بیماری دیستروفی چیست و چه عواقبی را به دنبال دارد؟

بیماری دیستروفی چیست و چه عواقبی را به دنبال دارد؟

بیماری دیستروفی – ديستروفی عضلانی(MD) به گروهی از اختلالات عضلانی ارثی غير التهابی ولی پيشرونده و در عين حال بدون اختلال در سيستم اعصاب مركزی يا محيطی گفته می‌شود. اين بيماری، عضلات را درگیر كرده و باعث تخريب فيبرهای عضله می‌شود. اولین بار در سال 1836 توسط كنت و جيوجا طی گزارشی درمورد دو برادر كه ضعف عضلانی پيشرونده آنها در ده سالگی آغاز شده بود، به این بیماری پرداخته شد. با اين حال مریون اولين گزارش جامع در مورد این بیماری را در سال 1852 نوشت و فرضيه انتقال ژنتيكی از زنان به مردان و ابتلای آنان را شرح داد.
دوشن عصب شناس فرانسوی در سال 1868، به خاطر كمك‌هايش برای درك بيماری عضله و پژوهش‌های گسترده‌اش، يكی از شديدترين و شاخص‌ترين انواع ديستروفی عضلانی را به نام خودش به‌ثبت رساند. پيدايش و پيشرفت روش‌های زيست‌شناسی مولكولی این امکان را فراهم آورد تا نقص در رمز وراثتی پروتئينی مربوط به سلول‌های عضله اسكلتی (ديستروفين) را بتوان تشخیص داد. انواع ديستروفی براثر نقص درکمپلکس پروتئينی مربوط به درون بافت ماهيچه‌ای سلول ایجاد می‌شود. نشت اجزای درون سلولی و درپی آن افزايش مقدار (CPK) به خارج از سلول، يکی از اصلی‌ترين شاخص‌های بيوشيميايی در فرآيند تشخيص بيماران ديستروفی درنظر گرفته می‌شود. با افزایش شناخت از روند دیستروفی در بیماران مختلف، مشخص شد که دیستروفی‌ دارای انواع مختلفی است.
عمده‌ترین انواع دیستروفی ها عبارتند از :
الف_ ديستروفی های عضلانی وابسته به جنس که شامل موارد زیر می‌شود:
• دوشن (DMD)
• بكر (BMD)
• امری دريفوس
ب_ ديستروفی های عضلانی اتوزومال غالب که شامل موارد زیر می‌شود:
• فاسيواسكاپولوهومورال (صورتی، كتفی، بازويی)
• ديستال
• اكولار
• اكولوفارنژيال

 

ج_ ديستروفی عضلانی اتوزومال مغلوب که ديستروفی عضلانی كمربند شانهای (LGMD) را شامل می‌شود.
تشخیص تفاوت میان انواع دیستروفی کاری سخت است. اما توسط روش‌های ایمونوهیستوشیمی و مولکولی، امکان‌پذیر می‌شود.

تغذیه صحیح برای بیماران مبتلا به دیستروفی عضلانی

تغذیه صحیح برای بیماران مبتلا به دیستروفی عضلانی

بیماران مبتلا به انواع بيماری‌های ديستروفی عضلانی، با مشکلات تغذیه‌ای مشابهی درگیر هستند كه در صورت بی‌توجهی به آنها، با عواقب سختی مانند پوكی استخوان، چاقی، كمبود پروتئين و يبوست روبرو خواهند شد. معمولاً مصرف مواد مغذی آنتی‌اكسيدان، مانند كوانزيمQ و ويتامين E توسط بهترین متخصصین مغز و اعصاب برای بیماران تجویز می‌شود.

ورزش درمانی، كاردرمانی و فیزیوتراپی

به دنبال بد ايستادن و بد نشستن در اثر ضعف عضلانی و عدم تعادل امکان دارد بدريختی‌های ستون مهره‌ها و انقباض‌های ساختمانی بافت نرم بروز کند. از آنجایی که استفاده از صندلی چرخ‌دار نیز به وخامت اين انقباض ها و پيشرفت اسكوليوز (انحراف جانبی ستون مهره‌ها) کمک می‌کند، بنابراين بايد در تلاش بود تا بيماران توانايی راه رفتن را تا مدت طولانی‌تری حفظ کنند.

اسکولیوز، ورزش درمانی و ژن درمانی

اقداماتی که باید توسط کاردرمانگر انجام شود دارای سه مرحله جداگانه هستند که براساس روند مشخص بيماری منظور می‌شود.
مرحله اول: از زمان تشخيص تا زمانی كه فرد در بالا رفتن از پله با مشکل روبرو شود. انجام تمرينات كششی برای اندام فوقانی و تحتانی توسط فيزيوتراپيست، تشويق به راه رفتن و استفاده از اسپيلينت‌های گوناگون در شب برای جلوگيری از ايجاد دفورميتی در مچ دست یا پا، از بهترین اقدامات در این مرحله از درمان هستند.
مرحله دوم: از زمانی كه راه رفتن برای فرد مشکل شده و برای جابجايی در بيرون از منزل به ویلچر نیاز داشته باشد. نوع ويلچر را کاردرمان تعیین کرده و نحوه استفاده از آن را آموزش می‌دهد. هنگام استفاده از ویلچر باید به این نکات مهم توجه کرد:
• وضعيت لگن و زاويه آن با تنه
• ميزان تكيه دادن به عقب
• استفاده از جاهای پا و زاويه زانوها
مرحله سوم: زمانی كه فرد مبتلا به بیماری دیستروفی برای جابجايی در داخل و بیرون از منزل، به ویلچر احتیاج پیدا کند. در اين دوران به علت ناتوانی در راه رفتن، اسكوليوز (انحراف جانبی ستون مهره‌ها) سريع‌تر بروز می‌کند. اين دفورميتی اغلب باعث كاهش حجم قفسه سينه می‌شود. همچنین به علت ضعف ایجاد شده در اندام فوقانی در این دوران، استفاده از وسایل کمکی مکانیکی و الکتریکی ضرورت دارد.
از فعالیت های بسیار مناسب در این مرحله می‌توان شنا کردن را نام برد. زیرا شنا کردن به روی کمر برای حفاظت از پشت بسیار مفید واقع می‌شود. با درنظر گرفتن تنوع دیستروفی ها و شیوه‌های متفاوت پیشروی بیماری، انجام مشاوره‌های به‌موقع و مناسب می‌تواند درجهت پیشگیری و کند شدن روند بیماری راهگشا باشد.

درمان های پزشکی

درمان های پزشکی

الف_ دارویی :
در حال حاضر یکی از مشتقات پردنیزولین به نام دفلازاکورت به عنوان گزینه درمانی مطرح شده است. دفلازاکورت باعث حفظ استحکام استخوان و نگهداری ذخیره کربوهیدرات شده و در نتیجه کمتر از استروئیدهای با دوز بالا باعث وزن‌گیری می‌شود و در نتیجه قدرت و کارایی بیمار را افزایش می دهد. این دارو به علت کم بودن اثرات جانبی و داشتن خواص سودمند در نگهداری عضله و به تاخیر انداختن پیشرفت اسکولیوز در همه بیماران حتی در بیمارانی که کاملا وابسته به صندلی چرخ دار هستند مورد استفاده قرار می گیرد.
ب_ ژن درمانی:
روش درمانی نوین دیگری تحت عنوان ژن درمانی سوماتیک در بیماران دوشن به‌کار برده می‌شود که تحقیقات بسیاری بر روی آن انجام گرفته است. در این روش درمانی، میوبلاست‌های نارس سالم را وارد عضلات می‌کنند، که در آنجا به سلول‌های عضله پیوسته و برای جلوگیری از روند تخریب پیشرونده عضلات درگیر، به مقدار کافی دیستروفین تولید می‌کند. سایر روش های مولکولی درمان شامل موارد زیر است:
• انتقال نسخه های نوترکیب ژن دیستروفین با استفاده از ناقل های ویروسی یا غیرویروسی
• الیگونوکلئوتیدهای آنتی‌سنس
ج_ جراحی:
درنظر گرفتن وضعیت کلی بیمار مبتلا به دیستروفی پيش از انجام مداخله جراحی، ضروری است و طبق نظر متخصص مغز و اعصاب جراحی انجام می‌شود. همچنین بايد تمامی وسايل كمكی مورد نياز مانند تخت الكتريكی، ساپورت برای گردن و پشت، سطح ميز قابل تنظيم و … قبل از انجام عمل جراحی مهیا شود. جوش دادن بخش خلفی ستون مهره ها به لگن، نمونه‌ای از این مداخلات جراحی می‌باشد که باعث صاف شدن اسكوليوز شده و تعادل بهتر را در هنگام راست نشستن به همراه دارد.

با افراد مبتلا به بیماری ام اس چگونه رفتار کنیم؟

با افراد مبتلا به بیماری ام اس چگونه رفتار کنیم؟

آگاهی از نحوه رفتار صحیح با افراد مبتلا به بیماری ام اس در جهت حمایت این بیماران بسیار اهمیت دارد. ام اس نوعی بیماری تحلیل‌برنده سیستم خودایمنی می‌باشد، به این معنی که سیستم ایمنی فرد مبتلا به بخشی از سلول های عصبی خودی حمله کرده و باعث نابودی بخش‌هایی از سلول‌های عصبی می‌شود. این بیماری معمولاً فرد را ناتوان کرده و حملات مختلفی را در طی دوره‌های زمانی مختلف به او تحمیل می‌کند. درمان مشخصی برای این بیماری موجود نیست، اما با توجه به عامل ایجاد کننده بیماری می توانیم از بروز حملات جدید پیشگیری کرده و سرعت تخریب بیماری را کاهش دهیم.

 

رفتار صحیح با بیماران مبتلا به ام اس

در مورد رفتار با بیماران مبتلا به ام اس باید به این نکات توجه داشت:

فراهم کردن محیط آرام

افراد مبتلا به بیماری ام اس به زندگی کردن در شرایط کم تنش نیاز دارند، این امر بدین معنا نیست که فراهم کردن شرایط بدون استرس برای آن برعهده‌ی ماست، چرا که این کار تقریباً غیرممکن است. و کوچک‌ترین کارها می‌تواند به آنها استرس وارد کند. اما می‌شود با انجام کارهایی، بخشی از فشار و تنش این افراد را برطرف کنیم. برای مثال مشاغلی که به تنهایی استرس ایجاد می‌کنند، برای این بیماران مناسب نیست و می‌تواند باعث افزایش سرعت پیشرفت بیماری آنها شود.

آموزش مهارت های کنترل استرس

آموزش مهارت های کنترل استرس

از آن جا که کم کردن استرس در زندگی کاری بسیار دشوار است، می‌توانیم با بالا بردن ظرفیت تحمل افراد مبتلا به بیماری ام اس آنها را با شرایط زندگی پیش رو تطبیق دهیم. تجربیات زندگی روزمره همانند افراد سالم برای آنها لازم است و زندگی در شرایط ایزوله گوشه‌گیری برای محافظت خود می تواند باعث وخیم‌تر شدن اوضاع آنها شود. صحبت کردن با بیماران درباره آینده بیماری آن ها مهم است و آنها باید بدانند که مهارت کنترل استرس برای آن ها از دیگران اهمیت بیشتری دارد. همچنین روش‌های آرمیدگی می‌تواند به کاهش اضطراب این افراد کمک کرده و آرامش آنها را تأمین کند. علاوه بر مراجعه به متخصص مغز و اعصاب، مشورت داشتن با یک روان‌شناس می‌تواند بسیار راهگشا باشد.

توجه به شرایط زندگی بیمار

بیماران مبتلا به ام اس از نظر سلامتی نیز از دیگران ضعیف‌تر هستند، در نتیجه اطرافیان این بیماران باید به سلامتی جسمانی آنها و وضعیت بهداشتی این بیماران بیشتر اهمیت داده و مراقبت کنند. درصورت زندگی در شهرهای آلوده، روزهایی که وضعیت هوا در حالت هشدار است، حتی‌الامکان از خانه خارج نشوند و یا حتما از ماسک استفاده کنند. همچنین باید به عادات غذایی خود اهمیت داده و رژیم‌های صحیح و سالم را دنبال کنند.

مراقبت از درمان بیماران متبلا به ام اس

با توجه به یک‌ مرحله‌ای نبودن درمان این بیماری و احتمال عود کردن آن حتی با رعایت تمام نکات بهداشت روانی و جسمی، اطرافیان بیمار باید درک کنند که نامشخص و طولانی بودن این بیماری نوعی خستگی و بی‌تفاوتی در بیمار به وجود می‌آورد. به این معنا که که بیمار در ابتدای تشخیص بیماری به شدت نسبت به بیماری خود پیگیر و هشیار برخورد می‌کند و به سلامتی بسیار اهمیت می‌دهد؛ اما رفته رفته خسته شده و نسبت به بیماری خود بی تفاوت عمل می‌کند. ممکن است بیمار مصرف داروهایش را سرخود قطع کرده و به انجام فعالیت‌ها و رفتارهایی که برایش مفید نیستند روی بیاورد. این مرحله می‌تواند مهم‌ترین و پرچالش‌ترین مرحله بیماری ام اس باشد. حمایت از بیمار مهم‌ترین نقش اطرافیان در این مرحله می‌باشد. افسردگی در افراد مبتلا به بیماری ام اس بسیار شایع است. مراجعه‌ی هرچه زودتر به یک متخصص مغز و اعصاب در تهران یا شهرهای دیگر می‌تواند روند پسشرفت بیماری را به شکل چشم‌گیری کند کند.

خودداری از ترحم بی جا

خودداری از ترحم بی جا

اگر بیمار مبتلا به ام اس بعد از مدتی دیگر تمایل و انگیزه‌ای برای ادامه درمان نداشته باشد، اطرافیان چه کارهایی باید انجام دهند؟
معمولا مجموعه ای از عوامل موجود، میل و رغبت بیمار را برای ادامه درمان از بین می‌برند.گاهی فشار بیش از حد خانواده‌های افراد مبتلا به بیماری ام اس و کنترل همیشگی آنها می‌تواند بسیار غیرقابل تحمل باشد. فراموش نکنیم که کنترل بیمار به معنی ایجاد فشار و محدود کردن او در زندان ترسناک محبت اجباری ما است، که این خود می تواند آزار روحی و ناامیدی بسیاری در بیمار به‌وجود بیاورد. آگاهانه تصمیم گرفتن بیمار و آزاد بودن او در جریان زندگی می‌تواند در روند درمان او بسیار مؤثر باشپ.
از دیگر اتفاقات مخرب این است که افراد خانواده نقش حمایتی خود را بیش از حد تحمیل می‌کنند و مانند مادر سعی در فراهم کردن امکانات غیرضروری برای افراد مبتلا به بیماری ام اس هستند. این امر دو مشکل عمده را به وجود می‌آورد، اول این که فرد نسبت به بیمار بودن خود احساس گناه کرده و به صورت آشکار یا ناآشکار به اعمال خود تخریب گرایانه روی می‌آورد و سپس قادر است باعث خشم بیمار شده و باعث بروز احساسات منفی و پرخاش کردن او به اطرافیان شود. توجه کنیم که ما قادر به کنترل همیشگی بیمار نیستیم و همه چیز را نمی‌توانیم برای او فراهم کنیم. حتی اگر توان این کار را داشته باشیم، این امر مضر و غیرضروری خواهد بود. افراد مبتلا به بیماری ام اس به توجه و حمایت نیاز دارند. کافی است بیمار حس کند که در کنارش هستیم و به او توجه می‌کنیم و اجازه نمی‌دهیم از جانب اطرافیان احساس ناتوانی داشته باشد.

مراقبت از روان بیماران مبتلا به ام اس

در نهایت از دیگر اقدامات مؤثر در این زمینه کمک گرفتن از یک روانشناس است. روانشناسان سلامت نیروهایی در حوزه سلامت روان هستند که دانش لازم را برای کنارآمدن و زندگی بهتر با بیماری‌ها به خصوص بیماری‌های مزمن دارند.

