چندوظیفگی یا مالتی تسکینگ چه تأثیری روی مغز دارد؟

چندوظیفگی یا مالتی تسکینگ چه تأثیری روی مغز دارد؟

دانشگاه استنفورد تحقیقاتی در مورد چندوظیفگی انجام داده است. به این صورت که افراد بر اساس میزان تمایل‌شان به چندوظیفگی به چند دسته تقسیم شدند. با مشاهده‌ی تفاوت میان این دسته‌ها نتیجه گرفته شد که افرادی که تمایل بیشتری به چندوظیفگی داشتند و بیشتر کارها را به صورت همزمان پیش می‌بردند، در مقایسه با کسانی که تمایل داشتند کارها را جداگانه به انجام برسانند، عملکرد ضعیف‌تری دارند.

 

چندوظیفگی باعث پایین آمدن عملکرد و کارآیی مغز می‌شود. زیرا مغز تنها قابلیت تمرکز روی یک کار را دارد و با انجام دادن دو یا چند کار هم‌زمان، امکان موفقیت‌آمیز بودن آنها بسیار کم می‌شود.

چندوظیفگی باعث پایین آمدن IQ می‌شود.

چندوظیفگی باعث پایین آمدن IQ می‌شود.

نتایج این تحقیقات دانشگاه استنفورد که توسط بهترین متخصصین انجام شد، نشان داد که چندوظیفگی نه تنها سرعت عملکرد انسان را پایین می‌آورد، بلکه باعث پایین آمدن IQ نیز می‌شود. با مطالعه‌ی دیگری که در دانشگاه لندن صورت گرفت، نتیجه گرفته شد که شرکت‌کنندگانی که در طی انجام وظایفِ شناختی‌شان، چند وظیفه را هم‌زمان انجام می‌دادند، نمرات IQ بسیار ضعیفی از خود نشان دادند. در این آزمایش IQ مردان بالغی که کارها را هم‌زمان انجام داده بودند، ۱۵ نمره پایین آمده بود.

آسیب مغزی بر اثر چندوظیفگی

در گذشته تصور بر این بود که آسیب‌های شناختی وارد شده به مغز در اثر چندوظیفگی، امری موقت است، اما تحقیقات جدید خلاف این تصور را نشان داده‌اند. پژوهشگران دانشگاه ساسکس انگلستان با گرفتن عکس MRI از مغز کسانی که با چند وسیله‌ی الکترونیکی به صورت همزمان کار می‌کنند (مثلا در حین مکالمه تلفنی، با لپتاپ خود فعالیت انجام می‌دهند)، متوجه شدند که کسانی که چندین کار را هم‌زمان انجام می‌دهند، در قشر کمربندی قُدامی مغز آنها، تراکم سلولی کمتری قابل مشاهده است (ناحیه‌ای از مغز که مسئولیت کنترل شناخت، احساسات و حس همدلی را بر عهده دارد.).

البته برای اثبات اینکه چندوظیفگی باعث آسیب فیزیکی به مغز می‌شود، تحقیقات بیشتری مورد نیاز است. (منهای این آسیب مغزیِ فعلی که آدم‌ها به چند وظیفگی مجبور می‌کند) به هر حال از آثار منفی این کار آگاهیم. کِپ کی لوه، نویسنده‌ی ارشد تیم تحقیقاتی در زمینه‌ی عوارض چندوظیفگی و متخصص اعصاب و روان در این مورد گفته است: «به نظر من خیلی اهمیت دارد که مردم را آگاه کنیم تا بدانند این شیوه‌ی فعلی استفاده از وسایل الکترونیکی می‌تواند تغییراتی در نحوه‌ی فکر کردن‌مان به وجو بیاورد و ممکن است این تغییرات در سطح ساختار مغزی بروز کنند.»

از این یافته‌های جدید چه می‌شود می‌آموخت؟

از این یافته‌های جدید چه می‌شود می‌آموخت؟

اگر استعداد انجام دادن کارها را به صورت هم‌زمان دارید، فکر نکنید که این یک قابلیت منحصر به فرد است. این واقعیت دارد که چندوظیفگی عادت خوبی نیست. این کار باعث می‌شود کُند شویم و کیفیت عملکردمان دچار افت شود. حتی اگر بر فرض این کار آسیبی به مغز نرساند، عادت دادن خود به چندوظیفگی، مشکلات زیر را برای ما به وجود می‌آورد. که عبارتند از:

  • عدم تمرکز
  • عدم توجه به جزئیات
  • عدم سازماندهی

انجام دادن کارها به صورت هم‌زمان در جلسات یا سایر موقعیت‌های اجتماعی نشانه‌ی کمبود خودآگاهی و اجتماع‌آگاهی است. دو مهارتِ مربوط به هوش هیجانی (EQ) که برخورداری از آنها موفق بودن در محیط کار را میسر می‌کند. وبسایت TalentSmart با پژوهش بر روی بیش از ۱ میلیون نفر، اینطور نشان داده است که ۹۰ درصد از آن افرادی که عملکرد خیلی خوبی در کار از خود نشان می‌دهند، دارای EQهای بالایی هستند. با کنار هم قرار دادن نتایج این پژوهش‌ها، می‌توان نتیجه گرفت که چندوظیفگی باعث افتEQ  در مغز می‌شود.

آکاتیژیا یا بیقراری حرکتی چیست و چه تفاوتی با سندرم پای بیقرار دارد؟

آکاتیژیا یا بیقراری حرکتی چیست و چه تفاوتی با سندرم پای بیقرار دارد؟

داشتن چنین علائمی ممکن است نشانه‌ی نوعی اختلال حرکتی به نام بیقراری حرکتی یا آکاتیژیا باشد. در این بیماری، نوعی احساس بی قراری درونی در افراد بروز می‌کند که آنها را وادار به حرکت می‌کند.

آکاتیژیا چیست؟

بیقراری حرکتی نوعی اختلال حرکتی است که به عنوان «ناتوانی در نشستن» هم معروف است. زیرا افراد مبتلا به بیقراری حرکتی به حرکت کردن تمایل شدید دارند و نشستن به مدت طولانی برایشان غیر قابل تحمل است. علاقه‌ی زیاد فرد به قدم زدن شاخص ترین نشانه آکاتیژیا است و فرد حتی در خانه نیز نمی‌تواند بنشیند. این بیماری به نوعی در گروه بیماری‌های روانی که به بیقراری شدید ختم می‌شوند، طبقه‌بندی شده اما به عوامل طبیعی مانند استرس یا اضطراب نیز مربوط می‌شود.

علائم بیقراری حرکتی

علائم بیقراری حرکتی

همه ما گاهی ممکن است نوعی از اضطراب بدنی را تجربه کنیم و وقتی اضطراب به سراغمان می‌آید، احساس بیقراری می‌کنیم. اما این دلیل کافی برای ابتلا به آکاتیژیا نیست. فقط زمانی می‌توان به قطع گفت فردی به بیقراری حرکتی مبتلا شده است که قادر به نشستن نباشد و اضطراب همیشگی در او دیده شود. به علاوه برخی از نشانه های روانی-حرکتی خاص نیز در این افراد کاملا به چشم می‌آید. برای مثال این افراد اختلال زیر را تجربه خواهند کرد:
• اختلال بیش فعالی که با گذشت زمان بروز می‌کند.
• بیقراری حرکتی با تکان دادن و حرکات غیر ارادی بدن بروز می‌کند.
• نشانه ای از اختلالات رفتاری مانند افسردگی و خصومت در این افراد دیده می‌شود
معمولاً افراد مبتلا به این بیماری ، بیقراری خود را به صورت ها زیر نشان می دهند:
بلند کردن مکرر پاها در زمان قدم زدن
انجام حرکات نوسان دار توسط پاها
چرخاندن و تاب دادن عضلات به طوری از نظر ظاهری احساس می شود نوع ایستادن این افراد مشکل دارد.
ناتوانی ظاهری در زمان ایستادن و یا قدم زدن
ضربه زدن مکرر با کمر، سر و گردن و یا انجام سایر حرکات غیر معمول با این اندام‌ها
چرخاندن و یا تغییر حالت مکرر کمر یا نیم تنه بالایی
احساس تنش درونی یا ناراحتی و یا احساسات دیگر در زمانی که فرد نیاز به حرکت را در خود احساس می‌کند.
با وجود شباهت بین بیقراری حرکتی با سندرم پای بی قرار، این دو بیماری از هم مجزا هستند. ویژگی‌های حرکتی در سندرم پای بیقرار تا حدی کنترل نشده است و بیقراری در طول دوره‌های خواب و استراحت افزایش می‌یابد. اما حرکت‌های ناشی از بیقراری حرکتی کنترل‌شده‌تر هستند وبه خواب ارتباطی ندارند. اگر چه این حرکت‌ها می‌توانند ماندن در رختخواب را برای فرد دشوار کنند.

در موارد پیشرفته‌تر بیقراری حرکتی گاهی اوقات فرد دچار حمله‌های اضطراب، خصومت، تحریک‌پذیری و یا بیقراری (نارضایتی) می‌شود. در موارد شدید، اضطراب ممکن است به خشونت، پارانویا و یا تمایل به خودکشی کشیده شود.

دلایل آکاتیژیا:

دلایل آکاتیژیا

درصورت مشاهده‌ی نشانه‌ها و علائم بیقراری حرکتی در خود، درگام اول لازم است برای پیدا کردن علت بروز آن باید به متخصص مغز و اعصاب در تهران یا شهرهای دیگر مراجعه کنید. زیرا علائم و نشانه‌های بیماری تنها در صورتی قابل درمان هستند که علت واقعی ایجاد این بیماری شناسایی شود. علل اصلی ابتلا به آکاتیژیا عبارتند از:

بیقراری حرکتی ناشی از دارو

برخی داروها ممکن است در شرایط خاص دارای اثرات درمانی موفق باشند. اما آنها نیز می‌توانند باعث بروز بیقراری حرکتی ناشی از دارو شوند یا دیگر سیستم‌های فرستنده در بدن به واسطه‌ی آنها دچار اختلال شوند. بنزودیازپین‌ها، مسدودکننده‌های بتا آدرنرژیک و آنتاگونیست سروتونین از جمله داروهایی هستند که این مشکلات را ایجاد می‌کنند. گاهی اوقات، آکاتیژیا بر اثر ترک دارو یا مواد مخدر خاص و اعتیاد آور مانند کوکائین و باربیتورات‌ها بروز می‌کند.

