داروها برای کنترل درد صورت می‌گیرد. در صورت عدم تسکین درد، پزشک «فنی توئین» (دیلانتین) را برای بیمار تجویز می‌کند.
  • تجویز داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای مثل «نورتريپتيلين» و «آمی تريپتيلين»، باعث تشدید فرآيندهای شيميايی در مغز و نخاع می‌شوند و در نهایت درد را کنترل می‌کنند.
  • تزریق «فنول» یا الکل به عقده «گاسر» در اطراف عصب سه قلو، به مدت چندین ماه می تواند درد را کاهش ‌دهد.
  • داروی گابانيتين: اغلب به عنوان مسکن درد ناشی از اعصاب صدمه ديده در اثر ابتلا به بیماری زونا یا ديابت تأثیر دارد.

بی‌اشتهایی عصبی (آنورکسیا) چیست و چطور درمان می‌شود؟

بی‌اشتهایی عصبی (آنورکسیا) چیست و چطور درمان می‌شود؟

بی اشتهایی عصبی یا آنورِکسیا یک اختلال است که به اختصار بی‌‌اشتهایی نامیده می‌شود. در این اختلال افراد دچار ترس غیرطبیعی از افزایش وزن و کاهش وزن غیرطبیعی می‌شوند. افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی نسبت به وزن متوسط خود برآورد نامناسبی دارند و مرتب در حال تلاش برای کنترل وزن و تناسب اندام خود هستند. اعتماد به نفس کم و فشار روانی جامعه و رسانه‌ها باعث بیماری بی اشتهایی عصبی (بیماری آنورکسیا) می‌شود. بیمار باید با مراجعه به پزشک متخصص مغز و اعصاب روند درمان را طی کند. در این مقاله به اختصار شما را با بی اشتهایی عصبی یا آنورکسیا و علائم و عوارض آن آشنا می‌کنیم.

 

این افراد در جهت کاهش وزن، به‌شدت میزان مواد غذایی مصرفی خود را کنترل می‌کنند. حتی برای جلوگیری از افزایش وزن به بالا آوردن غذایی که میل کرده‌اند روی می‌آورند. برای کاهش وزن از ملین‌ها، مواد ادرارآور و تنقیه استفاده می‌کنند و مدام در فکر کاهش وزن هستند. ترس از افزایش وزن همیشه در این افراد وجود دارد حتی اگر با کاهش وزن زیاد دچار سوءتغذیه و بیماری‌های ناشی از آن شوند.

بیماران مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، ارزش خود را به میزان لاغری خود می دانند. آنورکسیا قابلیت مختل کردن زندگی شما را دارد. اما با درمان آن می‌توانید عزت نفس از دست‌رفته را جبران کرده و به خودتان برگردید، قادر خواهید بود دوباره سالم زندگی کنید و شاهد از بین رفتن تمام عوارض جانبی این بیماری باشید.

نشانه‌ها و علائم بی‌اشتهایی عصبی

نشانه‌ها و علائم بی‌اشتهایی عصبی

نشانه‌ها و علائم فیزیکی بی اشتهایی عصبی به گرسنگی شباهت دارد. آنورکسیا با مشکلات عاطفی و عصبی همراه است و ترس از افزایش وزن مشخصه‌ی اصلی این بیماری است.

نشانه‌های این عارضه به سختی شناسایی می‌شوند، زیرا وزن پایین برای هر فرد با فرد دیگر تفاوت دارد وبعضی افراد آنقدرها لاغر به نظر نمی‌رسند. از طرفی افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی دائماً سعی در مخفی کردن عادات غذایی و مشکلات فیزیکی خود دارند.

نشانه‌های فیزیکی و ظاهری

  • لاغری ظاهر؛
  • کاهش وزن غیرعادی در ظاهر و عدم افزایش وزن در حد مورد نظر؛
  • بی خوابی؛
  • فشار خون غیرطبیعی؛
  • خستگی؛
  • تیره شدن انگشتان؛
  • سرگیجه؛
  • نازک شدن و ریزش مو؛
  • پوست خشک و زرد؛
  • تپش قلب؛
  • قاعدگی نامنظم؛
  • ورم پاها و بازوها؛
  • کم‌آبی بدن (کم‌ابی بدن ممکن است منجر به ایجاد سردرد نیز شود)؛
  • دندان قروچه؛

گاهی بعضی از افراد مبتلا به بی‌اشتهایی، مانند مبتلایان به پرخوری عصبی یا بولمیا به پرخوری هم گرایش دارند، اما عموماً مبتلایان به بی اشتهایی با وزن پایین درگیرند و  مبتلایان به پرخوری عصبی اضافه‌وزن دارند.

نشانه‌های روانی، رفتاری و عاطفی بی‌اشتهایی عصبی

نشانه‌های روانی، رفتاری و عاطفی بی‌اشتهایی عصبی

بیماری بی‌اشتهایی عصبی یا آنورکسیا دارای نشانه های روانی مختلفی است.

نشانه‌های رفتاری آنورکسیا به این شکل منجر به کاهش وزن می‌شوند:

  • رژیم‌های سفت و سخت و روزه گرفتن در جهت محدود کردن مواد غذایی دریافتی؛
  • به عمد بالا آوردن بعد از صرف غذا و مصرف ملین‌ها و داروهای گیاهی در جهت کاهش مصرف کالری؛
  • روی آوردن به حرکات و ورزش‌های سنگین؛
  • اشتیاق به درست کردن غذا برای دیگران اما خودداری از مصرف آن؛
  • انکار گرسنگی و بهانه‌جویی برای غذا خوردن؛
  • طفره رفتن از صرف غذا در تمام وعده‌ها؛
  • عادت‌های عجیب و وضع قوانین خاص برای غذا خوردن مثل تف کردن غذا بعد از جویدن؛
  • عدم تمایل به غذا خوردن در جمع؛
  • لباس‌های زیاد پوشیدن در جهت پوشاندن اندام؛
  • گفتن دروغ در مورد میزان مصرف غذا؛
  • مدام شاکی بودن از اندام خود؛
  • وزن کردن خود به صورت پیاپی؛
  • کاهش میل جنسی؛
  • خوردن غذاهایی که قند و کالری کمی دارند؛
  • بی‌احساسی و بی‌تفاوتی نسبت به اطرافیان خود؛
  • اجتماع گریزی؛
  • اختلال در خواب و بی‌خوابی؛
  • بداخلاقی؛

چه زمانی برای مراجعه به پزشک مناسب است؟

چه زمانی برای مراجعه به پزشک مناسب است؟

متأسفانه اکثر افراد مبتلا به بی‌اشتهایی تمایلی به درمان ندارند. این افراد به‌قدری در مورد افزایش وزن وسواس دارند که از مشکلات دیگر چشم‌پوشی می‌کنند. اگر کسی را می‌شناسید که از این عارضه رنج می‌برد لطفاً از او بخواهید که به پزشک مغز و اعصاب مراجعه کند.
اگر دارای مشکلات گوارشی هستید یا از علائم بالا چیزی را در خود مشاهده کردید، به دنبال کمک باشید. با کسی که به او اطمینان دارید در مورد بی‌اشتهایی عصبی‌تان صحبت کنید.

دلایل بی‌اشتهایی عصبی

بی اشتهایی عصبی دلایل نامشخصی دارد. این بیماری مانند خیلی از بیماری‌های دیگر، ترکیبی از عوامل روانشناسی، بیولوژیکی و محیطی است.