کدام ویتامین‌ها برای تقویت عملکرد مغز ضروری هستند؟

کدام ویتامین‌ها برای تقویت عملکرد مغز ضروری هستند؟

برای تقویت عملکرد مغز و بدن لازم است ویتامین های مختلفی مصرف کنیم و با چکاپ‌های مکرر از کمبودهای بدن خود آگاه باشیم. اگر نه باید شاهد عواقب بسیار خطرناکی باشیم. در این مقاله به ویتامین‌های ضروری برای مغز انسان پرداخته شده.
مغز انسان هم برای عملكرد خوب به ویتامین‌ها نیازمند است و از آنجایی كه بدن قادر به ساختن این ویتامین‌ها نیست، باید از منابع غذایی خارجی آنها را تأمین کنیم.
به‌دلیل سخت فراهم شدن تمام ویتامین‌های مورد نیاز در وعده‌ی غذایی بسیاری از افراد ویتامین‌ها را به صورت مکمل مصرف می‌کنند. باید دقت داشته باشیم كه همه ویتامین‌های مورد نیاز، صرف نظر از نوع مصرف، به مقدار كافی به بدن برسند و جذب کافی داشته باشند.
بعضی از ویتامین‌ها برای تقویت عملکرد مغز و مقابله با علائم ADHD اختلال كم توجهی – بیش فعالی و ADD اختلال كم‌توجهی بسیار مفید هستند. برای كاركرد درست مغز و انجام فعالیت‌های حیاتی لازم است ویتامین‌های زیر را در وعده‌های غذایی خود داشته باشیم.

 

ویتامین E

بر اساس پژوهش‌ها، ویتامین E نقش بسیار مهمی در پیشگیری یا به تأخیر انداختن روند بیماری دمانس (زوال عقل) و آلزایمر ایفا می‌کند، چرا كه این ویتامین خاصیت آنتی‌اکسیدانی داشته و قادر است جلوی صدمات طبیعی كه بر اثر گذشت زمان در سلول‌های مغزی اتفاق می‌افتند، را بگیرد. منابع بسیار غنی از ویتامین E را می‌توان در خوراکی‌های مختلف یافت که عبارتند از:
• سبزیجات با برگ‌های سبز
• بادام
• بیشتر روغن‌های گیاهی
• آرد تهیه شده از گندم كامل
ویتامین E چند ایزومر دارد. هنگام خرید یك مكمل ویتامین E دقت داشته باشید كه همه ایزومرهای آن یعنی «آلفاتوكوفرول» تا «گاما توكوفرول» را در آن وجود داشته باشد.

ویتامین B

ویتامین B

وقتی از ویتامین‌های مورد نیاز برای تقویت عملکرد مغز صحبت می‌كنیم، ویتامین‌های گروه B را نمی‌شود نادیده گرفت. همه انواع ویتامین B برای مغز ضروری هستند و نقش مؤثری در تولید ماده‌ای به نام دوپامین در مغز برعهده دارند. تولید اپی‌نفرین و سروتونین نیز به وجود ویتامین B وابسته است. این مواد به اصطلاح «نوروترانسمیتر» نامیده می‌شوند كه همان انتقال‌دهنده‌های پیام‌های عصبی می‌باشند.
گروه‌های اصلی ویتامین B عبارتند از:
ویتامین B12 كه برای تولید غلاف میلین در سلول‌های عصبی ضروری است و در حفاظت از سلول‌های عصبی نقش موثری دارد.
صدمه دیدن یا ناكافی بودن غلاف میلین می‌تواند منجر به عوارضی از این جمله شود:
• نقص حافظه
• نوسانات خلقی و اشكال در استدلال
در صورت داشتن این علائم به بهترین متخصص مغز و اعصاب در دسترس خود مراجعه کنید.
بهترین منبع برای ویتامین B12 گوشت است. به گیاهخواران توصیه می‌شود برای تقویت عملکرد مغز از مكمل‌های ویتامینB12 استفاده کنند.

اسید فولیك

این گروه از ویتامین‌های گروه B از زمان كودكی و در تمام عمر برای تقویت عملکرد مغز نقش عمده‌ای دارند. اسیدفولیك برای افزایش تمرکز، حافظه و هوش در بزرگسالی بسیار مفید است. این ویتامین با كاهش آمینواسیدهایی به نامم «هموسیستئین»، از پیری مغز جلوگیری می‌کند. این آمینواسیدها برای مغز بسیار مضرند. از منابع غنی اسیدفولیك می‌توان موارد زیر را نام برد:
• میوه‌ها
• لوبیا
• عدس
• سبزیجات برگ سبز

ویتامین B6

ویتامین B6 در تولید سروتونین كه یكی از مهمترین انتقال‌دهنده‌های پیام‌های عصبی در مغز است،بستگی دارد. B6 در تولید دوپامین هم نقش مهمی ایفا می‌کند. وجود این ویتامین در وعده‌های غذایی شما ضروری است.
منابع ویتامین B6 عبارتند از:
• فلفل
• زغال اخته
• گل‌كلم
• سیر
• ماهی تن

ویتامین B6

ویتامین C

مهم‌ترین ویژگی ویتامین C آنتی‌اكسیدانی بودن آن است. این ویتامین برای تقویت عملكرد مغز ضروری است.
ویتامین C برای مقابله با رادیكال‌های آزاد، در بدن مورد استفاده قرار می‌گیرد كه معمولاً از راه اكسیداسیون، به بدن آسیب می‌رساند. همچنین این ویتامین برای به تأخیر انداختن روند بیماری آلزایمر هم می‌تواند مفید باشد. برخی منابع ویتامین C عبارتند از:
• كلم بروكلی
• مركبات
• سیب‌زمینی
• لوبیا
• توت‌فرنگی

منیزیم

منیزیم در مغز، کار محافظت از سلول‌های عصبی در مقابل مواد سمی (نوروتوكسین‌ها) را برعهده دارد. و از این‌رو باعث تقویت عملکرد مغز می‌شود. برخی منابع منیزیم عبارتند از:
• مغزها
• دانه‌ها
• موز
• گندم كامل
برای تقویت عملکرد مغز ویتامین‌های دیگری نیز می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند ولی لازم است در رژیم غذایی شما مقادیر كافی از ویتامین‌های ذکر شده وجود داشته باشد. با داشتن یک رژیم غذایی مناسب و ورزش کافی می‌شود جلوی بسیاری از عارضه‌ها مانند سکته مغزی را گرفت.

درمورد سیستم عصبی مرکزی و بیماری‌های مربوط به آن چه می‌دانید؟

درمورد سیستم عصبی مرکزی و بیماری‌های مربوط به آن چه می‌دانید؟

سیستم عصبی مرکزی (CNS) مغز و نخاع را شامل می‌شود. نخاع توسط ستون فقرات و مغز توسط استخوان جمجمه احاطه شده تا از آسیب‌هی احتمالی به این سیستم جلوگیری شود. طناب نخاعی از پشت مغز در مرکز ستون فقرات آغاز و تا ناحیه‌ی پشت کمر ادامه پیدا می‌کند. نخاع و مغر هر دو در داخل یک غشای سه لایه محفوظ هستند که به آن مننژ (meninge) گفته می‌شود.

متخصصان فیزیولوژی و آناتومی سیستم عصبی مرکزی را مورد مطالعه قرار داده‌اند. با این حال هنوز موارد ناشناسی درمورد آنها وجود دارد.

سیستم اعصاب مرکزی علاوه بر حرکات، افکار، احساسات و خواسته‌های ما، کنترل موارد دیگری مانند ضربان قلب، تنفس، تنظیم دمای بدن، آزاد شدن بعضی از هورمون‌ها و بسیاری از موارد دیگر را برعهده دارد.

عصب بینایی، شبکیه، اپیتلیوم بویایی و اعصاب بویایی، گاهی اوقات به عنوان بخشی از دستگاه عصبی مرکزی در کنار مغز و نخاع قابل رؤیت هستند. به‌این خاطر که آنها به طور مستقیم با بافت عصبی بدون الیاف در ارتباط هستند.

در ادامه بخش‌هایی از سیستم عصبی مرکزی را با جزئیات بیشتر معرفی می‌کنیم:

مغز

مغز

پیچیده‌ترین ارگان و اندام در بدن انسان، مغز است و حدود ۲۰ درصد از انرژی بدن صرف آن می‌شود. قشر مغزی (Cortex) که خارجی‌ترین و بزرگترین بخش مغز است، حدود ۱۵ تا ۳۳ میلیارد نورون را شامل می‌شود که هر یک به هزاران نورون دیگر وصل هستند. در مجموع، مغز انسان از حدود ۱۰۰ میلیارد نورون و ۱۰۰۰ میلیارد سلول نوروگلیا و یا سلول پشتیبان، تشکیل شده است.

در واقع مغز اتاقک کنترل مرکزی بدن ما است و برخی بخش‌های مغز برای انجام عملکرد مناسب، نقش‌های اختصاصی برعهده دارند. با این حال خیلی از عملکردهای پیچیده‌ی منطقی و استدلالی مانند خلاقیت و حل مسئله با همکاری مناطق مختلف در شبکه‌ی مغز امکان‌پذیر است.

مغز انسان به چهار لوب تقسیم می‌شود:

  • لوب گیجگاهی: وظیفه‌ی پردازش اطلاعات حواس ورودی و اختصاص دادن آنها به معانی احساسی را برعهده دارد. این لوب در تنظیم خاطرات بلند مدت نیز دارای نقش است و همچنین برخی از جنبه‌های ادراک زبان نیز به این بخش مربوط است.
  • لوب آهیانه: وظیفه‌ی دریافت و پردازش اطلاعات حسی شامل درک فضایی و لامسه را برعهده دارد.
  • لوب پس سری: جایگاه پردازش تصویری مغز و محل قشر بینایی است.
  • لوب پیشانی: در جلوی مغز، اکثر نورون‌های حساس به دوپامین را شامل می‌شود و حافظه‌ی کوتاه‌مدت، هوشیاری و احساساتی مانند انگیزه به این بخش مربوط هستند.

مناطق مغزی

مناطق مغزی

نگاه جزئی‌تر به برخی قسمت‌های خاص مغز:

  • گره‌ها و یا عقده‌های قائده‌ای: (Basal ganglia) پردازش و کنترل حرکات ارادی و تصمیم‌گیری در مورد فعالیت‌های حرکتی را شامل می‌شود. بیماری‌های تأثیرگذار روی این ناحیه عبارتند از: پارکینسون و هانتینگتون

درصورت مشاهده‌ی این علائم مربوط به بیمار‌های سیستم عصبی مرکزی مراجعه‌ی هرچه زودتر به بهترین متخصص مغز و اعصاب توصیه می‌شود.

  • مخچه: (Cerebellum) وظیفه‌ی پردازش اطلاعات حرکتی را برعهده داشته و همچنین در هوشیاری دارای نقش است. اختلال در حرکت از علائم اولیه‌ی آسیب دیدن مخچه است که به عنوان آتاکسی نیز شناسایی می‌شود.
  • ناحیه ی بروکا (Broca’s area) : بروکا ناحیه‌ای کوچک در سمت چپ مغز (گاهی در افراد چپ دست در سمت راست مشهود است)، در پردازش اطلاعات زبانی بسیار حائز اهمیت است. درصورت آسیب دیدن این ناحیه، قدرت تکلم فرد دچار اختلال می‌شود ولی هنوز قادر به درک درست گفتار می‌باشد.
  • جسم پینه‌ای(Corpus Callosum ) : جسم پینه‌ای، یک دسته‌ی وسیع از الیاف عصبی را شامل می‌شود که وظیفه‌ی اتصال نیم‌کره‌ی چپ و راست مغز را به یکدیگر برعهده دارند. جسم پینه‌ای بزرگترین سازنده‌ی ماده‌ی سفید در مغز می‌باشد که دو نیم کره را به یکدیگر مربوط می‌کند. جسم پینه‌ای در کودکان مبتلا به معلولیت ذهنی از اندازه‌ی عادی کوچکتر است ولی افراد چپ‌دست و موسیقیدان‌ها معمولاً دارای جسم پینه‌ای بزرگتری هستند.
  • بصل النخاع: (Medulla oblongata) در زیر جمجمه ادامه پیدا کرده و در کنترل اعمال غیر ارادی مانند تنفس، استفراغ، عطسه و همچنین حفظ فشار خون ایفای نقش می‌کند.
  • هیپوتالاموس (Hypothalamus) : در بالای ساقه‌ی مغز قرار گرفته و تقریبا به اندازه‌ی بادام است. هیپوتالاموس برخی از نوروهورمون‌ها را ترشح کرده و در کنترل گرسنگی، تشنگی و تنظیم دمای بدن مؤثر واقع می‌شود.
  • تالاموس (Thalamus) : تالاموس که در مرکز مغز جای دارد، اطلاعات حرکتی و حسی را از سراسر بدن دریافت کرده و بعد از پردازش به بخش‌های مربوطه در قشر مغز می‌فرستد. تالاموس در تنظیم هوشیاری و خواب نیز دخالت دارد.

نخاع

نخاع

نخاع در ستون فقرات، در پشت و کمر قرار گرفته و وظیفه‌ی انتقال تمام اطلاعات بین مغز و بدن را برعهده دارد. در مرکز ستون فقرات و از محلی که نخاع و مغز با هم در ارتباطند ۳۱ عصب نخاعی به طناب عصبی وارد می‌شود.

سرتاسر نخاع به اعصاب موجود در سیستم عصبی محیطی، متصل است. این اعصاب وظیفه‌ی انتقال اطلاعات حسی از ماهیچه، پوست، مفاصل و عضلات را برعهده دارند.

دستورات اولیه‌ی صادر شده از مغز، ابتدا به ستون فقرات و نخاع منتقل شده و از آنجا به اندام‌های حسی مانند عضلات، ارسال می‌شود و همچنین اطلاعات حسی از بافت‌های حسی مانند پوست ابتدا به نخاع رفته و از طریق نخاع به مغز انتقال می‌یابد.

نخاع مدارهایی دارد که به‌وسیله‌ی آنها کنترل برخی از پاسخ‌های انعکاسی بدن مانند حرکت غیرارادی بازو و دست هنگام نزدیک شدن به شعله‌ی آتش ممکن می‌شود. مدارهای داخل نخاع و ستون فقرات باعث امکان‌پذیری جنبه‌های پیچیده‌تر حرکت مانند راه رفتن نیز می‌شوند. همچنین اعصاب نخاعی بدون دستور مستقیم مغز، توانایی هماهنگ کردن تمام عضلات لازم جهت راه رفتن را دارد. مثلاً درصورت جدا شدن مغز یک گربه از ستون فقراتش، جوری که ارتباط مغز آن با بدنش به‌کلی از بین برود، با قرار دادن گربه روی تردمیل خواهیم دید که به طور خود به خود شروع به راه رفتن می‌کند. مغز، تنها وظیفه‌ی پردازش شروع و توقف حرکت و یا تغییر مسیر را در هنگام مشاهده‌ی یک شئ مانع، برعهده دارد.

ماده‌ی سفید و خاکستری در سیستم اعصاب مرکزی

سیستم عصبی مرکزی به دو بخش ماده‌ی سفید و ماده‌ی خاکستری تقسیم می‌شود.

به طور کلی، مغز را می‌توان به یک قشر بیرونی از ماده‌ی خاکستری و یک قسمت درونی از ماده‌ی سفید تقسیم کرد. سلول‌های نوروگلیا که وظیفه‌ی حفاظت و پشتیبانی نورون‌ها را برعهده دارند در هر دو نوع بافت وجود دارند. ماده‌ی سفید، شامل دندریت‌ها، آکسون، نوعی سلول پشتیبان می‌شود در حالی که ماده‌ی خاکستری، تشکیل‌شده از نورون (جسم سلولی، آکسون و دندریت ها) است.

اعصاب مغزی

اعصاب مغزی ۱۲ جفت عصب را شامل می‌شود که به طور مستقیم از مغز خارج شده و وظیفه‌ی جمع‌آوری و ارسال اطلاعات بین مغز و قسمت‌های مختلف بدن، به ویژه گردن و سر را برعهده دارد. از این ۱۲ جفت عصب، عصب بینایی و عصب بویایی در قسمت جلویی سر ایجاد می‌شوند که می‌توان آنها را به عنوان بخشی از سیستم عصبی مرکزی در نظر گرفت.

اعصاب بویایی: وظیفه‌ی انتقال اطلاعات بویایی از بخش فوقانی حفره‌ی بینی به حباب‌های بویایی در مغز را برعهده دارد.

اعصاب بینایی: هر عصب بینایی حدوداً دارای ۱٫۷ میلیون رشته‌ی عصبی می‌باشد که اطلاعات بصری را از شبکیه به هسته‌های بینایی در مغز می‌فرستد.