داروهای ضدتهوع و یا داروهای تجویز شده برای سردرد میگرنی نیز به طور مشابه ممکن است بیقراری حرکتی را به وجود بیاورند. اگرچه این عارضه بسیار به ندرت اتفاق می‌افتد، اینطور نیست که تغییر نوع دارو لزوماً منجر به این بیماری شود. گاهی اوقات ممکن است پس از مصرف دارو در کوتاه مدت علائم ظاهر شود و گاهی نیز ماه ها طول می کشد تا فرد آکاتیژیا را تجربه کند.

بیماری پارکینسون

بسیاری از افراد مبتلا به بیماری پارکینسون بیقراری حرکتی را تجربه می‌کنند. با این حال، کارشناسان هنوز کشف نکرده‌اند که آیا بیماری پارکینسون باعث بروز این اختلال است یا عوارض جانبی داروهایی که برای درمان سندرم‌ها و بیماری‌های مرتبط استفاده می‌شود، بیقراری را ایجاد می‌کنند.

مصرف داروهای ضدافسردگی

کارشناسان طی آزمایشات بالینی که بر روی داروی ضد افسردگی مختلف مانند داروهایی که برای اضطراب، مشکلات عاطفی و بیش فعالی تجویز می شوند، انجام شده است، دریافته‌اند که بیقراری حرکتی یکی از عوارض طولانی مدت این داروها است. برخی از مطالعات نیز نشان‌دهنده‌ی ارتباط بین خشونت و بیقراری حرکتی ناشی از مصرف داروهای ضد افسردگی است. داروهای ضد افسردگی، به دلیل افزایش سروتنین چنین حالت‌هایی را در بدن ایجاد می‌کنند.

درمان آکاتیژیا

درمان آکاتیژیا

درمان بیقراری حرکتی تا حدودی دشوار است. اگر این اختلال ناشی از دارو باشد، درمان معمولاً شامل ترک دارو به طور کامل، کاهش دوز داروهای درمانی و یا تغییر نوع دارو می‌شود. متاسفانه، در افرادی که داروهای یا ضدافسردگی یا ضدجنون مصرف می‌کنند و به این عارضه دچار می‌شوند، معمولاً تغییر نوع و دوز دارو می تواند باعث بروز عوارض جانبی بیشتری شود و گاهی نیز ممکن است بیماری روانی زمینه‌ای با این اقدام قوی‌تر و شدیدتر شود.

گاهی نیز پزشک بنزودیازپین‌ها، پروپرانولول، یا آنتی‌کلی‌نرژیک را برای بهبود بیقراری حرکتی حاد تجویز می‌کند. اما این گزینه‌های درمانی معمولاً در مورد بیقراری حرکتی مزمن مؤثر نیستند. در مورد بیقراری حرکتی ناشی از دارو، با کاهش دوز داروممکن امکان کاهش شدت این عارضه وجود دارد. با این حال، کاهش دوز و یا متوقف کردن داروها باید به صورت تدریجی باشد. زیرا در غیر این صورت علائم شدیدتری به همراه دارد.

مصرف ویتامین ب برای آکاتیژیای ناشی از نورولپتیک، بهترین گزینه درمان محسوب می‌شود. در این شرایط تری هگزیفنیدیل توسط پزشک متخصص مغز و اعصاب تجویز می‌شود تا بیقراری حرکتی و نشانه‌های همراه آن کاهش یابد.

تغییر در رژیم غذایی

ویتامین B6 برای کاهش علائم بیقراری حرکتی بسیار مفید است. مواد مغذی بسیاری منبع این ویتامین محسوب می‌شوند. اما گوشت و نشاسته غنی‌ترین منبع ویتامین B6 هستند. بنابراین این مواد غذایی را در رژیم خود داشته باشید:
• سیب زمینی
• گوشت گاو

سندرم آسپرگر چیست و علائم آن چه تفاوتی با اوتیسم دارد؟

سندرم آسپرگر چیست و علائم آن چه تفاوتی با اوتیسم دارد؟

 این سندرم مشکلات زیادی در تعاملات اجتماعی فرد شده و الگوهای رفتاری محدودکننده و تکرارشونده به وجود می‌آورد. در گذشته این عارضه را مستقل از اوتیسم می‌شناختند، اما در ویرایش پنجم «راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی» که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، جزو زیرمجموعه‌ی اختلال طیف اوتیسم (ASD) در نظر گرفته شد. برقراری ارتباط و داشتن تعامل برای این افراد بسیار دشوار است و احساس سردرگمی و اضطراب برای آنها به وجود می‌آورد. در این مقاله با علائم سندرم آسپرگر، دلایل، تشخیص، درمان و همچنین عوارض این بیماری سندرم آشنا خواهید شد.
در هر هزار نفر حدود ۰٫۰۳ تا ۴٫۸۴ فرد مبتلا به این سندرم مشاهده شده. همچنین اینطور برآورد شده است که این سندرم در مردان تقریبا چهار برابر بیشتر از زنان شایع است.

 

علائم سندرم آسپرگر

علائم سندرم آسپرگر

سندرم آسپرگر طیف وسیعی از علائم مختلف را دربرمی‌گیرد. امکان بروز علائم اولیه‌‌ی این عارضه در یک سالگی وجود دارد. ناهماهنگی‌های حرکتی یکی از این علائم است که باعث می‌شود فرد مبتلا دست‌وپاچلفتی به‌ نظر برسد. دیگر علائم سندرم آسپرگر عبارت‌اند از:

• علایق محدودکننده و تکرارشونده: تمام علایق فرد مبتلا  فقط محدود به موضوع یا شیئی خاص است. به طور معمول فعالیت‌های این افراد عبارتند از: جمع‌آوری، شمارش، فهرست‌برداری

• روال همیشگی: مبتلایان به سندرم آسپرگر قوانین و تشریفاتی خاص خودشان را دارند که آن را همیشه با روشی منحصر به فرد انجام‌ می‌دهند. اما ایجاد تغییری ناگهانی در این روال، ممکن است باعث بروز احساس اضطراب یا آشفتگی در فرد شود.

• تأخیر در رشد مهارت‌های حرکتی: به‌ دلیل هماهنگی ضعیف در مهارت‌های حرکتی، مبتلایان به سندرم آسپرگر به‌ سختی قادرند اعمال ظریفی مانند بستن بند کفش را انجام دهند. همچنین امکان دارد طرز راه‌رفتن این افراد خشک یا فنری به‌ نظر برسد. یا هنگام راه‌رفتن دست‌‌هایشان را در طرفین بدن بی‌حرکت و ثابت باشد.

• مشکل هم‌جواری: افراد مبتلا به به سندرم آسپرگر قدرت تخمین فاصله‌ی مناسب با افراد هنگام صحبت کردن را ندارند و نمی‌توانند تشخیص دهند چقدر باید به افراد نزدیک شوند.

• انزوای اجتماعی: به دلیل ضعف در مهارت‌های اجتماعی، مبتلایان به سندرم آسپرگر فقط درباره‌ی علایق محدودشان تمایل به صحبت کردن دارند، اغلب دچار انزوای اجتماعی شده و به اصطلاح در خودشان فرو می‌روند. این افراد معمولاً نسبت به دیگران بی‌علاقه، سرد و کناره‌گیر به‌ نظر می‌رسند. به‌ همین‌ دلیل یداکردن دوست و حفظ رابطه‌ی دوستی برای این افراد چالش‌‌هایی به همراه دارد.

• ناتوانی در خیال‌پردازی: افراد مبتلا به سندرم آسپرگر، برای موقعیت‌های مختلف انتظار نتایج یکسان دارند و به‌ همین‌ دلیل تظاهر و نقش‌ بازی‌کردن برای آنها بی‌معنی یا حتی غیرممکن است.
این علائم معمولا زمانی قابل تشخیص است که نیازهای محیطی فرد رو به افزایش باشد. بنابراین ممکن است تشخیص بیماری فرد تا اوایل بزرگسالی و پایان دوران دبیرستان به تعویق بیفتد. همچنین جالب است که این افراد اغلب به موضوعات مربوط به حافظه، منطق و سیستم‌ها بیشتر جذب می‌شوند و می‌توانند در علوم رایانه، ریاضیات و موسیقی با استعداد فوق‌العاده ظاهر ‌شوند.

علل سندرم آسپرگر

علل سندرم آسپرگر

 عده‌ای از پژوهشگران بر این باورند که عوامل محیطی در اوایل دوران بارداری در ایجاد سندرم آسپرگر اثرگذار هستند. اما این باور هنوز به اثبات نرسیده است. سندرم آسپرگر می‌تواند با ناهنجاری‌های مغزی نیز در ارتباط باشند. همچنین نتایج به دست آمده از طریق تصویربرداری‌های پیشرفته‌ی مغزی، تفاوت‌های کارکردی و کارکردی در نقاط خاصی از مغز مبتلایان به سندرم آسپرگر را نشان داده‌اند.

تشخیص سندرم آسپرگر

برای تشخیص این سندرم آزمایش خاصی موجود نیست. در کل به‌دلیل طیف وسیع علائم این عارضه، تشخیص زودهنگام آن به‌سختی امکان‌پذیر است. اگر سندرم آسپرگر در کودکی تشخیص داده شود، تیمی متشکل از متخصص اطفال و سایر متخصصان از جمله بهترین متخصصان مغز و اعصاب و روان‌شناس‌ها برای پیگیری روند درمان وارد کار می‌شوند. پزشکان معالج موظفند والدین کودک را از علائم بیماری آگاه کرده و حتی شاید از معلمان کودک نیز خواسته شود که نسبت به وضعیت او ملاحظاتی داشته باشند. همچنین درمورد بزرگسالان پزشک معمولاً از همسر، والدین یا سایر وابستگان بیمار درباره‌ی دوران رشد او سؤالاتی می‌پرسد.

