آیا درمان سردردهای میگرنی با دارو در دوران بارداری مجاز است؟

آیا درمان سردردهای میگرنی با دارو در دوران بارداری مجاز است؟

چرا میگرن در بارداری اتفاق می‌افتد؟ سردردهای میگرنی در حاملگی بسیار شایع هستند. زیرا میگرن در خانم‌های در سنین باروری بیشتر شایع است و هرمون‌های حاملگی قادرند به برانگیخته شدن حمله‌ی میگرن منجر شوند. در ادامه‌ی مقاله درمورد دلایل و راه‌های درمان سردردها به‌خصوص در دوران بارداری می‌خوانید.

 

علل بروز میگرن:

علت اصلی سردردهای میگرنی هنوز ناشناس است. اما به نظر می‌رسد، تغییرات شیمیایی در سیستم عصبی و جریان خون در مغز دلیل اصلی میگرن است. محققان بر این باورند که برآشفتگی مفرط سلول‌های مغزی، به تحریک رهاسازی مواد شیمیایی در خون منجر می‌شود. این مواد شیمیایی، باعث برانگیختگی رگ‌های خونی موجود در سطح مغز می‌شوند. در نتیجه به تورم عروق منجر شده و باعث احساس درد می‌شوند. از طرفی، هورمون استروژن در بروز سردردهای میگرنی تأثیر به‌سزایی دارد. به همین علت الگوهای سردرد میگرنی در دوران بارداری، قاعدگی و یائسگی دچار تغییر می‌شوند. سروتونین نیز، که نوعی انتقال‌دهنده عصبی است، در سردردهای میگرنی نقشی اساسی ایفا می‌کند.

عوامل محرک میگرن را شناسایی کنید

عوامل محرک میگرن را شناسایی کنید

فقط تغییرات هورمونی در دوران بارداری، باعث تحریک سردردهای میگرنی نمی‌شوند. در بیشتر زنان، چندین عامل مسبب بروز سردردها هستند. برای مثال گرسنگی، استرس و بی خوابی، همگی باعث تحریک میگرن می‌شوند. جالب است بدانید، ممکن است عامل محرک سردرد امروز شما، دیگر هیچ وقت باعث تحریک سردردتان نشود.
ممکن است میگرن، تا چند ساعت طول بکشد و گاهی، در صورت عدم درمان، یک یا دو روز کامل طول می‌کشد. میگرن کاملاً غیر قابل پیش بینی است. بنابراین در حالیکه در بعضی از زنان باردار، میگرن رو به وخامت می‌رود، در برخی دیگر امکان دارد به‌طور کامل از بین برود.
برای یافتن محرک‌ها ثبت زمان و چگونگی سردردها می‌توانند یاری‌رسان باشند. با این کار پزشکتان نیز، بهتر قادر است روش مناسب برای درمان سردرد شما را به‌کار بگیرد. علاوه بر این، با شناخت محرک‌های سردرد می‌شود از بروز آنها در دوران بارداری جلوگیری کرد.
هرگاه سردرد به سراغتان آمد، موارد زیر را یادداشت کنید:
• علایم به خصوص: در چه مکان‌هایی سردرد به سراغتان می‌آید؟ درد آن را توصیف کنید. هرگونه حساسیت مانند حساسیت نسبت به صدا، نور و بوی خاص و همچنین حالت تهوع را هم ذکر کنید.
• ساعت شروع و پایان سردردتان را بنویسید
• غذا یا نوشیدنی‌های صرف‌شده در طول ٢٤ ساعت گذشته
• تغییرات محیطی، مانند تغییر در آب و هوا، سفر به یک جای جدید یا امتحان غذاهای جدید
• روش‌های درمانی امتحان‌شده و میزان مؤثر بودن یا نبودن آن
معروف ترین محرک های سردردهای میگرنی عبارتند از:
• کافئین
• شکلات
• اسپرتیم (نوعی شیرین‌کننده مصنوعی)
• غذاهای حاوی مواد نگه دارنده‌ای مثل سدیم‌گلوتامات (MSG) و نیترات

میگرن در بارداری

میگرن در بارداری

از آنجایی که معمولاً فشار خون بالا در دوران بارداری باعث بروز سردرد می‌شود، پزشکان ابتدا به بررسی شرایط بیمار می‌پردازند تا در تشخیص دقیق میگرن دچار تردید نشوند. پزشک باید حتماً در جریان داروهای مورد مصرف بیمار، حتی از نوع گیاهی و بدون نسخه باشد. همچنین لازم است هرنوع سابقه میگرن در خانواده‌تان را گزارش کنید.
به‌طور معمول پزشکان میگرن را با توجه به یادداشت های مربوط به سردردتان تشخیص می‌دهند. رادیولوژی و سی تی اسکن به دلیل خطرناک بودن برای جنین، به هیچ عنوان در بارداری توصیه نمی‌شوند.

آداب مدارا

مراقبت شخصی و داشتن سبک زندگی سالم، اولین قدم برای مقابله با میگرن است. بد نیست برای کنترل میگرن در دوران بارداری به این نکات توجه کنید:
• پرهیز از محرک‌های شناخته‌شده مانند خوردن غذاهای خاص.
• تهیه‌ی یک برنامه زمان‌بندی شده و قابل پیش بینی برای غذاها و میان وعده‌هایتان.
• نوشیدن آب فراوان
• استراحت کافی
• ماساژ، قرار دادن کیسه یخ بر روی شقیقه ها، استراحت در مکانی تاریک و بی صدا را امتحان کنید.

دارو درمانی برای میگرن در بارداری

دارو درمانی برای میگرن در بارداری

اگر باردار هستید یا قصد باردار شدن دارید، ممکن است پزشکتان توصیه کند که مصرف داروهایتان را قطع کنید. او تأثیرات دارو بر جنین و خودتان را بررسی می‌کند. در بعضی موارد، امکان دارد پزشک براساس یک تحقیق ناتمام یا غیرقطعی و ناکافی، به تجویز یک دارو مجبور شود.
در دوران بارداری مصرف اکثر داروهای درمانی یا پیشگیری میگرن، باید قطع شود. زیرا مصرف آنها با نقص‌های مادرزادی نوزادان، رابطه مستقیم دارد. بقیه داروها با عوارض ثانویه‌ی بارداری مانند: سقط، خونریزی، یا عدم رشد جنین و رحم به صورت طبیعی مرتبط هستند.

درمان سریع میگرن‌های شدید

هدف از درمان سریع، متوقف ساختن سردرد، بعد از بروز اولین نشانه‌ها است.
مسکن‌ها؛ که دردهای حاد میگرنی کمک می را کاهش می‌دهند. این قرص ها عمومی بوده و کاربردشان فقط برای میگرن نیست.
• یکی از داروهای کم خطر در دوران بارداری استامینوفن است.
• داروهای NSAID مانند آسپرین که داروهای غیر محرک و بدون استروئید محسوب می‌شوند، در صورت مصرف، نزدیک به زمان بسته شدن نطفه، خطر خونریزی و سقط را به همراه دارند. مصرف آنها در سه ماهه سوم بارداری، باعث افزایش خطر فشار خون در جنین خواهد شد و مصرف آن نزدیک به موعد زایمان، به افزایش خونریزی در مادر، هنگام زایمان منجر می‌شود.
• تحقیقات، درباره خطرات اکثر داروهای NSAID شامل ناپروکسن و ایبوپروفن، که بدون نسخه قابل خریداری هستند، در دوران بارداری هنوز ادامه دارد.
• مصرف مسکن‌های حاوی نارکوتیک، که نوعی ماده مخدر هستند، توصیه نمی‌شود. مصرف این دارو در دوره‌های طولانی مدت، هم برای نوزاد و هم مادر خطر اعتیاد را به همراه دارد.
ارگوتامین‌ها؛ که فقط برای سردردهای میگرنی تجویز می‌شوند. اما مصرف این قرص‌ها نیز در دوران بارداری توصیه نمی‌شود. مصرف آنها در سه ماهه اول بارداری، ریسک بروز نقص‌های مادرزادی را برای نوزاد بالا می‌برد. این قرص‌ها حتی ممکن است به تحریک انقباضات رحمی شدید منجر شده و درنتیجه نوزاد نارس و زودتر از موعد متولد شود.
تریپتان‌ها؛ که فقط برای میگرن تجویز می‌شوند. گفته می‌شود که این قرص‌ها باعث بروز نقص‌های مادرزادی نمی‌شوند. اما تا به امروز تمام تست‌ها فقط بر روی حیوانات بوده‌اند، درنتیجه نمی‌شود در این مورد نظر قطعی داد. روزنامه انجمن پزشکی آمریکا، در سال ٢٠٠٨ درباره مصرف همزمان این قرص‌ها و دو نوع از متداول‌ترین قرص‌های ضد افسردگی، هشدار داد:
• SSRI ها که از جذب دوباره سروتونین در مغز جلوگیری می‌کنند.
• SNRI ها که از جذب نوراپی نفرین در مغز جلوگیری می‌کنند
استفاده همزمان این داروها، باعث بروز شرایط خطرناکی در فرد می‌شود که به آن “سندروم سروتونین” می‌گویند.
داروهای دیگر؛ که برای ازبین بردن اثرات جانبی میگرن در دوران بارداری تجویز می‌شوند. مانند قرص‌های ضدتهوع که برای برطرف شدن حالت تهوع ناشی از میگرن تجویز می‌شود. اما مصرف اکثر داروهای مصرفی برای میگرن در دوران بارداری، به اندازه کافی مورد بررسی قرار نگرفته‌اند و امکان خطرناک بودن آنها برای جنین مشخص نیست.

درمان پیشگیرانه میگرن

درمان پیشگیرانه میگرن

اگر سردردهای شدید و حملات عصبی عودشونده به سراغتان می‌آیند، داروهای پیشگیری می‌توانند راهگشا باشند یا حداقل به کاهش درد کمک کنند. مصرف خیلی از این داروها، پیش از این برای مشکلات دیگری در دوران بارداری مانند فشار خون بالا بدون مشکل تشخیص داده شده است.
مشورت با یک متخصص مغز و اعصاب مجرب، در زمینه درمان میگرن در زنان باردار توصیه می‌شود. معمولاً کمترین مقدار مورد نیاز دارو برای کنترل سردرد شما تجویز می‌شود. داروهای بی خطری که برای میگرن تجویز می شوند، معمولاً شامل پروپرانولول یا لابتالول و وراپامیل هستند، که به ترتیب موجب ترشح فاکتور بتا آدرنالین و عدم جذب کلسیم در خون می‌شوند.
قبل از هرگونه مصرف دارو یا گیاهان دارویی در زمان بارداری، لازم است با پزشکتان مشورت کنید.

در صورت عدم توانایی در مصرف دارو و یا داشتن دلایل شخصی برای مصرف نکردن، وسیله‌ای وجود دارد که می‌تواند یاری‌رسان باشد. سفالی اولین دستگاه تأیید شده FDA می‌باشد که برای پیشگیری از میگرن در سنین بالای ١٨ سال کاربرد دارد. این دستگاه یک هدبند قابل حمل می‌باشد که بر روی پیشانی قرار گرفته و ضربه‌های الکتریکی به پوست وارد می‌کند. عصب‌های مربوط به میگرن با این کار تحریک می‌شوند. روزانه به مدت بیست دقیقه از این دستگاه استفاده می شود و روشن شدن آن، با احساس سوزش یا حالت ماساژ همراه است.

آیا داروهای ضد صرع بر بارداری تاثیر دارند؟

آیا داروهای ضد صرع بر بارداری تاثیر دارند؟

در گذشته به دلیل عدم آگاهی و پیش‌داوری‌های بدون پشتوانه‌ی علمی، افراد مبتلا به صرع از ازدواج و بچه‌دار شدن منع می‌شدند. اما پیشرفت علم و شناسایی انواع حملات صرعی و راه‌های تشخیص و درمان این بیماری، باعث شده چنین تفکری از بین برود. امروزه صرع چه در زنان و چه در مردان،‌ دیگر دلیلی برای بچه‌دار نشدن نیست. طی دهه اخیر زنان بسیاری با وجود ابتلا به صرع ، باردار شده و زایمان آنها بدون مشکل انجام شده است. با خواندن این مقاله افراد مبتلا و علاقه‌مند به بچه‌دار شدن می‌توانند اطلاعات خود را تکمیل کنند.

 

آیا صرع ارثی است؟

خیلی کم پیش آمده که صرع ارثی باشد. اما در صورت مبتلا بودن یکی از والدین یا هر دو، احتمال مبتلا شدن کودک به صرع 5 تا 20 درصد افزایش می‌یابد. البته ارث بردن به میزان حادی و نوع بیماری پدر یا مادر مبتلا به صرع وابسته است.
بطور کلی صرع به دو دسته تقسیم می‌شود، که عبارتند از:
• «صرع منتشر» یا «گرندمال»
• «صرع موضعی» یا «پارسیل»
صرع موضعی دو زیرشاخه با نام‌های صرع ساده (بدون بیهوشی) و صرع مرکب (همراه با بیهوشی) دارد. “صرع پارسیل مرکب”،شایع‌ترین نوع صرع در میان بزرگسالان می‌باشد. در صورت ابتلای یکی از والدین یا هر دو به صرع‌ منتشر، ریسک انتقال این بیماری به فرزند افزایش می‌یابد. البته بیشتر صرع‌های منتشر قابلیت درمان دارند و به ارث رسیدن آن به فرزند نگران‌کننده نیست!

آیا می توان با داشتن صرع باردار شد؟

آیا می توان با داشتن صرع باردار شد؟

بله امکان‌پذیر است. البته باید برنامه‌ریزی‌شده اقدام کرد. افراد مبتلا به صرع که قصد بارداری دارند، لازم است به نکات زیر توجه کنند:
۱ـ برای جلوگیری از مشکل‌های مغزی و عصبی، مصرف اسید فولیک باید چند ماه قبل از اقدام به بارداری شروع شود. معمولاً مصرف روزانه 5-1 میلی‌گرم اسیدفولیک توصیه می‌شود.
2ـ مصرف دارو در 3 ماهه اول بارداری باید با کمترین دوز باشد و مادر باردار از مصرف سیگار و الکل، به‌شدت منع می‌شود. سیگار و الکل نه تنها باعث افزایش بروز نقص‌های مادرزادی می‌شود، بلکه ریسک ابتلا به صرع در کودک را نیز بیشتر می‌کند. الکل از جفت عبور کرده و به مایع آمنیوتیک نفوذ می‌کند و میزان آن در این محدوده، حدود 10 بیشتر از میزان وجود آن در خون مادر است. محققان بعد از زیر نظر گرفتن 425 نفر 2 تا 49 سال که در دوران جنینی به سندرم جنین الکلی دچار بوده‌اند، متوجه ابتلای ۶ درصد این افراد به صرع شدندو در 12 درصد حداقل یک بار حمله صرع ‌دیده شده است. الکل بر رشد مغزی جنین هم می‌تواند اثر منفی بگذارد. مسمومیت ناشی از الکل در دوران جنینی قادر است به بروز نقص‌هایی در ناحیه جمجمه و صورت کودک منجر شده و عامل پایین بودن وزن نوزاد متولدشده باشد. اختلالات یادگیری، مشکلات قلبی، اختلالات رفتاری و نیز زبانی از جمله مشکلاتی است که در کودکانی که مادرشان در دوران بارداری الکل مصرف کرده‌اند، دیده شده است.

مصرف یا عدم مصرف داروهای ضد تشنج در بارداری

تشدید حملات صرعی در دوران بارداری به‌ندرت پیش می‌آید و تنها در 25 درصد زنان باردار این حملات دیده شده و در 65 درصد زنان مبتلا، بارداری بر صرع و تشنج بی‌اثر تشخیص داده شده و در 10 درصد حتی تعداد و شدت حملات تشنج کاهش پیدا کرده است. مصرف نکردن داروهای ضد تشنج از ترس آسیب رسیدن به جنین، دلیل اصلی بالاتر رفتن تعداد حملات در زمان بارداری است. در صورت مصرف مرتب داروها، تعداد حملات در دوران بارداری کاهش می‌یابد.

مصرف یا عدم مصرف داروهای ضد تشنج در بارداری

مصرف کدام یک از داروهای ضد صرع یا ضد تشنج در بارداری مجاز است؟

مشورت با پزشک در صورت لزوم تغییر و یا کاهش دوز داروهای ضد صرع ضروری است. به‌عنوان مثال مصرف داروهای ضد صرع مانند توپیرامات (Topiramate)، اکس کاربازپین (Oxcarbazepine)، گاباپنتین (Gabapentin)، لوتیراستام (Levetiracetam) و لاموتریژین (Lamotrigine) در دوران بارداری خطر کمتری دارند و به نقص مادرزادی منجر نمی‌شوند.

مصرف کدام یک از داروهای ضد صرع یا ضد تشنج در بارداری غیر مجاز است؟

اما داروهایی مثل فنی‌توئین (Phenytoin)، فنوباربیتال (Phenobarbital)، والپروات (valproate) با نام‌های تجاری دپاکین و والپاکین و همچنین کاربامازپین (Carbamazepine) قادرند باعث نقص مادرزادی جنین به‌خصوص در ناحیه صورت، ستون‌ فقرات، قلب و دستگاه تناسلی جنین شوند. در برخی شرایط قطع مصرف قرص، برای مدت کوتاهی امکان‌پذیر است. اما باید توجه داشت که قطع داروهای صرع نباید بدون اجازه پزشک انجام گیرد، زیرا ریسک قطع ناگهانی داروهای ضد صرع در دوران بارداری بسیار بالا است.
برخی داروهای ضد صرع در دوران بارداری دارای عوارض بیشتری هستند و قادرند به نقص مادرزادی جنین منجر شوند، ممکن است در اثر مصرف داروهای ضد صرع مانند قرص کاربامازپین یا والپروئیک اسید در دوران بارداری و یا مصرف ترکیبی داروها، جنین به نقص‌های مادرزادی زیر دچار شود:
• رشد ناقص انگشتان یا ناخن
• شکاف کام و لب
• ناهنجاری‌های اسکلتی
• اسپینا بیفیدا (مهره شکاف دار)
• اختلالات دستگاه گوارش
• بیماری قلبی
افراد مبتلا به صرع که می‌خواهند باردار شوند، باید با پزشک‌شان مشورت داشته باشند تا نوع داروی مصرفی آنها را تغییر دهد. البته هنوز اطلاعات کافی در مورد تاثیر داروها بر جنین موجود نیست و در مورد خطرات قطعی آن نمی‌توان توضیح داد.

بهترین داروی ضد صرع در دوران بارداری

 بهترین داروی ضد صرع در دوران بارداری

داروهای ضد صرع در هنگام بارداری، باعث افزایش متابولیسم ویتامین K در کبد می‌شوند. کمبود این ویتامین می‌تواند باعث تأخیر در انعقاد خون شده و به خونریزی در مغز جنین یا دیگر ارگان‌های او بعد از تولد منجر شود. بنابراین مصرف مکمل ویتامین Kبرای بانوان باردار مبتلا به صرع در هفته‌های پایانی بارداری توصیه شده است. نوزاد نیز به محض تولد این ویتامین تزریقی را باید دریافت کند.
مصرف داروهای ضد صرع مانند توپیرامات (Topiramate)، گاباپنتین (Gabapentin)، اکس کاربازپین (Oxcarbazepine)،لوتیراستام (Levetiracetam) و لاموتریژین (Lamotrigine) در دوران بارداری خطری ندارند و به نقص مادرزادی منجر نمی‌شوند.