بیماری‌های سیستم عصبی مرکزی

بیماری‌های سیستم عصبی مرکزی

۱- تروما: هرگونه آسیب جسمی و روحی به بدن را تروما می‌نامند. انواع مختلف تروما عبارتند از:

  • مکانیکی
  • الکتریکی
  • حرارتی
  • فشاری
  • شیمیایی

بسته به محل آسیب، علائم از فلج تا اختلالات رفتاری، متفاوت هستند. برخی از این علائم عبارتند از:

  • سردرد شدید و سرگیجه
  • شکستگی جمجمه
  • پارگی پوست
  • غیر قرینگی صورت
  • تکلم نامفهوم
  • خروج خونابه و مایع مغزی نخاعی از گوش و بینی
  • کاهش سطح هوشیاری
  • فلج اندام‌ها

۲- عفونت: عفونت مغزی در هنگام التهاب پرده‌های مغزی و یا نخاعی بروز می‌کند که ممکن است به مرگ ختم شود. برخی از ویروس‌ها و میکروارگانیسم‌ها توانایی حمله به سیستم عصبی را دارند که از آن جمله می‌توان قارچ‌هایی مانند مننژیت کریپتوکوک و آغازیانی نظیر مالاریا و… را نام برد.

بیماری مننژیت، روی پرده‌های پوشاننده‌ی مغز و نخاع (مننژ) تأثیر می‌گذارد. در حالی که بیماری انسفالیت (نوع دیگری از عفونت مغزی) خود مغز را درگیر می‌کند.

برخی از علائم عفونت مغزی عبارتند از:

  • سردرد
  • خواب آلودگی
  • درد و سفتی گردن
  • تهوع
  • تب
  • گیجی
  • خستگی
  • تشنج
  • حساسیت به نور
  • کما
  • کاهش هوشیاری

عفونت

۳- بیماری‌های استحاله‌ای (دژنراتیو): در بیماری‌هایی مانند پارکینسون بعضی سلول‌های تولیدکننده‌ی دوپامین به‌تدریج عملکردشان را کاهش می‌دهند.

علائم بیماری پارکینسون عبارتند از :

  • سفتی عضلات و کندی حرکت بدن
  • لرزش
  • قامت خمیده
  • ضعیف و بم شدن صدا
  • راه رفتن نامتناسب
  • کاهش توانایی ذهنی در موارد پیشرفته
  • اختلال در بلع
  • افسردگی

۴- نقص ساختاری: نواقص ساختاری از شایع‌ترین نمونه‌های نقص مادرزادی محسوب می‌شوند. بعضی از بیماری‌های نقص ساختاری سیستم عصبی عبارتند از:

  • آننسفالی یا تشکیل نشدن بافت عصبی
  • نقص مجرای عصبی
  • فلج مغزی
  • اپینا بیفیدا

۵- تومورها: هردو تومور سرطانی و غشای سرطانی قادر به اثرگذاری روی بخش‌هایی از سیستم عصبی مرکزی می‌باشند.

برخی از علائم وجود تومور مغزی عبارتند از:

  • ضعف و بی حالی
  • از بین رفتن تدریجی بینایی
  • از دست دادن شنوایی یا زنگ زدن گوش
  • دمدمی‌مزاجی و رفتارهای مخاطره‌آمیز
  • از دست دادن تعادل
  • ناباروری

۶- خودایمنی: در بعضی موارد مانند بیماری ام اس، سیستم ایمنی بدن فرد اشتباهاً به سلول‌های سالم خودی حمله می‌کند.

خودایمنی

۷- سکته مغزی : هنگامی که رگ‌های مغزی به هر دلیلی توانایی خون رسانی درست به مغز را از دست دهند، بافت‌های مغزی، با عدم دریافت غذا و اکسیژن روبرو می‌شوند و پس از مدتی سلول‌ها‌ی مغز می‌میرند. دو نوع اصلی سکته مغزی عبارتند از:

ایسکمیک (بسته شدن رگ)

هموراژیک (پاره شدن و خونریزی مغز)

بهتر است پس از مشاهده علائم سکته مغزی به فوق تخصص سکته مغزی مراجعه کنید.

تفاوت سیستم عصبی مرکزی و سیستم عصبی محیطی:

سیستم عصبی محیطی (PNS) بخش‌هایی از سیستم عصبی که در خارج از مغز و نخاع قرار دارد را در بر می‌گیرد. با وجود ارتباط بین دو سیستم عصبی محیطی و مرکزی CNS  جدا از سیستم عصبی محیطی محسوب می‌شود.

بین  CNS و PNS تفاوت های زیادی وجود دارد. یکی از این تفاوت ها اندازه‌ی سلول است.

آکسون های عصبی در CNS ( دریافت کننده‌ی پیام عصبی) بسیار کوتاه‌تر هستند. اندازه‌ی آکسون عصبی در PNS می تواند تا یک متر برسد. (برای مثال، آکسونی که انگشت شست پا را فعال می‌کند.) در حالی که در CNS  آکسون به ندرت از چند میلیمتر بلندتر است.

آیا افراد چپ دست از هوش بیشتری برخوردارند؟

آیا افراد چپ دست از هوش بیشتری برخوردارند؟

داستان‌های زیادی در باب اینکه چپ دست ها افراد با استعدادتری نسبت به افراد دیگر جامعه هستند شنیده‌ایم. وجود مشاهیر چپ دستی نظیر نیکولا تسلا، لئوناردو داوینچی، ارسطو حتی باراک اوباما، بیل گیتس و لیونل مسی به این ادعا اعتبار می‌بخشد. اما فکر می‌کنید این ادعا پایه علمی و منطقی دارد؟
اخیراً نشریه‌ی frontiers in psychology مطالعه‌‌ی تازه‌ای در مورد رابطه‌ی چپ دست بودن با قابلیت‌های محاسباتی را منتشر کرده است. بر طبق نتایچ این پژوهش چپ دستان ۱۰ تا ۱۳.۵ درصد از آمریکایی‌ها را تشکیل می‌دهند. در این بین تعدادی از افراد قادرند کارهای خود را با استفاده از هر دو دست انجام دهند. ولی اکثریت این افراد چپ دست محسوب می‌شوند.
انتخاب دست مناسب برای انجام کارهای اصلی روزمره با عملکرد مغز و فرآیندهای شناختی آن در ارتباط است. بر همین اساس معمولاً ناحیه‌ی راست مغز در افراد چپ‌دست سازمان‌یافته‌تر است. این ناحیه از مغز مسئولیت استدلال‌های فضایی را برعهده دارد. مثلا قابلیت بازنمایی ذهنی یک شیء و تصور ابعاد دیگر آن در این ناحیه از مغز اتفاق می‌افتد.

 

مغز

علاوه بر این به باور پزشکان متخصص مغز و اعصاب، قسمت جسم‌ پینه‌ای مغز، بخشی از مغز که ارتباط دو نیم‌کره‌ی راست و چپ را میسر می‌کند، در برخی از افراد چپ دست بزرگ‌تر به نظر می‌آید. بنابراین نیم‌کره‌های چپ و راست در این افراد دارای اتصال قوی‌تری هستند و در نتیجه مغز توانایی پردازش اطلاعات بیشتری را خواهد داشت. دلیل اصلی این اتفاق هنوز تشخیص داده نشده است، اما تئوری‌های مختلفی در این مورد موجود است. به عنوان مثال برخی بر این باورند که بیشتر ابزارها با پیش‌فرض راست‌دست بودن استفاده‌کننده طراحی شده‌اند و همین عامل باعث می‌شود افراد چپ‌دست بتوانند با دو دست کارها را انجام دهند و این قضیه در نهایت باعث پرورش مغز آن‌ها خواهد شد. بنابراین می‌توان گفت داشتن مغزی قوی‌تر با توانایی بالاتر پردازش اطلاعات یک ویژگی اکتسابی محسوب می‌شود و می‌توان با تمرین به آن رسید.
احتمالا یکی از دلایل مطرح بودن افراد چپ دست در حوزه‌ی کاری خود آن است که این افراد دارای مغز پرورش یافته‌تری هستند. افراد چپ دست زیادی را از بین هنرمندان، موسیقی‌دان‌ها، بازیکنان شطرنج , معمار‌ها می‌توان به‌عنوان مثال نام برد. واضح است که تمامی این حرفه‌ها به بازنمایی ذهنی قوی احتیاج دارند.

انتخاب دست و استعداد ریاضی

انتخاب دست و استعداد ریاضی

آیا بین چپ دستی و توانایی‌های مربوط به ریاضی ارتباطی وجود دارد؟
نزدیک به ۳۰ سال پیش طی مطالعه‌ای این نتیجه به‌دست آمد که چپ دست بودن عامل پیش‌گویی کننده در هوش ریاضی افراد محسوب می‌شود. بر اساس نتایج مطالعه در بین دانشجویان مستعد در درس ریاضی، افراد چپ دست در مقایسه با سایر افراد، جمعیت بیشتری داشتند.
با این همه، پژوهشگران زیادی انتخاب دست اصلی را  عاملی مؤثر در شناخت توانایی‌های ذهنی درنظر گرفته‌اند. گروهی از پژوهشگران بر این باورند که چپ‌دستی روی مهارت‌های شناختی مغز بی‌تأثیر است و حتی امکان دارد روی این مهارت‌ها تاثیر منفی داشته در نهایت باعث ضعیف شدن فعالیت‌های علمی شوند. به عنوان مثال براساس مطالعه‌ای که در بین خردسالان انجام شده، کودکان چپ دست در فرآیند‌های پرورشی از کودکان راست‌دست دارای فعالیت ضعیف‌تری هستند. در مطالعه‌ای دیگر نرخ افراد چپ دست در بین بیماران با ناتوانایی‌های ذهنی بالا دیده شده است. همچنین نتایج یک مطالعه در بین کودکان ۵ تا ۱۴ سال اینطور بیان می‌کند که افراد چپ دست حاضر در این مطالعه در درس ریاضی عملکرد به نسبت پایین‌تری از خود نشان می‌دهند.

ایجاد یک روش مناسب برای مطالعه‌ی دقیق‌تر

وجود اختلاف در نتایج پژوهش‌های قبلی را می‌توان به انتخاب روش تحقیق و نحوه‌ی پاسخ به پرسش‌های اصلی تحقیق برگرداند. به عنوان مثال در بسیاری از این تحقیق‌ها پژوهش‌گر برای فهمیدن چپ دست یا راست‌دست بودن فرد به پرسیدن یک سؤال اکتفا کرده است. همچنین انتخاب جامعه‌ی آماری منجر ایجاد اختلاف در نتایج می‌شود. از طرف دیگر رویکرد پژوهشگر به توانایی‌های ریاضی افراد مهم است؛ معیار بعضی مطالعات توانایی در حل مسائل ساده و گروهی دیگر مسائل پیچیده‌ی ریاضی بوده است.
تمامی این اختلافات در تحقیقی که به تازگی توسط بهترین متخصصین مغز و اعصاب و پژوهشگران انجام و منتشر شده، قابل مشاهده است. جامعه‌ی آماری این تحقیق ، ۲۳۰۰ دانش‌آموز در مقاطع مختلف تحصیلی را شامل می‌شود و پژوهشگران توانایی حل مسائل مختلف ریاضی در بین این افراد را مد نظر قرار داده‌اند.

ابزار مورد استفاده در این تحقیق نوعی پرسشنامه‌ی استاندارد است که ترجیح آزمون‌دهنده را در انتخاب دست اصلی در کارهایی نظیر نوشتن، نقاشی کردن، پرتاب کردن و غیره می‌سنجد. در این روش به جای دسته‌بندی افراد به راست‌دست و چپ دست، افراد روی پیوستاری قرار می‌گیرند که ترجیح آن‌ها در کارهای مختلف مشخص شده است. این مزیت باعث می‌شود که پژوهشگران مدل‌های آماری دقیق‌تری در تحقیق بسازند.

کلاس درس

کلاس درس

بر طبق نتایج منتشر شده چپ دست‌ها در حل مسائل پیچیده‌‌تر ریاضی عملکرد به مراتب بهتری داشتند. این الگو به خصوص در بین نوجوانان پسر چپ دست‌ بیشتر مشهود است. از طرف دیگر در حل مسائل ساده نظیر انجام عملیات‌های پایه‌ی ریاضی بین راست‌دست‌ها و چپ‌دست‌ها تفاوت زیادی وجود ندارد.
در این بین افراد حاضر در مطالعه به دسته‌های مختلفی تقسیم شدند که عبارتند از:
• راست‌دست کامل
• راست‌دست میانه
• چپ‌دست کامل
افراد راست‌دست کامل، نسبت به دو گروه دیگر عملکرد بسیار ضعیف‌تری در مسائل مختلف ارائه دادند.
دانش‌آموزان چپ دست‌ مقاطع ابتدایی و متوسطه، به طور متوسط در فعالیت‌های مرتبط با ریاضی دارای عملکرد بهتری هستند. به علاوه راست‌دستی کامل ویژگی منفی برای ریاضی محسوب می‌شود. بنابراین به‌طور کلی می‌شود گفت که انتخاب دست اصلی در انجام کارها توسط افراد را می‌توان به عنوان یک معیار برای میزان پرورش یافتگی اتصال بین دو نیم‌کره‌ی مغزی و در نتیجه میزان مهارت‌های شناختی آنها درنظر گرفت.
با تمام این تفاسیر باید دقت داشت که چپ یا راست دستی تنها یک نشان‌گر غیرمستقیم برای نشان دادن عملکرد مغز محسوب می‌شود. تنها یک سوم از افرادی که سمت راست مغز سازمان‌یافته‌تری دارند چپ‌دست می‌باشند، بنابراین خیلی از افراد راست‌دست می‌توانند ساختار مغزی مشابه چپ دست ها داشته باشند.

چرا میگرن در زنان بیشتر شایع است و دلیل سردرد هورمونی چیست؟

چرا میگرن در زنان بیشتر شایع است و دلیل سردرد هورمونی چیست؟

سردرد هورمونی معمولاً به دلایل مختلفی مانند محرک‌های تغذیه‌ای، ژنتیک و … بروز می‌کنند. در واقع، نوسان‌ سطح هورمون‌ها عامل مهمی در سردرد و میگرن قاعدگی محسوب می‌شود. در دوره‌ی قاعدگی، دوران بارداری و یائسگی سطح هورمون‌ها متغیر هستند. مصرف قرص‌های جلوگیری از بارداری نیز باعث تغییر سطح هورمون‌ها می‌شود.
برای از بین بردن سردرد هورمونی داروها و درمان‌های گوناگونی نیز تجویز می‌شود. هرچند این مشکل به‌طور معمول پس از دوران بارداری و یا رسیدن به یائسگی برطرف می‌شود. در ادمه‌ی این مقاله درمورد علائم سردردهای هورمونی و روش‌های درمان سردرد هورمونی اطلاعات بیشتری ارائه شده است.