درمان سندرم آسپرگر

درمان سندرم آسپرگر

درمان‌گر درصورت تشخیص دقیق می‌تواند درک بهتری از چالش‌هایی که بیمار با آنها روبه‌روست، پیدا کند و بیمار نیز در این‌ صورت شانس بیشتری برای بهبود خواهد داشت. روش‌های درمانی مختلفی برای ایجاد تعاملات اجتماعی و مبارزه با اضطراب به کار می‌گیرد و او را به خارج شدن از انزوای اجتماعی تشویق می‌کند. برخی از این درمان‌ها عبارت‌اند از:

آموزش مهارت های اجتماعی:
افراد مبتلا به سندرم آسپرگر، با طی کردن این روش درمانی، یاد می‌گیرند که تعاملات‌شان با دیگران را از طریق درک نشانه‌های اجتماعی و بروز واکنش مناسب پیش ببرند.

آموزش مهارت های ارتباطی:
افراد مبتلا به سندرم آسپرگر، به‌ کمک گفتار درمانی و آموزش‌های زبانی خاص برای مثال چگونگی شروع مکالمه با دیگران را فرا می‌گیرند. فرد با گذراندن این دوره آموزش‌ها چگونگی لحن صدایش را هنگام تأییدکردن، سؤال‌پرسیدن، ابراز مخالفت یا فرمان‌دادن را یاد می‌گیرد. از دیگر آموزش‌های مرتبط می‌توان چگونگی تفسیر نشانه‌های کلامی و غیرکلامی و نحوه‌ی پاسخ صحیح به این نشانه‌ها را نام برد.

• رفتار درمانی شناختی (CBT) : مبتلایان به سندرم آسپرگر از طریق رفتار درمانی شناختی، چگونگی کنترل احساسات را فرا می‌گیرند و می‌توانند در نهایت روتین‌های تکرارشونده‌ و علایق وسواسی خود را کاهش دهند.
• دارودرمانی: برای سندرم آسپرگر هیج دارویی موجود نیست، اما اغلب داروهای خاصی برای کاهش اضطراب و رفع علائم تجویز می‌شوند.
• فیزیوتراپی و کاردرمانی: فیزیوتراپی و کاردرمانی در افراد مبتلا به سندرم آسپرگر مشکلات یکپارچگی حسی را بهبود بخشیده و هماهنگی‌های حرکتی را تقویت میکند.
• طب جایگزین: رژیم‌های غذایی سالم خاصی مانندرژیم‌های بدون گلوتن و مکمل‌های ویتامین در درمان سندرم آسپرگر مفید تشخیص داده شده‌اند. مصرف منظم روغن ماهی نیز در کمک به برخی رفع مشکلات شناختی و اضطراب مؤثر شناخته شده است.

نقش حمایتی والدین چقدر اهمیت دارد؟

نقش حمایتی والدین چقدر اهمیت دارد؟

 این افراد با یادگیری استراتژی‌های کمکی می‌توانند عزیزشان را بیشتر پشتیبانی کنند و احساس تنهایی و انزوا را در فرد بیمار از بین ببرند. فرد مبتلا به سندرم آسپرگر اگر اطمینان حاصل کند که تغییر امکان‌پذیر است و برای آن برنامه‌ای ریخته شده، راحت‌تر می‌تواند با تغییرات کنار بیاید.
به والدین توصیه می‌شود که در صورت مشاهده‌ی علائم سندرم آسپرگر در کودک، این موضوع را با عوامل مدرسه در میان بگذارند. زیرا فضاهای آموزشی می‌توانند در یادگیری‌ مهارت‌های لازم، مفید واقع شوند. ناگفته نماند که ویژگی‌های اصلی این عارضه تا آخر عمر از بین نمی‌رود، اما با حمایت‌ والدین و دیگر وابستگان می‌شود کیفیت زندگی فرد را تا حد زیادی بهبود بخشید.

عوارض سندرم آسپرگر

مشکلات حسی: اختلال حساسیت حسی می‌شوند در برخی از افراد مبتلا به این عارضه رایج است. در نتیجه باعث تشدید یا تضعیف حواس‌شان می‌شود. این اختلال روی درک صداها، بوهای قوی، نورهای روشن و همچنین درک بافت غذا اثرگذار است.

سایر عوارض مرتبط با سندرم آسپرگر:

سایر عوارض مرتبط با سندرم آسپرگر

کودکان کم‌سن‌ ِمبتلا به سندرم آسپرگر معمولاً بیش از حد فعال هستند. سایر عوارض مرتبط عبارت‌اند از:
• افسردگی مخصوصاً در سنین بالاتر
• اختلال کم‌توجهی‌-‌بیش‌فعالی (ADHD)
• اختلالات اضطرابی
• اختلالات تیکی مانند سندرم تورِت
• اختلال وسواس فکری‌-‌عملی (OCD).

چکیده:

علائم اولیه‌ی این سندرم در کودکان ممکن است در یک سالگی بروز کند.
سندرم آسپرگر در مردان به‌ نسبت زنان بیشتر شایع است.
علائم سندرم آسپرگر عبارتند از:
• علایق وسواسی
• تشریفات روزمره
• ناتوانی در خیال‌پردازی
• تأخیر در مهارت‌های حرکتی
مبتلایان به سندرم آسپرگر با یادگیری استراتژی‌های کمکی می‌توانند کیفیت زندگی خود را بهبود بخشند.

کم خوابی چه تأثیرات مخربی بر روی مغز می‌تواند داشته باشد؟

کم خوابی چه تأثیرات مخربی بر روی مغز می‌تواند داشته باشد؟

همان‌طور که مردم ساکن نیم‌کره‌ی شمالی، با شروع فصل بهار، به منظور صرفه‌جویی در مصرف انرژی، زمان رسمی را یک ساعت به جلو تغییر می‌دهند، بسیاری از ما نگران آسیب احتمالی آن به خواب خود هستیم. این تغییر، باعث می‌شود میلیون‌ها نفر با کم خوابی مواجه شوند.

میزان خواب کافی برای بدن

بنا به گزارش بنیاد ملی خواب، میزان خواب بیشتر بزرگسالان آمریکایی در حال حاضر حدود ۶ تا ۹ ساعت در شب است. در دهه‌ی ۱۹۴۰ این مدت زمان، ۷ تا ۹ ساعت بود. پس می‌توان گفت مدت زمان خواب افراد نسبت به گذشته یک ساعت کم شده است. در سال ۱۹۴۲، به ۸۴ درصد آمریکایی‌ها توصیه می‌شد که بین ۷ تا ۹ ساعت در شبانه روز بخوابند. نتایج پژوهش‌های دیگری در ژانویه‌ی ۲۰۱۸ حاکی از آن است که مردان در مقایسه با زنان بیشتر به کم خوابی دچار هستند.

چرا کم خوابی نکوهش می‌شود؟

چرا کم خوابی نکوهش می‌شود؟

مشکلات ناشی از کم خوابی تنها به خستگی ختم نمی‌شود. پژوهش‌‌گران در سال‌های اخیر ثابت کرده‌اند که ریسک ابتلا به بیماری‌های مزمنی مانند چاقی، دیابت، افسردگی و آسم در افرادی که کم خوابی دارند، در مقایسه با کسانی که خواب منظم حداقل ۷ ساعته دارند، به مراتب بالاتر است.
طبق پژوهش‌ها، کم خوابی حتی در حد یک ساعت، عوارض مخربی روی مغز کودک در حال رشد دارد. کم خوابی بر رمزگذاری حافظه و انعطاف‌پذیری مغز تأثیر منفی دارد و همچنین باعث اختلال در تمرکز و توجه کودک در زمان تحصیل او می‌شود.

خواب روی سیستم‌های بیولوژیکی بدن انسان تأثیر می‌گذارد. باید بدانیم که کم خوابی عواقب جدی بیولوژیکی را به همراه دارد. محرومیت از خواب کافی، سیستم عصبی سمپاتیک بدن را تحریک کرده و واکنش گریز یا جنگ در آن شدت می‌گیرد. در این شرایط باید ریسک افزایش فشار خون و خطر بیماری قلبی را به جان خرید.
با کم خوابی ، کورتیزول بیشتری توسط سیستم غدد درون‌ریز آزاد می‌شود که باعث بروز استرس می‌شود. همچنین بدن نسبت به ترشح انسولین مقاوم‌تر شده و این امر در درازمدت، باعث افزایش خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ می‌شود. به علاوه، کمبود خواب می‌تواند ترشح هورمون‌های رشد و نگهداری عضلات را کاهش دهد. همچنین کم خوابی از عوامل سردرد محسوب می‌شود که در درازمدت می‌تواند مزمن شود.
 

تاثیر کم خوابی بر خلق و خو

تاثیر کم خوابی بر خلق و خو

 از دیگر عوارض ناشی از کمبود خواب می‌توان بدخلقی و اختلال در تمرکز که در مواردی با اختلالات حافظه همراه است را نام برد. همچنین امکان دارد که کم خوابی، باعث کاهش تحمل درد و همچنین کند شدن واکنش‌ افراد نسبت به محرک‌های محیطی شود.

فواید خواب برای مغز

خواب کافی و مناسب یکی از ملزومات مهم سلامت مغز است. خواب در واقع بخش مهمی از تثبیت یادگیری و حافظه محسوب می‌شود. از دیگر فواید خواب برای مغز می‌توان به حذف پروتئین‌های مضر اشاره کرد. سطح این نوع پروتئین‌ها در بیماران مبتلا به آلزایمر بالاتر است. نتایج بررسی‌ها حاکی از آن است که تجمع این نوع پروتئین در مغز افرادی که به کم خوابی دچار هستند، بیشتر است.