صرع و زایمان طبیعی

زایمان طبیعی برای مادر باردار مبتلا به صرع امکان‌پذیر است. اگر مادر مبتلا به صرع در طول انقباضات رحمی به حملات تونیک – کلونیک منتشر، مکرر و غیرقابل کنترل یا تشنج های مکرر دچار شود به‌طوری که توانایی زایمان طبیعی را نداشته باشد، باید سزارین شود.

آیا حملات صرع برای سلامت جنین خطرناک است؟

آیا حملات صرع برای سلامت جنین خطرناک است؟

این مسئله به نوع صرع وابسته است. صرع‌های ساده، میوکلونی و متمرکز خطری ندارند، اما حملات تونیک – کلونیک و منتشر ممکن است برای جنین خطرناک باشد. زیرا اکسیژن رسانی به جنین را قطع می‌کند. در هر حال، قطع مصرف داروها در دوران بارداری توصیه نمی‌شود. زیرا تکرر حملات به‌طور حتم برای جنین خطر بیشتری دارد.
آیا مصرف داروهای پیشگیری از حملات صرع به نقص‌های جنینی منجر می‌شود؟
گرچه براساس آمار، فرزندان افراد مبتلا به صرع در مقایسه با سایر افراد جامعه بیشتر به نقص‌های مادرزادی دچار می‌شوند، اما میزان نقص‌های قابل‌توجه تنها 2 تا 3 درصد می‌باشد و سایر عوارض قابل‌ اصلاح و درمان هستند. عیوب مادرزادی تنها به دلیل مصرف دارو ظاهر نمی‌شوند و معمولاً ناشی از عادات نادرست دیگری مثل مصرف الکل و سیگار می‌باشد.

آیا می توان با وجود صرع شیردهی انجام داد؟

براساس توصیه‌ی متخصصان، حتی با وجود خطرات احتمالی و تشنج در مادر مبتلا به صرع، حتماً شیردهی مشکلی ندارد. البته تمام داروهای ضد صرع از شیر عبور می‌کنند، اما غلظت آنها ضعیف است بر جنین و تاثیری ندارد. تنها برخی داروها که میزان غلظت آنها در خون و شیر مادر برابر است می‌توانند دردسرساز شوند. بنابراین باید از همان ابتدا نوزاد زیر نظر گرفته شده و با مشاهده علائمی مثل مک زدن‌های ضعیف، خواب آلودگی شدید یا شلی و سستی عضلات، شیردهی قطع شود.

روش جلوگیری از بارداری در زنان مبتلا به صرع

برخی داروهای ضد صرع بر روی جذب داروهای پیشگیری از بارداری اثر می‌گذارند. به این داروها القا کننده های آنزیم های کبدی گفته می‌شود و قادرند باعث تسریع برخی روندها در سلو‌ل های کبدی شوند. از جمله این داروها می‌توان به اکس کاربازپین (Oxcarbazepine)، کاربامازپین (Carbamazepine)، فنوباربیتال (Phenobarbital) و توپیرامات (Topiramate) اشاره کرد. اگر همزمان با داروی پیشگیری از بارداری از این داروهای ضد صرع استفاده شود باید به پزشک خود اطلاع داده و به موارد زیر را جدی گرفت:
1- اگر از قرص جلوگیری برای پیشگیری از بارداری استفاده می‌کنید، دوز استروژن آن باید حداقل 50 میکروگرم باشد، یعنی مقداری که بالاتر از حد معمول است. در عین حال توصیه می‌شود از یک روش کمکی دیگر مانند کاندوم هم استفاده شود.
2- مصرف قرص پروژسترون می‌تواند خطرناک باشد.
3- مصرف کپسول کاشتنی پروژسترون یا کپسول زیرپوستی توصیه نشده است.
4- اگر از روش جلوگیری اورژانسی استفاده کردید، دقت داشته باشید که دوز لوونورژسترل (Levonorgestrel) آن باید از 3 میلی‌گرم بیشتر باشد.

آیا  افراد دچار به سردرد، به آرتریت تمپورال مشکوک هستند؟

آیا  افراد دچار به سردرد، به آرتریت تمپورال مشکوک هستند؟

آرتریت تمپورال به التهاب شریان‌های سر و گردن گفته می‌شود. در بیشتر موارد، شریان‌هایی که از شقیقه‌ها عبور می‌کنند، تحت تاثیر قرار می‌گیرند. از این رو نام این التهاب، آرتریت تمپورال است. این بیماری را با نام‌های آرتریت سلول غول پیکر (GCA)، آرتریت جمجمه، و نیز بیماری هورتون می‌شناسند. این بیماری در برخی موارد می‌تواند شریان‌های متوسط ​​و بزرگ در بازوها، شانه‌ها و سایر قسمت‌های بدن را درگیر کند.

 

آرتریت تمپورال به تورم و آسیب دیدن رگ‌های خونی منجر می‌شود و انتقال خون به مغز و سایر قسمت‌های بدن را دشوار می‌کند. این روند می‌تواند به مشکلات جدی مانند سکته و کوری منجر شود.

از آنجایی که علائم آرتریت تمپورال با بسیاری از بیماری‌های دیگر مشترک است، تشخیص آن حتماً باید توسط متخصص مغز و اعصاب صورت گیرد.

خوشبختانه، آزمایش‌های خاصی برای تشخیص این بیماری و رد کردن بسیاری از بیماری‌های دیگر دارای نشانه های مشابه مانند میگرن وجود دارد. آزمایش خون، معاینه فیزیکی، بیوپسی، سونوگرافی از جمله این آزمایش ها می‌باشد. MRI‌ هم برای تشخیص این نوع آرتریت راهگشا است.

نشانه‌ها و علائم آرتریت تمپورال

نشانه‌ها و علائم آرتریت تمپورال

آرتریت تمپورال ممکن است برای هر فردی دارای نشانه‌های متفاوت باشد. با این حال در اکثر موارد شاهد علائم زیر هستیم:

  • سردردی که به شقیقه‌ها یا پشت سر می‌زند
  • گرم شدن یا تورم شقیقه‌ها، پوست سر یا گردن
  • حساسیت به لمس و درد در پوست سر، شقیقه‌ها یا گردن
  • علائم مشابه آنفلوانزا، مانند تب، کاهش اشتها، احساس خستگی یا ضعف
  • تغییر در بینایی، نظیر دوبینی و یا از بین رفتن کامل قدرت بینایی
  • درد در فک و زبان، مخصوصاً هنگام جویدن یا باز کردن فک
  • سرگیجه یا از دست رفتن تعادل و هماهنگی بدن
  • درد و یا سفتی در گردن، شانه‌ها و یا مفصل ران.

این علائم در واقع به علائم polymialalgia rheumatica شناسایی می‌شوند. که در حدود نیمی از همه افراد مبتلا به آرتریت تمپورال مشاهده شده.

دلایل و عوامل خطر

علت دقیق آرتریت تمپورال شناسایی نشده است. اما متخصصان بر این باورند که سلامت سیستم ایمنی بدن می‌تواند نقش مهمی داشته باشد. در موارد نادر، عفونت شدید خاص و یا مصرف دوزهای زیاد آنتیب‌یوتیک می‌تواند مسبب بروز این بیماری باشد.

عوامل بروز این بیماری عموماً عبارتند از:

  • داشتن جنسیت زن
  • سن بالای ۵۰ سال
  • یائسگی زودرس (قبل از ۴۳ سالگی)
  • داشتن شاخص توده بدنی کم (BMI)
  • نژادهای شمال اروپا یا اسکاندیناوی
  • داشتن درد روماتیسمی پلی میالژی
  • سیگار کشیدن یا سابقه مصرف دخانیات
  • داشتن سابقه خانوادگی ابتلا به این بیماری

روش‌های درمانی متعارف آرتریت تمپورال

روش‌های درمانی متعارف آرتریت تمپورال

به محض مشکوک شدن پزشک به وجود آرتریت تمپورال، ممکن است دوز بالایی از استروئیدها را تجویز کند. بعد از طی شدن دوره درمان، دوز پایین‌تری از استروئیدها تجویز می‌شود که ممکن است دوره مصرف آن چند ماه تا یک سال یا بیشتر به طول بی‌انجامد. این داروها نقش ضدالتهاب دارند و می‌توانند از ایجاد آسیب بیشتر به رگ‌های خونی جلوگیری کنند.

تداوم مصرف استروئیدها تا زمانی که پزشک دستور می‌دهد، الزامی است. زیرا این دارو از بروز عوارض جدی مانند سکته مغزی، از دست دادن قدرت بینایی  و مرگ جلوگیری می‌کند. با از بین رفتن علائم، امکان کاهش دوز مصرف دارو به تدریج وجود دارد. این بیماری در بعضی از افراد برگشت ناپذیر است. اما در بعضی دیگر علائم برگشته و  مصرف مجدد دارو برای آنها الزامی است.

بسته به وضعیت سلامت کلی بدن و نوع استروئیدی که تجویز شده، داروهای زیر نیز ممکن است جویز شوند:

  • آسپرین برای رقیق کردن خون. این دارو جریان خون را در شریان‌های تنگ شده راحت‌تر می‌کند.
  • داروهای مورد استفاده برای سرکوب سیستم ایمنی بدن
  • مهار کننده پروتون-پمپ برای جلوگیری از عوارض جانبی داروهای آسپیرین یا داروهای مشابه دارای عوارض گوارشی
  • درمان ضد پوکی استخوان برای مبارزه با عوارض جانبی بعضی از داروهای آرتریت تمپورال

۶ درمان طبیعی برای کاهش علائم آرتریت تمپورال

درمان آرتریت تمپورال قادر است باعث بهبود سلامت رگ‌های خونی شود. با این حال، داروهای مصرفی برای این بیماری می‌توانند مشکلاتی را به‌وجود بیاورند. خوشبختانه با رعایت نکات زیر می‌شود علائم این بیماری را کنترل کرده و عوارض جانبی دارو را کاهش دهید.

  • ورزش و تغذیه مناسب

آرتریت تمپورال نوعی بیماری است که بر روی عروق خونی و توانایی خون برای عبور از عروق اثر می‌گذارد. ورزش برای مبارزه با بسیاری از عوارض جانبی داروهای آرتریت تمپورال یاری‌رسان است. همچنین سلامت کلی بدن را بهبود می‌بخشد.

همچنین، با رعایت رژیم غذایی سالم می توان مواد مغذی را که از طریق داروها از بدن خارج شده‌اند جبران کرد. این رژیم حتی قادر است با التهاب مبارزه کند.

با رعایت این نکات می‌توان سلامت رگ‌های خونی را با وجود آرتریت تمپورال به طور طبیعی بهبود بخشید:

  • ورزش را به‌آرامی شروع کنید. احساس درد یا سفتی در بعضی افراد مبتلا در هنگام فعالیت بدنی رایج است. برای داشتن برنامه ورزشی مناسب خود با دکتر مشورت کنید.
  • تمرینات هوازی باعث می شود زیاد نفس بکشید و به‌همین خاطر مفید هستند. شنا کردن و قدم زدن تمرینات سبکی هستند که برای بهبود سلامت استخوان و رگ‌های خونی پیشنهاد می‌شوند. با این ورزش‌ها می توانیم فشار خون را در یک محدوده سالم نگه داشته، قند خون را کنترل کنیم و قلب و ریه‌های سالمی داشته باشیم. به‌علاوه این ورزش‌ها برای بهبود خلق و خوی نیز مناسب هستند.

ورزش و تغذیه مناسب

  • رژیم غذایی

به‌توصیه‌ی متخصصان انجمن قلب آمریکا، یک رژیم غذایی کلی باید بر روی موارد زیر تمرکز داشته باشد:

  • مصرف لبنیات کم چرب
  • مصرف انواع میوه‌ها و سبزیجات
  • مصرف حبوبات، آجیل و دانه‌های سبوس‌دار
  • مصرف پروتئین کم‌چرب مانند ماهی و مرغ بدون پوست
  • محدود کردن مصرف شیرینی، گوشت قرمز، چربی‌های ترانس و اشباع‌شده و نوشیدنی‌های شیرین
  • مصرف روغن‌های گیاهی (به غیر از نارگیل)
  • محدود کردن مصرف الکل

مصرف بیش از حد الکل قادر است بر روی سلامت قلب و رگ‌های خونی تاثیر منفی بگذارد. همچنین ممکن است با برخی از داروهای مورد استفاده برای آرتریت تمپورال، مانند متوترکسات، leflunomide  و azathioprine دارای تداخل باشد. الکل همچنین می‌تواند تراکم استخوان را کاهش دهد. کاهش تراکم استخوان یکی از اثرات جانبی استروئیدهای مورد استفاده برای درمان آرتریت تمپورال است.

  • ترک سیگار

سیگار کشیدن، باعث افزایش خطر ابتلا به آرتریت تمپورال می‌شود. با این حال بلافاصله پس از ترک سیگار، به‌سرعت سلامت رگ‌های خونی را می‌توان بازیافت.

  • محافظت از استخوان‌ها

محافظت از استخوان‌ها

استفاده طولانی مدت از استروئیدها می‌تواند به ایجاد ضعف در استخوان‌ها منجر شود. با رعایت رژیم غذایی غنی از مواد زیر می توان استخوان‌ها را سالم نگه داشت:

  • کلسیم
  • منیزیم
  • ویتامین D
  • ویتامین K
  • پتاسیم

این مواد مغذی در غذاهای غنی‌شده و همچنین مواد زیر پیدا می‌شوند:

  • کنسرو ماهی بدون استخوان
  • محصولات لبنی کم چرب
  • سبزیجات
  • ماهی‌های چرب مانند ماهی آزاد و ماهی تن
  • میوه‌های خشک مانند آلو و کشمش
  • چغندرقند، سیب زمینی و گوجه‌فرنگی
  • آناناس، پاپایا، مرکبات، فلفل دلمه‌ای، انواع توت‌ها و کلم بروکسل

پرهیز از مصرف کافئین، الکل و نوشیدنی‌های گازدار نیز باید جدی گرفته شود. مصرف ۸۰۰ واحد ویتامین Dو ۱۲۰۰ میلی گرم مکمل کلسیم در روز توسط متخصصان کلینیک مایو برای زنان ۵۰ سال به بالا پیشنهاد شده.

  • جلوگیری از بیمار شدن

  • مصرف بعضی از داروهای تجویزی برای آرتریت تمپورال، ضعف سیستم ایمنی بدن شما را در پی دارند. برای جلوگیری از ابتلا به بیماری، این نکات را رعایت کنید:
  • شستن دست‌ها قبل از غذا، بعد از استفاده از سرویس بهداشتی و بعد از قرار گیری در مکان‌های عمومی توصیه می‌شود.
  • با افراد مبتلا به بیماری‌های مسری مانند سرماخوردگی در تماس نباشید.
  • تمیز نگه داشتن مناطقی که دست زیاد با آن ها در تماس است بسیار اهمیت دارد. این مناطق شامل موس و کیبورد کامپیوتر، کنترل تلویزیون، دستگیره‌های در، سوئیچ، گوشی تلفن و سایر نقاطی است که دست‌ها اغلب با آن ها در تماس هستند.
  • در مورد مکمل‌های تقویت‌کننده سیستم ایمنی مشورت با پزشک ضروری است. مکمل هایی مانند گلبرگ، اکیناسه، زنجبیل، نقره کلوئیدی، ویتامین D و … را بیشتر مصرف کنید. با این حال، توجه داشته باشید که برخی از گیاهان و مکمل های تقویت کننده ایمنی باعث غلظت خون شده و عروق خونی را تحت تاثیر قرار می‌دهند یا ممکن است با داروهای مصرفی تداخل داشته باشند.
  • در فصولی که بیماری‌های مسری شایع است زیاد در مکان‌های عمومی تردد نکنید.

کاهش التهاب

کاهش التهاب

التهاب همانطور که در بسیاری از مشکلات عروقی و بیماری‌های دیگر تأثیرگذار است، در آرتریت تمپورال نیز نقش مهمی را ایفا می‌کند. استراتژی های غذایی زیر توسط متخصصان برای مبارزه با التهاب پیشنهاد شده است.

مصرف مواد غذایی زیر:

  • تمام سبزیجات و میوه‌ها
  • دانه‌های سبوس‌دار
  • میوه‌ها و سبزیجات رنگارنگ
  • لوبیا و حبوبات، تخم مرغ، مرغ بدون پوست، ماهی،
  • غذاهای غنی از امگا ۳ مانند ماهی تن، ماهی آزاد، آجیل، آووکادو، روغن زیتون و تخم کتان

محدود کردن این غذاها:

  • گوشت‌های پردازش‌شده
  • گوشت‌های پرچرب مانند سوسیس، بیکن و استیک
  • نشاسته‌های تصفیه‌شده مانند برنج سفید و نان سفید
  • غذاهایی دارای چربی اشباع‌شده مانند لبنیات پرچرب، کره، پنیر، پوست روی مرغ و گوشت قرمز
  • قندها و غذاها یا نوشیدنی‌های شیرین
  • چربی ترانس

به محض تشخیص آرتریت تمپورال، باید درمان را شروع کرد. اکثر افراد پس از چند روز متوجه بهبود علائم خود می‌شوند.

سردرد ناشی از آرتریت تمپورال دارای علائم زیر است:

  • تورم
  • درد
  • خفقان
  • حساسیت به نور
  • افزایش حرارت سر
  • سرگیجه
  • تغییرات بینایی

هم‌زمان با شروع مصرف استروئیدها، می توانید روش‌های زیر رابرای تسکین سردرد به کار بگیرید:

  • مصرف مکمل‌های منیزیم و ویتامین B
  • اجتناب از محرک‌های سردرد

عوامل محرک عبارتند از:

  • کافئین
  • تغییرات هورمونی
  • الکل
  • پنیر
  • شکلات
  • استرس یا اضطراب
  • مصرف بیش از حد داروهای خاص
  • بوهای قوی
  • تغییرات آب و هوایی
  • نور زیاد یا صداهای بلند
  • کم‌آبی یا گرسنگی
  • فعالیت بیش از حد
  • مکمل‌های غذایی
  • بی‌خوابی

کیست آراکنوئید و ارتباط آن با مایع مغزی‌نخاعی

کیست آراکنوئید و ارتباط آن با مایع مغزی‌نخاعی

کیست آراکنوئید نوعی کیست است که بیشتر در سر تشکیل می‌شود، اما امکان ایجاد آن در اطراف نخاع نیز وجود دارد. نام این کیست آراکنوئید است، چون در فضای بین مغز، ستون فقرات و غشاء آراکنوئید ایجاد می‌شود. غشا آراکنوئید یکی از سه لایه غشایی می‌باشد که مغز و ستون فقرات به‌وسیله‌ی آن احاطه شده است. رشد این کیست اغلب بین مغز و جمجمه و یا فضاهای اطراف مغز تحت عنوان شکمچه مغز صورت می‌گیرد.