۱ـ دلایل روانشناسی

بعضی از مبتلایان به بی‌اشتهایی، به وسواس فکری دچار هستند. از این رو داشتن یک رژیم غذایی مشخص برای آنها راحت‌تر از گرسنه ماندن است. بعضی تمایل به کمال‌گرایی دارند که باعث می‌شود تصور کنند که به اندازه‌ی کافی لاغر نیستند. شاید هم از اضطراب زیادی برخوردارند و با کاهش غذا خوردن، سعی در غلبه بر اضطراب خود دارند.

۲ـ دلایل بیولوژیکی

هر چند مشخص نیست که عامل این مشکل چه ژن‌هایی هستند، اما به احتمال زیاد، تغییرات ژنتیکی هستند که ریسک ابتلا به این بیماری را زیاد می‌کنند. بعضی‌ها از لحاظ ژنتیکی به کمال گرایی، لجاجت و حساسیت تمایل دارند. که همه‌ی این موارد با بی اشتهایی (آنورکسیا) رابطه دارند.

۳ـ محیط

فرهنگ جامعه‌ی امروزی روی لاغری و تناسب اندام تمرکز زیادی دارد. لاغر بودن اغلب با ثروت و موفقیت یکسان تصور می‌شود. این موضوع باعث فشار فکری زیاد در جهت لاغر ماندن می‌شود و این مورد در مورد زنان جوان بیشتر رایج است.

چه عواملی موجب گسترش بی اشتهایی عصبی می‌شود؟

چه عواملی موجب گسترش بی اشتهایی عصبی می‌شود؟

بی اشتهایی عصبی در میان زنان و دختران جوان بیشتر شایع است. هر چند به خاطر فشارهای اجتماعی، شمار مردان مبتلا هم روز به روز در حال افزایش است.

هر چند افراد در هر سنی می‌توانند به بی‌اشتهایی عصبی مبتلا شوند، اما این عارضه در میان نوجوان‌ها بیشتر شایع است. و در افراد بالای ۴۰ سال کمتر دیده شده. به خاطر تغییرات هرمونی زیادی که در دوره بلوغ در بدن اتفاق می‌افتد، نوجوانان بیشتر شاهد ابتلا به این بیماری هستند. آنها کمتر دربرابر فشارها تاب می‌آورند و به انتقاد در مورد وزن بدن حساسیت بیشتری نشان می‌دهند.

بعضی عواملی که باعث بالا رفتن ریسک ابتلا این بیماری می‌شوند:

1ـ رژیم گرفتن و گرسنگی

رژیم گرفتن می‌تواند به بی‌اشتهایی عصبی منجر شود. با توجه به مدارک محکمی که وجود دارد، خیلی از نشانه‌های بی‌اشتهایی عصبی درست مانند نشانه‌های گرسنگی است. اثری که گرسنگی روی مغز می‌گذارد، باعث تغییر حال فرد می‌شود و در پی آن اضطراب، تغییر افکار و کاهش اشتها صورت می‌گیرد. کاهش وزن و گرسنگی کارکرد مغز را در افراد آسیب‌پذیر تغییر می‌دهند. به نحوی که بازگشت به عادات گذشته بسیار مشکل می‌شود.

۲ـ ژنتیک

تغییرات در بعضی ژن‌های خاص خطر ابتلا به بی‌ اشتهایی را افزایش می‌دهد. اگر از اقوام درجه یک کسی به این عارضه مبتلا باشد، خطر ابتلا به این بیماری افزایش پیدا می‌کند.

۳ـ تغییرات

تغییر خانه، کار، مدرسه، روابط و بیماری یا مرگ یک عزیز می‌تواند با ایجاد استرس، خطر ابتلا به بی اشتهایی آنورکسیا را افزایش دهد.

عوارض جانبی بی اشتهایی عصبی

بی اشتهایی عصبی دارای عوارض بسیار است که در بدترین شرایط امکان دارد کشنده هم باشد. حتی مرگ بر اثر این بیماری می‌تواند ناگهانی باشد. تعادل‌نداشتن الکترولیت‌ها مثل پتاسیم، سدیم و کلسیم در بدن و همچنین ضربان نامنظم قلب از دلایل مرگ ناگهانی بر اثر این عارضه است.

  • مشکلات قلبی مثل ضربان نامنظم قلب، افتادگی دریچه‌ی میترال قلب، یا ایست قلبی؛
  • کم خونی؛
  • اختلال در قاعدگی؛
  • کاهش سطح هورمون تستوسترون در مردان؛
  • مشکلات کلیوی؛
  • پوکی استخوان ؛
  • تحلیل رفتن عضله؛
  • عدم تعادل الکترولیت‌ها مانند کاهش پیدا کردن میزان پتاسیم در خون، سدیم و کلرید؛
  • بیماری‌های گوارشی مثل نفخ شکم، یبوست و حالت تهوع؛

اگر این بیماری منجر به سوءتغذیه شود، امکان دارد هر ارگان حیاتی در بدن صدمه ببیند و این آسیب می‌تواند جدی و برگشت‌ناپذیر باشد.

مشکلات ذهنی افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی شامل:

مشکلات ذهنی افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی

  • اختلالات شخصیتی؛
  • وسواس فکری و اختلالات؛
  • افسردگی و اضطراب؛
  • تلاش برای آسیب رساندن به بدن یا خودکشی؛

 پیشگیری از بی اشتهایی عصبی

متأسفانه برای پیشگیری از بی اشتهایی عصبی (آنورکسیا) راه تضمینی‌ای وجود ندارد. مگر اینکه پزشک عمومی  با مطرح کردن پرسش‌هایی در مورد عادات غذایی بیمار نشانه‌های اولیه را تشخیص دهد و جلوی گسترش بیشتر آن را بگیرد.

اگر علائم بی‌اشتهایی عصبی را در نزدیکان خود دیدید، با او صحبت کنید و نهایتاً تلاش کنید که متقاعد شود و به پزشک مراجعه کند. امکان دارد قادر به از بین بردن این اختلال نباشید اما حداقل می‌توانید عادات غذایی شخص مبتلا را بهبود دهید.

تشخیص بی اشتهایی عصبی

تشخیص بی اشتهایی عصبی

تشخیص بیماری بی اشتهایی عصبی (بیماری آنورکسیا) بسیار مشکل است.

اگر پزشک در مورد ابتلای شما به بی اشتهایی آنورکسیا شک داشته باشد، موظف است چندین آزمایش برای تشخیص بیماری انجام ‌دهد.

این آزمایش‌ها شامل:

۱ـ  آزمایش‌های فیزیکی

اندازه‌گیری ضربان قلب ، فشار خون و دمای بدن، اندازه‌گیری قد و وزن، کنترل مشکلات پوستی و ناخن‌ها، معده، شش‌ها و قلب.

۲ـ آزمایش‌های روانشناسی

روانشناس موظف است در مورد احساسات، افکار و عادت‌های غذایی فرد سؤال‌هایی مطرح کند. سؤالات خودارزیابی کامل در این آزمایش‌ها ضروری است.

۳ـ  آزمون‌های آزمایشگاه

کلیه و غده‌ی تیروئید، شمارش گلبول‌های قرمز خون، عملکرد کبد، میزان الکترولیت‌ها و پروتئین ها و آزمایش ادرار نیز انجام می‌گیرد.