تأثیر کم خوابی بر مغز

تنظیم چرخه‌ی خواب و بیداری ما توسط ساعت بدن انجام می‌گیرد. ساعت بدن به مغز در آزاد کردن هورمون‌های طبیعی ملاتونین در زمان خواب، کمک می‌کند. اینطور به نظر می‌رسد که سیستم بدن ما برای تنظیم برنامه‌ی خواب و ملاتونین، به‌شدت تحت کنترل روشنایی و نور است. سلول‌های موجود در شبکیه‌ی چشم‌های ما، به‌طور مستقیم با تنظیم‌کننده‌های ساعت بیولوژیکی مغز ارتباط دارند.
این تنظیم‌کننده‌ها در بخش هیپوتالاموس قرار گرفته‌اند و این قسمت بیشتر از همه توسط نور تحریک می‌شود. از طرفی نورون‌ها بیش از هر چیز تحت تاثیر امواج نوری در محدوده‌ی طیف آبی تا نور آبی هستند.
طبق توصیه‌ی بهترین متخصصین مغز و اعصاب ، به هیچ عنوان نباید اهمیت خواب را دست کم گرفت. زیرا بازدهی جسمی و ذهنی ما به شدت وابسته به این موضوع است.

میزان قند خون چه تاثیراتی بر روی مغز می‌تواند داشته باشد؟

میزان قند خون چه تاثیراتی بر روی مغز می‌تواند داشته باشد؟

 

مغز انسان

با وارد شدن گلوکز به رگ‌های خونی، هورمونی به نام انسولین توسط پانکراس (لوزالمعده) ترشح می‌شود که اتصال قند خون به سلول‌ها و تسهیل ورود گلوکز به داخل سلول و در نتیجه کاهش قند خون را میسر می‌سازد. این عمل باعث تأمین شدن انرژی لازم برای سوخت و ساز بدن و عملکرد درست مغز می‌شود.
پانکراس سطح قند خون را به طور مداوم بررسی کرده، وضعیت آن را در نظر گرفته و در نهایت انسولین (به میزان خاصی) ترشح می‌کند.
به طور طبیعی سطح قند خون باید بین 70 تا 120 میلی‌گرم گلوکز در هر دسی لیتر خون باشد. بالاتر رفتن قند خون از این مقدار، منجر به بروز هیپرگلیسمی یا افزایش قند خون می شود. رسیدن قند خون به پایین تر از 70 میلی گرم در دسی لیتر، باعث بروز علائم هیپوگلیسمی و افت قند خون در فرد می‌شود.
هر دو مورد افزایش و یا افت قند خون، اختلال عملکرد مغزی را به همراه دارد.
بیماری دیابت در نتیجه‌ی بالا بودن قند خون بروز می‌کند. در دیابت نوع 1 ، مقادیر کافی انسولین توسط پانکراس ترشح نمی‌شود. و در دیابت نوع 2 یا انسوین کافی ترشح نمی‌شود و یا سلول‌های بدن نسبت به عملکرد انسولین، از خود مقاومت نشان می‌دهند.

اختلالات شناختی و حرکتی

اختلالات شناختی و حرکتی

برای عملکرد صحیح مغز، قند خون به میزان 80 تا 270 میلی گرم در دسی لیتر مورد نیاز است. در واقع در این محدوده قند خون، مغز بدون هیچ مشکلی فعالیت خود را ادامه می‌دهد.
مطالعات حاکی از آن است که قند خون بالاتر از سطح 270 در دیابت نوع ۱، قدرت تکلم و بیان فرد را دچار اختلال می‌کند. همچنین این سطح قند خون، باعث اختلال در پاسخ به سوالات چند جوابی و توانایی محاسبات ذهنی و به طور کلی قدرت تحلیل اطلاعات می‌شود. با افزایش سطح قند خون، سطح این اختلالات شدیدتر می‌شود.
به همین دلیل افزایش یا افت قند خون، اختلال عملکرد مغزی را در پی خواهد داشت.

ناهنجاری‌ها:

اختلال عملکرد مغزی در اثر قند خون بالا در هر فرد، علائم آسیب و نیز شدت متفاوتی دارد.
قندهای مختلف، به شکل‌های متفاوتی بر روی مغز تأثیر می‌گذارند.
به نظر می رسد گلوکز بر مناطقی از مغز که وظیفه تنظیم اشتها را بر عهده دارند تاثیر می گذارد. در حالی که فروکتوز یا قند میوه، این تأثیرگذاری را ندارد.
بر اساس مطالعات، افرادی که نوشیدنی‌های شیرین‌شده با گلوکز مصرف می‌کنند، با کاهش شدت و میزان جریان خون به ناحیه‌ای از مغز به نام هیپوتالاموس روبرو می‌شوند، در حالی که مصرف نوشیدنی حاوی فروکتوز، افزایش خفیفی در جریان خون مغزی و مخصوصا در ناحیه هیپوتالاموس به وجود می‌آورد. بنابراین می‌توان گفت که قند فروکتوز، باعث افزایش فعالیت مغزی و نیاز مغز به قند می‌شود.

گاهی قند خون خیلی بالا یا خیلی پایین، باعث اختلال در عملکرد مغزی و یا کاهش هوشیاری بیمار می‌شود. در این صورت فرد می‌تواند نشانه‌های مشابه با سکته مغزی داشته باشد.
گلوکز نیز باعث کاهش عملکرد و فعالیت نقاط مؤثر در تنظیم اشتها می‌شود. در حالی که فروکتوز روی کنترل اشتها تأثیری ندارد. در واقع تأثیر فروکتوز بر مغز، مکانیسم متفاوتی دارد.
فروکتوز خیلی کمتر از گلوکز ترشح انسولین را تحریک می‌کند.

رابطه قند خون و سکته مغزی:

رابطه قند خون و سکته مغزی


به دلیل رسوب قند در عروق افراد دیابتی، ریسک سکته مغزی در این افراد بالا است.
همچنین باید گفت امروزه دیابت نوع دو بسیار شایع است و چربی خون بالا و اضافه وزن، از مشکلات رایج افراد مبتلا به دیابت می‌باشد. در این شرایط، احتمال بروز سکته مغزی بالا می‌رود. مخصوصاً اگر بیمار دارای پرفشاری خون، سابقه حملات ایسکمی گذرا، اضافه وزن و چاقی، کلسترول بالا بوده و یا سیگاری باشد.
گاهی علائم افت قند و سکته مغزی بسیار به هم شباهت دارند. این علائم عبارتند از:
• عدم توانایی هماهنگی در انجام حرکات
• سردرد شدید و ناگهانی
• گزگز ناگهانی صورت، اندام‌های فوقانی یا تحتانی که معمولاً یک سمت بدن را درگیر می‌کند.
• اختلال در بینایی
• احساس چرخش اتاق و اجسام به دور سر

در صورت داشتن این علائم، مراجعه به پزشک دارای فوق تخصص سکته مغزی می‌تواند راهگشا باشد.

اختلال در تعادل بدن انسان بر اثر چه بیماری‌هایی بروز می‌کند؟

اختلال در تعادل بدن انسان برا اثر چه بیماری‌هایی بروز می‌کند؟

با افزایش سن تعادل بدن انسان دچار افت می‌شود، برخی بیماری‌ها  نیز با تحت تأثیر قرار دادن سیستم‌هایی از بدن که مسئولیت برقراری تعادل را بر عهده دارند، قادرند بر تعادل انسان اثر منفی بگذارند. در ادامه در مورد این شرایط بخوانید.

دیابت

دیابت کنترل نشده قادر است اندام‌های مختلف بدن را درگیر کرده و منجر به عملکرد نامناسب کلیه‌ها، مشکلات بینایی، مشکلات دهان و دندان، آسیب عصبی و اختلال در حفظ تعادل شود. اختلال در تعادل معمولاً بر اثر ترکیبی از عوامل مانند آسیب عصبی، فقدان حواس و جریان خون ناکافی به قسمت پایینی پاها بروز می‌کند. متاسفانه، دیابت کنترل نشده آسیب شدید رگ‌های خونی و یا عصبی را در پی دارد که در نهایت فرد با مشکلات شدید پا و قطع عضو مواجه می‌شود.

مسائل مربوط به گوش داخلی

دستگاه دهلیزی، ساختار استخوانی در گوش، می تواند بر بینایی و تعادل انسان تاثیرگذار باشد. به گفته انجمن اختلالات دهلیزی آمریکا، دستگاه دهلیزی مسئولیت اطلاعات حسی مرتبط با حرکت، تعادل و جهت‌یابی فضایی را بر عهده دارد. بر همین اساس، یک عفونت گوش ساده نیز ممکن است سرگیجه به وجود بیاورد.

میگرن

اگر به میگرن دچار هستید، سردرد شدید همراه با حساسیت به نور و صدا را تجربه کرده‌اید. این عارضه می‌تواند موجب مشکلات بینایی، حرکت و اختلال در تعادل را در فرد به وجود بیاورد. سرگیجه معمولا زمانی بروز می‌کند که سیستم اطلاعات دیداری بدن در پردازش درست محرک‌های بیرونی از طریق مغز که برای حفظ تعادل درست مورد نیاز است، ناتوان عمل کند.
با پژوهشی که در نشریه Journal of Vestibular Research منتشر شد، این نتیحه حاصل شد که سرگیجه مرتبط با میگرن منجر به شل شدن رگ‌های خونی، اسپاسم و تغییر در جریان خون به سمت مغز می‌شود. سرگیجه مرتبط با میگرن به بخش‌های مسئول تعادل در مغز حمله می‌کند و این موضوع باعث اختلال در تعادل فرد می‌شود.

پادرد و بیماری‌های مربوط به پا

پادرد و بیماری‌های مربوط به پا

بیماری‌ها و شرایط مرتبط با پاها به وضوح می‌توانند اختلال در تعادل را برای فرد به وجود بیاورند. مشکلات پا مانند پینه و میخچه انگشت شست پا و پادرد می توانند تعادل انسان را مختل کنند.