 

پرکننده‌ی کیست های آراکنوئید اغلب مایع مغزی نخاعی (CSF) می‌باشد CSF .مایع طبیعی و محافظت‌کننده در بدن است که مغز و ستون فقرات توسط آن احاطه شده است. دیواره‌های موجود دور این کیست اجازه‌ی تخلیه‌ی این مایع به سیستم CSF را نمی‌دهند و این قضیه باعث انباشته شدن مایع مغزی نخاعی در این کیست‌ها می‌شود.

کیست آراکنوئید در کودکان معمولاً مادرزادی است. این نوع را‌ کیست‌ آراکنوئید اولیه می‌نامند. به کیست‌هایی که در مراحل بعدی زندگی در سر ایجاد می‌شوند، کیست‌های ثانویه می‌گویند. کیست‌های اولیه آراکنوئید شایع‌تر از کیست های ثانویه آراکنوئید هستند.

کیست آراکنوئید چیست؟

همان‌طور که گفته شد، کیست‌های اولیه آراکنوئید در نتیجه اختلالات رشدی در مغز و نخاع به‌وجود آمده و از بدو تولد با فرد همراه هستند. در واقع این نوع کیست‌ها در طول هفته های اولیه بارداری ایجاد می‌شوند. کیست‌های ثانویه آراکنوئید اغلب بر اثر مننژیت، آسیب دیدگی سر، تومور و یا در نتیجه جراحی مغز به‌وجود می‌آیند. محل تشکیل اکثر کیست‌های آراکنوئید در خارج از لوب تمپورال مغز در منطقه‌ای از جمجمه تحت عنوان حفره جمجمه می‌باشد. کیست‌های آراکنوئید که در نخاع شکل می‌گیرند کمتر شایع هستند. اندازه و محل کیست، به عنوان عاملی برای زمان شروع و نوع علائم شناخته می‌شود.

علائم کیست آراکنوئید قبل از ۲۰ سالگی و اغلب در اولین سال زندگی، خود را نشان می‌دهند. اما در برخی از افراد مبتلا به کیست‌های آراکنوئید هرگز علائمی وجود ندارد. طبق گزارش ارائه شده توسط National Organization for Rare Disorders  امکان ابتلا به این کیست‌ها در مردان چهار برابر بیشتر از زنان است.

نشانه‌های وجود کیست آراکنوئید در سر

نشانه‌های وجود کیست آراکنوئید در سر

کیست‌های آراکنوئید اغلب بی‌نشانه بروز می‌کنند. یعنی وجود آنها در سر، از روی ظاهر مشهود نیست. در نتیجه، اکثر افراد مبتلا تا وقتی که به دلایلی از قبیل آسیب‌های وارده به سر معاینه نشده‌اند، متوجه وجود آن‌ها نخواهند شد.

گاهی کیست‌های آراکنوئید با علائمی همراه هستند. بسته به انداره و محل این کیست، علائم متفاوت هستند. برای مثال، در صورت فشار آوردن کیست بر روی اعصاب یا مناطق حساس مغز یا نخاع ، امکان دارد شاهد علائمی در بدنتان باشید. در صورت قرارگیری این کیست در مغز، بروز یک یا چند مورد از علائم زیر امکان‌پذیر است:

  • سردرد
  • حالت تهوع
  • سرگیجه
  • بی حالی
  • استفراغ
  • مشکلات شنوایی، دیداری و حرکتی
  • تشنج
  • مشکلات مربوط به تعادل
  • زوال عقل
  • تاخیر در رشد

درصورت قرارگیری این کیست در ستون فقرات، ممکن است شاهد علائمی مانند موارد زیر باشید:

  • درد کمر
  • ضعف یا اسپاسم ماهیچه‌ها
  • اسکولیوز
  • ایجاد مشکل در کنترل مثانه یا روده
  • بی حسی یا سوزش بازوها یا پاها

در صورت داشتن این علائم، مشورت با پزشک متخصص مغز و اعصاب ضروری می‌باشد.

دلایل شکل‌گیری کیست آراکنوئید:

دلایل شکل‌گیری کیست آراکنوئید

علت دقیق شکل گیری کیست‌های آراکنوئید در بدن تشخیص داده نشده است. محققان بر این باورند که ناهنجاری‌های رشدی ناشی از پارگی غشاء عنکبوتیه یا تقسیم غیرقابل توضیح عامل اصلی بسیاری از کیست‌های آراکنوئید می‌باشند. طبق ادبیات پزشکی، کیست‌های آراکنوئید ارثی می‌باشند. این موضوع نشان‌دهنده‌ی نقش ژنتیک در ایجاد برخی از کیست‌های آراکنوئید است.

در برخی از موارد، کیست آراکنوئید در حفره وسط و همراه با توسعه نیافتگی (هیپوپلازی) و یا فشرده شدن لوب تمپورال اتفاق می‌افتد. نقش ناهنجاری لوب تمپورال در ایجاد این کیست‌ها در حفره میانی شناسایی نشده است.

این نوع کیست‌ها و برخی عوارض مربوط به آنها امکان دارد در اثر آسیب دیدگی ایجاد شوند. تروما می تواند باعث نشت مایع داخل کیست به نواحی دیگر (به عنوان مثال، فضای زیرآراکنوئید) شود. امکان پاره شدن و خونریزی عروق خونی روی سطح کیست وجود دارد. درصورت خونریزی یکی از رگ‌های خونی خارج از کیست، امکان بروز هماتوم وجود دارد. خونریزی داخل کیست و هماتوم، ممکن است علائمی ناشی از افزایش فشار داخل جمجمه و همچنین فشرده شدن بافت عصبی را به‌همراه داشته باشد.

رشد غیر طبیعی مغز و ستون فقرات جنین در رحم مادر معمولاً منجر به کیست‌های اولیه یا مادرزادی می‌شود. علت دقیق رشد غیر طبیعی مغز در این جنین‌ها نامعلوم است اما امکان دارد ژنتیکی باشد. کیست‌های ثانویه یا کیست‌های غیر آکریوژنیک، می توانند به دلایل زیر اتفاق بیفتند.

  • آسیب دیدگی سر یا نخاع
  • تومور
  • مننژیت
  • عوارض جراحی انجام شده بر روی مغز و نخاع

روش‌های تشخیص

کیست‌های آراکنوئید اغلب به صورت تصادفی تشخیص داده می‌شوند. این تشخیص ممکن است بر اساس معاینه کامل بالینی، سابقه پزشکی بیمار و انواع آزمایش‌های تخصصی، به ویژه مطالعات تصویربرداری پیشرفته مانند توموگرافی کامپیوتری (CT scan) و تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) صورت گیرد. با استفاده از سی تی اسکن و MRI می توان کیست‌های آراکنوئید را تشخیص داده و یا تأیید کرد. در طول CT اسکن، یک کامپیوتر و اشعه ایکس، از ساختار بافت مغز تصاویر مقطعی تهیه می‌کنند. در طول MRI، یک میدان مغناطیسی و امواج رادیویی برای ایجاد تصاویر مقطعی از مغز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

روش‌های درمان

روش‌های درمان

همان‌طور که گفته شد، بیشتر کیست‌های آراکنوئید به صورت تصادفی به‌وجود می‌آیند و به مرور زمان دچار به تغییر اندازه نمی‌شوند. بنابراین پزشکان توصیه می کنند که صبر کنید. در صورت عدم وجود علائم، ممکن است درمان ضرورت داشته باشد و افراد مبتلا امکان دارد به صورت دوره‌ای تحت نظارت قرار بگیرند.

روش درمان بستگی به عوامل زیر دارد:

  • وجود یا عدم وجود علائم
  • اندازه کیست
  • محل کیست در داخل جمجمه

روش درمانی craniotomy fenestration

در روش درمانی craniotomy fenestration، برای دسترسی جراح به کیست یک بخش از جمجمه برداشته می شود تا تخلیه‌ی مایع مغزی نخاعی به فضای زیر عنکبوتیه که در آن مایع دوباره جذب می‌شود انجام گیرد. در بعضی از موارد امکان دارد یک دستگاه (شنت) در کیست توسط جراح برای تخلیه مایع به داخل سیستم بطن مغز کار گذاشته شود. این دستگاه عمل تخلیه کیست را انجام داده و باعث ایجاد یک گذرگاه مناسب برای تخلیه مایع مغزی نخاعی و گردش آن می‌شود.

با پیشرفت‌هایی که جدیداً در عمل جراحی پایه مغز و اعصاب به وجود آمده، این روش‌های سنتی به تکنیک های اندوسکوپی کامل تبدیل شده‌اند. این روش‌ها در کوتاه ترین زمان انجام گرفته و با بهترین نتایج، کمترین عوارض و سریع ترین زمان ریکاوری همراه می‌باشند.

درمان کیست های آراکنوئید ستون فقرات با جراحی (برداشتن کیست) نیز امکان‌پذیر است. در این شرایط جراحی به طور کلی به از بین رفتن علائم می‌پردازد. در برخی موارد، امکان انجام جراحی برای کیست‌های نخاعی وجود ندارد. در چنین مواردی، ایجاد شنت یا روزنه کیست برای تخلیه مایع ضرورت دارد.

سندرم پرش عضلانی خوش‌خیم (فاسیکولاسیون)، عوامل و نحوه‌ی درمان

سندرم پرش عضلانی خوش‌خیم (فاسیکولاسیون)، عوامل و نحوه‌ی درمان

فاسیکولاسیون یا سندرم پرش عضلانی خوش‌خیم که تحت عنوان ماهیچه‌لرزه هم شناخته می‌شود،  دارای علائمی از قبیل لرزش عضلانی، بی‌حسی یا مورمور شدن در یک یا چند عضله می‌باشد.

 

سندرم پرش عضلانی خوش‌خیم بسیار به‌ندرت اتفاق می‌افتد و امکان دارد در تشخیص آن دچار اشتباه شده و با اسکلروز جانبی آمیوتروفیک یا همان بیماری لوژیگر اشتباه گرفته شود. با توجه به عوارض مشابه، برای تشخیص و تعیین نهایی عارضه باید به پزشک متخصص مغز و اعصاب مراجعه کرد. درمان پرش عضلانی بر کنترل نشانه‌ها و کاهش سطح استرس و فشار ناشی از آن برای بهبود کیفیت زندگی فردی، متمرکز است.

سندرم  پرش عضلانی خوش‌خیم چیست؟

سندرم ماهیچه‌لرزه منجر به احساس پرش و تکان و یا بروز بی‌حسی‌هایی در عضلات فرد می‌شود. لرزش عضلانی امری طبیعی است و برای هرکس پیش می‌آید. از نمونه‌های شایع آن، لرزش پلک چشم و یا عضلات پا را می‌توان نام برد. در نمونه بی‌خطر، سرعت این لرزش به قدری زیاد است که فقط توسط خود فرد حس می‌شود اما حرکتی در روی عضلات به چشم نمی‌آید.

عضلات متشکل از بافت‌های عضلانی و فیبرهای عصبی هستند که باهم باعث تحرک این بخش از بدن می‌شوند. پرش عضلانی زمانی اتفاق می‌افتد که در میان کار این دو بخش عضلات اختلالی صورت بگیرد. در واقع این عارضه خارج از کنترل مغز است به‌نحوی که نتیجه این تحرکات غیرقابل پیش‌بینی خواهد بود.

افراد مبتلا به سندرم پرش عضلانی خوش‌خیم این حرکات و مورمور شدن را به‌طور مداوم در یک یا بیش از یک عضله حس می‌کنند. این مشکل درنهایت می‌تواند مزمن شود به‌طوری‌که موقتاً ازبین رفته و بعد از مدتی بازگردد. این تحرکات ناخوشایند ممکن است به‌طور تصادفی در هر یک از عضلات پیش آمده و با مرور زمان وخیم‌تر شود.

عوامل

عوامل

سندرم پرش عضلانی خوش‌خیم بیماری‌ای نادر است و در حال حاضر علت اصلی آن قابل تشخیص نیست. اما طبق یک نظریه می‌تواند به عفونت‌های ویروسی مرتبط باشد.

مصرف داروهای آلرژی‌زا امکان دارد حتی بدون ابتلا به این نوع از سندرم به پرش عضلانی منجر شود.

داروهایی زیر می‌توانند باعث بروز سندورم پرش‌لرزه شوند:

  • کلرفنیرامین
  • Pseudoefhedrine
  • درامامین
  • دیفن هیدرامین (بنادریل)
  • بتا آگونیست‌ها
  • متیل فنیدات (ریتالین)
  • نورتریپتیلین (پامولور)

با قطع مصرف داروهای فوق، این لرزه‌ها معمولاً متوقف‌شده و فرد دیگر دچار سندرم ماهیچه‌لرزه نخواهد شد. سندرم پرش عضلانی همچنین می‌تواند در نتیجه‌ی زخم و ضربه خوردن اتفاق افتاده و یا نشانه‌ای از اضطراب یا افسردگی باشد. این لرزش‌ها همچنین امکان دارد با دیگر بیماری‌های مرتبط با استرس مانند سردرد، سندرم روده تحریک‌پذیر و سوزش سردل در ارتباط باشد.

کمبود بعضی از مواد معدنی مانند منیزیم یا کلسیم ممکن است باعث لرزش ماهیچه شود. برخی دیگر از عوامل زیر نیز در بروز این بیماری مؤثر هستند.

  • نوشیدن الکل
  • تمرین‌های ورزشی دشوار
  • خستگی
  • مصرف کافئین
  • سیگار کشیدن

نشانه‌ها

نشانه‌ها

نشانه‌های سندرم ماهیچه‌لرزه خوش‌خیم امکان دارد در هر فرد متفاوت باشد اما نشانه‌ی مشترک در اکثریت آن‌ها، لرزش مداوم یک یا دو عضله در بدن می‌باشد. امکان بروز این لرزش در هر جای بدن وجود دارد اما معمولاً این لرزش‌ها برای مدت طولانی در یک نقطه متمرکز می‌شوند.

این لرزش‌ها را بیشتر در زمان استراحت می‌توان تشخیص داد و در برخی مواقع درد یا ضعف نیز در نواحی لرزش حس می‌شود.

طبق یک گزارش، پرش عضلانی برای حدود 70 درصد از افراد اتفاق افتاده و ممکن است با درد، بی‌حسی و لرزش‌های کوچک همراه باشد.

شواهدی برای ارتباط استرس و اضطراب با این بیماری وجود ندارد، اما با این وجود بسیاری از افراد استرس روزمره را دلیل وخیم‌تر شدن شرایط خود گزارش کرده‌اند. لرزش، نشانه‌ی مشترک تمام افراد مبتلا به این بیماری است. با این حال می‌توان به موارد زیر هم اشاره کرد:

  • خارش عضلات
  • ناتوانی در ورزش کردن
  • سفتی
  • حرکت ناگهانی و یا غیرارادی عضلات فرد
  • خستگی جامع
  • نشانه‌های اضطراب مانند سردرد، تنگی نفس و گرفتگی گلو

تشخیص

برای تشخیص سندروم پرش عضلانی خوش‌خیم، دکتر مجموعه موارد متعددی را در شما مورد بررسی قرار می‌دهد. ممکن است برای واکنش‌پذیری و سرعت عمل تاندون‌ها آزمایش‌هایی تجویز شده و در مورد سوابق پزشکی، دارویی، شخصی و سطح استرس،‌ سؤالاتی از شما پرسیده شود. بررسی‌هایی نیز بر روی توانایی و مقاومت عضلات انجام خواهد شد. در دیگر بررسی‌ها نیز ارتباط و یا نقش دیگر اختلالات مانند MS در این عارضه مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت.

اگر دکتر متوجه وخامت اوضاع شود، ممکن است ارزیابی کارآمدی جریان خون، ارزیابی‌های عصبی و الکترومیگورافی نیز برای شناسایی آسیب‌های عصبی، ضروری باشد. سندرم پرش عضلانی خوش‌خیم با آسیب عصبی ارتباطی ندارد اما با شناسایی آن می‌توان وجود دیگر اختلالات را تشخیص داد.

درمان سندرم پرش عضلانی

درمان سندرم پرش عضلانی

به‌محض تشخیص این بیماری، تمرکز درمان بر روی نشانه‌ها قرار می‌گیرد. در حال حاضر برای از بین بردن نشانه‌ها روش درمان دائمی و قطعی موجود نیست. با این‌حال تجویز درمان‌های دارویی برای رفع گرفتگی و لرزش می‌تواند راهگشا باشد. برخی آرام‌کنندگان عضلات و داروهای ضدالتهاب در تسکین درد و خستگی و درمان التهاب، می‌توانند مفید باشند. مصرف مکمل‌ها در صورت شناسایی کمبود مواد معدنی، ممکن است توسط پزشک توصیه شود.

با توجه به ارتباط بین این سندرم و اضطراب و استرس، افراد مبتلا بایستی تا حد ممکن میزان فشار روانی و ذهنی روزمره را کاهش دهند.

استفاده از روش‌های زیر برای کاهش استرس و اضطراب توصیه می‌شود.

  • وقت گذراندن با گل و گیاه و یا حیوانات خانگی
  • مدیتیشن با استفاده از یوگا یا گوش دادن به موسیقی آرامش‌بخش
  • مصرف مواد پروبیوتیک که در کفیر، ماست، کرفس و کلم ترش وجود دارد.
  • داشتن برنامه غذایی سالم و سرشار از مواد مغذی

درمان سندرم پرش‌لرزه خوش‌خیم شاید چالشی بزرگ باشد، اما تغییر سبک زندگی در کنترل آن می‌تواند مؤثر واقع شود.

اسکیزوفرنی و چالش‌های زندگی با توهم و هذیان

اسکیزوفرنی و چالش‌های زندگی با توهم و هذیان

اسکیزوفرنی، اختلالی روانی است که بروز آن در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی رایج است. از مشخصات این بیماری، توهم، وهم و مشکلات شناختی دیگر را می‌توان نام برد. اسکیزوفرنی گاهی تا پایان عمر گریبان‌گیر فرد است. در ادامه‌ی این مقاله به دلایل، نشانه‌ها و درمان اسکیزوفرنی خواهیم پرداخت.

 

دلایل بیماری اسکیزوفرنی و کنترل آن

بیشترین آسیب اسکیزوفرنی در سنین ۱۶ تا ۳۰ سالگی اتفاق می‌افتد و علائم این بیماری در مردان در سن کمتری نسبت به زنان بروز می‌کند. در خیلی از موارد، پیشرفت اسکیزوفرنی به‌قدری آهسته است که فرد تا سال‌ها متوجه علائم خود نمی‌شود. اما در مواردی هم پیشرفت بیماری فرد می‌تواند ناگهانی و به سرعت اتفاق بیفتد. حدود 1 درصد از بزرگسالان جهان به اسکیزوفرنی دچار هستند. کارشناسان بر این باورند که اسکیزوفرنیا می‌تواند گاهی جنبه‌های بیماری‌های مختلف را در غالب یک بیماری جمع کند. نشانه‌ها شامل توهم، تصورات و افکار ناخوشایند می‌باشد و تنها زمانی قابل تشخیص است که تشخیص بیماری دیگری رد شده باشد.