 

دلایل سردرد هورمونی

عموماً سردردها با استروژن یا هورمون زنانه در ارتباط هستند. مخصوصاً انواعی از آن مانند میگرن. استروژن وظیفه کنترل موادی شیمیایی در مغز را برعهده دارد که روی حس درد تأثیر می‌گذارند. هر میزان افت در سطح استروژن، محرکی برای سردرد محسوب می‌شود.
دلایلی که باعث تغییر سطح هورمون‌ها می‌شوند، عبارتند از:
۱ـ چرخه‌ی قاعدگی
درست پیش از شروع پریود، سطح استروژن و پروژسترون به پایین‌ترین حد خود می‌رسد.
۲ـ بارداری
در دوران بارداری سطح استروژن بالا می‌رود. بسیاری از زنان در دوران بارداری سردردهای هورمونی را تجربه نمی‌کنند. با این حال، برخی از زنان در اوایل بارداری به سردرد هورمونی دچار می‌شوند و پس از گذشت ۳ ماه، از این دردها نجات می‌یابند. بعد از زایمان نیز سطح استروژن به‌سرعت پایین می آید.
۳ـ قبل از یائسگی و دوران یائسگی

قبل از یائسگی و دوران یائسگی
در دوران قبل از یائسگی برای برخی از زنان، نوسان سطح هورمون‌ها با سردرد همراه می‌شود. دو سوم از زنانی‌ که از میگرن رنج می‌برند، ادعا می‌کنند که با شروع دوران یائسگی علائم سردرد در آنها از بین می‌رود. البته گاهی سردردها در دوران یائسگی رو به وخامت می‌روند.
۴ـ قرص‌های جلوگیری از بارداری و درمان جایگزین هورمونی
این قرص‌ها و درمان‌ها در سطح هورمون‌ها نوساناتی به‌وجود می‌آورند. زنانی که به‌علت تغییرات هورمونی به میگرن و سردرد هورمونی دچار می‌شوند، در مدت مصرف این قرص‌ها و در طول هفته‌ی آخر چرخه، حملات میگرنی را تجربه می‌کنند.
۵ـ سایر عوامل مؤثر در سردردهای هورمونی
• ژنتیک و وراثت نیز در ایجاد میگرن‌های مزمن مؤثر هستند.
• علاوه بر نوسان سطح هورمون‌ها دلایل دیگری نیز باعث سردرد می‌شوند:
• خواب خیلی زیاد یا خیلی کم
• نخوردن برخی از وعده‌های غذایی
• تغییرات ناگهانی آب و هوا
• صدا، بو یا نور شدید
• مصرف زیاد کافئین یا ترک مصرف آن
• مصرف نوشیدنی‌های الکلی، به‌ویژه شراب قرمز
• مصرف گوشت‌های فرآوری‌شده، ماهی دودی و سوسیس‌های نیمه‌آماده
• استرس
• مصرف پنیرهای قدیمی، یعنی پنیرهایی که بیش از ۶ ماه از تاریخ تولید آنها گذشته باشد.
• مصرف مونوسدیم گلوتامات که یک نوع عطر و طعم‌دهنده‌ی غذایی است
• محصولات سویا
• شیرین‌کننده‌های مصنوعی

علائم سردردهای هورمونی

علائم سردردهای هورمونی

سردرد و میگرن، شایع‌ترین نشانه‌ی سردرد هورمونی می‌باشد. البته برخی از زنان تجربه‌های متفاوتی دارند. این علائم متفاوت به پزشک متخصص در تشخیص سردرد هورمونی کمک می‌کند. میگرن‌های هورمونی یا قاعدگی، به میگرن‌های عادی شباهت دارند و یا به‌شکل میگرن‌های توأم با اختلالات حسی-بینایی (میگرن اورا) بروز می‌کنند یا به‌شکل ساده و بدون نشانه‌های میگرن اورا.

میگرن مشکلی تکان‌دهنده و خفقان‌آور است که از یک طرفِ سر شروع شده و باعث بروز مشکلاتی مانند حالت تهوع یا استفراغ و حساسیت به نور و صدا می‌شود.
دیگر علائم سردردهای هورمونی عبارتند از:
• خستگی
• ازدست‌دادن اشتها
• دردهای مفصلی
• آکنه
• ایجاد ناهماهنگی در بدن، مانند اختلال در پلک زدن، اختلال تکلم و…
• یبوست
• میل به مصرف الکل، نمک یا شکلات
• کاهش ادرار

درمان سردرد هورمونی

شروع کردن هرچه زودتر درمان، شانس بهبودی را افزایش می‌دهد. این روش‌ها می‌توانند مؤثر واقع شوند:
• مصرف مقدار زیادی آب برای هیدراته ماندن بدن
• درازکشیدن و استراحت در اتاقی ساکت و تاریک
• قراردادن پارچه‌ی خنک یا کیسه‌ی یخ روی سر
• تنفس عمیق یا سایر تمریناتی که باعث آرامش می‌شوند
• ماساژدادن قسمتی از سر که درد می‌کند
بیوفیدبک، نیز قادر است به بیمار کمک کند تا شیوه‌ی آرام‌کردن ماهیچه‌های خاصی از بدن را یاد گرفته و در نتیجه باعث کاهش تعداد و شدت درد در سردردهای هورمونی شود. تجویز مکمل‌های منیزیم توسط پزشک نیز می‌تواند راهگشا باشد. این مکمل‌ها برای کاهش شدت سردرد مفید هستند. کاهش استرس‌ و اضطراب نیز از سردرد یا حمله‌های میگرنی جلوگیری می‌کند.

درمان سردرد هورمونی با مصرف دارو

درمان سردرد هورمونی با مصرف دارو

برخی داروها در کوتاه‌مدت دارای اثرات درمانی بسیاری هستند. این داروها در زمان آغاز سردرد یا حمله‌ی میگرنی باید مصرف شوند و دارای دو نوع هستند.
• داروهای ضدالتهاب بدون استروئید (NSAIDs) که بدون نسخه تجویز می‌شوند، مانند ایبوپروفن.
• تریپتان که برای درمان میگرن استفاده می‌شود وباعث کاهش شدت حمله‌های میگرنی می‌شوند.
روش‌های پیشگیری با دارودرمانی برای زنانی که به‌طور دائمی سردردهای هورمونی را تجربه می‌کنند، می‌تواند مؤثر باشد. این داروها، یا باید روزانه مصرف شوند یا قبل از شروع چرخه‌ای که احتمال شروع سردردهای هورمونی در آن وجود دارد. شیوه‌ی کار داروها به این شکل است:
• ضدانعقاد
• مسدودکننده‌ی گیرنده‌ی آدرنرژيک بتا (بتا بلاکرها)
• داروهای ضدافسردگی
• مسدودکننده‌های کانال کلسیم

هورمون‌درمانی برای درمان سردرد هورمونی

درصورت عمل نکردن درمان‌های جلوگیری‌کننده، احتمالا پزشک به‌ هورمون‌درمانی رو می آورد. ممکن است پیگیری درمان به‌صورت چسب‌های درمانی (پَچ) یا مصرف روزانه‌ی قرص انجام شود. قرص‌های ضدبارداری نیز برای متعادل کردن هورمون‌ها و کاهش سردردهای هورمونی کاربردی هستند.
پزشک با توجه به مشکل شما دارودرمانی را با دُز مصرفی استروژن کمتر در جهت کاهش علائم شروع می‌کند. برای برخی از زنان، استفاده از بسته‌ی قرص کنترل و پیشگیری از بارداری بعدی توسط پزشک تجویز می‌شود، به‌این صورت که مصرف بسته‌ی بعدی قرص‌های پلاسیبو (دارونما) بدون هورمون به‌منظور پیش‌گیری از بارداری در هفته‌ی آخر قطع می‌شود. این شیوه درمان معمولاً برای ۳ تا ۶ ماه در یک دوره توصیه می‌شود و کاهش حمله‌ها را در پی دارد.

درمان سردرد در دوران بارداری یا شیردهی

درمان سردرد در دوران بارداری یا شیردهی

اگر باردار هستید یا در دوران شیردهی به سر می‌برید و یا به بچه‌دار شدن فکر می‌کنید، درباره‌ی مصرف دارو لازم است با پزشک مشورت داشته باشید. برخی از داروهای سردرد می‌توانند در رشد جنین اختلال به وجود بیاورند. در این مواقع داروها و روش‌های جایگزین توسط پزشک تجویز می‌شود.

درمان سردرد قبل از دوره‌ی یائسگی یا در طول آن

درصورت استفاده از درمان جایگزینی هورمون و افزایش سردرد، برای ایجاد تعادل در دُز مصرفی لازم است با پزشک مشورت داشته باشید. چسب‌های (پَچ) استروئیدی باعث ثبات و کاهش دُز استروژن می‌شوند و می‌توانند باعث کاهش شدت و بسامد سردردهای هورمونی شوند.

جلوگیری از سردرد هورمونی

اگر عادت ماهیانه‌ی منظمی دارید، پزشک درمان‌های پیشگیرانه برای شما تجویز می‌کند. درمان‌هایی که از چند روز قبل از عادت ماهیانه آغاز شده و تا بیش از ۲ هفته ادامه دارند. در برخی مواقع مصرف روزانه‌ی داروها لازم است. بهتر است رژيم غذایی، روند و برنامه‌ی عادت ماهیانه، خواب و تمرینات ورزشی‌تان را یادداشت کنید. این پیگیری باعث می‌شود محرک‌های ایجاد سردرد را بهتر شناسایی کنید.
در صورت مصرف قرص‌های جلوگیری از بارداری، از پزشک خود درباره‌ی موارد زیر سؤال کنید:
• آیا می‌توانم از درمان فاقد پلاسیبو یا پلاسیبوی آن اندک استفاده کنم؟
• آیا می‌توانم در روزهای تعیین‌شده برای مصرف پلاسیبو از چسب‌های استروژنی استفاده کنم؟
• آیا می‌توانم قرص‌هایی با دُز کمتر استروژن مصرف کنم؟
• آیا می‌توانم قرص‌های شیردهی را جایگزین سایر روش‌های دارودرمانی کنم؟
• آیا می‌توانم قرص‌هایی با دُز کم‌ استروژن را جایگزین مصرف پلاسیبو کنم؟
اگر اخیراً قرص‌های ضدباردای مصرف نکرده‌اید، از پزشک‌تان بپرسید مصرف آنها میزان سردردهای هورمونی را کم می‌کند یا خیر.

عوارض جانبی و علائم هشدار دهنده

افسردگی

افرادی با تجربه‌ی میگرن، بیشتر ریسک ابتلا به اختلال‌های زیر را دارند:
• افسردگی
• اضطراب
• اختلال خواب
امکان بروز این اختلالات برای زنانی که سردردهای هورمونی متداوم یا میگرن‌های قاعدگی را تجربه می‌کنند، نیز وجود دارد. مصرف قرص‌های ضدبارداری و استروژن برای بیشتر زنان خطری ندارد؛ اما همچنان به میزان بسیار بسیار اندکی باید احتمال سکته‌ مغزی یا لخته‌شدن خون را پیش‌بینی کرد. زنان دارای فشار خون بالا یا سابقه‌ی سکته‌ مغزی در خانواده، بیشتر در خطر هستند. در صورت بروز این مشکل، مراجعه به پزشک فوق تخصص سکته مغزی توصیه می‌شود.
درصورت مواجهه با سردردی ناگهانی و شدید، هرچه زودتر باید به فوریت‌های پزشکی مراجعه کنید. در کل احتمال بروز این علائم وجود دارد:
• گرفتگی گردن
• سرگیجه
• تنگی نفس
• خارش و تحریک پوستی
• کاهش بینایی

داغ شدن کف پا نشانه‌ی چه بیماری‌هایی است؟

داغ شدن کف پا نشانه‌ی چه بیماری‌هایی است؟

احساس آزاردهنده‌ی داغ شدن کف پا معمولاً از آسیبی که به اعصاب پا وارد شده ناشی می‌شود و ممکن است در صورت بیماری و آسیب، این داغ شدن پا بیشتر احساس شود.
بررسی دقیق درد و داغ شدن کف پا امری بسیار ضروری در جهت تشخیص علت این حس است تا بتوان نتیجه درمانی مناسب را ارائه داد. در ادامه به دلایل رایج داغ شدن کف پا ، علائم و راهکارهای درمان آن پرداخته می‌شود.

 

علت داغ شدن کف پا

داغی کف پا می‌تواند دلایل متختلفی داشته باشد که علل مهم و رایج آن عبارتند از:

۱ـ نوروپاتی محیطی

این عارضه از آسیبی که به اعصاب پا وارد شده ناشی می‌شود و از رایج‌ترین دلایل این عارضه است. نوروپاتی محیطی در افرادی که دیابت دارند و یا دچار شکستگی و عفونت هستند بسیار رواج دارد که معمولا همراه با ضعف و یا احساس سوزن سوزن شدن کف پا بروز می‌کند و ممکن است باعث عدم تعادل در فرد بیمار شود.
روش‌های درمان داغ شدن کف پا به‌واسطه‌ی نوروپاتی محیطی، با توجه به علت این بیماری معین می‌شود. و مراجعه به متخصص مغز و اعصاب در تهران یا شهرهای دیگر می‌تواند راهگشا باشد.

۲ـ نوراما مورتون

نوراما مورتون

این بیماری در واقع ضخیم شدن اعصاب محیطی کف پا است که می تواند به‌خاطر حالت غیرعادی پا، دویدن با کفش نامناسب، پوشیدن کفش پاشنه‌بلند و فعالیت‌های زیاد و پر تکرار به‌وجود بیاید. رایج‌ترین علائم این بیماری به این شکل است که احساس می‌کنید بدون کفش بر روی سنگ‌ریزه قدم می‌زنید.
یخ گذاشتن، استراحت کردن، داروهای ضد التهاب و استفاده از کفش مناسب از راه‌های درمان این بیماری است و مراجعه به متخصص برای بررسی‌های بیشتر توصیه می‌شود.

۳ـ بیماری عروق محیطی (PVD)

این بیماری منجر به گرفتگی سرخرگ‌های کل بدن به جز اطراف مغز و قلب انسان شده و جریان خون را محدود می‌کند، نام دیگر آن بیماری سرخرگ محیطی است.
انعقاد خون یا ضخیم شدن و نازک شدن دیواره‌ی سرخرگ‌ها از دلایل این بیماری است. از علائم آن می‌توان به داغی کف پا به هنگام راه رفتن، تغییر رنگ پوست، ضعف و گرفتگی عضلانی و کاهش رشد ناخن و مو اشاره کرد.
کاهش و بهبود علائم و جلوگیری از شدت گرفتن، هدف اصلی درمان این بیماری است. معمولاً ترک دخانیات و رژیم غذایی سالم و تغییر الگوی زندگی و ورزش منظم به بیمار توصیه می‌شود. در صورت وخیم شدن شرایط ممکن است جراحی لازم باشد.

۴ـ متاتارسالژی

متاتارسالژی نیز از جمله دلایل داغ شدن کف پا محسوب می‌شود. به خارش و التهاباتی که در استخوان و بافت پیرامون متاتارس به وجود می‌آید، بیماری متاتارسالژی گفته می‌شود. ضعف و گرفتگی عضلانی، پیاده‌روی و یا دویدن بیش از حد و پوشیدن کفش نامناسب می توانند از دلایل بروز این بیماری باشند.
احساس داغ شدن کف پا ( پایین تر از انگشت بزرگ پا) از نشانه‌های این بیماری است که به هنگام راه رفتن و ایستادن عود می‌کند و به مرور زمان این داغی، افزایش می‌یابد. یخ گذاشتن، استراحت، ورزش، پدهای مناسب از راه‌های درمان این بیماری است و مراجعه به پزشک برای درمان دقیق‌تر توصیه می‌شود.

۵ـ سندرم تونل تارزال (Tarsal) استخوان قوزک پا

فشردگی اعصاب تیبالی که از تونل تارزال که در بخش داخلی پا نزدیک به قوزک پا است عبور می‌کند و منجر به داغی کف پا می شود. کیست، تومور، گانگلیون (توده‌ای از بافت‌های زیستی) و ورم پا می‌توانند از دلایل این بیماری باشند.
از علائم این بیماری می‌توان سوزن سوزن شدن کف پا، داغ شدن کف پا، بی حسی انگشتان پا و پاشنه را نام برد. این بیماری معمولاً یک پا را تحت تاثیر قرار می‌دهد. ورزش، استراحت و مراجعه به پزشک برای درمان بسیار توصیه می‌شود.

۶ـ دیابت

دیابت

دیابت نوع حاد ممکن است به اعصاب محیطی آسیب برساند. افراد مبتلا در اثر بالا بودن قند خون در مدت طولانی که در نهایت سیستم عصبی را تحت تاثیر قرار می‌دهد، به نوروپاتی دچار می‌شوند.
بیمار به داغی کف پا و دست دچار می‌شود. معمولا داغی هنگام شب شدت می‌گیرد و این امر با ضعف عضلانی همراه است. درمان این بیماری به درمان دیابت شباهت دارد. قند خون باید به‌طور منظم و متناوب کنترل شود.

۷ـ سندرم داغ شدن کف پا

همچنین به سندرم گریرسون-گوپالان معروف است که نوعی آسیب به فیبرهای عصبی پا است. تقریباً عامل مشخصی برای آن وجود ندارد اما این نوع بیماری با دیابت، کمبود ویتامین B، آرتروز روماتوئید، کم‌کاری تیروئید و مشکلات کلیوی در ارتباط است که معمولاً این نوع سندرم ژنتیکی در نظر گرفته می‌شود.
این بیماری با داغ شدن کف پا همراه است و معمولاً این احساس تا زیر زانو وجود دارد. این داغ شدن هنگام شب بیشتر شده و با سوزن سوزن شدن و بی حسی پا همراه است. مکمل ویتامین B، حمام آب سرد و کفش مناسب برای درمان این بیماری توصیه شده است.