۴ـ  سایر آزمایش‌ها

برای مشخص کردن تراکم استخوانی از اشعه‌ی ایکس استفاده می‌شود. همچنین احتمال ابتلا به مشکلات قلبی و ذات‌الریه نیز در نظر گرفته می‌شود. برای تشخیص بی‌نظمی ضربان قلب از آزمایش الکتروکاردیوگرام استفاده می‌شود.

راهنمای تشخیص اختلالات روانی (DSM-5) که انجمن روانشناسی آمریکا آن را منتشر کرده می تواند مورد استفاده‌ی روانشناس قرار گیرد.

درمان بی اشتهایی عصبی

درمان بی اشتهایی عصبی

معمولاً تیمی از پزشک‌ها، روانشناس‌ها و متخصصان تغذیه درمان بیماری آنورکسیا را برعهده دارند. در ادامه به درمان‌هایی که برای بیماران مبتلا به این بیماری در نظر گرفته می‌شود، می پردازیم:

۱ـ بستری شدن در بیمارستان

در صورت وجود خطر جانی، فرد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی باید در بیمارستان بستری شود؛ مخصوصا در صورت بروز مشکلاتی مثل ضربان قلب نامنظم، کم‌آبی بدن، نداشتن تعادل الکترولیت یا مشکلات روانشناسی اورژانسی. همچنین بستری شدن در بیمارستان برای افرادی که دارای مشکلات سوءتغذیه، اختلالات حاد روانشناسی یا خودداری از مصرف غذا به صورت مداوم دارند، ضروری است.

۲ـ مراقبت‌های دائمی پزشکی

فرد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، به خاطر ماهیت پیچیده‌ی این بیماری نیازمند نظارت دائمی علائم حیاتی، سطح آب بدن و الکترولیت‌ها می‌باشد. در موارد حاد، مواد غذایی باید از طریق سرم که از مسیر بینی وارد معده می‌شود، مواد غذایی را دریافت کند.

۳ـ بازگرداندن بیمار به وزن طبیعی

هدف اول درمان، بازگرداندن بیمار به وزن طبیعی است. زیرا بدون رسیدن به وزن طبیعی درمان بیهوده و بی‌نتیجه است. خدمات زیر برای رسیدن به وزن طبیعی مورد نیاز است:

۱ـ یک متخصص تغذیه که با برنامه‌ی غذایی مناسب، کالری مورد نیاز برای بدن بیمار را تعیین کرده و کمک کند شخص به وزن ایده‌آل برسد.

۲ـ یک پزشک عمومی که ضمن مراقبت‌های پزشکی، روی کالری مصرفی بیمار نظارت داشته و به او کمک کند تا به وزن ایده آل برسد.

۳ـ یک روانشناسی که بتواند با راهکارهای رفتاری مناسب، فرد را راضی کند در ادامه‌ی درمان همراهی داشته باشد.

۴ـ خانواده که می‌تواند در پذیرش عادات غذایی مناسب کمک شایانی به بیمار و تیم پزشکی برساند.

بازگرداندن بیمار به وزن طبیعی

۴ـ روان‌ درمانی

این نوع درمان‌ها که طی جلسات متعدد انجام می‌شوند، برای درمان بی‌اشتهایی کاربردی هستند:

جلسات خانوادگی: برای درمان نوجوان‌ها این جلسات بیشتر کاربرد دارد. نوجوان‌های مبتلا به بی‌اشتهایی آنورکسیا درک درستی از غذا و سلامتی بدن خود ندارند، به همین خاطر والدین می‌توانند طی این جلسات به کودکان خود برای رسیدن به وزن مناسب کمک کنند.

جلسات خصوصی: جلسات رفتار درمانی شناختی برای بزرگسالان می‌تواند بسیار مفید باشد. در طی این جلسات مصرف وعده‌های غذایی به امری عادی تبدیل می‌شود و این قضیه هدف اصلی جلسات رفتاردرمانی است. همچنین در این جلسات، رفتارهای لازم برای افزایش وزن هم توصیه می‌شود. هدف دوم تغییر افکار ناشی از عدم مصرف مواد غذایی است.

۵ـ داروها

متأسفانه برای درمان بی‌اشتهایی عصبی هیچ دارویی تأیید نشده چراکه هیچ‌کدام تأثیرگذار نیستند. هر چند داروهای ضدافسردگی یا سایر داروهای روان‌پزشکی در بهبود افسردگی و اضطراب و سایر مشکلات ذهنی و عوامل این بیماری می‌توانند مؤثر باشند.

داروها

۶ـ استفاده از درمان‌های خانگی و تغییر سبک زندگی

برای فرد مبتلا به آنورکسیا مراقبت‌های شخصی بسیار سخت است. از این رو درمان این بیماری نیازمند تیم های پزشکی مختلف است. پیشنهاد می‌شود در کنار درمان‌های حرفه‌ای مراحل زیر را هم دنبال کنید:

۱ـ تعهد داشتن به برنامه‌ی درمانی ضروری است. لازم است به برنامه غذایی خود پایبند باشید و از جلسات درمانی خود غافل نشوید؛ حتی اگر رعایت آن مشکل باشد.

۲ـ لازم است در مورد مصرف انواع ویتامین‌ها و مواد معدنی مورد نیاز بدن و مکمل‌های غذایی مناسب با پزشک خود مشورت کنید. احتمالا به علت عادت بد غذایی دارای فقر مواد مغذی لازم مثل ویتامین D‌ و آهن هستید، البته بهتر است این ویتامین‌ها و مواد معدنی لازم را از رژیم غذایی دریافت کنید.

۳ـ منزوی بودن بس است. با دوستان و خانواده‌ی خود معاشرت کنید. این افراد به فکر سلامتی شما هستند و به صلاح شما فکر می‌کنند.

۴ـ در برابر وسوسه‌ی نگاه کردن به آینه و وزن کردن مداوم خود مقاومت کنید. با انجام دادن این کارها تنها عادات بد خود را تقویت می‌کنید.

۷ـ درمان‌های جایگزین پزشکی

گاهی بیماران مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، سرخودانه از مکمل‌های غذایی و داروهای گیاهی به خصوص برای کاهش وزن به‌ روش نادرست استفاده می‌کنند. قرص‌های لاغری و مکمل‌های کاهش وزن یا داروهای گیاهی دارای عوارض جدی هستند و ممکن است با داروهای پزشکی دیگر در تداخل باشند. علاوه بر این، چنین محصولاتی تحت نظارت‌های دقیقی قرار ندارند و مشخص نیست ترکیب آن‌ها همان چیزی باشد که روی بسته ذکر شده.
طبیعی بودن همیشه دلیل منطقی برای سالم بودن نیست. در صورت مصرف داروهای یا مکمل‌های گیاهی، لازم است حتماً با پزشک خود مشورت کنید.
درمان‌های اضطراب هم می‌توانند با افزایش آرامش، در درمان بی اشتهایی عصبی نقش داشته باشند؛ روش‌هایی مثل یوگا، مدیتیشن و ماساژ هم توصیه می‌شوند.