علائم بیماری اسکیزوفرنی

علائم بیماری اسکیزوفرنی

بسیاری از افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا، به دلیل ناتوانی در مراقبت از خود نیازمند نگهداری و حمایت از طرف دیگران هستند؛ بسیاری نیز در مقابل درمان مقاومت داشته، معترض هستند و وجود مشکل در خود را انکار می‌کنند. در برخی بیماران نشانه‌ها واضح است، اما در موارد دیگر تا زمانی که آنها اختلالی را احساس نکرده‌اند، خوب و بدون مشکل به نظر می‌رسند. علائم و نشانه‌های اسکیزوفرنی در افراد مختلف به‌طور متفاوت بروز می‌کند.

 علائم بیماری به چهار دسته تقسیم می شوند:

  • علائم مثبت : که به عنوان علائم روانی هم شناخته می‌شود. به عنوان مثال توهمات و اعتقادات غلط و دروغین را می‌توان نام برد.
  • علائم منفی : اشاره به عناصری دارد که از فرد گرفته می‌شود. به عنوان مثال، عدم انگیزه یا عدم تجلی حالات چهره را می‌توان نام برد.
  • علائم شناختی : بر فرآیندهای فکر شخص اثر می‌گذارد و علائم مثبت یا منفی را شامل می‌شود، به عنوان مثال، ضعف در تمرکز علامتی منفی محسوب می‌شود.
  • علائم عاطفی : به‌طور معمول علائم منفی مانند بی احساسی را شامل می‌شود.

علائم اصلی اسکیزوفرنی

علائم اصلی اسکیزوفرنی

توهم و هذیان از نشانه‌های اصلی بیماری اسکیزوفرنی می‌باشند.

در زیر لیستی از علائم اصلی اسکیزوفرنی ارائه شده است:

۱ـ توهمات

شنیدن صداهایی که در واقعیت وجود ندارد.  این امر برای آنها از احساس یا دیدن، بوییدن و مزه بیشتر شایع است، اما افراد مبتلا به اسکیزوفرنی عموماً دارای تجربه‌های متنوعی از توهمات هستند.

۲ـ هذیان

بیمار اعتقادات دروغین مانند مانند توهمات عرفانی و شکوه و عظمت یا توهمات آزار و اذیت را از خود ارائه می‌دهد. آنها گاهی احساس می‌کنند تحت کنترل هستند یا از قدرت و توانایی فوق‌العاده‌ای برخوردارند.

۳ـ عدم انگیزه

بیمار دچار بی‌انگیزگی شده و فعالیت‌های روزمره، مانند پخت و پز و شستن را نادیده می‌گیرد. بیان ضعیف احساسات، نداشتن واکنش مناسب در شرایط مختلف هم از مشکلاتی است که بیمار با آن روبرو می‌شود.

۴ـ اختلال فکر

فرد بدون داشتن دلیل منطقی مرتب در حرف زدن از یک سوژه به سوژه دیگر می‌پرد و ممکن است خیلی متعصبانه و غیرمعمول به سخنرانی خود ادامه دهد.

۵ـ عدم آگاهی از بیماری

فرد مبتلا معمولاً با بروز هذیان و توهمات به طور واقعی، باز به بیماری خود پی نمی‌برد و ممکن است به خاطر ترس از عوارض جانبی، از مصرف دارو اجتناب کند.

۶ـ عقب نشینی اجتماعی

بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی به این دلیل که همیشه حس می‌کند کسی به او سوءظن دارد، از اجتماع دوری می‌کند.

۷ـ  مشکلات شناختی

بیمار توانایی خود را برای به یاد آوردن چیزها، تمرکز و سازماندهی زندگی خصوصی از دست می‌دهد و در ارتباطات خود دچار مشکل می‌شود.

عوامل محیطی و ژنتیکی در اسکیزوفرنیا

عوامل محیطی و ژنتیکی در اسکیزوفرنیا

کارشناسان عوامل متعددی را در ایجاد ابتلا به اسکیزوفرنیا دخیل می‌دانند. شواهد حاکی از آن است که عوامل محیطی و ژنتیکی با هم در ایجاد اسکیزوفرنی اثرگذار هستند. به‌این صورت که فرد عنصری را به ارث برده و محرک‌های محیطی نیز به طور قابل توجهی آن را تشدید می‌کنند. در زیر، لیستی از عوامل مؤثر در ایجاد اسکیزوفرنی عنوان شده است:

 ارثی و ژنتیک

اگر در خانواده‌ای هیچ سابقه‌ی اسکیزوفرنی یافت نشود، احتمال عود کردن این بیماری تنها یک درصد است. اما اگر این بیماری در والدین وجود داشته باشد، ریسک ابتلا تا 10 درصد افزایش پیدا می‌کند.

 عدم تعادل شیمیایی در مغز

کارشناسان عدم تعادل دوپامین، انتقال‌دهنده عصبی، را در شروع اسکیزوفرنیا دخیل می‌دانند. عدم تعادل دیگر انتقال‌دهنده‌های عصبی، مانند سروتونین نیز ممکن است مشکل‌ساز شود.

 روابط خانوادگی

در این که روابط خانوادگی ممکن است باعث اسکیزوفرنی شوند، اثبات قطعی‌ای وجود ندارد. اما برخی از بیماران مبتلا بر این باورند که تنش‌های خانوادگی به عود کردن این بیماری کمک می‌کنند.

 فاکتورهای محیطی

با وجود اثبات نشدن این قضیه، خیلی از عفونت‌های ویروسی، ضربه و آسیب‌های احتمالی قبل از تولد ممکن است به شدت گرفتن بیماری منجر شود. تجربیات استرسی، معمولاً قبل از بروز اسکیزوفرنی برای فرد اتفاق می‌افتد. قبل از آشکار شدن علائم حاد، افراد مبتلا به اسکیزوفرنی معمولاً عصبی، بد اخلاق و نا متمرکز می‌شوندکه می‌تواند در روابط آنها اختلال ایجاد کرده و موجب طلاق و یا اخراج از کار شود. این عوامل فقط برای شروع بیماری دخالت دارند و در واقع نمی‌توان آنها را مسبب بحران دانست. و تشخیص این که آیا اسکیزوفرنی باعث ایجاد استرس شده و یا استرس بر اثر اسکیزوفرنی ایجاد می‌شود، کار دشواری است.

ماری‌جوانا و اسکیزوفرنی

ماری جوانا و LSD از عوامل شدت‌دهنده‌ی بیماری اسکیزوفرنی شناخته می‌شوند. همچنین مصرف حشیش می‌تواند شرایط ابتلا به مراحل اولیه‌ی بیماری روانی، مانند اسکیزوفرنی را فراهم کند. برخی محققان داروهای تجویزی خاص، مانند محرک‌ها و استروئیدها را هم باعث به وجود آمدن روان‌پریشی می‌دانند.

درمان اسکیزوفرنی

درمان اسکیزوفرنی

با درمان مناسب، می‌توان کیفیت زندگی افراد مبتلا را بالا برد. درمان به کاهش بسیاری از علائم اسکیزوفرنی کمک می‌کند. متخصصان درمان ترکیبی را مؤثرترین روش درمان برای بیماران اسکیزوفرنی می‌دانند. درمان ترکیبی شامل دارو،‌ مشاوره روانشناسی، منابع کمک به خود و داروهای ضدروان‌پزشکی می‌باشد که به وسیله‌ی آنها فرد مجبور به بستری شدن در بیمارستان نمی‌شود.

داروهای ضدروانپزشکی

با استفاده از این داروها اکثر بیماران قادرند در جامعه زندگی کنند و به بستری شدن در بیمارستان نیازی نیست.

درمان اولیه اسکیزوفرنی دارو می‌باشد. متاسفانه، رعایت دائمی رژیم دارویی مشکلی اساسی است. زیرا افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا اغلب مجبور به مصرف دارو برای مدت طولانی در طول زندگی خود هستند، که تهیه‌ی آنها برای خود فرد یا اطرافیان هزینه‌بر است. حتی در صورت از بین رفتن علائم، مصرف دارو الزامی است. در غیر این صورت امکان برگشت نشانه‌ها وجود دارد.

تجربه‌‌ی اولین اسکیزوفرنی برای فرد می‌تواند ناخوشایند باشد. چون ممکن است بهبود آن مدت زیادی طول بکشد و همین خسته‌کننده است. در این مرحله بیمار به حمایت کامل از سمت دوستان، خانواده و گرفتن خدمات رفاه اجتماعی نیازمند است.

آزمایش‌های مرتبط با بیماری اسکیزوفرنی

آزمایش‌های مرتبط با بیماری اسکیزوفرنی

تشخیص اسکیزوفرنی با نظارت بر حالات و فعالیت‌های بیمار صورت می‌گیرد. اگر بیمار مشکوک تشخیص داده شود، پزشک موظف است پرونده‌ی پزشکی بیمار را مورد بررسی قرار دهد. هدف انجام بعضی از تست‌ها، پیشگیری از بروز بیماری‌های دیگر و فراهم آوردن شرایطی است که مهار کردن نشانه‌های شایع اسکیزوفرنی امکان‌پذیر باشد. در زیر به این آزمایش‌ها اشاره شده است:

  • آزمایش خون: اگر عامل بیماری مواد مخدر باشد ممکن است تست خون تجویز شود. آزمایش‌های خون نیز برای حذف علائم فیزیکی بیماری صورت می‌گیرند.
  • مطالعات تصویربرداری: این مطالعات برای جلوگیری از تومورها و مشکلات ساختار مغزی انجام می‌گیرند.

 ارزیابی‌های روانشناسی:

متخصص با سؤال کردن درمورد افکار، توهم، احساسات، گرایش‌های خشونت‌آمیز یا پتانسیل او برای ابراز خشونت، ویژگی‌های خودکشی و نیز رفتار و ظاهر خود، وضعیت ذهنی بیمار را ارزیابی می‌کند.

 معیارهای تشخیص اسکیزوفرنی

بیماران، باید معیارهای مشخص‌شده در DSM) راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی) را داشته باشند. DSM یک کتابچه‌ی راهنمای انجمن روانپزشکی آمریکایی می‌باشد که توسط متخصصین مراقبت‌های بهداشتی برای تشخیص بیماری‌ها و بیماری‌های روانی مورد استفاده قرار می‌گیرد. پزشک موظف است از بروز سایر اختلالات سلامت روانی مانند اختلال اسکیزوآفرنیک یا اختلال دوقطبی جلوگیری کند. همچنین نشانه‌ها و علائم ناشی از سوءمصرف مواد یا داروهای تجویزشده باید کنترل شود.

اسکیزوفرنیا و گفتار آشفته

یکی دیگر از علائم اسکیزوفرنیا، مشکل در گفتار می‌باشد. بیمار باید حداقل دو مورد از علائم زیر را نشان دهد:

  • رفتار ناسالم و یا کاتاتونیک
  • هذیان
  • توهمات
  • گفتار آشفته و بی‌سر و ته
  • علائم منفی که اغلب در طول 4 هفته تداوم پیدا می‌کند.
  • اختلال در انجام وظایف روزمره، مشکل داشتن در محل کار یا تحصیل.
  • علائمی که تا مدت ۶ ماه یا بیشتر به طول می‌انجامد.

سم خطرناک بوتولینوم و بیماری بوتولیسم

سم خطرناک بوتولینوم و بیماری بوتولیسم

بوتولیسم نوعی بیماری کمیاب ولی بسیار جدی می‌باشد. این بیماری بر اثر سم بوتولینوم ایجاد می‌شود و در نهایت به ضعف عضلات و فلج عضلانی منجر می‌شود. این بیماری دارای یک دوره پنهان است که معمولاً از ۳ ساعت تا ۸ روز بعد از مصرف اتفاق می‌افتد. در ادامه‌ی این مقاله به نشانه‌های بیماری بوتولیسم، تشخیص، علت، پیشگیری و درمان بوتولیسم می‌پردازیم.

 

بوتولیسم بیماری‌ای بسیار خطرناک و جدی می‌باشد که سم بوتولینوم مسبب آن است. این سم، به فلج عضلات منجر می‌شود. این فلج شدن معمولاً از صورت شروع شده و بعد به دیگر اندام‌ها کشیده می‌شود و درصورت راه پیدا کردن به عضلات تنفسی به از کار افتادن آنها منجر می‌شود. نوعی باکتری به‌نام کلوستریدیوم بوتولینوم (Clostridium botulinum) مولد این سم می‌باشد.

عاقبت همه‌ی انواع بوتولیسم فلجی می‌باشد، به همین دلیل هر نوعی از بوتولیسم مورد اورژانسی پزشکی محسوب می‌شود. در گذشته، همه‌ی انواع این بیماری به مرگ ختم می‌شد. ولی در حال حاضر، آنتی‌توکسین‌ها یا پادزهرها می‌توانند به بهبودی کمک کنند.

ایالات متحده‌ی آمریکا، در سال ۲۰۱۵، با بزرگ‌ترین شیوع بوتولیسم در چهل سال اخیر خود مواجه شد. کنسروهای غیر استاندارد سیب‌زمینی مسبب این بیماری بود.

علائم بیماری بوتولیسم

علائم بیماری بوتولیسم

نشانه‌ها و علائم بوتولیسم، بسته به نوع آن متنوع است. در مواردی که براثر مصرف مواد غذایی اتفاق بیفتد، حالت تهوع، اسهال و استفراغ که به نفخ و یبوست ختم می‌شود، از علائم آن است. ممکن است علائم دیگری مثل ضعف و مشکل تنفسی نیز در بیمار مشاهده شود. معمولاً این علائم در فاصله‌ی بین ۱۸ تا ۳۶ ساعت بعد از مصرف ماده‌ی غذایی آلوده خود را نشان می دهند، ولی امکان دارد از ۳ ساعت تا ۸ روز بعد از مصرف شاهد آشکار شدن علائم بوتولیسم باشیم.

در بوتولیسم ناشی از زخم، اولین نشانه‌ها در رشته‌های عصبی تحت عنوان اعصاب مغزی، که مسئولیت اتصال مغز به نخاع را برعهده دارند، اتفاق می‌افتند و بعد شاهد انتشار این علائم در سایر اندام‌های بدن هستیم. این بیماری دارای ۴ روز تا ۲ هفته دوره‌ی نهفتگی است. علائم عصبی و نشانه‌های بیماری در بوتولیسم ناشی از زخم و بوتولیسم ناشی از مواد غذایی، در بزرگ‌سالان یکسان است، ولی ممکن است بروز علائم بوتولیسم زخمی طولانی‌تر شود.

تاری‌دید یا دوبینی هم می‌تواند از علائم این بیماری باشد. از دیگر علائم این بیماری ضعف در صورت، سستی پلک‌ها، اشکال در بلعیدن غذا، خشکی دهان و صحبت کردن نامفهوم را می‌توان نام برد. ضعف عضلات به‌مرور و در جریان این بیماری اتفاق می افتد و در نهایت به فلج منجر می‌شود. عدم درمان، فلجی کامل عضلات تنفسی بیمار را در پی دارد که در نهایت به مرگ بیمار منجر می‌شود. بیمار در هوشیاری کامل شاهد این فرایند خواهد بود.

نشانه‌های بوتولیسم در کودکان

نشانه‌های بوتولیسم در کودکان

در بوتولیسم کودکان علائم و نشانه‌ها ممکن است موارد زیر را شامل شود:

  • تغذیه‌ ضعیف؛
  • یبوست؛
  • جاری شدن بیش از حد بزاق دهان هنگام غذا خوردن؛
  • بد خلقی؛
  • چهره‌ی بی‌احساس؛
  • افتادگی پلک ها؛
  • مشکل در تنفس؛
  • بی حالی و بی‌توجهی؛
  • گریه کردن ضعیف و به‌زحمت؛
  • واکنش‌های نادرست یا کند؛
  • عدم نشان دادن واکنش نسبت به تحریک حلق؛
  • عضلات ضعیف؛
  • مکیدن ضعیف؛
  • چشم‌های غیرمتمرکز؛

بیماری بوتولیسم کودکان دارای دوره‌ی پنهان متغیر، از ۳ روز تا ۳۰ روز می‌باشد.

دلایل بوتولیسم

دلایل بوتولیسم

سم بوتولینوم سمی است که مولد آن باکتری‌ای به‌نام کلستریدیوم بوتولینوم می‌باشد. این باکتری در آب‌های تصفیه‌نشده و خاک موجود است و به‌عنوان یک هاگ مقاوم، قادر به زنده ماندن در محیط‌های یادشده می‌باشد.

هاگ‌هایی توسط باکتری C. botulinum  تولید می‌شود که قادرند در غذاهایی که نادرست و غیراستاندارد کنسرو و نگهداری شده‌اند، زنده بمانند. در چنین مکان‌هایی این هاگ‌ها سم تولید می‌کنند و مصرف این غذاها، حتی به‌مقدار بسیار کم، موجب مسمومیت‌های شدید و جدی می‌شود.

انواع بوتولیسم

انواع مختلف بوتولیسم عبارتند از:

۱ـ بوتولیسم غذایی:

مصرف مواد غذایی آلوده به سم بوتولینوم عامل این بیماری است.

۲ـ بوتولیسم زخمی:

وارد شدن باکتری به زخم باز و تولید سم در داخل زخم، مسبب این بیماری است. ریسک ابتلا به این نوع بوتولیسم در معتادان تزریقی بالا است.

۳ـ بوتولیسم کودکان:

خوردن باکتری یا هاگ حاصل از این بیماری و وارد شدن آن به روده و دستگاه گوارش باعث بروز این نوع بوتولیسم می‌شود. این باکتری معمولاً به‌طور طبیعی در مدفوع کودک وجود دارد.

۴ـ کلونیزاسیون روده‌ای در بزرگ‌سالان: یکی از انواع بسیار نادر بوتولیسم است و  لانه کردن باکتری در دستگاه گوارش بزرگ‌سالان مسبب آن است.

۵ـ بوتولیسم پزشک‌ساخته یا یتروژنیک: اُوِردوز سم بوتولیسم یا بوتاکس مسبب آن است. اخیراً گسترش بوتاکس‌درمانی باعث افزایش این نوع از بوتولیسم شده است.

پیشگیری

پیشگیری

پیشگیری از ابتلا به بوتولیسم ناشی از زخم

برای کاهش ریسک ابتلا به بوتولیسم ناشی از زخم، استفاده از فوریت‌های استاندارد پزشکی برای درمان هر زخم آلوده و عفونی توصیه می‌شود و همچنین استفاده از داروهای تزریقی مشکوک می‌تواند خطرناک باشد.