دلایل دیگر داغ شدن کف پا

 اعتیاد به الکل

۱ـ کم‌کاری تیروئید
کاهش سطح هورمون‌های تیروئید ممکن است باعث تورم شده و بر روی اعصاب فشار وارد کند که در نهایت به داغی کف پا منجر می‌شود.

۲ـ اعتیاد به الکل
مصرف بیش از حد الکل باعث آسیب دیدن سیستم عصبی شده و منجر به داغی کف پا می‌شود.

۳ـ شیمی درمانی
بعضی از شیمی درمانی‌ها باعث به‌وجود آمدن وضعیتی به نام اریترومایستزیم کف پا (Palmar- Plantar erythrodysesthesia) می‌شوند که قرمزی، تورم و داغ شدن کف پا از علائم آن است.

۴ـ کمبود ویتامین
کمبود ویتامین‌های اساسی از جمله ویتامینB12

۵- ایدز
تقریبا یک سوم افراد مبتلا به ایدز از آسیب عصبی رنج می‌برند که باعث داغ شدن کف پا می‌شود.

۶ـ بیماری‌های مزمن کلیوی
در صورت نقص در عملکرد کلیه و عدم دفع کامل سموم بدن، ممکن است این سموم منجر به داغ شدن کف پا شود.

آیا داغ شدن کف پا نشانه بیماری خاصی است؟

در بیشتر موارد داغ شدن کف پا را نباید مسئله بزرگی درنظر گرفت و باعث نگرانی نیست اما در بعضی موارد امکان دارد این مسئله نشانه‌ای از یک بیماری جدی مانند انعقاد خون یا سکته مغزی باشد. اگر کف پایتان به‌طور ناگهانی شروع به داغ شدن کرد باید برای بررسی عوامل به پزشک متخصص مراجعه کنید.

درمان داغ شدن کف پا

درمان داغ شدن کف پا

با استفاده از روش های خانگی زیر می‌توان داغ شدن کف پا را درمان کرد.
• خوردن سرکه سیب با تنظیم ph بدن راه حلی است برای درمان داغ شدن کف پا.
• شستن پاها با آب سرد به پایین آمدن دمای بدن بسیار کمک می‌کند.
• زرد چوبه به علت کاکامین موجود در آن، باعث تنظیم جریان خون شده و دارای خاصیت ضد التهابی است.
• گیاه شناسان آویشن را برای درمان داغ شدن کف پا مناسب می‌دانند و برای باز کردن رگ هایی که دچار گرفتگی هستند و تنظیم جریان خون توصیه می‌شود.
• زنجبیل به علت داشتن ترکیبات فعال باعث تنظیم جریان خون شده و در نتیجه به پایین‌تر آمادن دمای پا کمک می‌کند.
• ویتامین B3 یا همان نیاسین برای تقویت سیستم عصبی و جریان خون مفید بوده و باعث پایین آمدن دمای کف پای شما می‌شود.
• ماساژ دادن کف پا همراه با روغن نارگیل یا زیتون و یا روغن خردل برای درمان ضعف و بی‌حسی ناشی از داغ شدن کف پا بسیار مفید است.
• ماساژ دادن کف پا
• ورزش کردن نیز با توجه به تنظیم سیستم گردش خون مفید بوده و از اختلالات سیستم عصبی جلوگیری می کند.
صرف نظر از موارد ارائه‌شده، در صورتی که داغ شدن کف پا مستمر و پیاپی اتفاق بیفتد، توصیه می‌شود به بهترین متخصص مراجعه کرده و با انجام آزمایشات مختلف از علت و نحوه‌ی درمان اطمینان حاصل کنید.

تشخيص داغ شدن کف پا

تشخيص داغ شدن کف پا

برای داغ شدن كف پا اغلب علتى احتمالی مانند دیابت وجود دارد که شناسایی آن واجب است. تشخیص داغى كف پاها برای این افراد، به دليل نوروپاتی آسان است و نیازی به آزمایش اضافی نیست.
در معدودی از افراد که به‌طور ناگهانی احساس داغى می‌کنند و رفته‌رفته این حس در آنها شدت می‌یابد، یا دلیل قابل توجیهی براى بروز آن ندارند، ممکن است برای تشخیص صحیح به آزمایش هاى بیشتری نياز باشد.
این آزمایش ها ممکن است موارد زیر را شامل شوند:
• الکترومیوگرافی (EMG) : آزمایش عملکرد عضلات با ثبت فعالیت الکتریکی درون عضلات. برای آزمایش EMG امکان دارد یک کاوشگر (پراب) بر روی پوست قرار بگیرد و یا اینکه یک سوزن وارد عضله كنند.
• مطالعه هدایت عصبی: یک مطالعه هدایت عصبی، توانایی اعصاب در انتقال ضربه‌ها را مورد آزمایش قرار می‌دهد. وقتی یک عصب تحریک شد، پاسخ در عضله کنترل شده توسط آن عصب تخمین زده می‌شود.
• تست‌های آزمایشگاهی: بعضی اوقات انجام ديگر آزمايش‌ها مانند ادرار یا مایعات نخاعی و یا آزمایش خون برای تشخیص علت داغ شدن كف پا توصيه می‌شود. میزان ویتامین را با یک آزمایش خون ساده می‌توان مورد بررسی قرار داد.
• بیوپسی عصبی: تجویز اين تست توسط پزشک به‌ندرت اتفاق می‌افتد. در این تست یک قطعه از بافت عصبی بریده شده و با میکروسکوپ بررسى مى‌شود.

عفونت مغز (آبسه مغزی) چیست و بیماری‌های مربوط به آن کدامند؟

عفونت مغز (آبسه مغزی) چیست و بیماری‌های مربوط به آن کدامند؟

معمولاً افراد دارای سیستم ایمنی ضعیف به عفونت مغز دچار می‌شوند. در افراد سالم، عفونت‌های باکتریایی عامل به‌وجود آمدن عفونت مغز در افراد سالم است. در عفونت مغز جمع شدن سلول‌های مرده و چرکی، منجر به تورم مغز می‌شود و چون مغز فضای کافی در جمجمه ندارد روی قسمت‌های ديگرفشار وارد می‌كند و می‌تواند عروق خونی مغز رامسدود نمايد. مسدود شدن عروق مغزی و لخته شدن خون از عوامل سکته مغزی هستند و در این شرایط مراجعه به پزشک دارای فوق تخصص سکته مغزی می‌تواند راهگشا باشد. وجود یک زخم در سر هم می‌تواند به عفونت مغز منجر شود. به این صورت که از راه این زخم، ویروس، باکتری و یا قارچ به مغز راه پیدا می‌کند و باعث عفونی شدن آن می‌شود. عفونت قسمت‌های دیگر بدن هم می‌تواند دلیل عفونت مغز باشد. عفونت‌های مغزی مشکلاتی در عملکرد مغز و نخاع به‌وجود می‌آورند. تشخیص و درمان به‌موقع در این بیماری بسیار اهمیت دارد. بیمار سریعا باید بستری شده و تحت درمان آنتی بیوتیک قرار گیرد و یا احتمالا جراحی شود.

 

دلایل بیماری

از رایج‌ترین علل عفونت مغز قارچ، ویروس و باکتری را می‌توان نام برد.این عوامل از سه طریق میتوانند باعث عفونت مغز شوند:
۱ـ راه مستقیم
آسیب شدید به سر که شکستگی جمجمه را در پی داشته باشد و قارچ و باکتری از راه شکستگی به مغز راه یابند.
۲ـ راه مجاورتی
وقتی عفونت از قسمت‌های دیگری از جمجمه به مغز راه یافته باشد. مانند سینوزیت، عفونت گوش و یا آبسه‌های دندانی.
۳ـ راه خونی
بروز بیماری‌های عفونی مانند ذات‌الریه که باعث می‌شوند عفونت از راه خون به مغز برسد.

بیماری‌های عامل عفونت مغز

عفونت در بخش‌های مختلف بدن می‌تواند از طریق جریان خون به مغز راه پیدا کرده و آن را آلوده کند. شایع‌ترین بیماری‌های شناخته شده که امکان دارد به آبسه مغزی منجر شوند، عبارتند از:
• ذات الریه، برونشکتازی و دیگر عفونت‌ها.
• اندوکاردیت، عفونت دریچه قلب
• التهاب مثانه و دیگر عفونت‌های لگنی
• عفونت های شکمی مانند پریتونیت، التهاب دیواره داخلی شکم و لگن.

عوامل خطر ساز

عوامل خطر ساز

عوامل دیگری می‌توانند ریسک ابتلا به عفونت مغز را در فرد بالا ببرند که عبارتند از:
• دیابت
• مننژیت
• عفونت‌های فک و دندان
• بیماری قلبی مادرزادی
• عفونت پوست سر و یا صورت
• شانت (وسیله‌ای که برای کشیدن مایع نخاعی اضافی کاربرد دارد و می‌تواند عامل برزو عفونت باشد.)
• استفاده از داروهای سرکوب‌کننده سیستم ایمنی
• برای جلوگیری از حرکت سر و صورت در بیمارانی که دچار شکستگی گردن می‌شوند، وسیله‌ای با پایه‌ها و پیچ‌هایی بلند به نام تراکشن به‌کار می‌برند که می‌تواند عامل بروز عفونت مغز باشد.

علایم عفونت مغز

• سردرد
• سفتی گردن
• تشنج
• ضعف عضلانی
• تب
• تهوع و استفراغ
• تاری دید و دوبینی
بسیاری از علائم مغزی در نوزادان و کودکان خردسال مشابه است. با این حال ممکن است علائم دیگری از آبسه‌ی مغزی در کودک مشاهده شود. ممکن است در بخش نرم بالای سر کودک تورم یا برجستگی ایجاد شود. از دیگر نشانه‌های آبسه‌ی مغزی در کودکان عبارتند از:
• استفراغ جهنده
• گریه‌ی شدید
• تشنج
• سفتی در اندام‌ها
• آسیب‌های مغزی
• مننژیت
• آبسه‌ی مجدد

تشخیص

تشخیص

متخصص مغز و اعصاب با بررسی علائم بیمار و سابقه‌ی پزشکی فرد، امکان ضعیف شدن سیستم ایمنی فرد بر اثر عفونت یا بیماری را در نظر گرفته و آزمایش‌هایی از قبیل ادرار، مدفوع و خون را تجویز می‌کند. دیگر آزمایش‌های تشخیصی عبارتند از:
• ام آر آی
• عکس و رادیوگرافی از مغز
• کشت خلط سینه
• سی تی اسکن
• لومبار پانکچر ( که در این روش سوزنی مخصوص را در پایین کمر و در داخل مجرای نخاعی قرار می‌دهند تا مایع نخاعی را بکشند و بر اساس یافته‌های تجزیه و تحلیل ‌و کشت این مایع، عفونت تشخیص داده شده و داروی مناسب تجویز می‌شود.)

درمان عفونت مغز

در این بیماری به دلیل تورم ایجادشده، ممکن است اکسیژن یا غذا به مغز نرسد و مغز به آسیب‌های جدی و دائمی دچار شده و یا حتی به مرگ ختم شود. بنابراین این وضعیت اورژانسی محسوب می‌شود و در ابتدای کار برای اغلب بیماران قبل از تشخیص نهایی، درمان با آنتی بیوتیک توسط متخصص عفونی آغاز می‌شود تا بیماری تحت کنترل قرار گیرد. اگر درمان با آنتی بیوتیک جواب ندهد یعنی سایز آبسه تغییر نکرده و کوچک نشود، مغز باید تحت عمل جراحی قرار بگیرد.

درمان عفونت مغز با جراحی

درمان عفونت مغز با جراحی

اگر اندازه‌ی آبسه‌ی مغزی بزرگتر از ۲ سانتی متر باشد تخلیه‌ی چرک عفونت در ابتدا باید انجام گیرد و درمان با آنتی‌بیوتیک بعد از جراحی باید ادامه داشته باشد.
دو روش جراحی برای درمان عفونت مغز وجود دارد:
۱ـ کشیدن آب مغز (آسپیراسیون)
در این روش بعد از انجام سی تی اسکن و تشخیص محل آبسه سوراخی کوچک در جممه ایجاد می‌کنند وپس از تخلیه چرک و عفونت از آن سوراخ، آن را می‌بندند.
۲ـ کرانیوتومی
در صورت مؤثر نبودن روش آسپیراسیون، یا عود کردن مجدد آبسه، عمل کرانیوتومی انجام میشود. در این روش جراح برای دسترسی به مغز لازم است قسمت کوچکی از مو را تراشیده و قسمتی از استخوان جمجمه را بردارد و سپس آبسه را کاملا تخلیه کرده، مجددا استخوان جمجمه را به جای اصلی خودش برگرداند . پس از جراحی لازم است بیمار برای چندین هفته در بیمارستان تحت مراقبت قرار گیرد و چند نوبت تصویربرداری از مغز در این دوران صورت می‌گیرد تا پزشک از بهبود کامل عفونت اطمینان پیدا کند.

دلیل مراجعه به متخصص مغز و اعصاب در تهران و شهرهای دیگر

دلیل مراجعه به متخصص مغز و اعصاب در تهران و شهرهای دیگر

مشکلات بینایی، بدخوابی، ضعف عضلانی و درد مزمن ممکن است نشانه‌های مشکل عصبی جدی باشد.
در صورت مواجه شدن با مشکلاتی از قبیل سرگیجه، سردرد و مشکلات عصبی، خیلی بهتر است در ابتدا به پزشک عمومی مراجعه کنید و او درصورت لزوم شما را به یک متخصص مغز و اعصاب در تهران یا شهرهای دیگر معرفی ‌کند. البته از یک پزشک عمومی انتظار جوابی راضی کننده برای نگرانی‌های خود نداشته باشید و با معرفی شدن به متخصص مغز و اعصاب دچار اضطراب یا تشویش نشوید. در این شرایط آگاهی از این‌که متخصص مغز و اعصاب چه‌ وظایفی را برعهده دارد و چه مشکلاتی را می‌تواند درمان ‌کند، بر میزان آگاهی شما می‌افزاید .

متخصص مغز و اعصاب چه کسی است؟

متخصص مغز و اعصاب وظیفه‌ی درمان بیماری‌های مربوط به مغز، ماهیچه‌ها، ستون فقرات و اعصاب جنبی (عصب‌هایی که مغز و ستون فقرات را به اعضای دیگر بدن اتصال می‌دهند) را برعهده دارد. بیماری‌های مغز و اعصاب عبارتند از: صرع، سردرد، مشکلات حرکتی مثل لرزه و پارکینسون، سکته و بیماری‌های بسیار دیگری که شرح آنها در این مقاله نمی‌گنجد. در ادامه‌ی این مقاله از علائم بیماری‌های مغز و اعصاب آگاه خواهید شد و خواهید دانست در چه شرایطی باید به متخصص مغز و اعصاب در تهران و یا شهرهای دیگر مراجعه کرد.

سردرد

سردرد

سردرد مشکلی است که برای همه‌ی ما با شدت‌های مختلف اتفاق می‌افتد. ممکن است احساس درد در قسمت‌های مختلف از جمله بالای سر، سینوس‌ها، گردن، در عضلات سر، شانه‌ها و وسط جمجمه و مغز وجود داشته باشد. دلایل این سردردها می‌تواند خیلی چیزها باشد از عفونت سینوسی گرفته تا مراجعه به دندانپزشک، باید تمام موارد سلامتی را درنظر گرفت. علائم سردرد‌های جدی‌تر مانند میگرن عبارتند از: سردردی که مزمن است و شدید‌تر می‌شود، استفراغ، سردرد‌های ناگهانی یا دردی که در اثر فشار شدت می‌گیرد، ، ضعف بینایی، سردردهای صبحگاهی و تشنج. در صورت شدید بودن علائم‌ به اندازه کافی، پزشک عمومی شما را به یک متخصص مغز و اعصاب در تهران یا شهرهای دیگر معرفی خواهد کرد.