فشار خون پایین

افت فشار خون ارتواستاتیک زمانی بروز می‌کند که جریان خون به مغز کاهش پیدا کرده و این قضیه باعث افت فشار خون شود. این شرایط باعث افت فشار خون در شریان‌ها شده و مغز را از دریافت خون سرشار از اکسیژن محروم می‌کند. نتیجه این شرایط می‌تواند عوارض زیر را به همراه داشته باشد:
• آگاهی فضایی مختل شده
• سبکی سر
• سرگیجه و حتی غش در صورت نشستن یا برخاستن خیلی سریع
 

بیماری ام اس

مولتیپل اسکلروزیس نوعی بیماری خودایمنی می‌باشد که کل سیستم عصبی، از جمله نخاع و مغز را درگیر می‌کند. این بیماری به پوشش محافظ اعصاب (میلین)، حمله کرده و التهاب و آسیب‌دیدگی میلین را به همراه دارد. مسئولیت انتقال تکانه‌ها از طریق الیاف عصبی بر عهده میلین است و هر گونه آسیب‌دیدگی آن می‌تواند اثرات مخرب بزرگی به بار بیاورد. به طور خاص، هرگونه آسیب دیدگی مخچه، می‌تواند سبب اختلال در تعادل شده و بی‌ثباتی یا ناتوانی در کنترل اندام ها را در پی داشته باشد. بی حسی در یک سمت از بدن یا از دست دادن تعادل از نخستین نشانه‌های بیماری ام‌ اس است..
متأسفانه هنوز درمانی برای بیماری ام‌اس وجود ندارد، اما آگاهی درباره آن نسبت به گذشته بیشتر شده است. 

برخی داروها

بسیاری از داروها با وجود خاصیت‌های درمانی می توانند عوارض جانبی داشته باشند که باعث بروز اختلالاتی در تعادل بدن ما می‌شوند. 
 

بیماری های چشم

بیماری های چشم

 در صورت بروز مشکل در تمرکز یا حتی بیماری ممکن است به راحتی تعادل خود را از دست بدهید. گاهی راه حل ساده است و با استفاده از عینکی جدید مشکلات حل می‌شوند اما در موارد دیگر دلیل اصلی بروز مشکل، مسئله‌ای جدی‌تر مانند بیماری چشم است. آزمایش سالانه چشم‌ها برای تشخیص و پیشگیری از مسئله‌ساز شدن بیماری‌هایی مانند آب سیاه و آب مروارید بسیار توصیه شده است. در بیشتر موارد، تشخیص زودهنگام، درمان موفقیت آمیز را به دنبال دارد.

آسیب عصبی

 با درگیر شدن ماهیچه‌ها یا اعصاب کنترل کننده حرکت ممکن است فرد با اختلال در تعادل و از دست رفتن هماهنگی بدن مواجه شود.

دیگر نشانه‌های نوروپاتی محیطی عبارتند از:
• سرگیجه
• مشکلات معده
• بی‌حسی در دست ها و پاها
• تعریق بیش از حد
با وجود برگشت‌ناپذیر بودن آسیب عصبی، مراجعه به بهترین متخصص مغز و اعصاب برای تشخیص زودهنگام می تواند روند بیماری را کند کرده و علائم را کاهش دهد.

بیماری پارکینسون

بیماری پارکینسون

مسائلی که در سیستم ایمنی بدن بروز می‌کنند، عموماً دلیل اصلی بسیاری از مشکلات تعادلی و وضع اندامی محسوب می‌شوند. به عنوان مثال سکته مغزی ، بیماری ام‌اس، یا اختلالات مرتبط با آتاکسی (آتروفی سلول‌های مخچه مغز) اغلب ناتوانی در کنترل ماهیچه در پاها و دست‌ها را برای فرد به همراه دارند که به مشکلات زیر ختم می‌شود:
• از دست رفتن تعادل
• کاهش هماهنگی منجر

 این ماده انجام حرکات روان و هماهنگی حرکات ماهیچه‌ای را ممکن می‌سازد. افراد مبتلا به بیماری پارکینسون مرگ تدریجی سلول‌های این بخش از مغز را تجربه کرده و این شرایط باعث کاهش سطوح دوپامین در مغز می‌شود. افت 60 تا 80 درصدی تولید دوپامین، بروز علائم اولیه‌ی بیماری پارکینسون را به همراه دارد.
در صورت بروز علائم سکته مغزی مراجعه به پزشک دارای فوق تخصص سکته مغزی می‌تواند بسیار راهگشا باشد.

تومور مغزی

 بخش هایی مشخص از مغز مسئولیت هماهنگی و حرکت را بر عهده دارند. از این رو، با تشکیل تومور در این بخش‌ها تعادل بدن انسان با مشکل روبرو می‌شود.

سندرم رمزی هانت

علائم سندرم رمزی هانت (هرپس زوستر اتیکوس) به زونا شباهت داشته و علائم زیر را به همراه دارد:
• راش‌های پوستی
• افت شنوایی
این شرایط می تواند شنوایی، اعصاب صورت و دهلیزی در نزدیکی یکی از گوش‌های شما را درگیر کند. سندرم رمزی هانت می‌تواند بر تعادل انسان تأثیر چشم‌‌گیری داشته و باعث بروز سرگیجه یا وزوز گوش شود.

عملکرد دو نیمکره چپ و راست مغز در افراد کختلف چگونه است؟

عملکرد دو نیمکره چپ و راست مغز در افراد مختلف چگونه است؟

نیمکره‌های سمت راست و چپ مغز با تعداد زیادی رشته‌ی عصبی به‌هم متصل می‌باشند. در مغزی سالم، این دو قسمت با هم در ارتباط هستند. البته ارتباط میان این دو بخش ضروری نیست مثلا در صورت آسیب دیدگی و جدا شدن هردو بخش، همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند.

 

نیمکره‌ چپ مغز در مقابل نیمکره‌ی سمت راست

باور رایج این است که برخی افراد چپ‌مغز هستند و برخی دیگر راست‌مغز و افکار، شخصیت و رفتار هر فرد وابسته به این موضوع است. از آنجا که بعضی اشخاص راست‌دست هستند و برخی دیگر چپ‌دست، افراد چپ‌مغز را با این ویژگی‌ها می‌شناسند:
• منطقی
• تحلیل‌گر
• محاسبه‌گر
• مایل به فکر کردن در قالب کلمات
افراد راست‌مغز را نیز با این ویژگی‌ها می‌شناسند:
• آزاداندیش
• شهودی
• دارای نگاهی کلان به موضوعات

آنچه تحقیقات می‌گویند:

متخصصین مغز و اعصاب بر این باورند که آنچه درباره‌ی راست‌مغز و چپ بودن بین مردم جا افتاده، حقیقت ندارد. طی مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۳، با بررسی تصاویر سه‌بعدی مغز هزار نفر به وسیله‌ی اسکنر MRI، میزان فعالیت هردو نیمکره تخمین زده شد. نتایج نشان می‌داد که هر انسان، از هردو نیمکره مغزی خود استفاده می‌کند و ممکن نیست بخشی بر دیگری غالب باشد.
با این وجود، فعالیت مغزی افراد بسته به کاری که انجام می‌دهند متفاوت است، یعنی گاهی نیمکره چپ و گاهی نیز نیمکره راست به کار گرفته می‌شود. مثلا مرکز زبان در نیمکره‌ی چپ مغز قرار است درحالی که ارتباطات غیرکلامی و احساسات به نیمکره راست مغز مربوط می‌شوند.
در سال ۱۹۶۰ به میلادی راجر. و .اسپِری برای تحقیقات درباره‌ی تقسیم‌بندی وظایف مغز جایزه نوبل اهدا شد. 

ویژگی‌ها و عملکرد نیمکره‌های مغزی

ویژگی‌ها و عملکرد نیمکره‌های مغزی

با وجود ثابت شدن این قضیه که چیزی به نام راست‌مغز یا چپ‌مغز بودن حقیقت ندارد. اما می‌دانیم ویژگی‌های هریک از این دو نیمکره با هم تفاوت دارند. برای مثال:
۱. زبان
نیمکره چپ مغز بیشتر در تولید صحبت کردن و تولید واژه‌ها فعالیت دارد. در بیشتر افراد، دو بخش اصلی زبانی یعنی ناحیه‌ی بروکا و ورنیکه در نیمکره چپ مغزشان قرار گرفته‌اند.

۲. احساسات
نیمکره راست مغز در انسان و سایر پستانداران، مسئولیت اداره احساسات را بر عهده دارد. درک و ابراز احساسات هر فرد از سوی نیمکره راست انجام می‌گیرد.

۳. زبان علامت و اشاره
زبان‌های بصری و مبتنی بر تصویر نیز در سمت چپ مغز قرار گرفته‌اند. افراد ناشنوا با تماشای زبان اشاره، از فعالیت‌های سمت چپ مغزشان برای درک مفهوم استفاده می‌کنند.

۴. راست‌دستی یا چپ‌دستی
افراد راست‌دست و چپ‌دست، به شیوه‌ای متفاوت از قسمت چپ و راست مغزشان بهره می‌برند. برای مثال، افراد چپ‌دست برای انجام امور دستی و عملی خود، سمت راست مغز را به کار می‌گیرند و فرد راست‌‌دست از قسمت چپ مغزش استفاده می‌کند.
راست‌دست بودن یا چپ‌دست بودن امری ذاتی و مادرزادی است مثلا در ۱۵ هفتگی، نوزادان انگشت دستان سمت چپ یا راست خود را می‌مکند. این موضوع تکلیف راست یا چپ دست بودن آنها را مشخص می‌کند.

۵. توجه
توجه نیمکره چپ و راست مغز به موضوعات متفاوتی جلب می‌شود. نیمکره سمت چپ بیشتر جلب موضوعاتی می‌شود که به دنیای درونی فرد مربوط هستند و نیمکره سمت راست بیشتر به مسائل توجه نشان می‌دهد. مطالعات حاکی از آن است که زنان و مردان از نظر عملکرد نیمکره‌های مغزی مشابه هم هستند و هیچ‌گونه تفاوتی با یکدیگر ندارند.


عملکرد نیمکره‌های مغزی در افراد متفاوت
قسمتی از مغز که برای هر فعالیت استفاده می‌شود، در افراد گوناگون متفاوا است و به‌کارگیری نواحی مختلف مغزی برای انجام امور گوناگون تا حدی به راست‌دست یا چپ‌دست بودن افراد بستگی دارد. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۴ نتیجه گرفته شد که در ۹۹ درصد از افرادِ راست‌دست، مرکز یادگیری و کنترل زبان در سمت چپ مغزشان قرار دارد و این موضوع درباره‌ی ۷۰ درصد از چپ‌دستان نیز صدق می‌کند.
عصب‌شناس‌ها و بهترین متخصصین مغز و اعصاب این نکته را تکرار می‌کنند که تسلط نیمکره‌های مغزی در مغز هر فرد با دیگری تفاوت دارد. علم هنوز برای دست‌یابی به اطلاعاتی کامل و جامع در این زمینه راه زیادی پیش رو دارد.