پیشگیری از ابتلا به بوتولیسم ناشی از مسمومیت غذایی

سلامت مواد غذایی و بهداشت غذایی بسیار مهم است. رعایت مواد زیر در مورد بهداشت غذایی توصیه می‌شود:

  • کنسرو کردن غذا در خانه، باید به‌دقت و مطابق دستورالعمل‌ها انجام شود؛ البته تا جایی که امکان دارد، از کنسرو کردن غذاها در خانه خودداری کنید.
  • جوشاندن غذاهایی را که در منزل فراوری و کنسرو شده‌اند، حداقل ده دقیقه قبل از مصرف ضروری است؛ حتی اگر هیچ نشانه‌ای از فاسد شدن در آن مشاهده نکنیم.
  • چشیدن غذا برای اطمینان از سالم بودن آن کاری نسنجیده و خطرناک است. قوطی‌های کنسروی را که نشت کرده‌اند برآمده هستند و یا آسیب‌دیده به‌نظر می‌رسند، باید دور انداخت.
  • خوراندن شربت ذرت یا عسل به بچه‌های زیر یک سال توصیه نمی‌شود.
  • از خوب پخته بودن غذاها اطمینان حاصل کنید.
  • سیر، پیاز و سبزیجات سرخ‌شده باید در یخچال نگهداری شوند.
  • بهترین روش برای ازبین‌بردن هاگ، باکتری و سم تولیدشده توسط آن، جوشاندن کنسرو است. برای از بین بردن سم به ۱۰ دقیقه و برای نابودی هاگ‌ها به ۱۲۰ درجه دما تحت‌فشار به‌مدت حداقل ۳۰ دقیقه در زودپز نیازمندیم.

توصیه‌های سازمان بهداشت جهانی برای پیشگیری از بوتولیسم

سازمان جهانی بهداشت (WHO) برای داشتن غذای سالم‌تر، پنج نکته‌ی کلیدی را ارائه می‌دهد:

  • جداکردن غذاهای پخته و مواد خام؛
  • تمیز نگه‌داشتن؛
  • نگهداری مواد غذایی در دمای مناسب؛
  • پختن کامل غذاها؛
  • استفاده از مواد غذایی خام و آب سالم؛

وجود این سم در آلودگی‌های خانه و حتی باقی ماندن آن بعد از نظافت، پیشگیری از این بیماری را سخت می‌کند. باید نسبت به علائم هوشیار بود و صورت بروز مورد مشکوک هرچه سریع‌تر به متخصص مراجعه کرد.

منابع غذایی در معرض مسمومیت

منابع غذایی در معرض مسمومیت

غذاهایی که به طور معمول دارای ریسک مسمومیت با توکسین هستند، عبارت‌اند از:

  • ماهی‌های خام یا دودی؛
  • سبزیجاتی که خانگی کنسرو می‌شوند؛
  • شربت ذرت.
  • عسل؛

تشخیص بوتولیسم

آزمایش نمونه‌ادرار و مدفوع برای تشخیص بیماری بوتولیسم کودکان مورد استفاده قرار می‌گیرد.در صورت مشکوک شدن پزشک نسبت به ابتلای این بیماری، برای دریافت جواب آزمایش صبر نکرده و درمان با آنتی‌توکسین‌ها به‌سرعت شروع می‌کند.

ازآنجایی‌که بوتولیسم داراری علائم مشترکی با بیماری‌های دیگر است، برای اثبات ابتلا باید آزمایش‌های مخصوصی انجام گیرد. بیماری‌های دارای علائم مشابه عبارت‌اند از:

  • سکته‌ مغزی
  • سندرم گیلن باره (Guillain-Barre)
  • میاستنی گراویس یا ضعف وخیم عضلانی

تست‌های تشخیصی موارد زیر را شامل می‌شوند:

  • آزمایش مایع مغزی نخاعی؛
  • اسکن مغز؛
  • آزمایش ادروفونیوم کلراید برای تشخیص میاستنی گراویس
  • نوار عصب و عضله

در صورت شناسایی وجود سم توکسین در معده، غذا، استفراغ یا محتوای روده‌ای، تشخیص بوتولیسم قطعی تلقی می‌شود. در موارد حاد، امکان تشخیص این سم در خون فرد بیمار نیز وجود دارد.

درمان بوتولیسم

درمان بوتولیسم

مبتلایان به بوتولیسم به بستری شدن در بیمارستان نیاز دارند. دارویی به نام BIG-V یا BabyBIG برای کودکان مبتلا به این بیماری تجویز می‌شود.

در صورت بروز مشکلات تنفسی باید بیمار در دستگاه تنفس مصنوعی قرار بگیرد و حتی امکان دارد چند هفته یا چند ماه به این دستگاه نیازمند باشد. این بیماران، نیازمند مراقبت‌های پزشکی شدید هستند. علائم فلج امکان دارد با گذر زمان بهبود پیدا کند.

فرد مشکوک به بیماری بوتولیسم، باید هرچه زودتر تحت درمان با آنتی توکسین‌ها قرار ‌گیرد؛ حتی قبل دریافت نتایج آزمایش‌ها.

درمان کامل عفونت ناشی از زخم، با جراحی ضروری است. طی فرآیندی به‌نام دبریدمان، ناحیه‌ی اطراف زخم برداشته می‌شود. تجویز آنتی بیوتیک معمولاً برای پیشگیری از عفونت‌های ثانویه انجام می‌شود.

عوارض جانبی

بوتولیسم کودکان در بیشتر موارد، ، دارای آثار طولانی‌مدت نیست. براساس آمار کمتر از یک درصد از بوتولیسم کودکان در آمریکا، به مرگ منجر می‌شود. حدود ۵۰ سال پیش، تقریبا پنجاه درصد از بیماران مبتلا به بوتولیسم جان خود را ازدست می‌دادند، ولی امروزه این آمار به ۳ تا ۵ درصد رسیده است.

اختلال در دستگاه تنفسی و در پی آن از کار افتادن این ارگان در اثر بیماری بوتولیسم امکان دارد به مرگ بیمار منجر شود.

بیماران دارای علائم شدید و جدی، امکان دارد به مراقبت‌های ویژه‌ی پزشکی و دستگاه‌های تنفس مصنوعی نیازمند بوده و چندین ماه را تحت مراقبت سپری کنند. احساس تنگی نفس و خستگی ممکن است سال‌ها طول بکشد.

امکان رهایی از فلج ناشی از بوتولیسم با کمک آنتی توکسین‌ها وجود دارد، ولی این داروها در بهبود فلج سایر اعضای بدن که از قبل وجود داشته، مؤثر نیستند.

میگرن شکمی از عوامل دل‌درد کودک

میگرن شکمی از عوامل دل‌درد کودک

میگرن شکمی نوعی میگرن می‌باشد که در کودکان شایع است، اما در بزرگسالان به ندرت دیده شده است.

درد در مرکز شکم مشخصه‌ی اصلی میگرن شکمی می‌باشد که می‌تواند شدید یا خفیف باشد.

علائم ممکن است یک ساعت یا چند روز ادامه داشته باشند.

تهوع و استفراغ در این بیماری گاهی با درد همراه است.

علت دقیقی برای میگرن شکمی هنوز تشخیص داده نشده است. ممکن است عوامل مغز و اعصاب و غدد درون ریز (هورمون) در این بیماری دخیل باشند.

تعریف میگرن شکمی:

میگرن شکمی ،نوعی میگرن است که بیشتر بین کودکان شایع است و برخلاف سردردهای میگرنی درد آن در ناحیه شکم احساس می‌شود. این بیماری اغلب برای کودکان 7 تا 10 سال اتفاق می‌افتد و در بزرگسالان به ندرت دیده شده. این نوع میگرن غیر معمول ، 1 تا 4 درصد کودکان را درگیر می‌کند و گاهی با دردهای ناحیه شکم بیماری کرون و سندرم روده تحریک پذیر اشتباه گرفته میشود.

تشخیص میگرن شکمی

تشخیص میگرن شکمی

آزمایش خاصی برای شناسایی این بیماری تأیید نشده. معمولاً پزشک پرونده‌ی پزشکی و تاریخچه‌ی درمانی بیمار و خانواده‌ی او را مورد بررسی قرار داده و شروع به سوال پرسیدن می‌کند. کودکان مبتلا به این بیماری، سابقه‌ی این بیماری را در خانواده دارند. برای اطمینان از سلامت کلیه، یک تست فیزیکی هم از بیمار گرفته میشود؛ تست هایی مانند سونوگرافی و آندوسکوپی میتوانند برای تشخیص علايم میگرن شکمی کاربردی باشند.

دلایل میگرن شکمی در کودکان و بزرگسالان

دلیل اصلی این بیماری قابل تشخیص نیست، اما در بعضی موارد به سردردهای میگرنی شباهت دارد. براساس یکی از تئوری ها، ارتباط بین مغز با روده باعث می‌شود حرکت و هضم غذا به کندی انجام شده و به میگرن منجر شود. بعضی از محققین نیز بر این باورند که به تغییرات نورولوژیکی یا غدد درون ریز مرتبط است و امکان دارد ناشی از تغییرات سطح هیستامین و سروتونین در بدن باشد. عوامل ژنتیکی نیز ممکن است درگیر شوند زیرا این بیماری در کودکان دارای سابقه خانوادگی میگرن رایج است.در حدود 60 درصد مطالعات انجام شده ،به این نتیجه رسیده‌اند که کودکان مبتلا به این میگرن دارای سابقه‌ی خانوادگی این بیماری هستند.

کودکان مبتلا به سردرد میگرنی، ریسک بالاتری برای ابتلا به میگرن شکمی دارند.

میگرن شکمی در دختران بیشتر از پسران شایع است.

استرس، شرایط روحی و هیجان بر روی شدت این بیماری اثرگذار می‌باشد.

نشانه‌های میگرن شکمی در کودکان و بزرگسالان

نشانه‌های میگرن شکمی در کودکان و بزرگسالان

درد در ناحیه‌ی شکم شاخصه‌ی اصلی این میگرن است. شدت این درد متغیر و با این علائم همراه می‌باشد:

  • حالت تهوع؛
  • استفراغ؛
  • کم اشتهایی؛
  • رنگ پریدگی ؛

و طول مدت هر میگرن بین 1 ساعت تا 3 روز می‌باشد. علائم میگرن شکمی به علائم درد شکمی ناشی از بد هضمی غذا در دوران کودکی شباهت دارد.

تنها تفاوت آنها، مدت‌زمان درد آن می‌باشد که روزانه یا ماهانه بروز می‌کند.

علل میگرن شکمی

علت میگرن شکمی قابل تشخیص نیست. حدود ۶۰ درصد از کودکان مبتلا به بیماری دارای سابقه خانوادگی مثبت برای میگرن هستند. از عوامل دخیل دیگر می‌توان نیترات و مواد شیمیایی موجود در گوشت های فراوری شده، شکلات، و غذاهای غیرارگانیک را نام برد. بلعیدن حجم زیادی از اکسیژن، خستگی و دریازدگی هم امکان دارد از عوامل این بیماری باشند.

درمان میگرن شکمی

درمان میگرن شکمی

درمان میگرن‌شکمی به دو صورت کاهش نشانه‌ها و  جلوگیری از حمله‌های حاد انجام می‌شود. تا به امروز اطلاعات کافی برای تأیید نقش هر یک از داروهای خاص در درمان علائم یا جلوگیری از شدت یافتن میگرن شکمی ارائه نشده است. با این حال، داروهای ضد میگرن برای بعضی بیماران مؤثر واقع شده است.

دارودرمانی

انواع داروهایی که می توانند برای درمان میگرن شکم استفاده شوند عبارتند از:

  • داروهای مسکن مانند ایبوپروفن یا استامینوفن
  • داروهای ترپانت مثل: سوماتریپتان و زولتریبراتان
  • داروهای ضد افسردگی سه حلقه‌ای و داروهایی که اثرات سروتونین را متوقف می‌کنند در بعضی از بیماران باعث کاهش تعداد حملات می‌شوند.
  • داروهای ضد انعقاد؛
  • داروهای ارگوتامین؛
  • در صورت استفراغ شدید، تزریق مایعات داخل وریدی و مصرف آرام‌بخش یا داروهای ضدویروسی تجویز می‌شود.

درمان می‌تواند شامل مشاوره برای تشخیص عوامل و اجتناب از آنها باشد. به عنوان مثال، اگر عوامل ایجاد کننده، انواع خاصی از مواد غذایی شناسایی شده باشند، فرد باید از مصرف آنها پرهیز کند. فعالیت‌هایی به منظور کاهش استرس و حفظ آرامش برای بعضی از بیماران می تواند مفید باشد.

خواب‌رفتگی دست در خواب و علت‌های آن

خواب‌رفتگی دست در خواب و علت‌های آن

خواب‌رفتگی دست‌ها، با بی‌حسی یا سوزن‌سوزن شدن همراه است. چنین حالتی در طول روز یا شب امکان دارد اتفاق بیفتد. خواب‌رفتگی، اصطلاح علمی این احساس  می‌باشد. اگر در طول شب بیشتر به این احساس دچار می‌شویم،‌ چند مسئلهٔ مهم در علت آن دخالت دارند. در این مقاله به علت خواب رفتن دست در خواب و راه‌های پیشگیری و مقابله با آن، می‌پردازیم.

 

تعریف خواب‌رفتگی

خواب‌رفتگی (Pareshhesia) به احساس تیر کشیدن یا سوزشی می‌گویند که بیشتر  نواحی دست‌ها و پاها را درگیر می‌کند. خواب‌رفتگی برای بعضی افراد با احساس گزش پوست یا سوزن‌سوزن شدن و بی‌حسی همراه است.

دلیل خواب‌رفتگی دست در خواب

خواب‌رفتگی در اکثر افراد رایج و دارای شدت مختلفی است. بیشتر اوقات، علت خواب رفتن دست نحوه‌ی قرارگیری بدن است. برای مثال، شاید نحوه دراز کشیدن فرد باعث فشار روی اعصاب دست‌ها و پاهایش شده و فرد به خواب‌رفتگی دچار شده است. خواب‌رفتگی معمولا وقتی اتفاق می‌افتد که عصبی تحت فشار ثابت باشد.

این شرایط پزشکی هم می‌توانند از علت‌های خواب رفتن دست در خواب باشند:

۱ـ سندرم تونل کارپ

سندرم تونل کارپ

سندرم تونل کارپ (Carpal Tunnel Syndrome) یا نشانگان مجرای مچ دستی بسیار شایع می‌باشد. این سندرم زمانی اتفاق می‌افتد که فعالیت‌هایی مانند نواختن پیانو یا تایپ کردن، به عصب میانی فشار زیادی وارد می‌کنند. این عصب در طول بازو قرار دارد و از طریق مچ، به دست متصل می‌شود.

این سندرم امکان دارد به درد و بی‌حسی در بازوها و دست‌ها منجر شود، اما خواب‌رفتگی یکی از نخستین عوارض آن می‌باشد که بیشتر در طول شب، در دست‌ها و مچ‌ها اتفاق می‌افتد، چون افراد اکثر اوقات با مچ خم به خواب می‌روند.

سندرم تونل کارپ در این افراد بیشتر شایع است:

  • خانم‌های باردار؛
  • کسانی که شغل‌شان حرکت‌های تکراری انگشت، مانند کار با دستگاه یا تایپ کردن دارد؛
  • دیابت
  • کسانی که با عدم تعادل مایعات در بدن‌شان مواجه هستند.

ریسک دچار شدن به آسیب عصبی در افراد مبتلا به دیابت، بیشتر می‌باشد و اصطلاح پزشکی برای این عارضه، نوروپاتی دیابتی (Diabetic Neuropathy) است. این عارضه زمانی پیش می‌آید که سطح بالای شکر و چربی در خون، با گذشت زمان به پایانه‌های عصبی آسیب وارد می‌کند.

نوروپاتی دیابتی معمولا به بی‌حسی و مورمور شدن پاها منجر می‌شود؛ البته امکان دارد روی بازوها و دست‌ها هم اثرگذار باشد.

۲ـ کمبود ویتامین B

کمبود ویتامین B

کمبود ویتامین B مشکلات مختلفی ازجمله مورمور شدن اندام‌ها و کم‌خونی را به همراه دارد. این احساس مورمور، به خواب‌رفتگی دست شباهت دارد و شاید با هم اشتباه گرفته شوند.

کمبود ویتامین B‌ در این افراد بیشتر شایع است:

  • افراد بالای از ۵۰ سال؛
  • افراد مبتلا به اختلال‌های گوارشی خاصی، همچون بیماری سلیاک یا بیماری رودهٔ التهابی (IBD)
  • گیاه‌خواران؛

نوروپاتی محیطی (Peripheral Neuropathy) آسیب عصبی می‌باشد که روی اندام‌ها اثر می‌گذارد. یکی از انواع آن نوروپاتی دیابتی است. اما شاید عوامل دیگری باعث آسیب عصبی شده و در پی آن خواب‌رفتگی بازوها، دست‌ها یا پاها اتفاق بیفتد.

سایر علت‌های نوروپاتی محیطی:

  • اختلال مصرف الکل، یا اعتیاد به مشروبات الکلی؛
  • بعضی از انواع صدمه‌ها؛
  • بعضی داروها مانند داروهای شیمی درمانی؛
  • اختلال‌های خودایمنی؛
  • اختلال‌های مغز استخوان؛
  • تومورهایی که روی بعضی عصب‌ها فشار می‌آورند.
  • عفونت‌هایی مانند بیماری لایم یا ایدز؛

۳ـ ام‌اس

بی‌حسی و مورمور شدن، امکان دارد از نخستین نشانه‌های ام اس (Multiple Sclerosis) یا تصلب بافت چندگانه باشد. این نشانه‌ها معمولاً صورت را درگیر می‌کنند. اما بسته به محل ضایعات نخاعی که با ام‌اس اتفاق می‌افتند، ممکن است فرد به مورمور شدن و بی‌حسی دست‌ها و پاها هم دچار شود.

۴ـ سکته

سکته‌ها و حمله‌های ایسکمی گذرا (Transient Ischemic Attack) هم امکان دارد به مورمور شدن و بی‌حسی در دست‌ها منجر شوند.

حملهٔ ایسکمی گذرا زمانی اتفاق می‌افتد که چیزی موقتاً، جلوی جریان خون به مغز را بگیرد. متخصصین مغز و اعصاب، این حمله‌ها را هشداری برای سکته معرفی می‌کنند.

سکته‌ها و حمله‌های اسکمی گذرا امکان دارد بر عملکرد اعصاب اثرگذار باشند، و می‌توانند به تغییراتی نیز منجر شوند، از جمله خواب‌رفتگی در پاها و دست‌ها و همین‌طور شدت یافتن احساس بی‌حسی یا درد.

پیشگیری از خواب رفتن دست در خواب

پیشگیری از خواب رفتن دست در خواب

علت خواب رفتن دست در خواب هر چه باشد، پیشگیری از آن غیرممکن نیست. برای مثال، خوابیدن در وضعیت آزادتر می‌تواند راهگشا باشد. برای افراد دچار به سندرم تونل کارپ، استفاده از آتل یا ورزش کردن، می‌تواند مؤثر باشد.

اگر علت خواب رفتن دست در خواب، کمبود ویتامین B باشد، تغییر رژیم غذایی یا تجویز مکمل‌ها توسط پزشک،‌ می‌تواند راهگشا باشد.