موانع و چالش‌های درمان بی‌اشتهایی عصبی

موانع و چالش‌های درمان بی‌اشتهایی عصبی

از بزرگ‌ترین چالش‌های درمانی بی اشتهایی عصبی می‌توان به این اشاره کرد که بیمار تمایل به استفاده از  روش‌های درمانی ندارد. این موانع شامل:

  • فکر کردن به این که درمان ضروری نیست؛
  • هراس از افزایش وزن؛
  • بی‌اشتهایی را یک سبک زندگی دانستن و عدم تلقی آن به عنوان بیماری؛

پشتیبانی از بیمار مبتلا به آنورکسیا و مقابله با بیماری

پشتیبانی از بیمار مبتلا به آنورکسیا و مقابله با بیماری

مواجهه با بی‌اشتهایی آسان نیست؛ خصوصاً با پیام‌های متناقضی که شخص از جامعه، فرهنگ و حتی خانواده دریافت می‌کند. حتی دیده شده افرادی‌ آرزو دارند دچار بی‌اشتهایی شوند تا کمی وزن از دست بدهند.

برای مواجهه با بی‌اشتهایی عصبی کمک‌های پزشکی و روان‌درمانی از همه چیز راهگشاتر هستند. یادگیری روش‌های مؤثر برای مواجهه و داشتن حامی خوب از دوستان یا خانواده در درمان بی اشتهایی عصبی ضروری است.

آمادگی برای ملاقات با پزشک

بهتر است شخص تنها به پزشک مراجعه نکند و یک دوست یا یکی از اعضای خانواده همراه او باشد. چون امکان فراموشی برخی نکات وجود دارد. همچنین همراه شما توانایی دارد توضیحات جامع‌تری به پزشک شما بدهد.

شخص مبتلا چه کارهایی می‌تواند انجام بدهد؟

شخص مبتلا چه کارهایی می‌تواند انجام بدهد؟

تهیه‌ی لیست پیش از ملاقات پزشک به این صورت بسیار راهگشا است:

  • نشانه‌هایی که تجربه کرده را با ذکر زمان بروز آنها بنویسد ؛ حتی نشانه‌هایی که ارتباطی به بیماری او ندارند.
  • اطلاعات شخصی که لازم است پزشک بداند مانند همه‌ی انواع استرس یا تغییرات ایجاد شده در زندگی؛
  • لازم است شخص مبتلا فهرست تمام داروها، ویتامین‌ها، محصولات گیاهی و داروهایی را که مصرف می‌کند را در اختیار پزشک قرار دهد.
  • هر سؤالی که به ذهنش می‌رسد از پزشک خود بپرسد.

بعضی از سوالات که می‌توانید از پزشک و روانشناس خود بپرسید:

  • این شرایط موقتی هستند یا دائمی؟
  • از چه روش‌های درمانی می‌شود استفاده کرد و کدام‌یک مناسب‌تر است؟
  • آیا دستورالعمل خاصی هست که بشود از آن استفاده کرد؟
  • چه آزمایشاتی باید انجام بدهم؟ قبل از انجام آزمایش چه کارهایی باید انجام بدهم؟

چه انتظاری از پزشک داشته باشیم

پزشک یا روانشناس نیز تعدادی پرسش مطرح می‌کند، شامل:

  • چند وقت است که نگران وزن خود بوده‌اید؟
  • آیا ورزش می‌کنید؟ در هفته چند ساعت؟
  • برای کاهش وزن از چه روش‌هایی استفاده می‌کنید؟
  • نشانه‌های فیزیکی خاصی در خود دیده‌اید؟
  • آیا تا به حال خودتان را مجبور به بالا آوردن غذای مصرفی کرده‌اید؟
  • آیا دیگران به شما در مورد لاغری زیاد هشدار داده‌اند؟
  • آیا بیشتر اوقات به غذا فکر می‌کنید؟
  • آیا تا به حال دور از چشم بقیه غذا خورده‌اید؟
  • شخصی را در خانواده داشته‌اید که دچار اختلالات گوارشی باشد؟

علت اضطراب زنان چیست و چطور می‌توان آن را کنترل کرد؟

علت اضطراب زنان چیست و چطور می‌توان آن را کنترل کرد؟

مطالعات صورت گرفته در مورد عوامل مرتبط با افسردگی نتایج متعددی را نشان داده‌اند، ولی تقریبا همیشه در زنان شیوع افسردگی بیش از مردان گزارش شده است. در پژوهش‌های صورت گرفته دلایل احتمالی این مسئله نوسانات هورمونی یا حتی نقش سنتی زنان در نگهداری از فرزندان گزارش شده‌اند.
برای بیش‌تر زنان اضطراب‌ وابسته ‌به ‌موقعیت (برای مثال ناشی از سخنرانی در جمع یا فعالیت‌های مهم زندگی مانند خرید خانه یا ماشین) معمول است. مشکل، زمانی خود را نشان می‌دهد که نگرانی‌های شخص دائمی و فزاینده شود. در یک نظرسنجی، تقریبا یک نفر از هر ۱۰۰۰ زن شرکت کننده دچار اضطراب بودند و درصد بالایی از آن‌ها یعنی ۸۱٪ گفته‌اند که حداقل هفته‌ای یک بار احساس اضطراب کرده‌اند. در مقاله‌ی پیش رو دلایل اضطراب زنان و روش‌های مقابله با آن طبق نتایج نظرسنجی را با هم بررسی می‌کنیم و در نهایت راهکارهای موثر در بهبود اضطراب زنان را معرفی می‌کنیم تا با رعایت آن‌ها آرامش بیش‌تری را تجربه کنید.

بث باتلاگینو (Beth Battaglino)، مدیرعاملHealthy Women، می‌گوید: «اضطراب همه‌گیر شده است. بیش‌تر دوستان و اعضای خانواده‌ ما با این مشکل مشترک مواجه هستند. بنابراین لازم است تا درباره‌ی آن حرف بزنیم.» به علاوه، بیش‌تر شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی اعلام کردند که اضطراب، زندگی روزمره‌شان را با اختلال مواجه ساخته است. اضطراب می‌تواند سلامت و آرامش فرد را دچار اختلال کند و روی خواب و تمرکز او تاثیر منفی بگذارد.

چه مواردی موجب نگرانی زنان می‌شود؟

چه مواردی موجب نگرانی زنان می‌شود؟

موفقیت در کار و کسب درآمد کافی، به‌خصوص با بالارفتن سن و نزدیک شدن به بازنشستگی، دلیل اصلی نگرانی‌های زنان است. چنین نگرانی‌هایی در زنان نسبت به مردان شدیدتر است که البته به شرایط شغلی و مالی محدود نمی‌شود. به طور کلی طبق گزارش انجمن اضطراب و افسردگی آمریکا، اختلال اضطراب در زنان دو برابر مردان بروز می‌کند.
این تفاوت تعجب‌برانگیز نیست. طبق گفته‌ی جنیفر شنون (Jennifer Shannon)، یک روان‌درمانگر فعال در کالیفرنیا: «زنان اغلب گمان می‌کنند که باید در تمام زمینه‌های زندگی خود به نتیجه‌ی مطلوب برسند و در غیر این صورت شکست خورده‌ محسوب می‌شوند. زنان تمایل دارند که در انجام همه فعالیت‌هایشان بدون نقص باشند، تربیت فرزندان، نگهداری از منزل، مدیریت هزینه‌ها و … حتی مایلند در ملاقات‌ها تاثیر خوبی روی دیگران بگذارند.» در واقع زن‌ها مسئولیت همه را روی دوش خود حس می‌کنند.