درد مزمن

درد مزمن به دردی می‌گویند که ماه‌ها یا حتی سال‌ها ادامه داشته باشد. این درد امکان دارد در نتیجه‌ی یک بیماری یا آسیب دیدگی بروز کند. اما درصورت ادامه دار شدن آن بعد از گذشتن دوره طولانی درمانی، باید به وجود مشکلی جدی‌تر مشکوک شد و پیگری‌های لازم را انجام داد. وقتی پزشک عمومی قادر نباشد در مورد تشخیص دلیل این درد شما را یاری کند و علائم دیگری از جمله بی‌حسی، ضعف یا مشکل کنترل ادرار و مدفوع در شما بروز کند، توصیه می‌شود هرچه زودتر به یک متخصص مغز و اعصاب در تهران یا شهرهای دیگر مراجعه کنید.

سرگیجه

اگر محیط اطراف‌تان را مدام در حال چرخیدن تصور می‌کنید و در راه رفتن تعادل ندارید، امکان ابتلا به بیماری سرگیجه در شما وجود دارد.
سرگیجه می‌تواند دارای انواع مختلفی باشد. درمان سرگیجه‌ای که از روی عدم توازن یا بیماری سرگیجه باشد برعهده‌ی پزشک متخصص مغز و اعصاب می‌باشد. بیماری سرگیجه این احساس را در شما به‌وجود می‌آورد که خودتان یا محیط اطراف‌تان دائماً در حال چرخش به‌سر می‌برید و نداشتن توازن باعث می‌شود در حفظ تعادل خود با مشکل روبرو شوید. پزشک عمومی قادر است تشخیص دهد که برای درمان سرگیجه شما مراجعه به متخصص مغز و اعصاب در تهران یا شهرهای دیگر ضرورت دارد یا خیر.

بی حسی یا سوزن سوزن شدن

بی حسی و سوزن سوزون شدن معمولاً دلایل زیادی مانند غذا نخوردن و بد نشستن دارد. اما درصورت تداوم بی‌حسی یا ناگهانی بودن آن و یا اینکه فقط یک طرف درگیر شود، ممکن است مراجعه به متخصص مغز و اعصاب ضروری شود. علائمی که ذکر شد می‌توانند نشانه‌ی سکته مغزی هم باشند و در چنین درمان به‌موقع بسیار مهم است. پزشک عمومی تشخیص می‌دهد که علائم شما سکته را نشان می‌دهند یا نه. و مراجعه به پزشک دارای فوق تخصص سکته مغزی می‌تواند بسیار مفید باشد.

ضعف عضلانی

ضعف عضلانی

ضعف عضلانی با خستگی پس از پیاده‌روی طولانی و درد عضلات تفاوت دارد. اما اگر برای تکان دادن عضلات، نیاز به تلاش بیش از حد معمول دارید، بهتر است با پزشک عمومی مشورت کنید. ضعف عضلانی امکان دارد نشانه‌ی یک بیماری جدی مربوط به سیستم عصبی باشد.

مشکلات حرکتی

اگر راه رفتن برای شما مشکل شده، مدام زمین می‌خورید و بدن‌تان بی‌اختیار پرش و لرز دارد. امکان اینکه سیستم عصبی‌تان دچار مشکل شده باشد وجود دارد. درصورت مختل شدن زندگی روزمره توسط این مشکلات، توصیه می‌شود به پزشک متخصص مغز و اعصاب در تهران یا شهرهای دیگر مراجعه کنید.

حمله‌های عصبی

بی هوش شدن، حرکت پرشی دست ها و پاها، سردرگمی و مشکلات تنفسی از علائم حمله عصبی است.
حمله‌های عصبی می‌توانند خفیف یا بسیار شدید باشند. نشانه‌های حمله‌ی عصبی عبارتند از: حرکت پرشی دست‌ها و پاها، بی‌هوش شدن، مشکلات تنفسی و سردرگمی.
بعضی حملات عصبی به خاطر ترک مواد مخدر یا پایین آمدن قند خون بروز می‌کنند، با این حال بروز حملات عصبی بدون دلیل واضح و ناگهانی نشانه‌ی این هستند که باید به متخصص مغز و اعصاب در تهران یا شهرهای دیگر مراجعه کنید.

مشکلات بینایی

ضعف بینایی ممکن است به‌خاطر کهولت سن یا مشکلات سیستم عصبی بروز کند. اگر این ضعف ناگهانی است و هر دو چشم را درگیر کرده، بهتر است به چشم‌پزشک مراجعه کنید. چشم‌پزشک یا پزشک عمومی می‌تواند در مورد مراجعه به بهترین متخصص مغز و اعصاب راهنمای شما باشد.

بدخوابی

بیماری‌های مربوط به سیستم عصبی دلیل بعضی از اختلال‌های خواب هستند. نارکولپسی یا حمله‌ی خواب یکی از این بیماری‌ها است که ژنتیکی است و روی سیستم عصبی مرکزی بدن هیچ تاثیری نمی‌گذارد.
خیلی از این علائم از بیماری‌هایی ناشی می‌شوند که به اعصاب ارتباطی ندارند. بهترین شخص برای تشخیص نیاز شما به متخصص مغز و اعصاب پزشک عمومی است. با این حال درصورت عود کردن علائم یا عدم اعتماد به پزشک عمومی، می‌توانید با تشخیص خود به متخصص مغز و اعصاب در تهران یا شهرهای دیگر مراجعه کنید.

کدام بخش از مغز با خجالت کشیدن در ارتباط است؟

کدام بخش از مغز با خجالت کشیدن در ارتباط است؟

سرخ می‌شوید و روی گونه‌هایتان احساس داغی می‌کنید؟‌ کف دستهای شما عرق می‌کند؟ با تفسیر کردن حرف‌ها و تعریف‌های دیگران احساس خجالت یا شرم به شما دست می‌دهد؟ برخی افراد خیلی وقت‌ها در مواجهه با موقعیت‌های ساده‌ای مانند تعریف و تشویق کردن از آنها، صدا کردن آنها در جمع، یا حتی موارد کوچک‌تر از این، خجالت می‌کشند و به دیگران اصطلاح آنها را خجالتی می‌دانند.
تیمی تحقیقاتی برای کنترل خجالت، برای جدایی بخشی از مغز در تلاش است. آنها به این نکته رسیده‌اند که همراه با احساس خجالت که با تجربیاتی مانند شنیدن صدای آواز خواندن خودتان بروز می‌کند، قسمت کوچکی از بافت عمیق درون مغز، به اندازه تکه‌ای از انگشت شست شما، ایزوله و جدا می شود.
این منطقه مغزی در افرادی مانند مبتلایان به زوال عقل، که سطوح کم‌خجالت را ناز خود شان می‌دهند، از حالت طبیعی کوچکتر است. این منطقه از مغز در واقع بخشی ضروری برای این واکنش در نظر گرفته می‌شود.
در نشریه Live Science از زبان تیم تحقیقاتی Sturm اینطور نوشته شده است: با از دست دادن این منطقه از مغز، واکنش خجالت در فرد از بین می‌رود. بیماران مبتلا به زوال عقل، از جمله افرادی با اختلالاتی مانند بیماری آلزایمر، اکثر شرکت‌کنندگان در تحقیقات Sturm را تشکیل می‌دهند.

 

مراکز مربوط به شخصیت

در ناحيه‌ای به نام قشر پیش‌سینگولیت قدامی، مركز خجالت تمرکز داده شده است. این بافت به طور عمیقی در داخل مغز، رو به راست و جلو قرار گرفته است. این منطقه برای تنظیم بسیاری از عملکردهای خودکار بدن مانند ضربان قلب، عرق کردن و تنفس ایفای نقش می‌کند، اما در بسیاری از عملکردهای مربوط به تفکر، مانند رفتارهای درجستجوی پاداش (مثل کسانی که با اعتیاد دست و پنجه نرم می‌کنند)، احساسات و تصمیم گیری نیز مشارکت دارد. به گفته‌ی استورم این قسمت، دارای طرح‌هایی برای مراکز بالاتر و همچنین پروژه‌هایی برای مراکز پایین می‌باشد. همچنین این قسمت در واکنش‌های احشایی و حرکتی، نقش دوگانه‌ای را ایفا می‌کند.

اندازه و شکل مناطق مغز در نزدیکی این یکی، باعث تفاوت در شخصیت فرد می‌شود. به عقیده‌ی برخی دانشمندان، منطقه خاص مغزی بزرگتر، با کارکردهای قوی‌تر مرتبط با آن همراه می‌شود. به عنوان مثال، افراد برونگرا، مراکز پردازش پاداش بزرگتری را دارا هستند، در حالی که افراد خجالتی و مضطرب، مراکز تشخیص خطای بزرگتری دارند. همچنین مطابق مطالعات انجام‌شده، افراد بسیار بخشنده، مناطق بزرگتری مرتبط با درک باور دیگران را در خود دارند.

ازبین رفتن خجالت

ازبین رفتن خجالت

افرادی مبتلا به زوال عقل، به کم کردن سطح خجالت خود و حتی تماشای نمایش‌های سرگرم کننده، نشسته در کنار دیگران تمایل دارند. بسیاری از کارهایی که انجام دادن آنها برای افراد مبتلا به زوال عقل راحت است، مانند خوردن از بشقاب دیگران یا ماساژ دادن غریبه‌ها به هیچ وجه باعث خجالت آنها نمی‌شود.
هنگامی که استورم مغزهای آنها را اسکن کرد، دریافت که آنها مناطق خودآگاهی و خجالت کمتری نسبت به شرکت کنندگان دارند، ابعاد منطقه خجالت در قشر سینگولیت آنها کوچکتر بود. اسکن کردن این ناحیه مغز، می‌توانست در تشخیص زود هنگام این موقعیت یاری‌رسان باشد، چرا که تغییرات اجتماعی و رفتاری قبل از بروز نشانه‌های دیگر، رخ می‌دهد.
استورم گفت: با درک بهتر تغییرات هیجانی که در این بیماری‌ها اتفاق می‌افتد می توان در اوایل دوره بیماری و زمانی که تشخیص ممکن است با ابهام مواجه باشد، مفید واقع شد. یک حالتی انگل وار از تغییرات احساسی یا اجتماعی امکان دارد وجود داشته باشد که با بیماری همراه خواهد بود.
قشر سینگولیت قدامی (ACC) بخشی از قسمت جلویی سینگولیت می‌باشد که اطراف بخش جلويی جسم پینه‌ای، همانند يک گردنبند قرار گرفته است و مناطق برودمن را شامل می‌شود. آنطور که به نظر می‌رسد، این قشر در انواع مختلفی از عملکردهای اتونومیک نظیر تنظیم فشار خون و ضربان قلب ایفای نقش می‌کند. همچنین برخی از عملکردهای سطح بالاتر مانند پیش‌بینی پاداش، تخصیص توجه، اصول اخلاقی و روحیات، تصمیم‌گیری و کنترل انگیزش (مثل نظارت بر عملکرد و تشخیص خطا) و احساسات نیز به این قشر مربوط هستند.

انواع مختلف زوال عقل یا دمانس و دلایل بروز آنها

انواع مختلف زوال عقل یا دمانس و دلایل بروز آنها

زوال عقل یا دمانس، علائمی مانند مشکلات ارتباطی و از دست رفتن حافظه را شامل می‌شود. این علائم به‌واسطه‌ی ایجاد تغییراتی در مغز به وجود می‌آیند. افراد مبتلا به زوال عقل ممکن است به گیجی دچار شده و توانایی به‌یاد آوردن مطالب را از دست بدهند. گاهی تا آن حد پیش می‌رود که فرد مهارت‌هایی که داشته از جمله فعالیت‌های عادی روزمره خود را نیز از دست می‌دهد. در آخر امکان دارد فرد حتی اعضای خانواده یا دوستان خود را هم به جا نیاورد. فرد مبتلا عموماً پریشان و مضطرب به نظر می‌رسد. زوال عقل در سالمندان بیشتر شایع است اما سالمندی دلیل اصلی آن نیست.

علل بروز دمانس:

دمانس زمانی بروز می کند که نورون های سالم (سلول های عصبی)، از کار بازایستاده یا سلول‌های مغزی مرده و یا دچار آسیب شده باشند. مرگ سلول‌های مغزی و خصوصا بیماری‌های نورودژنراتیو (مرگ تدریجی سلول‌های مغز در اثر افزایش سن) می‌تواند از علل بروز دمانس باشد. این که زوال عقل باعث مرگ سلول‌های مغزی می‌شود یا مرگ سلول‌های مغزی بروز زوال عقل را در پی دارد به‌درستی مشخص نیست. در زیر به برخی ازدلایل بروز دمانس اشاره شده:

علل بروز دمانس

زوال عقلی عروقی:
مرگ سلول‌های مغزی ناشی از بیماری‌های مرتبط با عروق مغزی مانند سکته‌ مغزی ، بروز می‌کند.
آسیب به سر:
چنین آسیب‌‌هایی باعث افزایش احتمال مرگ سلول‌های مغزی و در پی آن بروز زوال عقل می‌شود. و تکرار ضربات آسیب‌زننده به سر برای مثال در برخی ورزش‌ها، با افزایش احتمال بروز زوال عقل در آینده ارتباط مستقیم دارد.
بیماری ناشی از پریون:
پریون‌ها، پروتئین‌هایی می‌باشند که درs برخی افراد امکان دارد به ایجاد بیماری‌هایی مانند جنون گاوی منجر شوند.
عوامل برگشت‌پذیر:
• افسردگی، تداخلات دارویی، اختلال در عملکرد تیروئید، کمبود ویتامین‌ها و مصرف الکل از عوامل برگشت‌پذیر زوال عقل هستند و با درمان این عوامل، زوال عقل ناشی از آنها نیز بهبود پیدا می‌کند.
• عوامل فردی مانند سن و سال و سابقه‌ی خانوادگی
• عفونت‌های ناشی از بیماری HIV
• انواع دمانس و زوال عقلی

سایر اختلالاتی که می‌توانند منجر به بروز دمانس شوند، عبارتند از:

• هیدروسفالی با فشار طبیعی که براثر انباشته شدن مقدار اضافی مایع مغزی_نخاعی در مغز بروز می‌کند.
• زوال عقل پیشانی گیجگاهی (بیماری نیمن پیک)
• نشانگان داون که احتمال بروز آلزایمر را در افراد کم ‌سن ‌وسال افزایش می‌دهد.
• سندروم بنسون (PCA) که به بیماری آلزایمر شباهت دارد، ولی در ناحیه‌ی متفاوتی از مغز اتفاق می‌افتد.
• بیماری پارکینسون و بیماری هانتینگتون
• ژن‌هایE4 چندگانه، افرادی که دارای یک نسخه از ژن E4هستند ، سه برابر بیشتر از کسانی که این ژن را ندارند، به بیماری آلزایمر مبتلا می‌شوند.

انواع زوال عقلی و دمانس

انواع زوال عقلی و دمانس

1_ دمانس ناشی از آلزایمر:

علاوه بر وجود اختلال حافظه، وجود یکی دیگر از اختلالات شناختی (کردار پریشی، زبان پریشی، ادراک ‌پریشی) برای شناخت دمانس آلزایمر ضروری است. آلزایمر نوعی زوال عقلی است که از دست رفتن حافظه و ایجاد اختلال در سایر عملکردهای مهم ذهنی در پی آن اتفاق می‌افتد. این بیماری شایع‌ترین عامل زوال عقل بوده و پیش‌رونده است، یعنی با گذشت زمان رو به وخامت می‌رود. بیماری آلزایمر، در واقع اعصاب مغز را دچار تغییر می‌کند. در نتیجه‌ی این تغییر، ارتباط میان اعصاب مختلف مختل می‌شود.
مهم‌ترین عامل مؤثر در بروز آلزایمر سن است، عوامل دیگری ازجمله ابتلا به دیابت، وراثت، صدمات مغزی، فشار خون و تغذیه‌ی نامناسب در بروز آلزایمر تأثیر دارند.