جمع‌بندی

خواب‌رفتگی دست‌ها بسیار شایع است، مخصوصاً شب‌ها، وقتی فرد در وضعیتی می‌خوابد که روی یکی از اعصابش فشار وارد می‌شود. اما اگر این احساس تداوم باید، مراجعه به پزشک ضروری است، مخصوصاً اگر با این موارد همراه است:

  • بی‌حسی یا مورمورشدن صورت؛
  • اختلال‌های بینایی؛
  • مشکل در گفتار؛
  • درد یا ضعف بی‌دلیل.
  • مشکل در حفظ تعادل، به‌طور مثال هنگام راه رفتن؛

سندرم خستگی مفرط و راه‌های رهایی از آن

سندرم خستگی مفرط و راه‌های رهایی از آن

مشخصه اصلی سندرم خستگی مزمن (CFS) خستگی یا خستگی شدید است که حتی با استراحت کردن هم برطرف نمی‌شود و با یک وضعیت پزشکی آن قابل توضیح نیست. دلایل بروزCFS هنوز کاملا روشن نیست. و چون در بسیاری از شرایط دیگر نشانه‌های مشابه دیده شده، تشخیص CFS دشوار است. برخی از عوامل تشخیص داده شده عبارتند از: استرس روانی و عفونت ویروسی،  یا ترکیبی از عوامل.

 

سندرم خستگی مزمن (CFS) اختلالی است که مشخصه اصلی آن خستگی یا خستگی شدید است که با استراحت کردن از بین نمی رود و نمی توان با یک وضعیت پزشکی آن را توضیح داد.

در حالی که، CFS قبلا یک تشخیص بحث برانگیز بود، اکنون به عنوان یک وضعیت پزشکی به طور گسترده پذیرفته شده است.CFS   می تواند هر کسی را درگیر کند، هرچند که در زنان 40 تا 50 ساله بیشتر شایع است. هیچ درمانی در حال حاضر برای آن موجود نیست، اما درمان می‌تواند تسکین‌دهنده‌ی نشانه‌ها باشد.

عوامل سندرم خستگی مفرط

علت CFS ناشناخته می‌باشد. محققان بر این باورند که عوامل مؤثر در آن موارد زیر را شامل می‌شوند:

  • سیستم ایمنی ضعیف
  • ویروس ها
  • عدم تعادل هورمونی
  • استرس
  • ژنتیک

عوامل خطر برای سندرم خستگی مفرط

عوامل خطر برای سندرم خستگی مفرط

CFS بیشتر در میان افراد 40 تا 50 ساله شایع است. جنسیت نیز ایفاگر نقش مهمی در CFS می‌باشد، زیرا ریسک ابتلا به CFS‌ در زنان دو تا چهار برابر بیشتر از مردان است.

عوامل دیگری که امکان دارد باعث افزایش ریسک ابتلا به CFS شوند، عبارتند از:

  • حساسیت
  • استعداد ژنتیک
  • عوامل محیطی
  • استرس

نشانه‌های خستگی مفرط

نشانه‌های خستگی مفرط وابسته به فرد و شدت بیماری فرق می‌کند.  خستگی شایع‌ترین علامت این سندرم می‌باشد که به اندازه کافی شدید است به نحوی که می‌تواند فعالیت‌های روزانه فرد را مختل کند. برای تشخیص  CFS، باید توانایی فرد برای انجام فعالیت‌های روزانه‌اش به مدت حداقل شش ماه به طور قابل توجهی کاهش پیدا کند.

CFS  همچنین می تواند به اختلال خواب منجر شود. مانند:

  • بی‌خوابی مزمن
  • احساس سرحال نبودنی که حتی بعد از یک خواب شبانه هم قرار است.
  • اختلالات دیگر در خواب

علائم فیزیکی CFS موارد زیر را شامل می‌شوند:

  • سردردهای مکرر
  • درد عضلانی
  • نازک شدن گره‌های لنفاوی و تورم در گردن و زیر بغل
  • گلودرد مکرر
  • درد مفاصل بدون قرمزی یا تورم

برای بعضی از افراد CFS به صورت دوره‌ای اتفاق می‌افتد، دوره‌هایی از احساس بد و دوره‌هایی از احساس خوب وجود دارند. علائم امکان دارد گاهی حتی به طور کامل برطرف شوند، با این حال، هنوز هم بازگشت بیماری امکان‌پذیر است. این دوره‌ها به عنوان دوره‌های عود بیماری شناخته شده‌اند.

تشخیص سندرم خستگی مفرط یاCFS

تشخیص سندرم خستگی مفرط یاCFS

تشخیص CFS بسیار سخت است. هیچ آزمایش پزشکی برای تشخیص CFS موجود نیست. نشانه‌های آن به بسیاری از شرایط دیگر شباهت دارد. بسیاری از مبتلایان به CFS بیمار به نظر نمی‌رسند. بنابراین امکان دارد پزشکان به اشتباه تشخیص دهند که فرد سالم است. به منظور دریافت تشخیص CFS، پزشک شما سایر دلایل احتمالی را رد کرده و سابقه پزشکی شما را مورد بررسی قرار می‌دهد.

به علت شباهت نشانه‌های CFS و بسیاری از شرایط دیگر، بسیار مهم است که از خودتشخیصی اجتناب کرده و نشانه‌ها را با دکتر خود درمیان بگذارید.

درمان سندرم خستگی مفرط یاCFS

در حال حاضر هیچ درمان خاصی برای CFS وجود ندارد. نشانه‌ها برای هر فرد متفاوت است و بنابراین برای نظارت بر اختلال و برطرف کردن نشانه‌های آن به انواع مختلفی از درمان نیاز داریم.

درمان CFS با تغییر سبک زندگی

درمان CFS با تغییر سبک زندگی

با ایجاد برخی از تغییرات در سبک زندگی می‌توان نشانه‌ها را کاهش داد.

با حذف یا محدود کردن مصرف کافئین می توان به بهبود وضعیت خواب کمک کرد. همچنین اجتناب از مصرف الکل و نیکوتین توصیه می‌شود. در صورت بروز اختلال در خواب در شب، چرت کوتاهی در روز می‌تواند جبران‌کننده باشد.

یک برنامه روزانه تهیه کنید. روزانه ساعت معینی با زمان بیداری مشخص را به خواب اختصاص دهید.

داروها

به طور معمول، هیچ یک از داروها قادر به درمان تمام عوامل نیستند. همچنین علائم شما امکان دارد در طول زمان دچار تغییر شود، بنابراین داروها نیز باید متغیر باشند.

سندرم خستگی مفرط می تواند به یک نشانه افسردگی منجر شود. داروی ضدافسردگی با دوز کم یا ارجاع به یک ارائه دهنده سلامت روان می‌تواند راهگشا باشد.

اگر با تغییرات شیوه زندگی باز هم در آرزوی یک خواب شبانه آرام هستید، پزشک متخصص می‌تواند به شما کمک کند. داروهای مسکن برای کاهش دردهای مفصلی ناشی از CFS می‌توانند راهگشا باشند. در صورت لزوم دارودرمانی، باید نیازهای شما درنظر گرفته شود. هیچ درمان مشخصی برای CFS موجود نیست.

نه به دمانس و اختلال حافظه!

نه به دمانس و اختلال حافظه!

با خواب کافی، انجام مستمر ورزش هوازی، اجتناب از مصرف دخانیات و رژیم غذایی سالم ‌می‌توانیم از دمانس، اختلال حافظه و شناخت پیشگیری کنیم.
پیشگیری از دمانس با سبک زندگی رابطه‌ی مستقیم دارد.

 

پیشگیری از دمانس

عوامل خطر بسیاری در ارتباط با دمانس، اختلال حافظه و شناخت شناسایی شده است که همه‌ی آنها تغییرپذیر نیستند. مهم‌تر از همه بالا رفتن سن است که متوقف کردن آن امکان‌پذیر نیست. با این حال با تغییر عواملی که بر روند ابتلا تاثیرگذار هستند می‌شود از این اختلالات پیشگیری کرد.

عوامل قابل کنترل ابتلا به دمانس

عوامل قابل کنترل ابتلا به دمانس

فعالیت بدنی:
فعال نگه داشتن بدن در سلامت قلب و مغز دارای نقش مهمی می‌باشد، بر اساس تحقیقات، فعالیت بدنی و ورزش منظم در افراد میان‌سال و سالمند به بهبود حافظه و تفکر کمک کرده و همچنین خطر ابتلا به دمانس را کاهش می‌دهد. بنابراین حداقل روزانه به مدت ۳۰ دقیقه و ۵ بار در هفته فعالیت بدنی مانند دوچرخه‌سواری یا پیاده‌روی با سرعت متوسط یا سریع داشته باشید. تا حدی باید در تلاش باشید که ضربان قلبتان بالا رفته و عرق کنید.

فشار خون بالا:
فشار خون بالا در میان‌سالی به طور قابل توجهی باعث بالارفتن ریسک ابتلا به دمانس در سالمندی می‌شود. به افراد بالای ۴۰ سال توصیه می‌شود که فشار خون خود را به طور منظم کنترل و مرتباً برای چکاپ به پزشک مراجعه کنند.

بیماری قند یا دیابت:
دیابت نوع ۲ و خطر ابتلا به دمانس تا حد زیادی به هم مرتبط هستند، با اتخاذ روش هایی می‌توانیم خطر ابتلا به بیماری قند را کاهش دهیم. تغذیه ی سالم با مقدار قند پایین و حفظ وزن مناسب می‌تواند راهگشا باشد.

مصرف دخانیات:

مصرف دخانیات
کشیدن سیگار برای ریه‌ها، قلب و رگ های خونی به ویژه عروق مغز تأثیرات بسیار مخربی را به همراه دارد. براساس تحقیقات احتمال ریسک ابتلا به دمانس در افراد سیگاری ۵۰ درصد بیشتر از افرادی که هرگز سیگار نکشیده اند می‌باشد.با ترک سیگار، خطر ابتلا به دمانس را می‌توان به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش داد.

تغذیه:
تغذیه‌ی نامناسب می‌تواند باعث افزایش خطر ابتلا به بسیاری از بیماری‌ها از جمله دمانس شود. تغذیه سالم به حفظ وزن طبیعی و متعادل فرد کمک می‌کند و همچنین باعث کاهش ریسک ابتلا به بیماری‌هایی از قبیل ناراحتی‌های قلبی و فشار خون بالا که هر دو از عوامل خطر ابتلا به دمانس هستند را کاهش می دهد. مصرف بیشتر میوه و سبزیجات، ماهی‌های چرب، غلات مانند نان سبوس‌دار، روغن زیتون و مصرف کمتر شیرینی‌جات و گوشت قرمز، خطر ابتلا به دمانس را کاهش می دهد.

تغذیه

فعالیت های ذهنی:
بر اساس تحقیقات، شرکت کردن در فعالیت‌های محرک مغز مانند فراگیری موضوعات جدید، مطالعه و بازی‌های فکری مانند چیدن پازل، می‌تواند ریسک ابتلا به دمانس را کاهش دهد. اینطور به نظر می‌رسد که فعالیت‌های ذهنی می‌تواند باعث افزایش توانایی مغز برای مقابله و آسیب‌های فیزیکی بشود. یعنی فرد مبتلا به دمانسی که فعالیت ذهنی زیادی دارد، قادر به تحمل مقدار آسیب بیشتری قبل از شناسایی علائم دمانس است. داشتن فعالیت‌های جدید و سرگرمی‌های متنوع مغز را به چالش کشیده و فعال نگه می‌دارد.

افسردگی:
ریسک ابتلا به دمانس در میان افراد مبتلا به افسردگی به مراتب بیشتر است. اگر درحال دست و پنجه نرم کردن با علائم افسردگی هستید، هر چه زودتر به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کرده و اقدام به درمان کنید.

مصرف الکل:
مصرف هرروزه‌ی الکل باعث افزایش خطر ابتلا به انواع مختلف دمانس مانند بیماری آلزایمر و دمانس عروقی می‌شود.

کلسترول:
شواهد حاکی از آن است که کلسترول بالا در میان‌سالی، افزایش خطر ابتلا به دمانس در سالمندی را درپی خواهد داشت. بهتر است افراد بالای چهل سال، کلسترول خود را آزمایش کرده و کنترل کنند.

چاقی مفرط:

چاقی مفرط
چاقی مانند فشار خون بالا و دیابت باعث افزایش خطر ابتلا به دمانس می‌شود. چاقی در میان‌سالی ریسک ابتلا به دمانس را در سالمندی افزایش می‌دهد. با ورزش منظم و تغذیه‌ی سالم می‌توان از بروز چاقی جلوگیری کرد.

مطالعات انجام‌شده درمورد تغییر در سبک زندگی نشان‌دهنده‌ی این مطلب است که فعالیت بدنی منظم بهترین کاری است که برای کاهش خطر ابتلا به دمانس می توان انجام داد.

نتایج بررسی اثر ورزش هوازی یعنی ورزش‌هایی که باعث افزایش ضربان قلب می‌شوند بر افراد میانسال یا سالمند نشان‌دهنده‌ی این هستند که ورزش هوازی تأثیر قابل ملاحظه‌ای بر بهبود حافظه و تفکر و کاهش ریسک ابتلا به دمانس دارد.

ورزش در میانسالی:

مطالعات طولی به طور معمول وضعیت رفتاری و سلامتی گروه را در طولانی مدت مورد بررسی قرار می‌دهد. تحقیقاتی از این دست بر روی افراد میانسال به بررسی تاثیر فعالیت‌های بدنی تفکر و حافظه‌ی آنان در طی سال‌ها پرداخته‌اند. نتایج به دست آمده از ۱۱ مطالعه نشان‌دهنده‌ی این است که ورزش منظم حدود ۳۰ درصد خطر ابتلا به دمانس را کاهش می‌دهد و همینطور ۴۵ درصد به کاهش خطر ابتلا به بیماری آلزایمر کمک می‌کند.

همچنین ورزش‌های هوازی در کوتاه‌مدت به بهبود عملکرد افراد سالم در انجام تست‌های ذهنی کمک کرده‌اند. با استناد به ۲۹ مورد تحقیقات بالینی می توان گفت که در مقایسه با ورزش های غیر‌هوازی مانند ورزش‌های کششی، انجام ورزش‌های هوازی منظم در مدت ۱ ماه یا بیشتر می‌تواند باعث بهبودی حافظه و سرعت پردازش مغز شود.

ورزش در میانسالی و سالمندی

ورزش در دوران سالمندی:

اگرچه بر روی سالمندان سالم تحقیقات کمتری صورت گرفته است ولی برخی شواهد حاکی از آن است که با ورزش و فعالیت بدنی منظم، افراد سالمند قادرند خطر ابتلا به دمانس را کاهش دهند. مطالعه بر روی ۷۱۶ سالمند با میانگین سنی ۸۲ سال نشان‌داده، سالمندانی که روزانه کمتر از ۱۰ درصد را به فعالیت بدنی اختصاص می‌دهند بیش از ۲ برابر نسبت به سالمندانی که بالای ۱۰ درصد فعالیت بدنی در برنامه‌ی روزانه‌ی خود داشته‌اند در معرض خطر ابتلا به بیماری آلزایمر بودند.

اکنون می دانیم که فعالیت فیزیکی مستمر به خون‌رسانی بهتر به مغز کمک می‌کند و همچنین خطر سکته‌ مغزی، حمله‌ی قلبی و دیابت را که همگی از عوامل خطرساز دمانس هستند کاهش می‌دهد.

چه هدفی را باید دنبال کرد؟

توصیه می شود که فعالیت بدنی با یک فعالیت متوسط و از حداقل ۳۰ دقیقه شروع شود و بیشتر روزها انجام شود. فعالیت متوسط مثل یک باغبانی پرجنب‌و‌جوش، یک راهپیمایی سریع، درحدی که احساس گرما ایجاد شده و ضربان قلب بالا برود. اگر به ورزش ندارید عادت ندارید، سعی کنید که آهسته و پیوسته اقدام کرده و ظرفیت خود را بالا ببرید.

حمله به خودی یا سندرم گیلن باره

حمله به خودی یا سندرم گیلن باره

حمله‌ی سیستم ایمنی بدن به اعصاب محیطی را سندرم گیلن باره (Guillain-Barré syndrome)، می‌گویند. از عواقب این حمله، بی‌حسی، احساس ضعف در ماهیچه‌ها، گزگز و گاهی اوقات فلجی را می‌توان نام برد.

 

یکی از نشانه‌های بارز این بیماری، حالت خواب‌رفتگی ناگهانی و سوزش در پا است که به سایر نقاط بدن منتقل می‌شود و در نهایت فرد به بی‌حسی در پا و ضعف عضلانی دچار می‌شود.

این بیماری بیشتر بین افراد ۳۰ تا ۴۰ ساله شایع است، ولی امکان دارد در هر سنی اتفاق بیفتد.

این بیماری مزمن نیست و درمان آن با یک دوره دارویی امکان‌پذیر است. در صورت به تعویق انداختن درمان امکان دارد مشکل تنفسی برای فرد ایجاد شده و بدن بسیار ضعیف شود.

دلایل گیلن باره

علت این بیماری هنوز به درستی معلوم نیست. ولی به طور معمول بعد از یک عفونت ویروسی مانند آنفولانزا یا سرماخوردگی بروز می‌کند.

دلیل این اختلال می‌تواند تلاش شدید سیستم ایمنی برای از بین بردن عفونت باشد،‌ طوری که امکان دارد در این میان به صورت اشتباهی حمله به سلول‌های عصبی خودی صورت گیرد.

همچنین امکان دارد بعد از عفونت با یک باکتری به نام کامپیلوباکتر هم بیماری بروز نماید. عفونت با کامپیلوباکتر بعد از آشامیدن آب آلوده یا خوردن غذای نپخته (مخصوصا مرغ  و ماهی و…) اتفاق بیفتد. در بعضی موارد بروز این عفونت بعد از اعمال جراحی نیز امکان‌پذیر است.

گاهی اوقات پیش آمده هیچ گونه عامل شناخته شده‌ای تشخیص داده نمی‌شود، اما وجود اختلال در عملکرد سیستم ایمنی بدن در همه موارد ذکر شده قطعی می‌باشد.

در برخی موارد آن‌قدر بدن ضعیف می‌شود که بیمار به‌هیچ وجه توانایی راه رفتن را ندارد و همچنین ممکن است بدن به طور کامل فلج شود.

نشانه‌های گیلن باره

نشانه‌های گیلن باره

به‌طور معمول شروع نشانه‌های گیلن باره با ضعف در پاها و بی‌حسی همراه است. (امکان دارد فرد دچار احساس گزگز شدن شود.)

اغلب در عرض مدت کمی حدود چند روز یا چند هفته نشانه ها به قسمت های بالایی بدن سوق داده می‌شوند و ضعف و بی‌حسی بازوها و اندام فوقانی را در پی دارد.

همچنین امکان بروز مشکل در تنفس هم در فرد وجود دارد.

تشخیص گیلن باره

پزشک با دیدن نشانه‌هایی مثل ضعف یا مورمور شدن پاها به بیماری گیلن باره مشکوک می‌شود. سپس آزمایشاتی مانند گرفتن مایع مغزی– نخاعی از قسمت پشت توسط متخصص انجام خواهد شد.

دو آزمایش دیگر شامل  آزمایش سرعت هدایت عصب و بررسی الکترونیکی عضله هم انجام می‌شود. هدف انجام این آزمایش‌ها بررسی نحوه ارسال پیغام از طریق اعصاب به دست‌ها و پاها می‌باشد.