در چه صورت به پزشک مراجعه کنیم؟

خوشبختانه ۵۷٪ از زنان شرکت‌کننده در نظرسنجی گفتند از صحبت در مورد اضطراب خود با متخصصین احساس خجالت نمی‌کنند، و ۶۴٪ از پاسخ‌دهندگان از این کار رضایت داشتند. حالا چطور می‌توانیم متوجه شویم که زمان مراجعه به متخصص فرا رسیده است؟ طبق نظر شنون: «زمانی که علائم اضطراب زندگی روزمره‌ی شما را دچار اختلال کرد.» اگر برای مدت دو ماه یا بیش‌تر حداقل سه روز در هفته دچار بی‌خوابی می‌شوید یا هر هفته حمله پانیک را تجربه می‌کنید، لازم است به متخصص مراجعه کنید. پزشک ممکن است به شما توصیه کند به مشاور مراجعه کنید تا مشخص شود به جلسات منظم روان درمانی نیاز دارید یا مصرف دارو اضطرابتان را درمان خواهد کرد.

چرا بدن ما به خواب نیاز دارد؟

چرا بدن ما به خواب نیاز دارد؟

اگر با داشتن یک ذهن‌ آشفته، برای خوابیدن تلاش کنید، به دلیل چنین تحریکی خواب رفتن‌تان دشوار خواهد بود. طبق تحقیق دانشگاه برکلی، کمبود خواب نواحی‌ای از مغز که به تحلیل احساسات و نگرانی فزاینده مرتبط است را تحریک می‌کند. یعنی یک چرخه‌ی معیوب شکل می‌گیرد که زندگی و سلامت‌تان را دچار مشکل جدی می‌کند. در نظرسنجی مشخص شد که نیمی از زنان شرکت‌کننده معمولا کمتر از ۷ ساعت می‌خوابند، که میزان مطلوبی نیست.

اگر می‌خواهید به راحتی به خواب بروید، در مورد امور روزانه‌تان دوباره فکر کنید و زمانی را به نوشتن نگرانی‌هایتان و پیدا کردن روش‌های کنترل آن‌ها اختصاص دهید. با این روش مسائلی در طول روز موجب آزارتان می‌شوند، کمتر مزاحم خواب شبانه‌تان خواهند شد. حتی اگر نیمه شب بیدار شدید و نتوانستید دوباره بخوابید، کاغذ و قلمی کنار تخت داشته باشید و افکارتان را یادداشت کنید. حواس‌تان باشد که نباید با گوشی این کار را انجام دهید، چون نور صفحه‌ی گوشی موجب ایجاد اختلال بیش‌تر در خواب‌تان می‌شود.

آیا یائسگی بر اضطراب زنان تاثیر دارد؟

هشتاد درصد زنان اظهار کرده‌اند که یائسگی باعث اضطراب‌شان شده است. هورمون استروژن در تنظیم خلق و خو، خواب، و احساس کلی سلامتی و راحتی شما موثر است. در پیش‌یائسگی سطح این هورمون شروع به بالا و پایین رفتن می‌کند. تحقیقات نشان می‌دهد حتی زنانی که معمولا روحیه آرامی دارند، در دوره‌ی پیش‌یائسگی و بعد از آن نسبت به اضطراب آسیب‌پذیرتر خواهند شد.

علاوه بر اختلال هورمونی، گرگرفتگی هم می‌تواند با ایجاد اختلال در خواب مشکل را شدیدتر کند. برای رفع این مشکل به پزشک مراجعه کنید. احتمالا دکتر هورمون درمانی را توصیه کند، مثلا با مصرف کنترل‌کننده‌های بارداری با دز پایین، نوسان هورمونی تعدیل خواهند شد. علاوه ‌بر این، حواستان به خودتان باشد و بیش‌تر به احساساتتان اهمیت دهید. هر زمان که احساس خوشایندی ندارید از کارها و عوامل استرس زا دوری کنید.

چطور می‌توان هراس را کنترل کرد؟

چطور می‌توان هراس را کنترل کرد؟

۶۱ درصد از زنان شرکت‌کننده تایید کردند که به حمله پانیک دچار می‌شوند. این حمله احساسی ناگهانی و مقاومت‌ناپذیر از ترس است که با عرق کردن، تپش قلب، تنگی نفس، لرزش، و اطمینان از اینکه اتفاق بدی قرار است رخ بدهد همراه است.

ادنا فائو، دارای دکترای روانشناسی و مدیر مرکز درمان و مطالعات اضطراب در دانشگاه پنسیلوانیا می‌گوید: اگر احساس می‌کنید به زودی قرار است دچار حمله‌ی پانیک شوید، سعی کنید به‌ آرامی یا در یک کیسه‌ی کاغذی تنفس کنید. اگر متوجه شدید که نمی‌توانید مانع حمله‌ی پانیک بشوید، بگذارید اتفاق بیافتند و مطمئن باشید مشکل خاصی پیش نخواهد آمد. این حملات معمولا کمتر از ۱۰ دقیقه طول می‌کشند و رفع خواهند شد.
اما به دلیل این‌که فشار مداوم اضطراب تاثیرات منفی‌ای روی بدن و ذهن‌تان می‌گذارد، ضروری است که روش‌هایی برای کنترل علائم اضطراب پیدا کنید. برخی از موثرترین این روش‌ها عبارتند از:

  • ذهن‌تان را آزاد بگذارید

تامپسون می‌گوید: «در میان انبوه اخبار، پیام‌ها، سریال‌های درانتظار برای دیده‌شدن و اطلاعاتی که روزانه به اشتراک گذاشته می‌شود، احساس برانگیختگی بیش از حد، کاملا قابل توجیه است.» برای رسیدن به احساس تعادل گوشی‌تان را خاموش کنید، در یک فضای آرام و ترجیحا زیبا بنشینید و به اطراف نگاه کنید. او می‌گوید: «وقتی به آسمان، خورشید و درختان نگاه ‌کنید، مشکلات‌ در نظرتان کوچک‌تر جلوه می‌کنند.»

  • کمی نفس عمیق بکشید

توصیه متخصصان به تنفس عمیق دلایل بسیاری دارد. از جمله این‌که موجب افزایش اکسیژن‌رسانی به مغز می‌شود. دکتر فائو این تکنیک موثر را پیشنهاد کرده‌ است: دمی عمیق داشته باشید و در حالیکه تا ۴ می‌شمرید به خود بگویید «آرام باش»، سپس بازدم را بیرون بدهید. این کار را به‌مدت یک دقیقه، یا اگر در ترافیک مانده‌اید برای زمان طولانی‌تر، انجام بدهید.

  • کلمات آرامش‌بخش را تکرار کنید

زمزمه‌ی آهنگین نه تنها موجب افزایش تمرکز می‌شود، بلکه ضربان قلب و فشار خون را کاهش می‌دهد، که هر دو این‌ها در هنگام اضطراب افزایش پیدا می‌کنند. خواندن ترانه‌های دوران کودکی یا ترانه‌هایی که دوست دارید هم موجب تحریک عصب واگ و کمک به تنظیم خلق می‌شود.

  • خودتان را در آغوش بگیرید

منظور از این جمله دقیقا عمل در آغوش گرفتن است. دکتر جین لاو تامپسون، روان درمانگر ساکن در فلوریدا می‌گوید: «تماس انسانی باعث ترشح هورمون اندروفین می‌شود که معمولا در زندگی‌ به میزان لازم دریافت نمی‌کنیم.» اگر شخصی که در کنارش احساس آرامش می‌کنید در دسترس نیست، دکتر تامپسون روشی را پیشنهاد کرده که به تنهایی می‌توانید انجام دهید: «ساعدهایتان را از بالا به پایین بمالید، سپس بازوان‌تان را به دور خود بپیچید و فشار دهید.»