هنوز علم نتوانسته است به دستاورهای دقیقی درباره‌ی چپ‌مغز یا راست‌مغز بودن برسد. هرچند برخی از افراد این فرضیات اثبات‌نشده را با ویژگی‌هایی که در خود می‌بینند، هم‌سو و درست می‌دانند اما علم در این مورد نظری قطعی نداده است. واقعیت این است که ساختار نیمکره چپ و مغز متقارن نیست و در افراد متفاوت نیز عملکردی متنوع دارد.

عملکرد دو نیمکره چپ و راست مغز در افراد کختلف چگونه است؟

عملکرد دو نیمکره چپ و راست مغز در افراد مختلف چگونه است؟

نیمکره‌های سمت راست و چپ مغز با تعداد زیادی رشته‌ی عصبی به‌هم متصل می‌باشند. در مغزی سالم، این دو قسمت با هم در ارتباط هستند. البته ارتباط میان این دو بخش ضروری نیست مثلا در صورت آسیب دیدگی و جدا شدن هردو بخش، همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند.

 

نیمکره‌ چپ مغز در مقابل نیمکره‌ی سمت راست

باور رایج این است که برخی افراد چپ‌مغز هستند و برخی دیگر راست‌مغز و افکار، شخصیت و رفتار هر فرد وابسته به این موضوع است. از آنجا که بعضی اشخاص راست‌دست هستند و برخی دیگر چپ‌دست، افراد چپ‌مغز را با این ویژگی‌ها می‌شناسند:
• منطقی
• تحلیل‌گر
• محاسبه‌گر
• مایل به فکر کردن در قالب کلمات
افراد راست‌مغز را نیز با این ویژگی‌ها می‌شناسند:
• آزاداندیش
• شهودی
• دارای نگاهی کلان به موضوعات

آنچه تحقیقات می‌گویند:

متخصصین مغز و اعصاب بر این باورند که آنچه درباره‌ی راست‌مغز و چپ بودن بین مردم جا افتاده، حقیقت ندارد. طی مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۳، با بررسی تصاویر سه‌بعدی مغز هزار نفر به وسیله‌ی اسکنر MRI، میزان فعالیت هردو نیمکره تخمین زده شد. نتایج نشان می‌داد که هر انسان، از هردو نیمکره مغزی خود استفاده می‌کند و ممکن نیست بخشی بر دیگری غالب باشد.
با این وجود، فعالیت مغزی افراد بسته به کاری که انجام می‌دهند متفاوت است، یعنی گاهی نیمکره چپ و گاهی نیز نیمکره راست به کار گرفته می‌شود. مثلا مرکز زبان در نیمکره‌ی چپ مغز قرار است درحالی که ارتباطات غیرکلامی و احساسات به نیمکره راست مغز مربوط می‌شوند.
در سال ۱۹۶۰ به میلادی راجر. و .اسپِری برای تحقیقات درباره‌ی تقسیم‌بندی وظایف مغز جایزه نوبل اهدا شد. 

ویژگی‌ها و عملکرد نیمکره‌های مغزی

ویژگی‌ها و عملکرد نیمکره‌های مغزی

با وجود ثابت شدن این قضیه که چیزی به نام راست‌مغز یا چپ‌مغز بودن حقیقت ندارد. اما می‌دانیم ویژگی‌های هریک از این دو نیمکره با هم تفاوت دارند. برای مثال:
۱. زبان
نیمکره چپ مغز بیشتر در تولید صحبت کردن و تولید واژه‌ها فعالیت دارد. در بیشتر افراد، دو بخش اصلی زبانی یعنی ناحیه‌ی بروکا و ورنیکه در نیمکره چپ مغزشان قرار گرفته‌اند.

۲. احساسات
نیمکره راست مغز در انسان و سایر پستانداران، مسئولیت اداره احساسات را بر عهده دارد. درک و ابراز احساسات هر فرد از سوی نیمکره راست انجام می‌گیرد.

۳. زبان علامت و اشاره
زبان‌های بصری و مبتنی بر تصویر نیز در سمت چپ مغز قرار گرفته‌اند. افراد ناشنوا با تماشای زبان اشاره، از فعالیت‌های سمت چپ مغزشان برای درک مفهوم استفاده می‌کنند.

۴. راست‌دستی یا چپ‌دستی
افراد راست‌دست و چپ‌دست، به شیوه‌ای متفاوت از قسمت چپ و راست مغزشان بهره می‌برند. برای مثال، افراد چپ‌دست برای انجام امور دستی و عملی خود، سمت راست مغز را به کار می‌گیرند و فرد راست‌‌دست از قسمت چپ مغزش استفاده می‌کند.
راست‌دست بودن یا چپ‌دست بودن امری ذاتی و مادرزادی است مثلا در ۱۵ هفتگی، نوزادان انگشت دستان سمت چپ یا راست خود را می‌مکند. این موضوع تکلیف راست یا چپ دست بودن آنها را مشخص می‌کند.

۵. توجه
توجه نیمکره چپ و راست مغز به موضوعات متفاوتی جلب می‌شود. نیمکره سمت چپ بیشتر جلب موضوعاتی می‌شود که به دنیای درونی فرد مربوط هستند و نیمکره سمت راست بیشتر به مسائل توجه نشان می‌دهد. مطالعات حاکی از آن است که زنان و مردان از نظر عملکرد نیمکره‌های مغزی مشابه هم هستند و هیچ‌گونه تفاوتی با یکدیگر ندارند.


عملکرد نیمکره‌های مغزی در افراد متفاوت
قسمتی از مغز که برای هر فعالیت استفاده می‌شود، در افراد گوناگون متفاوا است و به‌کارگیری نواحی مختلف مغزی برای انجام امور گوناگون تا حدی به راست‌دست یا چپ‌دست بودن افراد بستگی دارد. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۴ نتیجه گرفته شد که در ۹۹ درصد از افرادِ راست‌دست، مرکز یادگیری و کنترل زبان در سمت چپ مغزشان قرار دارد و این موضوع درباره‌ی ۷۰ درصد از چپ‌دستان نیز صدق می‌کند.
عصب‌شناس‌ها و بهترین متخصصین مغز و اعصاب این نکته را تکرار می‌کنند که تسلط نیمکره‌های مغزی در مغز هر فرد با دیگری تفاوت دارد. علم هنوز برای دست‌یابی به اطلاعاتی کامل و جامع در این زمینه راه زیادی پیش رو دارد.

هنوز علم نتوانسته است به دستاورهای دقیقی درباره‌ی چپ‌مغز یا راست‌مغز بودن برسد. هرچند برخی از افراد این فرضیات اثبات‌نشده را با ویژگی‌هایی که در خود می‌بینند، هم‌سو و درست می‌دانند اما علم در این مورد نظری قطعی نداده است. واقعیت این است که ساختار نیمکره چپ و مغز متقارن نیست و در افراد متفاوت نیز عملکردی متنوع دارد.

آفازی یا زبان پریشی چیست و بر اثر چه عواملی بروز می‌کند؟

آفازی یا زبان پریشی چیست و بر اثر چه عواملی بروز می‌کند؟

آفازی (Aphasia) یا زبان پریشی به اختلالی در زبان گفته می‌شود که بیان، درک، نوشتن و خواندن را تحت تاثیر قرار می‌دهد. علت بروز آفازی همیشه آسیب مغزی است و سکته مغزی از شایع‌ترین دلایل آن می‌باشد. عوامل دیگری که می‌توانند منجر به آفازی شوند عبارتند از:

 

  • تومور مغزی
  • ضربه به سر
  • التهاب مغزی

در نوع شدید آفازی ارتباط برقرار کردن با بیمار بسیار دشوار می‌شود و در نوع خفیف آن بیمار در برخی موارد بسیار کم مثلاً به‌خاطر آوردن برخی کلمات خاص، احساس مشکل می‌کند.

نشانه‌ها

آفازی می‌تواند با اختلالاتی همراه باشد، ولی علائم آفازی به طور ویژه عبارتند از:

  • مشکل در تلفظ کلمات (بدون وجود ضعف در عضلات)
  • عدم درک زبان
  • ناتوانی در نامیدن اشیا
  • ناتوانی در صحبت کردن
  • پارافازی کلامی (جایگزینی و استفاده از کلمه یا صداها به جای یکدیگر)
  • ناتوانی در تکرار کردن
  • ناتوانی در حفظ قواعد دستوری
  • ضعف در جمله بندی مناسب
  • ناتوانی در نوشتن
  • ناتوانی در خواندن
  • جملات نصفه نیمه
  • محدود شدن دایره واژگان
  • عدم درک دستورات یا خواسته‌های دیگران
  • داشتن تن یکنواخت در صدا و لحن بیان

دلیل اختلال تکلم بعد از سکته مغزی:

دلیل اختلال تکلم بعد از سکته مغزی

مغز انسان دارای دو نیمکره ی چپ و راست است. نیمکره ی چپ در بیشتر افراد مسئولیت ادای کلمات را بر عهده دارد که به آن نیمکره ی غالب نیز گفته می‌شود.