2_ دمانس عروقی:

دمانس عروقی، نوع شایع دمانس پس از آلزایمر می‌باشد که حدود 10% کل بیماران دمانس را دربر می‌گیرد. پارگی یا مسدود شدن عروق مغزی، نرسیدن غذا و اکسیژن به سلول‌های عصبی مغز و از بین رفتن آنها دلایل بروز این نوع دمانس است. نشانه‌های بیماری در این نوع دمانس امکان دارد به‌صورت پلکانی بوده و هر علامت به صورت ناگهانی بروز یابد.
بیشتر مبتلایان دمانس عروقی، از عوارض و بیماری‌های دیگری مانند فشار خون، دیابت و میزان بالای کلسترول رنج می‌برند و بسیاری از آنها، دخانیات مصرف می‌کنند. این نوع دمانس در سنین سالمندی شایع‌تر است، ولی امکان بروز آن در سنین زیر 60 سال هم وجود دارد. بروز عوارض و اختلال در این بیماران متفاوت است. علاوه بر اختلال در قضاوت و توان تصمیم‌گیری در کارهای معمول روزانه، عوارض فیزیکی مانند اختلال در راه رفتن، بی‌حسی یک طرف صورت یا یک نیمه از بدن و فلج شدن ممکن است در فرد بیمار بروز کند. تعداد سکته‌ها و محل ایجاد آسیب‌های عروقی و شدت به وجود آمدن آنها، می‌تواند به‌طور مستقیم بر میزان توان فیزیکی و فکری بیمار مؤثر باشد.

۳ـ دمانس لوب پیشانی_گیجگاهی (FTD):

مغز انسان مانند کره‌ی جغرافیا است و دارای مناطق قاره‌ه‌مانند ولی به هم پبوسته به نام لوب‌های مغزی می‌باشد. دو لوب اصلی در قسمت‌های قدامی و طرفی وجود دارند که به آنها به ترتیب لوب های پیشانی و آهیانه‌ای گفته می‌شود. لوب‌های پیشانی مرکز برنامه‌ریزی، توجه، قضاوت و تمام چیزهایی است که فرق ما انسان‌های متمدن و پیشینیانمان را مشخص می‌کند. وظیفه اصلی لوب‌های آهیانه‌ای، کمک به ذخیره‌ سازی حافظه و همچنین نگهداری گنجینه‌ی لغات ما می‌باشد.
آغاز از بین رفتن سلول‌های عصبی در دمانس لوب پیشانی_گیجگاهی، در این دو قسمت اصلی مغز اتفاق می‌افتد و با پیشرفت بیماری، به سایر قسمت‌ها گسترش پیدا می‌کند. دمانس لوب پیشانی_گیجگاهی، به‌طور معمول در سنین 50 و 60 سالگی اتفاق می‌افتد، ولی در سنین 21 سالگی و 80 سالگی نیز دیده شده‌ است.

شایع‌ترین انواع بیماری دمانس لوب پیشانی_گیجگاهی (FTD):

شایع‌ترین انواع بیماری دمانس

فرونتال واریانت (Frontal variant)
این نوع از زوال عقل، رفتار و شخصیت فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

زبان‌پریشی پیش‌رونده‌ی اولیه (Primary progressive aphasia)
زبان‌پریشی یا آفازی، به معنی مشکل در برقراری ارتباط می‌باشد. این نوع آفازی خود به دو گروه تقسیم می‌شود:
• آفازی پیش‌رونده‌ی کلامی که باعث ضعیف شدن توانایی سخن گفتن می‌شود.
• آفازی معنایی که توانایی فهم زبان و استفاده از آن را دچار مشکل می‌کند.
بروز دمانس پیشانی-گیجگاهی عامل مشخصی ندارد، پژوهشگران جهش‌های ژنتیکی را به عنوان عامل برخی از انواع آن درنظر می‌گیرند. ساختار سلول‌های مغز برخی از بیماران مبتلا به این بیماری حاوی مقادیر غیر‌طبیعی پروتئین می‌باشد.

۴ـ دمانس مختلط:

حدود 10% مبتلایان به بیماری دمانس بیش از یک نوع دمانس را تجربه می‌کنند، که به آن دمانس مختلط گفته می‌شود. حضور همزمان آلزایمر و دمانس عروقی، شایع‌ترین دمانس مختلط شناخته شده است.

5_ دمانس با اجسام لویی : (ِDLB)

لویی‌ بادی رسوبات پروتئین هستند که به‌ صورت میکروسکوپی در مغز بعضی از افراد وجود دارند و به نام کاشف این اجسام نامگذاری شد‌ه‌‌اند، دلیل مبتلا بودن فرد به DLB ، رسوب همان پروتئین‌های مذکور در بخشی از مغز است که کورتکس نامیده می‌شود.
این نوع دمانس، در سنین سالمندی بیشتر دیده شده ولی ممکن است در سنین زیر 60 سالگی نیز اتفاق بیفتد. اکثر این بیماران مشکلات حافظه و تفکر که در آلزایمر هم وجود دارد روبه‌رو هستند. دمانس لویی بادی توانایی فکر کردن، استدلال و تحلیل اطلاعات را دچار اختلال می‌کند، که ممکن است توانایی شخصیت، حرکت و حافظه‌ی فرد هم درگیر شود.

خصوصیات اصلی دمانس لویی:

خصوصیات اصلی دمانس لویی
• سطح هوشیاری: اولین خصوصیت این است که، سطح ذهنی و هوشیاری بیمار در طول روز و یا هفته دچار تغییر می‌شود. به طوری که بیمار در برخی زمان‌ها کاملا طبیعی به‌نظر می‌رسد و گاهی کاملا به اختلالات ذهنی دچار است.
• توهمات بینایی: بروز توهمات بینایی به صورت دیدن حیوانات و اشخاص، دومین خصوصیت دمانس لویی می‌باشد. بیمار امکان دارد در عالم توهم، اشیا، نزدیکان و حیواناتی را به‌وضوح ببیند و با آنها صحبت کند که سال‌ها قبل فوت کرده‌اند و یا وجود خارجی ندارند.
• علایمی مانند پارکینسون: وجود علایمی شبیه به بیماری پارکینسون، سومین خصوصیت دمانس لویی ‌بادی می‌باشد.  ممکن است در تشخیص با بیماری پارکینسون اشتباه گرفته شود، به همین دلیل مراجعه به پزشک متخصص الزامی است.
• حساسیت به داروهای ضد روان پریشی: حساسیت به برخی داروها خصوصاً داروهای ضد‌روان‌پریشی، چهارمین خصوصیت دمانس لویی است. مصرف دوزهای خیلی کم این داروها توسط این بیماران، ممکن است عوارضی را ایجاد کنند که معمولا در بقیه بیماران در دوزهای بالا بروز می‌کند.

۶ـ دمانس پیش‌رونده‌ی سریع:

بیشتر موارد دمانس، دارای سیری کند و چندین ساله هستند. ولی عوامل بیماری‌زایی وجود دارد که می‌تواند بیمار را با تابلوی دمانس، در عرض چند ماه کاملا از پا بیندازد. فهرست این بیماری‌ها بسیار گسترده است و عوامل متابولیک مانند کم‌کاری تیروئید، عوامل عفونی مانند جنون گاوی و HIV و یا کمبود ویتامین‌ها و ریز‌مغزی‌ها را شامل می‌شود.

بیماری اوتیسم چیست و چه چالش‌هایی دارد؟

بیماری اوتیسم چیست و چه چالش‌هایی دارد؟

اوتیسم نوعی شرایط پیچیده‌ی عصبی-رفتاری است و اختلالات فرد در تعاملات اجتماعی و رشد کلامی و مهارت‌های ارتباطی همراه با رفتارهای تکراری و سخت را شامل می‌شود. به دلیل گستردگی علائم، بیماری اختلال طیف اوتیسم (ASD) نا‌گذاری شده است. این بیماری اختلال در طیف وسیعی از مهارت‌ها در سطوح مختلف را شامل می‌شود.
بیماری اوتیسم درجات مختلفی دارد. ممکن است در فردی به‌شکل یک نقص ساده بروز کند که تا حدی باعث محدود شدن زندگی طبیعی بیمار خواهد شد و در فرد دیگر امکان دارد ناتوانی شدیدی ایجاد شود که در آن به مراقبت‌های اساسی مورد نیاز است.
کودکان مبتلا به اوتیسم دارای مشکلات ارتباطی هستند و در درک تفکرات یا احساسات سایرین ناتوان هستند؛ بنابراین انتقال احساسات از طریق ژست‌ها، کلمات، لمس کردن یا حالات صورت برای آنها دشوار است.
یک کودک اوتیسمی که بسیار حساس است، امکان دارد در مواجهه با تماس، صداها، بوها یا دیدن مناظری که برای دیگران عادی است، با مشکلاتی جدی یا در برخی موارد دردناک مواجه شود.
کودکان مبتلا به اوتیسم امکان دارد قادر به انجام دادن حرکات بدنی تقلیدی و تکراری مانند قدم زدن، تاب خوردن یا دست زدن باشند و نسبت به مردم واکنش‌های غیر معمول از خود نشان دهند. گاهی به اشیا به‌شدت وابسته می‌شوند و پذیرای تغییرات در روال عادی زندگی نیستند، به‌نحوی که ممکن است رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان داده و به خودشان صدمه بزنند. گاهی اوقات امکان دارد به‌هیچ وجه متوجه اشیا، افراد یا فعالیت‌های اطراف‌ خود نشوند. برخی از این کودکان تشنج‌های شدید را تجربه می‌کنند؛ در برخی موارد این تشنج‌ها در دوران بلوغ اتفاق می‌افتند.
اختلالات شناختی در برخی از افراد مبتلا به بیماری اوتیسم شایع است . بر خلاف اغلب اختلالات شناختی معمول که با تأخیر در تمامی زمینه‌های رشد تشخیص داده می‌شوند، اوتیسمی‌ها گاهی دارای مهارت‌های مختلفی هستند. این افراد شاید در برقراری ارتباط با سایرین ناتوان باشند، اما در زمینه‌های دیگری مانند ساخت موسیقی، طراحی، حل کردن مسائل ریاضی یا حفظ کردن برخی مطالب مهارت‌های خارق‌العاده‌ای دارند و همچنین در تست‌های هوش غیر کلامی دارای هوش متوسط یا حتی بالایی هستند.

 

نشانه‌های بیماری اوتیسم

نشانه‌های بیماری اوتیسم

علائم این بیماری معمولا در سه سال اول زندگی خود را نشان می‌دهند و در برخی از کودکان از بدو تولد قابل مشاهده است. برخی دیگر ابتدا طبیعی به نظر می‌رسند، اما از ۱۸ تا ۳۶ ماهگی به‌طور ناگهانی علائم این بیماری در آنها دیده می‌شود. به هر حال اینطور تشخیص داده شده که علائم ناهنجاری‌های ارتباطی تا زمان حضور یافتن در جامعه مشخص نمی‌شوند. بیماری اوتیسم در پسران چهار برابر بیش از دختران مشاهده شده است. اوتیسم دارای هیچ محدودیت قومی، نژادی یا اجتماعی نیست، سبک زندگی یا تحصیلات و میزان درآمد خانواده نیز هیچ تأثیری روی کودکان مبتلا به اوتیسم ندارد. روند این بیماری رو به رشد است و هنوز کاملا معلوم نیست، رشد بیماری به تشخیص آن مربوط است یا به دلیل بروز بیماری‌های دیگری اتفاق می‌افتد.
اوتیسم تنها یک سندروم است که تحت عنوان اختلالات طیف اوتیسم شناخته شده است. سایر اختلالات ارتباط اجتماعی یا بیماری‌های شناخته شده در محدوده‌ی این طیف عبارتند از:

اختلال درخودماندگی

خیلی از افراد با شنیدن کلمه‌ی اوتیسم ، اختلال درخودماندگی را متصور می‌شوند. اختلال در تعاملات اجتماعی، برقراری ارتباطات و بازی‌های تخیلی در کودکان زیر ٣ سال، اختلال درخودماندگی گفته می‌شود.

سندرم اسپرگر (Asperger)

کودکان مبتلا به این سندروم، به مشکل زبانی دچار هستند و در تست هوش میانگین هوشی بالاتر از متوسط دارند، اما مانند کودکان اوتیسمی در برقراری ارتباطات اجتماعی دارای مشکل و محدودیت هستند.

اختلال فراگیر رشد (PDD) یا اوتیسم آتیپیک

این اختلال یک دسته‌ی عمومی و فراگیر است و شامل کودکانی می‌شود که برخی از رفتارهای اوتیسمی را دارند، اما در سایر دسته‌ها قرار نمی‌گیرند.

اختلال فروپاشی دوران کودکی

کودکان مبتلا به این اختلال حداقل تا دوسالگی رشد نرمالی دارند و پس از آن بخش بزرگی از مهارت‌های ارتباطی آنها مختل می‌شود. این اختلال بسیار نادر است و بسیاری از پزشکان متخصص بیمار‌ی‌های ذهنی نسبت به آن تردید دارند و به‌عنوان یک بیماری درنظر نمی‌گیرند.

عوامل ایجاد بیماری اوتیسم

به‌دلیل ژنتیکی بودن بیماری اوتیسم، بسیاری از محققان، ترکیب خاصی از ژن‌ها را عامل ایجاد بیماری اوتیسم در کودک می‌دانند، اما عواملی مانند سن بالای پدر یا مادر باعث افزایش احتمال ابتلای کودکان به اوتیسم می‌شود.
درصورت مصرف داروهای چاقی مفرط، دیابت و مُسکن‌ها در دوران بارداری، احتمال ابتلای کودک به اوتیسم افزایش می‌یابد. در برخی موارد، یک اختلال متابولیک مادرزادی ناشی از عدم حضور یک آنزیم و سرخجه می‌تواند عامل اوتیسم باشد. اگرچه گاهی اوقات دلیل مشخصی برای اوتیسم موجود نیست، هیچ شواهدی هم مبنی بر دخالت واکسیناسیون در بروز اوتیسم وجود ندارد.
محققان وجود اختلالاتی در بخش‌هایی از مغز را عامل اوتیسم می‌دانند. وظیفه‌ی این بخش‌ها، تفسیر پیام‌های دریافتی از اندام‌های حسی و پردازش گفتار در مغز می‌باشد. همچنین تأثیر محیط روانی اطراف کودک و رفتار مراقبان او، به‌عنوان یک عامل تشخیص داده نشده است.

آیا افسردگی با مشکلات موجود در روابط جنسی در ارتباط است؟

آیا افسردگی با مشکلات موجود در روابط جنسی در ارتباط است؟

افراد زیادی در سرتاسر دنیا به افسردگی دچار هستند و از عواقب ناخوشایند آن رنج می‌برند. ارتباط افسردگی و رابطه جنسی یک ارتباط یک‌طرفه نیست و در واقع و این دو متغیر بر یکدیگر اثرگذار هستند. اثرات ناخوشایندی که می‌تواند بر جنبه‌های مختلفی از زندگی آن‌ها تاثیر داشته باشد. افسردگی و درمان‌های مربوط به آن گاهی می‌تواند باعث ایجاد مشکلاتی در سلامت جنسی شما شود. با این حال برای حل هر دوی این مشکلات، همچنان امید وجود دارد. چرا که درمان یکی از آن‌ها معمولا درمان دیگری را در پی خواهد داشت. گرچه لازم است بدانیم که پیدا کردن نقطه تعادل درست، ممکن است زمان‌بر باشد.

ارتباط افسردگی و رابطه جنسی

افسردگی در جوامع امروزی بسیار شایع است. بر اساس آمار و اطلاعات مرکز کنترل و پیشگیری بیماری در آمریکا از هر بیست نفر فرد بالای ۱۲ سال، یک نفر از نوعی افسردگی رنج می‌برد و همچنین طبق گزارش موسسه ملی سلامت روانی این نرخ در زنان رو به افزایش است. حقیقت این است که هر فردی با هر سن و شرایطی امکان دارد این بیماری را تجربه کند. از انواع افسردگی می توان موارد زیر را نام برد.
• افسردگی روانی
• اختلال افسردگی مداوم ( که علائم آن ممکن است تا دو سال تداوم یابد)
• افسردگی پس از زایمان
• اختلال دو قطبی
• اختلال عاطفی فصلی (که معمولا در ماه‌های زمستان بروز می‌کند.)
• افسردگی همراه با اختلالات اضطرابی
احساس افسردگی برای کسانی که با یکی از موارد بالا دست و پنجه نرم می‌کنند، چیزی بیشتر از احساسی نامطلوب است، زیرا هر یک از موارد بالا علائم متنوعی از جمله مشکلات مرتبط با سلامت جنسی آن‌ها را در پی خواهد داشت. در ادامه مقاله، به ارتباط افسردگی و رابطه جنسی پرداخته شده و همچنین راهکارهایی برای بهبود روابط ارائه شده است.