  • خودتان را واقع‌گرایانه ارزیابی کنید

مواردی که موجب آزارتان می‌شود را یاداشت کنید، سپس از خود سؤال کنید احتمال اینکه چنین اتفاقی برایتان رخ دهد چقدر  است؟ چه مواردی موجب بروز این اتفاقات خواهد شد؟ چگونه می‌توانم جلوی بروز آن را بگیرم؟ فائو می‌گوید:«با اینکار به سرعت متوجه خواهید شد که همه چیز مرتب می‌شود، دلیلی برای ترس و نگرانی وجود ندارد و قرار نیست کنترل اوضاع از دست‌تان خارج شود.»

  • به‌دنبال صلح‌ و آرامش باشید

احساسات اضطراب‌آور همیشگی و ماندگار نیستند. تسلیم شدن و حفظ آرامش در میانه‌ی اضطراب و صبر برای اتمام آن به‌طور‌طبیعی کمک‌کننده است. زمانی که تحت فشارید به جای اینکه فکر کنید حتما باید یا آن مبارزه کنید تا خلاص شوید، به این فکر کنید که می‌توانید همین حالا با تجربه‌ی این احساس کنار بیایید.

آیا به خوبی با اضطراب کنار آمده‌اید؟

آیا به خوبی با اضطراب کنار آمده‌اید؟

۳۳ درصد از زنان گفته‌اند که در هنگام احساس اضطراب ورزش می‌کنند. متخصصان این راه حل را انتخابی هوشمندانه و موثر می‌دانند. برای مثال یوگا آرام‌کننده‌ی سیستم اعصاب است، که بخشی از آن به دلیل تمرکزی است که این تمرینات روی تنفس دارند. اگر علاقه‌ای به یوگا ندارید یا نمی‌توانید در حال حاضر زمانی را به ورزش اختصاص دهید، برای احساس آرامش ‌کمی قدم بزنید. محققان هاروارد کشف کرده‌اند که حتی ۲۰ دقیقه پیاده‌روی می‌تواند با خالی کردن ذهن، هورمون استرس را کاهش دهد.

۴۱ درصد از زنان گفته‌اند که به سراغ غذا می‌روند. متخصصان معتقدند که باید در این انتخاب تجدیدنظر کنید. درست است که غذاهای پرچرب و شیرین توجه شما را از استرس منحرف و مرکز پاداش مغزتان را روشن می‌کنند، اما منجر به افزایش و سپس افت قند خون می‌شوند که اتفاق مطلوبی در هنگام درگیری با اضطراب نیست. به علاوه خطر افزایش وزن و تاثیر منفی بر سلامتتان را هم در نظر بگیرید. بنابراین با هوس شیرینی مقابله کنید و تا حد ممکن به سراغ غذاهای سالم بروید.

۴۴ درصد از زنان اعلام کرده‌اند که در هنگام اضطراب تلویزیون تماشا می‌کنند. متخصصان معتقدند که گاهی فرار از واقعیت‌های زندگی با رفتن به سراغ تلویزیون اشکالی ندارد. اما اخبار استرس آفرین را دنبال نکنید و فقط آنچه موجب آرامشتان می‌شود را ببینید. هم‌چنین، به صورت مداوم و بی وقفه به تماشای فیلم و سریال ننشینید چون مانع خواب‌تان خواهد شد.

۳۱ درصد هم گفته‌اند در مواجهه با اضطراب به مطالعه‌ی کتاب یا مجله می‌پردازند. متخصصان معتقدند خواندن متنی خوب مانند تماشای تلویزیون افکارتان را به جایی جدید می‌برد، یعنی دقیقا جایی که هنگام اضطراب احساس می‌کنید با بودن در آن‌جا احساس بهتری خواهید داشت. این راه حل برای متوقف کردن افکار درونی اضطراب‌آور بسیار مفید است.

۳۳ درصد زنان گفته‌اند که هنگام اضطراب، انزوا و تنهایی را ترجیح می‌دهند. متخصصان معتقدند: د هنگام اضطراب، دوری از کسانی که احساس خوبی به شما نمی‌دهند، هوشمندانه است اما توجه داشته باشید که ارتباط با افراد مثبت‎اندیش می‌تواند به کنترل اضطرابتان کمک کند. می‌توانید از دوستتان بخواهید برای دیدار و صحبت کردن به شما سر بزند.

۳۳ درصد از زنان هم گفته‌اند برای غلبه بر اضطراب به نوشتن افکار و مشاهدات یا انجام سایر کارهای خلاقانه روی می‌آورند. متخصصان معتقدند صرف زمان روی فعالیت‌های هنرمندانه کمک شایانی به بیرون ریختن موارد منفی در ذهنتان خواهد کرد.  سعی کنید در کلاس‌های منظم شرکت کنید، مثلا سفال‌گری یا نویسندگی، تا به‌صورت منظم و مداوم ذهنتان را در محیطی مبتکرانه قرار دهید.

شما به‌عنوان یک زن،‌ برای رسیدن به آرامش و دور شدن از اضطراب‌ها و نگرانی‌های‌تان چه می‌کنید؟ آیا تجربه متفاوتی دارید که نتیجه‌بخش بوده باشد و بخواهید آن را با ما درمیان بگذارید؟ منتظر کامنت های شما هستیم.

علت اضطراب زنان چیست و چطور می‌توان آن را کنترل کرد؟

علت اضطراب زنان چیست و چطور می‌توان آن را کنترل کرد؟

مطالعات صورت گرفته در مورد عوامل مرتبط با افسردگی نتایج متعددی را نشان داده‌اند، ولی تقریبا همیشه در زنان شیوع افسردگی بیش از مردان گزارش شده است. در پژوهش‌های صورت گرفته دلایل احتمالی این مسئله نوسانات هورمونی یا حتی نقش سنتی زنان در نگهداری از فرزندان گزارش شده‌اند.
برای بیش‌تر زنان اضطراب‌ وابسته ‌به ‌موقعیت (برای مثال ناشی از سخنرانی در جمع یا فعالیت‌های مهم زندگی مانند خرید خانه یا ماشین) معمول است. مشکل، زمانی خود را نشان می‌دهد که نگرانی‌های شخص دائمی و فزاینده شود. در یک نظرسنجی، تقریبا یک نفر از هر ۱۰۰۰ زن شرکت کننده دچار اضطراب بودند و درصد بالایی از آن‌ها یعنی ۸۱٪ گفته‌اند که حداقل هفته‌ای یک بار احساس اضطراب کرده‌اند. در مقاله‌ی پیش رو دلایل اضطراب زنان و روش‌های مقابله با آن طبق نتایج نظرسنجی را با هم بررسی می‌کنیم و در نهایت راهکارهای موثر در بهبود اضطراب زنان را معرفی می‌کنیم تا با رعایت آن‌ها آرامش بیش‌تری را تجربه کنید.