مناطق مختلفی در نیمکره‌ی چپ وجود دارند که هر یک بخشی از عملکرد گفتار رابر عهده دارند:

  • بروکا: بخشی از نیمکره‌ی چپ است که مسئولیت بیان کلمات را بر عهده دارد. برای مثال وقتی کلمه ی «توپ» را بخواهیم ادا کنیم، الگوی حرکتی آن توسط این منطقه برنامه‌ریزی می‌شود و می‌توانیم آن را بگوییم. ( در صورت اختلال در این بخش مثلا توپ را «پوت» تلفظ می‌کنیم.)
  • ورنیکه: این بخش در درک صحبت دیگران نقش ایفا می‌کند. (در صورت درست کار نکردن این بخش، قادر به درک صحبت دیگران نخواهیم بود.)
  • الیاف قوسی: این الیاف مسئولیت برقراری ارتباط بین دو بخش بروکا و ورنیکه رابر عهده دارند. در واقع وقتی کسی با شما صحبت می‌کند شما با ورنیکه قادر به درک آن هستید و با همکاری ورینکه + الیاف قوسی + بروکا قادر به پاسخگویی می‌شوید.
  • نواحی مغز در آفازی

آسیب رسیدن به این بخش‌ها از مغز منجر به آفازی می‌شود. به طور مثال اختلال تکلم بعد از سکته مغزی به دلیل آسیب دیدن این مناطق بروز می‌کند.

دلایل زیر می‌توانند منجر به آفازی شوند:

  • ضربه به سر
  • سکته مغزی
  • بیماری های پیشرونده مغزی
  • تومور
  • اختلالات متابولیک
  • دمانس و زوال عقل
  • عفونت‌های مغزی

همچنین موارد زیر می تواند در ایجاد آفازی تاثیرگذار باشند:

  • استرس و تنش زیاد
  • زمینه‌ی ژنتیکی
  • بیماری دیابت
  • کم خوابی مستمر
  • فشار خون بیش از اندازه
  • کلسترول بالا
  • مصرف زیاد الکل، نمک، چربی و…
  • مصرف سیگار

تشخیص

تشخیص

پزشک متخصص مغز و اعصاب با توجه به نوع آسیب، علائم و شدت آسیب‌دیدگی، تصویربرداری مغزی را تجویز می‌کند. با توجه به تصویربرداری مغزی سی تی اسکن CTscan و یا MRI می توان نواحی آسیب جمجمه، عروق و بافت مغز را تشخیص داد.

آفازی با توجه به جایگاه آسیب بررسی می‌شود. سطح هوشیاری فرد، از مهمترین عوامل جهت ارزیابی صحیح است. در صورتی هوشیار نبودن، فرد قادر به پاسگویی سؤالات نخواهد بود.

پس از آن سطح درک شنوایی فرد مورد بررسی قرار می‌گیرد. اینکه درک فرد نسبت به صحبت‌های دیگران چقدر است.

سپس صحبت کردن و بیان بیمار مورد بررسی قرار می‌گیرد.

فرد مشکوک به آفازی به گفتاردرمانگر معرفی می‌شود. گفتاردرمانگر وظیفه‌ی تشخیص نوع آفازی و درمان صحبت کردن را بر عهده دارد.

انواع آفازی یا زبان پریشی

تقسیم‌بندی انواع آفازی بر اساس سه توانایی‌های زیر است:

  • روان صحبت کردن
  • توانایی تکرار کردن
  • درک شنیداری

آفازی دسته‌های متفاوت و تخصصی دارد. اما به طور کلی به پنج دسته تقسیم می‌شود:

آفازی گلوبال

آفازی گلوبال شدیدترین نوع زبان پریشی است و فرد در تمام سه توانایی ذکرشده دچار نقص شدید می‌شود. توانایی درک کلمات را از دست داده و در حد چند کلمه و یا حتی کمتر توانایی بیان دارد. همینطور توانایی خواندن و نوشتن را از دست می‌دهد.

این نوع از زبان پریشی از اولین عوارض سکته مغزی است و اگر آسیب مغزی گسترده نباشد علائم فوراً حذف می‌شوند و یا به نوع دیگری از آفازی تبدیل می‌شود.

آفازی بروکا

آفازی بروکا

در این نوع زبان پریشی ، بیان فرد به شدت دچار آسیب می‌شود ولی تا حدود بسیار زیادی توانایی درک دارد. فرد در ادای کلمات مشکل دارد و یا جملاتش کوتاه و در حد ۳-۴ کلمه است. به این نوع زبان پریشی آفازی ناروان نیز گفته می‌شود.

فرد نمی تواند کلمه را درست ادا کند و معمولا دچار اشتباه در تلفظ کلمه می شود.

می تواند صحبت دیگران را درک کند و بخواند. ولی قادر به نوشتن نیست.

آفازی ورنیکه

در این نوع زبان پریشی فرد قادر به درک صحبت دیگران نیست و یا در این موضوع نقص دارد. ولی قادر است کلمات را بیان کند. در واقع این افراد صحبت می‌کنند ولی گفتار آنها از معنا و مفهوم خاصی برخوردار نیست. به این نوع زبان پریشی آفازی روان نیز گفته می‌شود.

آفازی آنومیا (واژه‌یابی)

در این اختلال، فرد توانایی واژه‌یابی و پیدا کردن کلمات را از دست می‌دهد. از موضوع صحبت خود آگاه است ولی کلمه ای که می خواهد بگوید را نمی‌تواند پیدا کند.

گفتارش روان و درک او تا حد زیادی سالم است.

آفازی انتقالی

گفتار این بیماران، روان بوده و درک نیز تا حد زیادی سالم است. ولی نمی‌توانند کلمات شما را تکرار کنند.

غالبا دارای مشکلات گفتاری به شکل پارافازی هستند.

مثلا «زنگ» را «رنگ» تلفظ می‌کنند. (پارافازی واجی)

و یا «خودکار» را می‌گویند «مداد» (پارافازی معنایی)

مشکلاتی در درک مطلب و خواندن نیز می‌توانند داشته باشند.

زبان پریشی چه اختلالاتی را به همراه دارد؟

زبان پریشی چه اختلالاتی را به همراه دارد؟

اختلالات ناشی از آفازی بسته به عامل ایجادکننده‌ی آن متفاوت است و به‌طور کلی شامل موارد زیر است:

  • مشکلات بلع و غذا خوردن
  • فلجی در نیمه‌ی بدن (بیشتر فلجی سمت راست بدن)
  • دیزارتری
  • کوری نیمه‌ی بینایی
  • تشنج
  • آپراکسی

درمان آفازی و اختلال تکلم بعد از سکته مغزی

گفتاردرمانگر وظیفه‌ی درمان جنبه‌های گفتار و صحبت کردن و همچنین بلع بیمار مبتلا به آفازی را بر عهده دارد. برای درمان شرایط عمومی بیمار لازم است به یک متخصص مغز و اعصاب در تهران یا شهرهای دیگر مراجعه کنید.

گفتاردرمان بعد از مشخص شدن نوع اختلال، طرح برنامه‌ی درمان بیمار را به اجرا درمی‌آورد.

برنامه‌ی گفتاردرمانی چندین جلسه به طول می‌انجامد و پیگیری مستمر آن لازم است. این برنامه‌ی درمانی با توجه به سطح بیان، درک، خواندن و نوشتن بیمار طرح‌ریزی می‌شود.

همچنین وسعت آسیب در برخی افراد به قدری شدید است که ممکن است فرد دیگر مانند گذشته قادر به تکلم نباشد.

در افرادی که به آسیب حرکتی زیادی دچار شده‌اند (مثل افرادی که در دو سمت بدن فلجی دارند) در صورت آفازی شدید، سیستم AAC یا ارتباط جایگزین و افزوده پیشنهاد می‌شود. به طور کلی این سیستم به فرد کمک می‌کند تا از حداقل توانایی‌هایش برای برقراری ارتباط به بهترین نحو استفاده کند.

شروع زودهنگام درمان و استمرار در آن بسیار مهم و اساسی است.

دوران طلایی درمان سکته مغزی و اختلالات ناشی از آن تا ۶ ماه پس از آسیب است. همچنین درمان تکلم بعد از سکته مغزی نیز دارای شرایط مشابهی است و مراجعه به پزشک دارای فوق تخصص سکته مغزی می‌تواند بسیار راهگشا باشد.

چرا که مغز قادر است تا حد زیادی مهارت‌های از دست رفته را باز به دست بیاورد. اگرچه ممکن است در موارد شدید، اختلال تا پایان عمر باقی بماند.

آتروفی مغز یا همان کاهش سلول‌های مغز در چه شرایطی اتفاق می‌افتد؟

آتروفی مغز یا همان کاهش سلول‌های مغز در چه شرایطی اتفاق می‌افتد؟

آتروفی مغز وضعیتی است که به از دست دادن بافت درون مغز و سلول‌ها منجر می‌شود. مهم‌ترین علل آتروفی مغز، می‌تواند بیماری‌های مغز و اعصاب باشد.
به از دست دادن سلول‌های مغز (نورون) آتروفی مغز گفته می‌شود. همچنین، آتروفی مغز اتصالات و سیناپس‌های بین سلول‌های عصبی را از بین می‌برد. از علل آتروفی مغز، بسیاری از بیماری‌های مختلف مانند آلزایمر و سکته مغزی را می‌توان نام برد.
طبیعتاً برخی از سلول‌های مغز با افزایش سن از دست می‌روند؛ اما روند آن کند است. آتروفی مغزی همراه با بیماری یا آسیب بیشتر، خیلی سریع اتفاق می‌افتد و آسیب بیشتری به مغز در پی دارد. آتروفی قادر است قسمت‌های مختلف مغز را درگیر کند:
• آتروفی کانونی: سلول‌های خاصی در مغز را درگیر می‌کند و در آن مناطق باعث کاهش عملکرد می‌شود.
• آتروفی عمومی: به‌طور کلی روی سلول‌های مغز اثرگذار است.

 

نشانه‌های آتروفی مغز

علائم آتروفی مغز به منطقه یا مناطقی از مغز که آسیب دیده‌اند، بستگی دارد. مهم‌ترین علائم و نشانه‌های آتروفی مغز عبارتند از:
دمانس: شامل از دست دادن حافظه، تفکر انتزاعی، اختلال در یادگیری و عملکرد اجرایی مانند برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی می‌باشد.
تشنج: از فعالیت الکتریکی غیر طبیعی در مغز ناشی می‌شود. که منجر به حرکات تکراری و گاهی از دست دادن آگاهی و هوش می‌شود.
اختلالات تکلم: اختلال در درک زبان و صحبت کردن را شامل می‌شود.