درمان گیلن باره

درمان گیلن باره

درمان قطعی برای گیلن باره وجود ندارد، اما برای بهبود علائم راه‌های پیشنهاد می‌شود:

۱ـ  ایمنوگلوبولین درمانی: این دارو از جنس پروتئین می‌باشد و حفاظت از سیستم ایمنی در برابر حملات آنتی بادی‌های مهاجم را برعهده می‌گیرد.

۲ـ  پلاسما فرزیس: دستگاهی که خون به درون آن کشیده می‌شود به بدن فرد وصل میکنند و از این طریق جدایی آنتی‌بادی‌های حمله‌کننده به اعصاب از خون امکان‌پذیر می‌شود. این آنتی‌بادی‌ها که مسبب حمله به سیستم ایمنی بدن هستند، در واقع پروتئین‌های موجود در خون می‌باشند.

بیمار مبتلا به سندروم گیلن باره چند روز تا چند هفته نیازمند بستری شدن در بیمارستان می‌باشد. زمان بستری ماندن در بیمارستان به مقدار مراقبت‌های مورد نیاز بیمار و شدت بیماری وابسته است.

در موارد پیشرفته بیماری امکان دارد خوردن از راه دهان برای فرد مشکل شود که برای او لوله بینی – معدی کار گذاشته شده و از طریق لوله غذارسانی به او انجام می شود.

برای حفظ و بازسازی قدرت عضلانی بیمار، رژیم غذایی او باید پرکالری و پر پروتئین باشد.

گاهی غذا با حجم کم و در تعداد وعده‌های زیاد برای بیمار تجویز می‌شود.

در زمان بستری بودن در بیمارستان، اگر ضعف عضلات تنفسی موجب اختلال تنفس در فرد شود، ممکن است به دستگاه تنفس مصنوعی نیاز پیدا کند.

برای کمک به حفظ قدرت و انعطاف پذیری عضلات، فیزیوتراپی می‌تواند راهگشا باشد.

علاوه بر موارد فوق داروهای زیر برحسب نیاز و به منظور تسکین نشانه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند :

  • سرکوب‌کننده ایمنی مانند سایتوکسان یا آزارام که در مرحله حاد بیماری تجویز می‌شود.
  • ضددردها و مسکن‌ها
  • کورتون که برای کاهش التهاب و تورم اعصاب تجویز می‌شود.
  • سایر داروها مانند کاربامازپین
  • فیزیوتراپی در بازسازی قدرت عضلات و کمک به دوباره راه رفتن و حرکت دادن ماهیچه‌های بدن راهگشا است.

روند بیماری گیلن باره

روند بیماری گیلن باره

این بیماری دارای سه مرحله حاد، نقاهت و بهبودی می‌باشد.

به‌طور معمول بهبودی برای افراد مبتلا به گیلن باره حتمی است، اما امکان دارد روند زمان‌بری داشته باشد.

اکثر افراد، طی 2 تا 3 هفته ضعیف‌تر شده و بعد روند بهبودی آغاز می‌شود. در نهایت بعد از مدتی به طور کامل  از شر بیماری خلاص می‌شوند. اگرچه بهبودی کامل امکان دارد تا دو سال طول بکشد.

بعضی افراد تا ماه‌ها احساس ضعف می‌کنند و در موارد کمی، تا سال‌ها این ضعف باقی می‌ماند، بعضی دیگر هم دیگر هیچ وقت قدرت عضلاتشان را به‌دست نمی‌آورند.

در بعضی موارد این بیماری بعد از اولین حمله دوباره شدت می‌گیرد.

در بعضی موارد بیمار برای راه رفتن به صندلی چرخدار یا عصا نیازمند می‌شود. تا این که دوباره قدرت عضلاتش برگشته و توانایی قدم برداشتن به راحتی و بدون نیاز به کمک را داشته باشد.

فیزیوتراپی برای بازگشت قدرت عضلات و یادگیری دوباره راه رفتن و حرکت دادن ماهیچه‌های بدن می‌تواند راهگشا باشد. برنامه‌ای برای تمرین و ورزش به شخص بیمار توسط فیزیوتراپیست آموزش داده می‌شود تا کمک کند بیمار دوباره سلامتش را به‌دست بیاورد.

کودکی که در حال گذراندن دوره درمان سندروم گیلن باره است، امکان دارد احساس عصبانیت، غمگینی، بیهودگی یا همه این‌ها را داشته باشد. مشورت با یک درمانگر یا مشاور برای کنترل احساسات و خشم‌های روحی به کودک می‌تواند یاری‌رسان باشد. دوستان و خانواده هم با حمایت و درک کودک بیمار قادرند به او کمک کرده و سبب شادمانی و روحیه‌ی خوب شوند تا این که بهبودی کامل حاصل شود.

نحوه مراقبت از خود

  • عمل کردن به توصیه‌های پزشک
  • مصرف صحیح و سروقت دارو
  • اجتناب از مصرف سیگار و الکل

در صورت تجویز فیزیوتراپی، به دقت ورزش‌ها را انجام دهید تا انعطاف عضلاتتان دوباره برگشته و قدرتمند شوند.

مشاوره با یک روانشناس در جهت سازگاری شما با شرایط بیماری و کیفیت زندگی مطلوب یاری‌رسان است.

سندرم پای بی‌قرار

سندرم پای بی‌قرار

سندروم پای بی‌قرار (RLS) که تحت عنوان بیماری ویلیس اکبوم (Willis-Ekbom) نیز شناخته می‌شود، نوعی اختلال خواب می‌باشد که به بروز احساس ناخوشایندی در اندام‌ها و مخصوصاً در پاها منجر می‌شود. این احساسات آزاردهنده، باعث می‌شود که فرد به حرکت دادن عضو درگیر تمایل زیادی داشته باشد. این حالت معمولاً پس از رفتن به رخت‌خواب اتفاق می‌افتد و بی خوابی را به همراه دارد.

 

گاهی سندرم پای بی‌قرار به دلیل مشکلاتی که در پی دارد، باعث اضطراب و افسردگی فرد می‌شود. هرچه مدت طولانی‌تری درگیر این اختلال باشید، وخیم‌تر شده و حتی امکان دارد که بیماری به سایر بخش‌های بدن مانند بازوهای‌تان نیز سرایت کند. شدت سندرم پای بی‌قرار از خفیف تا شدید متغیر می‌باشد.

بیشتر موارد سندرم پای بی‌قرار با گذشت زمان خودبه‌خود بهبود می‌یابند یا با ایجاد تغییرات ساده‌ای در سبک زندگی می‌توان آن را از بین برد. به‌طور خلاصه می‌شود گفت که:

  • سندرم پای بی‌قرار به دوصورت اولیه یا ثانویه اتفاق می‌افتد.
  • ترکیبی از عوامل روانی و جسمی. منجر به این بیماری می‌شوند.
  • این بیماری در زنان باردار بیشتر شایع است.

علائم سندرم پای بی‌قرار

علائم سندرم پای بی‌قرار

علائم سندروم پای بی‌قرار معمولا زمانی که فرد در فضای محدودی مانند صندلی سینما یا هواپیما قرار دارد و یا به قصد استراحت به رخت‌خواب می رود، خود را نشان می دهند. نشانه‌ها در طول شب بیشتر بروز می‌کنند.

سندروم پای بی‌قرار باعث می‌شود که فرد به بی‌خوابی دچار شده یا بارها از خواب بیدار شود، درنتیجه در طول روز خسته است. این احساس خستگی می‌تواند کار، یادگیری، تمرکز و انجام وظایف و فعالیت‌های روزانه را دچار اختلال کند. گاهی کم خوابی درنهایت به تحریک‌پذیری، نوسانات خلقی، افسردگی، ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن و سایر مشکلات جسمی و روانی منجر می‌شود.

سندرم پای بی‌قرار چه حسی را در فرد به وجود می‌آورد؟

مبتلایان به این بیماری معمولا این حالات را توصیف می‌کنند:

  • سوزش؛
  • تیر کشیدن؛
  • خزیدن؛
  • دمر خوابیدن؛
  • خارش پوست؛
  • حالتی شبیه شوک‌های الکتریکی؛
  • مورمور شدن.
  • تقلا کردن؛

حرکت دادن پاها تنها راه رهایی از این حس ناخوشایند می‌باشد. این احساسات فقط درطول شب به‌وجود نمی‌آیند و معمولا زمانی که فرد در حال استراحت یا غیرفعال است بروز می‌کنند.

انواع سندرم پای بی‌قرار

انواع سندرم پای بی‌قرار

سندرم پای بی‌قرار اولیه یا ایدیوپاتیک (idiopathic) ، با علت ناشناخته و سندرم پای بی‌قرار ثانویه، دو نوع اصلی این بیماری می‌باشند.

۱ـ سندرم پای بی‌قرار اولیه یا ایدیوپاتیک

در سندرم پای بی‌قرار اولیه یا ایدیوپاتیک، علت بروز بیماری ناشناخته است. سندرم پای بی‌قرار ایدیوپاتیک رایج‌ترین نوع این بیماری بوده و دارای ویژگی‌های زیر می‌باشد:

  • گاهی در دوران کودکی نشانه‌ها بروز می‌کنند.
  • شروع آن معمولاً قبل از سن ۴۰ سالگی می‌باشد.
  • وقتی سندرم پای بی‌قرار شروع می‌شود، معمولا تا آخر عمر تداوم دارد.
  • می‌تواند علت آن ژنتیکی باشد.

گاهی این علائم پراکنده خود را نشان داده و یا به‌تدریج وخیم‌تر می‌شوند. در موارد خفیف امکان دارد که فرد برای مدتی طولانی هیچ علائمی از خود نشان ندهد.

۲ـ سندرم پای بی‌قرار ثانویه

اختلال ثانویه، در واقع توسط بیماری یا شرایط پزشکی دیگری اتفاق می‌افتد. این نوع اختلال اغلب پس از سن ۴۵ سالگی شروع می‌شود و ارثی نمی‌باشد. این نوع سندرم پای بی‌قرار داراری نشانه‌های متفاوتی است، زیرا:

  • به‌طور ناگهانی شروع می‌شوند.
  • علائم معمولاً با گذشت زمان رو به وخامت نمی‌رود.
  • امکان دارد علائم شدیدتر باشد.

بیماری‌ها و شرایط پزشکی که به سندروم پای بی‌قرار ثانویه منجر می‌شوند عبارت است از:

  • کمبود آهن؛
  • دیابت؛
  • بیماری پارکینسون؛
  • نارسایی مزمن کلیه؛
  • بارداری؛
  • نوروپاتی؛
  • آرتریت روماتوئید؛

نحوه‌ی بروز سندرم پای بی‌قرار هنوز مشخص نیست. ولی می‌تواند با عملکرد دوپامین در بدن در ارتباط باشد. دوپامین پیام‌رسانی عصبی است که نقش مهمی در کنترل حرکات عضلانی دارد. بعضی از داروها مانند داروهای ضدافسردگی و مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) منجر به بروز سندرم پای بی‌قرار می‌شوند. این داروها بر فعالیت دوپامین اثرگذار هستند.

این بیماری با بارداری نیز در ارتباط است و حدود ۲۰٪ از زنان درطول سه‌ماهه‌ی آخر دوره‌ی بارداری خود به سندرم پای بی‌قرار دچار می‌شوند. البته دلایل این ارتباط مشخص نمی‌باشد.

سندروم پای بی‌قرار در دوران بارداری

سندروم پای بی‌قرار در دوران بارداری

زنانی که قبل از بارداری نیز به سندرم پای بی‌قرار مبتلا بوده‌اند، امکان دارد که درطول دوران بارداری علائم و نشانه‌های بیماری آنها رو به وخامت برود. البته بارداری به خودی خود می‌تواند به سندرم پای بی‌قرار منجر شود. معمولاً علائم بیماری با گذشت زمان درطول دوران بارداری وخیم‌تر شده و به‌ویژه در سه‌ماهه‌ی سوم احتمال بروز علائم بیشتر می‌شود.

دلیل افزایش بروز سندرم پای بی‌قرار در طول دوران بارداری مشخص نمی‌باشد، ولی عوامل زیر در این مسئله دخیل هستند:

  • کم‌خوابی ناشی از تغییرات ایجاد شده در بدن و احساس ناراحتی؛
  • سطح پایین مواد معدنی یا ویتامین‌هایی مانند آهن و فولات یا اسید فولیک یا ویتامین (B9)؛
  • افزایش تحریک‌پذیری حواس؛
  • تغییرات و اختلالات هورمونی؛

بعضی از درمان‌های دارویی خارج از بارداری نیز، مانند روتیگوتین (Rotigotine) ، از داروهای جدید درمان بیماری پارکینسون که از آن در درمان بیماری سندرم پای بیقرار نیز استفاده می‌شود و گاباپنتین (Gabapentin)، دارویی که ابتدا برای درمان صرع توصیه شد، ولی اکنون برای موارد مختلفی مانند کاهش درد، به‌ویژه دردهایی با منشأ عصبی مانند کمردرد و سردرد استفاده می‌شود،  از نظر ایمن و بی‌خطر بودن استفاده از آنها در زنان باردار مورد بررسی قرار نگرفته‌اند.

درمان‌های رفتاری مانند داشتن برنامه‌ی خواب سالم و ورزش ملایم، اولین درمان‌هایی است که برای زنان باردار توصیه می‌شود. اگر بیمار به فقر آهن دچار باشد و تصور شود که این مسئله مسبب سندرم پای بی‌قرار است، تجویز مکمل‌های خوراکی آهن درطول بارداری خطرناک نیست.

درمان سندرم پای بی‌قرار

درمان سندرم پای بی‌قرار

به دلیل ناشناخته ماندن علت ریشه‌ای این بیماری، روش‌های مختلفی برای درمان سندروم پاهای بی‌قرار وجود دارد. برای نمونه، بعضی از پژوهشگران بر این باورند که سندرم پای بی‌قرار درنتیجه‌ی وجود مشکلاتی درمورد ماده‌ای شیمیایی در مغز به نام دوپامین به وجود می‌آید، درحالی‌که پژوهشگران دیگری گردش خون ضعیف را دلیل بروز این بیماری می‌دانند.

در ادامه به فهرستی از بهترین روش‌های درمانی سندرم پای بی‌قرار می‌پردازیم. پزشک متخصص می‌تواند با ارائه‌ی برنامه‌ی درمانی به بهبود شما کمک کند.

۱ـ برطرف کردن علت‌های بالقوه

نخستین گام در درمان سندرم پای بی‌قرار، آگاهی از عوامل احتمالی بروز آن است. البته گاهی سندرم پای بی‌قرار با عواملی مانند ژنتیک یا بارداری ارتباط دارد که تاحد زیادی از کنترل فرد خارج هستند، ولی عوامل دیگری نیز وجود دارد که می‌توان برای برطرف کردن آنها اقدام کرد. این عوامل شامل داروهایی که مصرف می‌کنید، عادت‌های روزانه، مشکلات سلامتی یا سایر عوامل محرک می‌باشد.

عادت‌ها

مصرف الکل، کافئین و تنباکو به شدت یافتن علائم سندرم پای بی‌قرار منجر می‌شود. بنابراین کاهش مصرف این مواد به کاهش علائم سندرم پای بی‌قرار کمک خواهد کرد.

داروها

داروها

بعضی از داروها منجر بروز یا وخیم‌تر شدن علائم سندرم پای بی‌قرار می‌شوند، مانند:

  • داروهای ضدافسردگی سه‌حلقه‌ای (tricyclic antidepressants) مانند آمی‌تریپتیلین (Elavil) یا آموکساپین (Asendin)؛
  • داروهای ضد تهوع مانند متوکلوپرامید (Reglan) یا پروکلرپرازین (Compro)؛
  • داروهای ضدروان پریشی (antipsychotic) مانند هالوپریدول (Haldol) یا الانزاپین (Zyprexa)؛
  • آنتی‌هیستامین‌های قدیمی مانند دیفن هیدرامین (Benadryl)؛
  • مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) مانند فلوکستین (Prozac)، سرترالین (Zoloft) یا اس‌سیتالوپرام (Lexapro)؛
  • ترامادول (Ultram)؛

شرایط سلامتی

بعضی از شرایط سلامتی با سندرم پای بی‌قرار مرتبط تشخیص داده شده‌اند. آسیب‌های عصبی ناشی از دیابت و نارسایی کلیه در مرحله‌ی نهایی یا ESRD  با سندرم پای بی‌قرار مرتبط هستند. کم‌خونی ناشی از کمبود آهن نیز دارای ارتباطی قوی با سندرم پای بی‌قرار می‌باشد.

سایر عوامل

سایر عوامل

بعضی افراد ادعا می‌کنند که مصرف مقدار زیادی شکر یا پوشیدن لباس‌های تنگ موجب بدتر شدن علائم سندرم پای بیقرار آنها می‌شود. البته برای اثبات وجود چنین ارتباط‌هایی پژوهش‌های زیادی انجام نشده است، ولی می‌توانید آزمون و خطا کنید تا متوجه شوید چه عواملی روی علائم شما اثر می‌گذارند.

۲ـ  رعایت بهداشت خواب برای کمک به درمان سندرم پای بی‌قرار

رعایت موارد بهداشت خواب (sleep hygiene) بسیار مهم است، زیرا خستگی به وخیم شدن علائم کمک می‌کند. به‌طورکلی داشتن عادت‌های خواب مناسب برای افراد دارای اختلال خواب، بیشتر اهمیت دارد.

۳ـ  مصرف مکمل‌های آهن و ویتامین

فقر آهن یکی از دلایل اصلی سندرم پای بی‌قرار می باشد. مطالعات فراوانی نشان داده است که مصرف مکمل‌های آهن در کاهش علائم سندرم پای بی‌قرار یاری‌رسان است. با یک آزمایش خون ساده به‌راحتی می‌توان کمبود آهن را بررسی کرد.

در سال ۱۹۹۸ در بررسی کوچکی روی ۱۰ نفر تشخیص داده شد که مصرف منیزیم به کاهش علائم بی‌خوابی در بیماران مبتلا به سندرم پای بی‌قرار کمک می‌کند. در این بررسی مصرف منیزیم روش درمانی مفیدی برای افراد مبتلا به PLMD تشخیص داده شد. منیزیم در مغزها و سبزیجات برگ‌سبز و غلات کامل وجود دارد.

کمبود ویتامین D نیز می‌تواند با سندرم پای بی‌قرار در ارتباط باشد. مصرف مکمل‌های ویتامین C و ویتامین E در افرادی که همودیالیز می‌شوند، می‌تواند علائم سندرم پای بی‌قرار را کاهش دهد.

۴ـ ورزش

ورزش باعث می‌شود فرد احساس بهتری داشته باشد و استفاده‌ی بیشتر از پاها می‌تواند باعث کاهش علائم بیماری شود. به گفته‌ی مؤسسه‌ی ملی بهداشت، ورزش متعادل در کاهش علائم خفیف سندرم پای بی‌قرار یاری‌رسان است.

۵ـ یوگا و تمرینات کششی

استرس منجر به وخیم‌تر شدن سندرم پای بی‌قرار می‌شود، بنابراین انجام تکنیک‌های تمدد اعصاب و تمرین‌هایی مانند مراقبه، یوگا و تای‌چی می‌تواند مفید باشد.