بث باتلاگینو (Beth Battaglino)، مدیرعاملHealthy Women، می‌گوید: «اضطراب همه‌گیر شده است. بیش‌تر دوستان و اعضای خانواده‌ ما با این مشکل مشترک مواجه هستند. بنابراین لازم است تا درباره‌ی آن حرف بزنیم.» به علاوه، بیش‌تر شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی اعلام کردند که اضطراب، زندگی روزمره‌شان را با اختلال مواجه ساخته است. اضطراب می‌تواند سلامت و آرامش فرد را دچار اختلال کند و روی خواب و تمرکز او تاثیر منفی بگذارد.

چه مواردی موجب نگرانی زنان می‌شود؟

چه مواردی موجب نگرانی زنان می‌شود؟

موفقیت در کار و کسب درآمد کافی، به‌خصوص با بالارفتن سن و نزدیک شدن به بازنشستگی، دلیل اصلی نگرانی‌های زنان است. چنین نگرانی‌هایی در زنان نسبت به مردان شدیدتر است که البته به شرایط شغلی و مالی محدود نمی‌شود. به طور کلی طبق گزارش انجمن اضطراب و افسردگی آمریکا، اختلال اضطراب در زنان دو برابر مردان بروز می‌کند.
این تفاوت تعجب‌برانگیز نیست. طبق گفته‌ی جنیفر شنون (Jennifer Shannon)، یک روان‌درمانگر فعال در کالیفرنیا: «زنان اغلب گمان می‌کنند که باید در تمام زمینه‌های زندگی خود به نتیجه‌ی مطلوب برسند و در غیر این صورت شکست خورده‌ محسوب می‌شوند. زنان تمایل دارند که در انجام همه فعالیت‌هایشان بدون نقص باشند، تربیت فرزندان، نگهداری از منزل، مدیریت هزینه‌ها و … حتی مایلند در ملاقات‌ها تاثیر خوبی روی دیگران بگذارند.» در واقع زن‌ها مسئولیت همه را روی دوش خود حس می‌کنند.

در چه صورت به پزشک مراجعه کنیم؟

خوشبختانه ۵۷٪ از زنان شرکت‌کننده در نظرسنجی گفتند از صحبت در مورد اضطراب خود با متخصصین احساس خجالت نمی‌کنند، و ۶۴٪ از پاسخ‌دهندگان از این کار رضایت داشتند. حالا چطور می‌توانیم متوجه شویم که زمان مراجعه به متخصص فرا رسیده است؟ طبق نظر شنون: «زمانی که علائم اضطراب زندگی روزمره‌ی شما را دچار اختلال کرد.» اگر برای مدت دو ماه یا بیش‌تر حداقل سه روز در هفته دچار بی‌خوابی می‌شوید یا هر هفته حمله پانیک را تجربه می‌کنید، لازم است به متخصص مراجعه کنید. پزشک ممکن است به شما توصیه کند به مشاور مراجعه کنید تا مشخص شود به جلسات منظم روان درمانی نیاز دارید یا مصرف دارو اضطرابتان را درمان خواهد کرد.

چرا بدن ما به خواب نیاز دارد؟

چرا بدن ما به خواب نیاز دارد؟

اگر با داشتن یک ذهن‌ آشفته، برای خوابیدن تلاش کنید، به دلیل چنین تحریکی خواب رفتن‌تان دشوار خواهد بود. طبق تحقیق دانشگاه برکلی، کمبود خواب نواحی‌ای از مغز که به تحلیل احساسات و نگرانی فزاینده مرتبط است را تحریک می‌کند. یعنی یک چرخه‌ی معیوب شکل می‌گیرد که زندگی و سلامت‌تان را دچار مشکل جدی می‌کند. در نظرسنجی مشخص شد که نیمی از زنان شرکت‌کننده معمولا کمتر از ۷ ساعت می‌خوابند، که میزان مطلوبی نیست.

اگر می‌خواهید به راحتی به خواب بروید، در مورد امور روزانه‌تان دوباره فکر کنید و زمانی را به نوشتن نگرانی‌هایتان و پیدا کردن روش‌های کنترل آن‌ها اختصاص دهید. با این روش مسائلی در طول روز موجب آزارتان می‌شوند، کمتر مزاحم خواب شبانه‌تان خواهند شد. حتی اگر نیمه شب بیدار شدید و نتوانستید دوباره بخوابید، کاغذ و قلمی کنار تخت داشته باشید و افکارتان را یادداشت کنید. حواس‌تان باشد که نباید با گوشی این کار را انجام دهید، چون نور صفحه‌ی گوشی موجب ایجاد اختلال بیش‌تر در خواب‌تان می‌شود.

آیا یائسگی بر اضطراب زنان تاثیر دارد؟

هشتاد درصد زنان اظهار کرده‌اند که یائسگی باعث اضطراب‌شان شده است. هورمون استروژن در تنظیم خلق و خو، خواب، و احساس کلی سلامتی و راحتی شما موثر است. در پیش‌یائسگی سطح این هورمون شروع به بالا و پایین رفتن می‌کند. تحقیقات نشان می‌دهد حتی زنانی که معمولا روحیه آرامی دارند، در دوره‌ی پیش‌یائسگی و بعد از آن نسبت به اضطراب آسیب‌پذیرتر خواهند شد.

علاوه بر اختلال هورمونی، گرگرفتگی هم می‌تواند با ایجاد اختلال در خواب مشکل را شدیدتر کند. برای رفع این مشکل به پزشک مراجعه کنید. احتمالا دکتر هورمون درمانی را توصیه کند، مثلا با مصرف کنترل‌کننده‌های بارداری با دز پایین، نوسان هورمونی تعدیل خواهند شد. علاوه ‌بر این، حواستان به خودتان باشد و بیش‌تر به احساساتتان اهمیت دهید. هر زمان که احساس خوشایندی ندارید از کارها و عوامل استرس زا دوری کنید.

چطور می‌توان هراس را کنترل کرد؟

چطور می‌توان هراس را کنترل کرد؟

۶۱ درصد از زنان شرکت‌کننده تایید کردند که به حمله پانیک دچار می‌شوند. این حمله احساسی ناگهانی و مقاومت‌ناپذیر از ترس است که با عرق کردن، تپش قلب، تنگی نفس، لرزش، و اطمینان از اینکه اتفاق بدی قرار است رخ بدهد همراه است.

ادنا فائو، دارای دکترای روانشناسی و مدیر مرکز درمان و مطالعات اضطراب در دانشگاه پنسیلوانیا می‌گوید: اگر احساس می‌کنید به زودی قرار است دچار حمله‌ی پانیک شوید، سعی کنید به‌ آرامی یا در یک کیسه‌ی کاغذی تنفس کنید. اگر متوجه شدید که نمی‌توانید مانع حمله‌ی پانیک بشوید، بگذارید اتفاق بیافتند و مطمئن باشید مشکل خاصی پیش نخواهد آمد. این حملات معمولا کمتر از ۱۰ دقیقه طول می‌کشند و رفع خواهند شد.
اما به دلیل این‌که فشار مداوم اضطراب تاثیرات منفی‌ای روی بدن و ذهن‌تان می‌گذارد، ضروری است که روش‌هایی برای کنترل علائم اضطراب پیدا کنید. برخی از موثرترین این روش‌ها عبارتند از:

  • ذهن‌تان را آزاد بگذارید

تامپسون می‌گوید: «در میان انبوه اخبار، پیام‌ها، سریال‌های درانتظار برای دیده‌شدن و اطلاعاتی که روزانه به اشتراک گذاشته می‌شود، احساس برانگیختگی بیش از حد، کاملا قابل توجیه است.» برای رسیدن به احساس تعادل گوشی‌تان را خاموش کنید، در یک فضای آرام و ترجیحا زیبا بنشینید و به اطراف نگاه کنید. او می‌گوید: «وقتی به آسمان، خورشید و درختان نگاه ‌کنید، مشکلات‌ در نظرتان کوچک‌تر جلوه می‌کنند.»