دلایل آتروفی مغز

دلایل آتروفی مغز

از مهم‌ترین دلایل آتروفی مغز، می‌توان به جراحات، بیماری‌ها و عفونت‌ها اشاره کرد که می‌توانند به سلول‌های مغزی آسیب برساند و باعث آتروفی شوند. شایع‌ترین علل آتروفی مغز شامل موارد زیر است:

• سکته مغزی: زمانی رخ می‌دهد که جریان خون به بخشی از مغز متوقف شود. بدون عرضه خون غنی از اکسیژن، نورون‌ها در آن منطقه می‌میرند. توابع کنترل‌شده توسط آن مناطق مغز (از جمله گفتار و جنبش) نابود می‌شوند.
• ضربه مغزی: از دیگر علل آتروفی مغز، می‌توان آسیب و ضربه مغزی را نام برد که می‌تواند از تصادفات رانندگی، سقوط، یا دیگر شرایط باشد.

• بیماری‌ها و اختلالات مغزی: سایر انواع دمانس و بیماری آلزایمر، شرایطی هستند که در آن سلول‌های مغز به طور مداوم دچار آسیب می‌شوند و ارتباطات آنها با یکدیگر مختل می‌شود. این مورد باعث عدم توانایی تفکر، از دست رفتن حافظه شده و در نتیجه سبک زندگی فرد تغییر می‌کند. بیماری آلزایمر که معمولاً بعد از ۶۰ سالگی بروز می‌کند را عامل اصلی زوال عقل می‌دانند. این بیماری، از علل آتروفی مغز می‌باشد که باعث کاهش سلول‌های مغز می‌شود.

• فلج مغزی: اختلال حرکتی است که از رشد مغز غیر طبیعی در رحم ناشی می‌شود. این حالت، منجر به مشکل در راه رفتن، عدم هماهنگی عضلات و سایر اختلالات حرکتی می‌شود.

• بیماری‌ هانتینگتون: یک بیماری ارثی است که به تدریج سلول‌های عصبی را درگیر کرده و دچار آسیب می‌کند. این بیماری با گذشت زمان، توانایی‌های جسمانی و ذهنی فرد را مختل می‌کند، که شامل افسردگی شدید و کوریا (حرکات غیر داوطلبانه و مانند رقص در سراسر بدن) می‌باشد.
Leukodystrophies: یک گروه از اختلالات ارثی نادر است که غلاف میلین را دچار آسیب می‌کند. این اختلال معمولاً در دوران کودکی شروع شده و می‌تواند اختلالاتی در حرکت، حافظه، بینایی، رفتار و شنوایی به وجود بیاورد.

• مولتیپل اسکلروزیس: که معمولاً در سنین جوانی شروع شده و بیشتر زنان را درگیر می‌کند. این عارضه، نوعی بیماری خود ایمنی است که در آن سیستم ایمنی به پوشش محافظتی اطراف سلول‌های عصبی حمله می‌کند. با گذشت زمان، سلول‌های عصبی دچار آسیب می‌شوند و در نتیجه، مشکلاتی در حرکت، احساس و هماهنگی بدن به وجود می‌آورد. با این حال، این بیماری، مانند سایر بیماری‌های ذکر شده در بالا، می‌تواند باعث ضعف شده و آتروفی مغز را در پی داشته باشد.

• عفونت‌ها: ایدز نوعی بیماری است که ویروس HIV عامل آن است. این ویروس به سیستم ایمنی بدن حمله می‌کند. اگر چه این ویروس مستقیماً به نورون‌ها حمله نمی‌کند، ارتباطات بین آنها را از طریق پروتئین‌ها و مواد دیگر، مختل می‌کند و از دلایل آتروفی مغز می‌باشد. توکسوپلاسموز همراه با ایدز نیز قادر است نورون‌های مغزی را دچار آسیب کند.

• انسفالیت: به التهاب مغز گفته می‌شود و این حالت، اغلب به علت عفونت ویروس تبخال (HSV) به وجود می‌آید، اما ویروس‌های دیگر مانند West Nile یا Zika نیز می‌توانند مسبب بروز این بیماری باشند. این ویروس‌ها عوارض جانبی مانند تشنج، سردرگمی و فلج به وجود می‌آورند. یک وضعیت اتو ایمیون همچنین می‌تواند از دلایل بروز انسفالیت باشد.

•  Neurosyphilis: نوعی بیماری است که به مغز و پوشش محافظ آن آسیب می‌رساند. این حالت، ممکن است برای افراد مبتلا به بیماری سیفیلیس (بیماری‌های مقاربتی مسری) نیز اتفاق بیفتد.

گزینه‌های درمان

گزینه‌های درمان

راه‌های درمان بسته به شرایط ایجادکننده‌ی آتروفی مغزی و علل بروز آن متفاوت است:
سکته مغزی را با داروهایی مانند بافت پلاسمینوژن و بافت (TPA) که باعث احیای لخته خون می‌شوند و جریان خون را به مغز برمی‌گردانند، می‌توان درمان کرد. با جراحی نیز می‌توان لخته خون را برطرف کرد. داروهای کاهش فشار خون و داروهای ضد انعقاد می‌توانند برای جلوگیری از سکته مغزی مفید باشند. به طور کلی در این مواقع، مراجعه به پزشک دارای فوق تخصص سکته مغزی می‌تواند راهگشا باشد.
‌ آسیب مغزی نیز با جراحی قابل درمان است و می‌توان به ایم وسیله از آسیب بیشتر به سلول‌های مغزی جلوگیری کرد.
• مولتیپل اسکلروزیس معمولاً با داروهای اصلاح کننده کنترل می‌شود. این داروها از حملات سیستم ایمنی بدن و به دنبال آن آسیب به سلول‌های عصبی جلوگیری می‌کنند.

• انواع خاصی از آنسفالیت و ایدز با داروهای ضد ویروسی کنترل می‌شوند. با داروهای آنتی بادی خاص و استروئیدها می‌توان آنسفالیت اتو ایمیون را درمان کرد.
• سیفلیس با آنتی بیوتیک‌ها قابل درمان است که به وسیله‌ی آنها می‌توان از آسیب سلول‌های عصبی و سایر عوارض ناشی از بیماری جلوگیری کرد.
• متأسفانه درمان قطعی برای آسیب مغزی از سایر انواع دمانس، آلزایمر، بیماری‌ هانتینگتون، فلج مغزی یا لکوودیستروفی وجود ندارد. با این حال، با بعضی از داروها می‌توان نشانه‌های این بیماری را برطرف کرد اما علل آتروفی مغز درمان نمی‌شوند.

تشخیص آتروفی مغز

فرایند تشخیص به شرایطی وابسته است که در آن پزشک نسبت به داشتن آتروفی مغز، متقاعد می‌شود. این حالت معمولاً با معاینه فیزیکی و تست‌های آزمایشگاهی همراه است. آتروفی مغزی روی اسکن تصویربرداری مغز، مانند موارد زیر قابل مشاهده است:
• توموگرافی کامپیوتری (CT)
• تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI)

آیا باید نگران باشیم؟

اتفاقاتی از قبیل فراموش کردن نام دوست، گم کردن کلید یا از دست دادن یک قرار ملاقات ممکن است برای هر کسی اتفاق بیفتد. اما در بعضی مواقع ممکن است نشانه‌ها باعث نگرانی شما یا اطرافیانتان شوند.در این صورت لازم است به پزشک مراجعه کنید. بهترین متخصص مغز و اعصاب بعد از گرفتن سابقه پزشکی و معاینه فیزیکی، چند آزمایش تکمیلی برای تشخیص دقیق‌تر تجویز می‌کند که عبارتند از:
• آزمایش خون: که برای عملکرد کبدی، شمارش کامل سلول‌های خونی، عملکرد تیروئید و آنتی بادی‌ها تجویز می‌شود. همچنین ممکن است پزشک برای HIV و سیفلیس آزمایش تجویز کند.
• تست عصب روانشناسی: برای ارزیابی عملکرد شناختی و تشخیص پیشرفت علائم حافظه و … تجویز می‌شود.
• ممکن است در مواردی، تجویز توموگرافی کامپیوتری (CT) یا اشعه ایکس و تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) لازم باشد.

کاهش خطر آتروفی مغزی

کاهش خطر آتروفی مغزی

• داشتن سبک زندگی سالم: این موضوع نقش مهمی در سلامت مغز و خطر بیماری و ایجاد آتروفی مغز ایفا می‌کند.

• رژیم غذایی سالم: با خوردن یک رژیم غذایی گیاهی، حاوی میوه ها، سبزیجات، دانه‌های کامل و امگا ۳ و دیگر چربی‌های سالم و پروتئین خام، محدود کردن گوشت قرمز و گوشت فرآوری شده، پنیر و دیگر لبنیات با چربی بالا، غذاهای فرآوری شده و میان وعده، می‌توان ازبسیاری از بیماری‌های آسیب‌رسان به مغز جلوگیری کرد.

• نوشیدن سالم: نوشیدن حداقل هشت لیوان آب در روز برای سلامتی مغز توصیه می‌شود. اجتناب از نوشیدنی‌های پر شکر خوراکی، سدیم، نوشیدنی‌های انرژی‌زا و محدود کردن مصرف الکل توصیه شده است.

• ورزش به صورت مرتب: ورزش برای جلوگیری از دست دادن حافظه و سلول‌های مغزی بسیار توصیه می‌شود. ورزش در طبیعت باعث تأمین ویتامین D می‌شود که برای سلامت مغز بسیار مفید است.

• داشتن خواب کافی: ۷ تا ۸ ساعت خواب آرام در هر شب برای سلامت مغز لازم است.

• مدیریت استرس: استرس برای مغز سم است. انجام فعالیت‌هایی مانند ورزش، مراقبه، یوگا، پیاده‌روی در طبیعت یا گوش دادن به موسیقی می‌تواند در کاهش استرس مفید باشد.

• اجتماعی‌تر شوید: تماس منظم اجتماعی، با افراد مثبت به افزایش رشد سلول‌های مغزی جدید کمک می‌کند.

 مغز را فعال نگه دارید: مغز شما شیفته‌ی یاد گرفتن موضوعات جدید است.