علائم و تفاوت‌های جنسیتی

ارتباط افسردگی و رابطه جنسی کاملاً اثبات شده ‌است. افسردگی در هر دو جنسیت ، هم مردان و هم زنان، منجر به بروز مشکلات جنسی در آن‌ها می‌شود. اما همچنان تفاوت‌هایی در بین آن‌ها موجود است.

علائم و تفاوت‌های جنسیتی

ارتباط افسردگی و رابطه جنسی در زنان

طبق تحقیقات موسسه ملی سلامت روان درصد بالایی از افسردگی در زنان، با تغییرات هورمونی آن‌ها ارتباط دارد. در نتیجه‌ی این قضیه، زنان بیشتر از مردان به افسردگی دچار می‌شوند. از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
• بعد از زایمان
• قبل از عادت ماهیانه و در طول آن
• در دوران قبل از یائسگی و در طول آن
• هنگامی که کار، خانه و زندگی خانوادگی را تسخیر می‌کند.
این که زنان احساس ناخوشایند بی‌حالی افسردگی را داشته باشند بسیار محتمل است و این باعث کم شدن احساس اعتماد به نفس در آنها می‌شود. در نتیجه این احساسات، زندگی جنسی و روابط جنسی آن‌ها را بسیار تحت تأثیر قرار خواهد داد. با افزایش سن زنان ، بعضی از فاکتورهای جسمی می‌توانند باعث کاهش لذت یک رابطه‌ی جنسی شده و یا حتی در بعضی موارد آن را دردناک کنند. تغییرات در دیواره واژینال، ممکن است یکی از این تغییرات محسوب شود. از دیگر موارد می توان به پایین آمدن سطح استروژن اشاره کرد. در صورت جدی نگرفتن فاکتورهای ذکر شده، امکان ابتلا به افسردگی زیاد می‌شود. به همین دلیل بهتر است پس از مشاهده علائم افسردگی به متخصص مراجعه کنید.

ارتباط افسردگی و رابطه جنسی در مردان

عزت نفس پایین، اضطراب و احساس گناه، از دلایل شایع اختلال نعوظ در مردان می‌باشد و همه‌ی این موارد می‌تواند نشانه‌هایی از افسردگی محسوب شود. اما این اختلالات به صورت طبیعی با افزایش سن و سطح استرس نیز بروز می‌کند. موسسه ملی سلامت روان توضیح داده است که احتمال بیشتری وجود دارد که مردان فعالیت‌های جسمی خود در دوره‌ی افسردگی را کمتر کنند، این می‌تواند به این معنی باشد که جذابیت رابطه‌ی جنسی برای آن‌ها از بین برود.
در مردان، داروهای ضد افسردگی مستقیماً با ناتوانی جنسی در ارتباط است. تأخیر در ارگاسم و یا زود انزالی نیز از دیگر مشکلات احتمالی می‌باشد. داشتن مشکلاتی در زمینه سلامت جنسی، هم در زنان و هم در مردان ، به پیدایش علائم افسردگی در آن‌ها منجر خواهد شد که این به نوبه‌ی خود قادر است چرخه‌ی افسردگی و اختلال عملکرد جنسی را طولانی‌تر کند.

دلایل و عوامل خطر

دلایل و عوامل خطر

افسردگی ناشی از عدم تعادل هورمون‌های شیمیایی در مغز می‌باشد و این می تواند در نتیجه‌ی مسائل ژنتیکی و یا هورمونی بروز دهد. همچنین افسردگی می تواند در کنار بیماری‌های دیگر نیز اتفاق بیفتد. دلیل به وجود آمدن این افسردگی اهمیتی ندارد ، مهم این است که بدانیم این بیماری می‌تواند علائم فیزیکی و روانی بسیار زیادی را در افراد به‌وجود بیاورد. از دیگر علائم معمول افسردگی، موارد زیر را می‌توان نام برد:
• کاهش علاقه و انگیزه نسبت به انجام فعالیت‌های موردعلاقه
• احساس ناراحتی مداوم
• احساس درماندگی و گناه
• خستگی و بی‌خوابی

دلیل علمی خواب دیدن چیست؟

دلیل علمی خواب دیدن چیست؟

همه محققان بر این باورند که تقریباً تمام افراد هر شب خواب می‌بیند اما تمام آنچه دیده می‌شود در خاطر نمی‌ماند.
انسان‌ها از ابتدای تاریخ، نظریه‌هایی درمورد چرایی،‌ چیستی،‌ معنا و عملکرد خواب دیدن، ارائه داده‌اند. تا اینکه افلاطون و ارسطو به ساختن زیربنای فلسفی چیزی که روانشناسان اروپایی بعدها در سده نوزده و بیستم تحت عنوان «میل» ارائه دادند، پرداختند. در آن زمان‌ها رویاهای بشری را به ارواح نسبت می‌دادند.

 

در فرضیه‌های جدید، از خواب به‌عنوان راهی برای بروز و بیان میل‌های ضمیر ناهوشیار انسان‌ها در فضایی امن و «غیر واقعی» تعریف شده است. شاید برای اینکه انجام آنها ممکن است در دنیای واقعی غیر قابل قبول، ناممکن و حتی قابل پیگیری و غیرقانونی باشد. اما مسئله این است که حتی در سده بیست‌و‌یکم هم هنوز دانشمندان مطمئن نیستند که «چرا ما خواب می‌بینیم؟».

دو دانشجوی دانشگاه شیکاگو در سال ۱۹۵۳، ، موفق به کشف پدیده حرکت تند چشم در خواب یا آر‌ای‌ام (Rapid eye movement sleep: REM/REMS) شدند. آنها به این نکته پی بردند که اکثر رؤیاها در این مرحله از خواب اتفاق می‌افتند. مشخصه‌ی اصلی این مرحله‌، حرکات سریع چشم است و اینکه بدن در حالت خواب عمیق به‌سر می‌برد، ولی واکنش مغز در حالت بیداری است. قبل از این کشف بیشتر دانشمندان متصور بودند که در هنگام خواب، مغز از فعالیت می‌ایستد. اما این کشف، فعال بودن مغز در خواب را ثابت کرد. این کشف در واقع پایه‌گذار تحقیقات اولیه در زمینه خواب و بیماری‌های مربوط به آن بود که تا کنون باعث شده بیش از هشتاد نوع بیماری مربوط به خواب درمان شوند.
دکتر میشل ژووت از دانشگاه لیون فرانسه چند سال بعد از این کشف، به این نکته پی برد که فعالیت مغز در زمان REM به فعالیت آن در زمان بیداری شباهت دارد. او REM را «خواب متاقض» عنوان کرد. چون در حقیقت فعالیت‌های چنینی مغز همواره با حرکات ماهیچه‌های بدن همراه است. وی همچنین خواب بدون REM را به دلیل کاهش فعالیت‌های بدن در آن زمان، «خواب آرام» نام‌گذاری کرد. در دهه‌ی شصت میلادی نیز در زمینه‌ی لزوم خواب در سلامت انسان‌ها، تحقیقات زیادی انجام شد، اما هیچ‌کدام از این تحقیقات پاسخگوی سوال اصلی محققان،‌ که چه چیز باعث خواب دیدن ما می‌شود، نبودند.

برخی از دانشمندان بر این باورند که خواب دیدن تکاملی است که به دلایل روانی در انسان‌ها به‌وجود آمده است. گروهی دیگر اعتقاد دارند که به‌واسطه‌ی جریان فعالیت‌های عصبی زیاد در مغز، در زمان خواب و به خصوص در زمان REM ، ممکن است خواب دیدن محصولی بی معنی منتج از این فعل و انفعالات مغزی باشد. نظریه خواب دیدن را مکانیزمی برای حل مشکلات و دست، در هم آمیختن خاطرات و پنجه نرم کردن با احساسات تلقی می‌کند. بنا بر این فرضیه، خواب دیدن برای حفظ سلامت احساسی و روانی افراد لازم است.

آیا حیوانات هم خواب می‌بینند

آیا حیوانات هم خواب می‌بینند

هوگو اسپیرز، روانشناس تجربی از دانشگاه لندن، در گفتگو با مجله «نشنال‌جئوگرافی» می‌گوید که با آنکه خواب دیدن حیوانات واقعا قابل تشخیص نیست،‌ اما احتمال آن خیلی زیاد است. اسپیرز و گروهش طی تحقیقاتی به موش‌های آزمایشگاهی قبل از خواب غذا نشان دادند و دریافتند که مغز آنها در زمان خواب، برای رسیدن به غذا نقشه‌هایی طراحی می‌‌کند؛ «می‌توانیم بگوییم که مغز آنها در خواب، راه رسیدن به غذا را پیدا می‌کند»
انسان‌ها در زمان REM خواب می‌بینند و تقریبا در همه پستانداران هم این مرحله از خواب وجود دارد. آزمایشی که بر روی گربه‌ها در زمان خواب انجام شد، نشان‌دهنده‌ی این بود که آنها در زمان خواب تصاویری را می‌بینند و نسبت به آنها از خود واکنش نشان می‌‌دهند.
اما با تمام تحقیقاتی که تا کنون برای پاسخ به این پدیده شگفت‌انگیز انجام گرفته، ما هنوز کشف نکرده‌ایم که چرا خواب می‌بینیم. همچنان پرسیدن از کسی که خواب می‌بیند، تنها راه مطالعه خواب است. بنابراین در خصوص حیوانات نمی‌توان این روش را به‌کار برد.
دکتر جیم پاگل، مدیر مرکز تحقیقات خواب در ایالت کلورادوی آمریکا، اذعان کرده است که اگر ما به فواید خواب دیدن برای بدنمان پی ببریم، احتمالا می‌فهمیم که چرا باید یک سوم زندگی‌مان را در خواب سپری کنیم.

هماتوم مغزی یا تجمع خون بین مغز و جمجمه چگونه اتفاق می‌افتد؟

هماتوم مغزی یا تجمع خون بین مغز و جمجمه چگونه اتفاق می‌افتد؟

به تجمع خون در خارج از مغز، که معمولاً براثر آسیب شدید سر ایجاد می‌شود، هماتوم مغزی گفته می‌شود. افزایش فشار مغزی و خونریزی در اثر هماتوم به مرگ ختم می‌شود.
برخی از هماتوم‌های مغزی خودبخود متوقف شده و از بین می‌روند. ولی برای برخی دیگر، تنها عمل جراحی راهگشا است.

 

هماتوم مغزی چیست؟

در هماتوم مغزی ، خونریزی بیرون مغز و در زیر استخوان جمجمه اتفاق می‌افتد و همین باعث می‌شود که خون بین لایه‌های بافت اطراف مغز جمع شود.
فشاری که خونریزی به مغز وارد می‌کند، منجر به بروز علائم هماتوم مغزی می‌شود.
بالا رفتن فشار داخل جمجمه (کاسه سر) بر اثر این بیماری، می‌تواند به بیهوشی و مرگ ختم شود.

دلایل

معمولاً آسیب سر براثر اتفاقاتی مثل تصادفات رانندگی، افتادن از بلندی، کتک‌کاری و دعوا، منجر به هماتوم مغزی می‌شود.
ضربه ناگهانی به سر، منجر به پارگی رگ‌های خونی سطح مغز شده و درپی آن هماتوم مغزی اتفاق می‌افتد.
وقتی آسیب سر با خونریزی ناگهانی و شدید همراه باشد و به هماتوم مغزی منجر شود، فرد بیهوش شده و خیلی زود به حالت کما می‌رود.
افراد مبتلا به بیماری‌های خونریزی‌کننده مانند هموفیلی و کسانی که مجبور به مصرف داروهای رقیق کننده خون مثل وارفارین هستند، دارای ریسک بالاتری برای ابتلا به این بیماری هستند.
در افراد دارای زمینه خونریزی، حتی آسیب نسبتا جزئی سر می‌تواند باعث بروز هماتوم مغزی شود.
در هماتوم مغزی مزمن، با پارگی سیاهرگ‌های کوچک واقع در سطح خارجی مغز، خونریزی در فضای بین جمجمه و مغز اتفاق می‌افتد. ممکن است تا چند روز و یا چند هفته شاهد بروز علائم نباشیم.
شکل مزمن این بیماری، در افراد سالخورده بیشتر شایع است. زیرا جمع شدن و چروک خوردن مغز در این سن باعث کشیدگی بیشتر سیاهرگ‌های کوچک سطح مغز و در نتیجه پارگی بیشتر آنها می‌شود.
همچنین مشکلات ناشی از آسیب نخاع، به ندرت منجر به هماتوم مغزی می‌شوند.

علائم این بیماری بسته به میزان خونریزی متفاوت است:

علائم این بیماری بسته به میزان خونریزی متفاوت است

۱- وقتی آسیب سر با خونریزی شدید و ناگهانی همراه باشد و به هماتوم مغزی منجر شود، فرد بیهوش شده و فوراً به حالت کما می‌رود.
۲- امکان دارد فرد تا چند روز بعد از آسیب سر، سالم و طبیعی دیده شود، اما کم‌کم به گیجی دچار شده و چند روز بعد بیهوش می‌شود. در این حالت خونریزی کندتر اتفاق افتاده و در نتیجه هماتوم مغزی، آرام‌تر بزرگ می‌شود.
۳- درصورت تشکیل کند و آهسته‌ی هماتوم مغزی، ممکن است تا بیش از دو هفته بعد از شروع، شاهد علائم قابل توجهی نباشیم.
علائم این بیماری عبارتند از:
• سردرد
• سرگیجه
• خواب‌مرگی یا خواب‌آلودگی شدید
• گیجی
• تهوع و استفراغ
• تغییر رفتار
• بی‌حسی
• ضعف و سستی
• تشنج
علائم هماتوم در افراد مختلف به‌شکل متفاوت بروز می‌کند.
علاوه بر اندازه هماتوم مغزی، سن فرد و سابقه‌ی داشتن دیگر بیماری‌ها، در بروز علائم این بیماری تأثیر دارند.

تشخیص

تشخیص

افرادی که به آسیب جمجمه و ضربه به سر دچار می‌شوند، بعد از مراجعه به متخصص مغز و اعصاب، معمولاً ام آر آی و سی تی اسکن از سر آنها گرفته می‌شود. این نوع آزمایشات تشخیصی، تصاویری از داخل جمجمه ارائه می‌دهند که هر نوع هماتوم مغزی را می‌شود در آنها دید.
برای تشخیص هماتوم، ام آر آی از سی تی اسکن بهتر است، ولی سی تی اسکن سریع تر جواب را ارائه داده و بیشتر در دسترس است.
برای تشخیص این بیماری، به ندرت از روش آنژیوگرافی استفاده می‌شود. در روش آنژیوگرافی، کاتتر به داخل سرخرگ فرستاده شده و ماده مخصوص تزریق می شود و با اشعه ایکس، جریان خون در داخل سرخرگ‌ها و سیاهرگ‌ها نشان داده می‌شود.

درمان

• نوع درمان هماتوم مغزی بستگی به شدت آن دارد. درمان از مراقبت دقیق تا جراحی پیشرفته تغییر می‌کند.
• در هماتوم مغزی کوچک با علائم خفیف، روش درمانی خاصی به غیر از معاینه فرد توسط متخصص توصیه نمی‌شود.
• برای اثبات بهبودی هماتوم مغزی، انجام آزمایشات تصویربرداری مکرر از ناحیه سر ضروری است.
• در هماتوم‌های مغزی شدید یا خطرناک، عمل جراحی برای کم کردن فشار روی مغز ضروری است.
روش های مختلف جراحی هماتوم مغزی عبارتند از:
۱- سوراخ کردن جمجمه (کاسه سر): سوراخی در جمجمه و در بالای قسمت دچار هماتوم، ایجاد شده و از طریق این سوراخ، خون جمع شده در آنجا را بیرون می‌کشند.
۲- کرانیوتومی: برای دسترسی بهتر به هماتوم و همچنین کاهش فشار مغزی، بخش بزرگ تری از جمجمه برداشته می‌شود. مدت کوتاهی بعد از این کار، آن قسمت جمجمه سر جایش قرار خواهد گرفت.
۳- کرانیکتومی: یک قسمت از جمجمه، برای مدت زمانی طولانی‌تر برداشته می‌شود تا مغز آسیب‌دیده بدون تخریب دائمی منبسط (باز) شود. این روش کمتر برای درمان هماتوم مغزی به کار گرفته می‌شود.
افراد مبتلا به هماتوم مغزی شدید، اغلب شدیداً بیمار هستند و به دستگاه تنفس مصنوعی و سایر وسایل کمکی نیازمندند.