  • کمی نفس عمیق بکشید

توصیه متخصصان به تنفس عمیق دلایل بسیاری دارد. از جمله این‌که موجب افزایش اکسیژن‌رسانی به مغز می‌شود. دکتر فائو این تکنیک موثر را پیشنهاد کرده‌ است: دمی عمیق داشته باشید و در حالیکه تا ۴ می‌شمرید به خود بگویید «آرام باش»، سپس بازدم را بیرون بدهید. این کار را به‌مدت یک دقیقه، یا اگر در ترافیک مانده‌اید برای زمان طولانی‌تر، انجام بدهید.

  • کلمات آرامش‌بخش را تکرار کنید

زمزمه‌ی آهنگین نه تنها موجب افزایش تمرکز می‌شود، بلکه ضربان قلب و فشار خون را کاهش می‌دهد، که هر دو این‌ها در هنگام اضطراب افزایش پیدا می‌کنند. خواندن ترانه‌های دوران کودکی یا ترانه‌هایی که دوست دارید هم موجب تحریک عصب واگ و کمک به تنظیم خلق می‌شود.

  • خودتان را در آغوش بگیرید

منظور از این جمله دقیقا عمل در آغوش گرفتن است. دکتر جین لاو تامپسون، روان درمانگر ساکن در فلوریدا می‌گوید: «تماس انسانی باعث ترشح هورمون اندروفین می‌شود که معمولا در زندگی‌ به میزان لازم دریافت نمی‌کنیم.» اگر شخصی که در کنارش احساس آرامش می‌کنید در دسترس نیست، دکتر تامپسون روشی را پیشنهاد کرده که به تنهایی می‌توانید انجام دهید: «ساعدهایتان را از بالا به پایین بمالید، سپس بازوان‌تان را به دور خود بپیچید و فشار دهید.»

  • خودتان را واقع‌گرایانه ارزیابی کنید

مواردی که موجب آزارتان می‌شود را یاداشت کنید، سپس از خود سؤال کنید احتمال اینکه چنین اتفاقی برایتان رخ دهد چقدر  است؟ چه مواردی موجب بروز این اتفاقات خواهد شد؟ چگونه می‌توانم جلوی بروز آن را بگیرم؟ فائو می‌گوید:«با اینکار به سرعت متوجه خواهید شد که همه چیز مرتب می‌شود، دلیلی برای ترس و نگرانی وجود ندارد و قرار نیست کنترل اوضاع از دست‌تان خارج شود.»

  • به‌دنبال صلح‌ و آرامش باشید

احساسات اضطراب‌آور همیشگی و ماندگار نیستند. تسلیم شدن و حفظ آرامش در میانه‌ی اضطراب و صبر برای اتمام آن به‌طور‌طبیعی کمک‌کننده است. زمانی که تحت فشارید به جای اینکه فکر کنید حتما باید یا آن مبارزه کنید تا خلاص شوید، به این فکر کنید که می‌توانید همین حالا با تجربه‌ی این احساس کنار بیایید.

آیا به خوبی با اضطراب کنار آمده‌اید؟

آیا به خوبی با اضطراب کنار آمده‌اید؟

۳۳ درصد از زنان گفته‌اند که در هنگام احساس اضطراب ورزش می‌کنند. متخصصان این راه حل را انتخابی هوشمندانه و موثر می‌دانند. برای مثال یوگا آرام‌کننده‌ی سیستم اعصاب است، که بخشی از آن به دلیل تمرکزی است که این تمرینات روی تنفس دارند. اگر علاقه‌ای به یوگا ندارید یا نمی‌توانید در حال حاضر زمانی را به ورزش اختصاص دهید، برای احساس آرامش ‌کمی قدم بزنید. محققان هاروارد کشف کرده‌اند که حتی ۲۰ دقیقه پیاده‌روی می‌تواند با خالی کردن ذهن، هورمون استرس را کاهش دهد.

۴۱ درصد از زنان گفته‌اند که به سراغ غذا می‌روند. متخصصان معتقدند که باید در این انتخاب تجدیدنظر کنید. درست است که غذاهای پرچرب و شیرین توجه شما را از استرس منحرف و مرکز پاداش مغزتان را روشن می‌کنند، اما منجر به افزایش و سپس افت قند خون می‌شوند که اتفاق مطلوبی در هنگام درگیری با اضطراب نیست. به علاوه خطر افزایش وزن و تاثیر منفی بر سلامتتان را هم در نظر بگیرید. بنابراین با هوس شیرینی مقابله کنید و تا حد ممکن به سراغ غذاهای سالم بروید.

۴۴ درصد از زنان اعلام کرده‌اند که در هنگام اضطراب تلویزیون تماشا می‌کنند. متخصصان معتقدند که گاهی فرار از واقعیت‌های زندگی با رفتن به سراغ تلویزیون اشکالی ندارد. اما اخبار استرس آفرین را دنبال نکنید و فقط آنچه موجب آرامشتان می‌شود را ببینید. هم‌چنین، به صورت مداوم و بی وقفه به تماشای فیلم و سریال ننشینید چون مانع خواب‌تان خواهد شد.

۳۱ درصد هم گفته‌اند در مواجهه با اضطراب به مطالعه‌ی کتاب یا مجله می‌پردازند. متخصصان معتقدند خواندن متنی خوب مانند تماشای تلویزیون افکارتان را به جایی جدید می‌برد، یعنی دقیقا جایی که هنگام اضطراب احساس می‌کنید با بودن در آن‌جا احساس بهتری خواهید داشت. این راه حل برای متوقف کردن افکار درونی اضطراب‌آور بسیار مفید است.

۳۳ درصد زنان گفته‌اند که هنگام اضطراب، انزوا و تنهایی را ترجیح می‌دهند. متخصصان معتقدند: د هنگام اضطراب، دوری از کسانی که احساس خوبی به شما نمی‌دهند، هوشمندانه است اما توجه داشته باشید که ارتباط با افراد مثبت‎اندیش می‌تواند به کنترل اضطرابتان کمک کند. می‌توانید از دوستتان بخواهید برای دیدار و صحبت کردن به شما سر بزند.

۳۳ درصد از زنان هم گفته‌اند برای غلبه بر اضطراب به نوشتن افکار و مشاهدات یا انجام سایر کارهای خلاقانه روی می‌آورند. متخصصان معتقدند صرف زمان روی فعالیت‌های هنرمندانه کمک شایانی به بیرون ریختن موارد منفی در ذهنتان خواهد کرد.  سعی کنید در کلاس‌های منظم شرکت کنید، مثلا سفال‌گری یا نویسندگی، تا به‌صورت منظم و مداوم ذهنتان را در محیطی مبتکرانه قرار دهید.

شما به‌عنوان یک زن،‌ برای رسیدن به آرامش و دور شدن از اضطراب‌ها و نگرانی‌های‌تان چه می‌کنید؟ آیا تجربه متفاوتی دارید که نتیجه‌بخش بوده باشد و بخواهید آن را با ما درمیان بگذارید؟ منتظر کامنت های شما هستیم.