۶داروهای تجویزی

دارودرمانی برای سندرم پای بی‌قرار متوسط تا شدید بسیار اهمیت دارد. معمولا داروهای دوپامینرژیک (Dopaminergic)  نخستین داروهای تجویزی می‌باشند.

داروهای مورد استفاده به شرایط بیمار وابسته است و موارد زیر را شامل می‌شود:

داروهای دوپامینرژیک

داروهای دوپامینرژیک

داروهای دوپامینرژیک منجر به افزایش آزادسازی دوپامین (از پیام‌رسان‌های عصبی) در مغز می‌شود. داروهای دوپامینرژیک به این دلیل مؤثرند که سندرم پای بی‌قرار در واقع با وجود مشکلاتی در تولید دوپامین در بدن ارتباط دارد.

گاباپنتین (Gabapentin)

گاباپنتین دارویی ضد تشنج است. داروهای ضدتشنج در درمان اسپاسم عضلانی، درد، نوروپاتی و علائم روزانه مؤثر هستند. دلیل کاهش علائم سندرم پای بی‌قرار توسط گاباپنتین مشخص نیست، ولی بر اساس مطالعات انجام‌شده، مصرف این دارو مؤثر می‌باشد.

بنزودیازپین‌ها (Benzodiazepines)

بنزودیازپین‌ها داروهایی هستند که برای درمان اضطراب و مشکلات خواب مورد مصرف قرار می‌گیرند. این داروهای آرام‌بخش موجب می‌شوند که افراد دارای علائم مداوم و خفیف سندرم پای بی قرار خواب راحت‌تری داشته باشند.

اپیوئیدها و داروهای مسکن

اغلب اپیوئیدها یا داروهای مسکن برای درمان درد مورد مصرف قرار می‌گیرند. در بعضی موارد و معمولاً زمانی که سایر داروها مؤثر نیستند، می‌توان با دقت و در دُزهای پایین، اپیوئیدها را برای کمک به درمان سندرم پای بی‌قرار مورد مصرف قرار داد.

درمان‌های گرم و سرد

گرچه پژوهش زیادی برای پشتیبانی از به‌کارگیری گرما و سرما برای درمان علائم سندرم پای بی‌قرار موجود نیست، ولی این روش درمانی توسط بسیاری از سازمان‌های بهداشتی توصیه شده است. حمام گرم یا سرد قبل از رفتن به رخت‌خواب یا استفاده از کمپرس گرم یا سرد روی پاها از راه‌های درمانی توصیه‌شده توسط این سازمان‌ها هستند.

تحریک مغناطیسی مکرر مغزی (rTMS)  

تحریک مغناطیسی مکرر مغزی (rTMS)

تحریک مغناطیسی مکرر مغزی روشی غیرتهاجمی می‌باشد که معمولا برای درمان افسردگی کاربردی است و در کاهش علائم سندرم پای بی‌قرار نیز می‌تواند راهگشا باشد.

در روش تحریک مغناطیسی مکرر مغزی، ارسال ضربان‌های مغناطیسی به بخش‌های خاصی از مغز صورت می‌گیرد. دلیل اثربخشی روشrTMS  کاملاً مشخص نیست. براساس یکی از نظریه‌ها این ضربان‌ها آزادسازی دوپامین در مغز را افزایش می‌دهند. براساس نظریه‌ی دیگری، این روش به آرام کردن «افزایش انگیختگی» یا hyperarousal در بخش‌هایی از مغز کمک می‌کند. که با سندرم پای بیقرار در ارتباط است.

تحریک الکتریکی عصب از راه پوست  (TENS)

در روش تحریک الکتریکی عصب از راه پوست، دستگاهی به‌منظور تسکین درد، جریان‌های الکتریکی ضعیفی را به بخش‌هایی از بدن ارسال می‌کند. پژوهش‌های زیادی در مورد استفاده از TENS در درمان این سندروم صورت نگرفته، اما استفاده از TENS می‌تواند مفید باشد.

حرف آخر

سندرم پای بی‌قرار موجب اختلال در خواب، ناراحتی و مشکلات قابل‌توجهی در عملکرد روزانه‌ فرد می‌شود. بنابراین برای درمان این بیماری باید زود اقدام کرد. فراموش نکنید روشی که برای یک فرد مؤثر واقع شده ممکن است که برای فرد دیگری بی‌تأثیر باشد و درصورت نیاز باید داروها یا روش‌های درمانی مختلفی را امتحان کرد.

مصرف الکل زیاد و سندرم ورنیکه کورساکوف

مصرف الکل زیاد و سندرم ورنیکه کورساکوف

سندرم ورنیکه کورساکوف نوعی اختلال مغزی می‌باشد. فقدان ویتامین ب1 یا تیامین سبب بروز این اختلال می‌شود. دو وضعیت این سندروم که امکان دارد با هم اتفاق بیفتند، عبارتند از: اختلال ورنیکه و سندرم کورساکوف. در بیشتر افراد ابتدا اختلال ورنیکه تشخیص داده می‌شود و بعد از آن سندرم کورساکوف. تغییراتی در بینایی، گیجی و سردر گمی، تحریف حافظه و داستان‌سرایی‌های بی‌سر و ته از نشانه‌های این سندرم می‌باشد. در ادامه‌ی مقاله به علائم، علل و درمان سندرم ورنیکه کورساکوف می‌پردازیم.

 

نشانه‌های اختلال ورنیکه

اختلال ورنیکه یک نوع آسیب مغزی می‌باشد که قابل بازگشت نیست. این اختلال منجر به بروز سه مشکل عمده می‌شود:

  • عدم داشتن تعادل و مشکل در راه رفتن
  • گیجی و سردرگمی
  • مشکلات بینایی

در واقع فقدان ویتامین ب1(تیامین) منجر به بروز این علائم می‌شود. تمامی سلول های بدن به تیامین نیاز دارند و بدن انسان توانایی تولید آن را ندارد. پس دریافت آن از یک رژیم غذایی سالم ضروری است. همچنین در قلب، مغز، ریه‌ها و کلیه، سطوح مختلفی از آن وجود دارد. در صورت کافی نبودن مقدار تیامین موجود، بدن قادر به انجام وظایف اصلی‌اش به صورت مناسب نخواهد بود و مشکل از اینجا آغاز می‌شود. به دلیل نیاز مغز به تیامین در سطح گسترده‌، این عضو نسبت به کاهش آن علائمی چون تغییر وضعیت ذهنی، گیجی، دو بینی، حرکات ناخواسته چشم و تعادل ضعیف و مشکل در راه رفتن بروز می‌دهد.

اکثراً افراد مبتلا، سوءتغذیه و کاهش وزن را تجربه می‌کنند، به علاوه امکان دارد با کاهش فشار خون، دمای بدن کاهش یافته و فرد با مشکلات جدید حافظه روبرو ‌شود. نشانه‌ها بسیار به حالت مستی ناشی از خوردن الکل شباهت دارد، هرچند فرد ممکن است اصلاً مصرف الکل نداشته باشد. تشخیص نشانه‌ها مشکل است چون همه‌ی افراد نشانه‌های یکسان از خود بروز نمی‌دهند و اگر تحت درمان قرار نگیرند امکان دارد به کما و یا مرگ ختم شود.

نشانه‌های سندرم کورساکوف

نشانه‌های سندرم کورساکوف

از دست دادن حافظه و مشکلات مربوط به مدیریت و انجام کارهای روزمره مشخصه‌ی اصلی این سندرم می‌باشد. بیشتر مبتلایان به سندرم کورساکوف در یادگیری اطلاعات جدید دارای مشکل هستند، همچنین به‌طور غیرمعمول خاطراتی را خلق می‌کنند که بتوانند شکاف‌های موجود در حافظه را پر کنند، در واقع دائماً در حال خیال‌پردازی هستند. این خیال‌پردازی‌ها که خاطرات دروغین توصیف‌شده عنوان می‌شوند، به عمد انجام نمی‌شود بلکه مغز در حال تلاش برای تکمیل کردن ناخودآگاه حافظه است. مشکلات در حافظه کوتاه‌مدت می تواند اخلال در حفظ خاطرات جدید و یادآوری رویدادهای اخیر را به‌وجود آورد. تغییر در شخصیت فرد مبتلا امکان دارد اتفاق بیفتد و از دیگر نشانه‌های محتمل عدم نگرانی، بی‌تفاوتی و گفتار و رفتار تکراری می‌باشد. امکان بهبود این بیماری بعد از گذشت زمان وجود دارد اما در حدود 25% موارد طبق گزارشات، این شرایط دائمی بوده است اغلب در مراحل ابتدایی بروز نشانه‌ها، درمان امکان‌پذیر است و در صورت پیشرفت احتمال بهبود کامل کاهش می‌یابد.

دلایل بروز سندرم ورنیکه کورساکوف

سندرم ورنیکه کورساکوف بیشتر در میان افراد مبتلا به اعتیاد الکل رواج دارد. همچنین جذب محدود مواد غذایی و ویتامین‌های مورد نیاز بدن در شرایط خاص، می‌تواند منجر به بروز این اختلال شود. این شرایط شامل موارد زیر هستند:

  • سرطان معده
  • جراحی بای پس معده
  • اختلالات خوردن
  • سرطان روده
  • رژیم‌های شدید
  • دیالیز کلیه و مشکلات کلیوی
  • عفونت‌های مزمن
  • الکلیسم

شایع‌ترین دلیل این بیماری الکلیسم می‌باشد. چرا که افراد الکلی رژیم غذایی مناسبی ندارند. همچنین الکل از جذب ویتامین ب1 جلوگیری می‌کند.

درمان

درمان

بستری شدن هرچه زودتر بیمار مشکوک به سندرم ورنیکه کورساکوف برای دریافت خدمات پزشکی ضروری است. تزریق تیامین از دهان در این مرحله موثر نبوده و برای بررسی نشانه‌ها و عوارض و نظارت بیمار بستری می‌شود. جایگزینی تیامین علائم رایج مانند حرکات چشم، مشکلات بینایی، مشکلات هماهنگی و سردرگمی را می‌تواند بهبود بخشد. اما بازیابی حافظه و شناخت به سختی و دیرتر امکان‌پذیر است و درمان با ویتامین تنها جلوی پیشرفت بیماری را می‌گیرد. برای درمان تزریق ویتامین ب1 داخل وریدی انجام شده و تا زمانی که دیگر نشانه‌ای مشاهده نشود ادامه دارد. بعد از آن وعده‌های غذایی با منابع غنی ویتامین ب1 تجویز می‌شود و مصرف الکل برای بیمار ممنوع درنظر گرفته می‌شود. براساس مطالعات ۲۵ درصد افراد مبتلا به سندرم ورنیکه کورساکوف بهبود یافته‌اند و در تقریبا نیمی از افراد بهبودی جزئی ایجاد شده. حدود 25 درصد وضعیتشان ثابت باقی مانده است.

اختلال دوقطبی و نوسانات عاطفی شدید

اختلال دوقطبی و نوسانات عاطفی شدید

روانشناسی اختلال دوقطبی

خلق و خوی همه‌ی ما همیشه اوج و فرود دارد. گاهی بسیار شاد هستیم و گاهی عصبانی و غمگین. این نوسانات عاطفی طبیعی بوده و برای همه اتفاق می‌افتد، اما در افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، این نوسانات شدیدتر و پُرنوسان‌تر بروز می‌کنند. اختلال دوقطبی ممکن است کار و تحصیل فرد را با مشکل روبرو کند و به تشویش و اختلال در روابط روزمره و عادی افراد منجر شود. اختلال دوقطبی، قابل کنترل و درمان است. اما درصورت نادیده گرفتن علایم هشداردهنده‌ی آن، فرد زندگی سخت و ناآرامی را تجربه خواهد کرد. پیگیری نکردن درمان اختلال دوقطبی، باعث تشدید هر روزه‌ی بیماری خواهد شد.

 

تعریف اختلال دوقطبی

اختلال دوقطبی یا شیدایی-افسردگی به تغییرات شدید خلق و خو منجر شده و در سطح رفتارها و انرژی فرد تغیراتی را به وجود می‌آورد. این تغییرات در دو سر یک بازه قرار گرفته‌اند و خلق و خوی این افراد عملاً هیچ تعادلی ندارد. یعنی تغییر خلق و خوی آنها از حالت افسرده به حالت شیدایی و جنون یا بالعکس، آرام و به تدریج نیست. بلکه تغییرات از حالتی به حالت دیگر در این افراد، پَرِشی و آنی اتفاق می‌افتد. ثبات هر یک از این حالات هم مدت‌زمان متغیری دارد. مثلاً امکان دارد فردی هفته‌ها در حالت افسردگی باشد یا اینکه پس از چند روز افسردگی به حالت شیدایی برسد. فردِ مبتلا به اختلال دوقطبی گاهی چند هفته به‌شدت مأیوس و بی‌انرژی است و بعد از آن به شدت فعال و پرجنب‌وجوش می‌شود. این اختلال، بر روی عملکرد زندگی روزانه افراد به‌شدت تأثیرگذار است. در دورانی که فرد به شیدایی شدید دچار می‌شود، واکنش‌های آنی و لحظه‌ای را در او می‌بینیم. مثلاً تصمیم یکباره‌ی استعفا از کار و به دنبال آن تصمیماتی به شدت هیجانی و به دور از عقل و منطق. در آن سر طیف، حالت افسردگی قرار گرفته است. در این زمان‌ها دل کندن از رختخواب برای فرد دشوار است و خستگی و یأس نسبت به همه چیز با او همراه است. علت اصلی اختلال دوقطبی هنوز کشف نشده است، اما به اعتقاد پژوهشگران، این اختلال تا حد زیادی به ژنتیک مربوط است. شروع اختلال شیدایی-افسردگی از سال‌های نوجوانی یا ابتدای سال‌های بزرگسالی می‌باشد و شناخت نشانه‌های آن بسیار وقت‌گیر و به مطالعه‌ی علمی و تخصصی نیازمند است. پس بررسی و پیگیری این اختلال از اهمیت و حساسیت زیادی برخوردار است.

حقایق و باورهای اشتباه در مورد اختلال دوقطبی

حقایق و باورهای اشتباه در مورد اختلال دوقطبی

باور اشتباه: درمان اختلال دوقطبی امکان‌پذیر نیست و افراد مبتلا زندگی طبیعی ندارند.

حقیقت: تعداد زیادی از مبتلایان به اختلال دوقطبی، انسان‌های موفق و با مشاغل عالی و موفقیت‌های متعدد هستند. این افراد در زندگی دارای روابط شاد و معقولی هستند. شاید زندگی با این افراد چالش‌هایی داشته باشد اما کنترل و درمان آن، تا حد زیادی به عادی شدن اوضاع کمک می‌کند. برای کنترل این اختلال و درمان آن یادگیری مهارت‌هایی ضرورت دارد.

باور اشتباه: اختلال دوقطبی فقط روی خلق و خو تأثیرگذار است.

حقیقت: اختلال دوقطبی بر قضاوت‌ها، سطح انرژی، تمرکز، حافظه، الگوی خواب، اشتها، توانایی جنسی و اعتماد به نفس افراد تأثیرگذار است. ضمن اینکه تشویش و مشکلات فیزیکی را هم به وجود می‌آورد. بیماری‌هایی مانند: فشار خون، دیابت، میگرن و ناراحتی‌های قلبی به این اختلال مرتبط هستند.

باور اشتباه: دارودرمانی تنها راه درمان اختلال دوقطبی است.

حقیقت: اگر چه دارودرمانی از پایه‌های اصلی درمان این اختلال به‌شمار می‌رود، اما درمان‌های شخصی و راهبردهای فردی نیز در روند بهبودی بسیار تأثیرگذار هستند. خواب کافی، ورزش کردن، تغذیه مناسب و تلاش برای کنترل خلق و خو، دوری از استرس و وجود همراهانی دلسوز، تا حد زیادی باعث کاهش این مشکل شده و روند درمان را سریع‌تر می‌کند.

نشانه‌های اختلال دوقطبی

نشانه‌های اختلال دوقطبی

این اختلال در افراد مختلف دارای علائم متفاوتی است. عوارض و علائم اختلال دوقطبی، نوسان، شدت و الگوهای متفاوتی را دربرمی‌گیرد. مثلا سرعت تغییر وضعیت از حالت افسردگی به شیدایی در برخی بسیار سریع است و سایر افراد این مشکلات را به شدت‌های متفاوت تجربه می‌کنند. ۴ حالت اصلی برای این اختلال موجود است: شیدایی، شیدایی خفیف، افسردگی و حالت ترکیبی. هر یک از این حالات دارای نشانه‌های بیرونی و علایم مختص به خود هستند.

۱شیدایی

در مرحله‌ی شیدایی بروز خلاقیت، افزایش انرژی و نشاط شدید قابل مشاهده است. در این مرحله فردِ دچار اختلال دوقطبی، تمایل به صحبت و فعالیت زیاد دارد. کم‌خوابی و استراحت نکردن از نشانه‌های دیگر این حالت می‌باشد. فرد نسبت به توانایی‌ها و قدرت فردی خود زیاده‌روی می‌کند، یعنی احساس می‌کند که به شدت توانمند و ویژه است. شاید این احساسات خوب و جالب به نظر بیایند، اما وقتی تصمیمات احساسی، هیجانی و غیرمنطقی از آنها سر می‌زند، در مورد جالب بودن آن دچار تردید می‌شویم. مثلا در این مرحله از اختلال دوقطبی، افراد تصمیماتی مانند سرمایه‌گذاری‌های نامناسب یا شرط‌بندی‌های غیرعقلانی می‌گیرند. پرخاشگر می‌شوند و نسبت به عقاید مخالف بسیار تندرو برخورد می‌کنند.

۲شیدایی ضعیف

شیدایی ضعیف نسبت به حالت قبلی شدت کمتری دارد. در این مرحله افراد همچنان دارای نشاط غیرعادی بوده و بسیار فعال هستند. اما زندگی روزانه تا حد زیادی از روندی طبیعی برخوردار است. در واقع شرایط روحی فرد در این مرحله با تغییرات غیرعادی مواجه می‌شود.

نشانه‌های کلی حالت شیدایی:

  • خودقوی‌پنداری زیاد، خوش‌بینی بیهوده و خودبزرگ‌بینی؛
  • تحریک‌پذیری بالا، فعالیت و انرژی زیاد ؛
  • سریع حرف زدن به شکلی که کلام مبهم و نامفهوم می‌شود؛
  • انرژی زیاد علی‌رغم کم‌خوابی؛
  • ناتوانی در قضاوت صحیح؛
  • حواس‌پرتی و کاهش تمرکز؛
  • توهم و افکار آشفته (در موارد حاد).
  • تغییر عقیده و تصمیمات ضد و نقیض؛

۳. افسردگی

افسردگی

در گذشته در تشخیص افسردگی عادی با افسردگی ناشی از اختلال دوقطبی همه دچار اشتباه می‌شدند. اما براساس تحقیقات مختلف، این دو نوع افسردگی بسیار با هم متفاوت هستند و درمان‌های پیشنهادی هر یک تفاوت زیادی با هم دارند. داروهای ضدافسردگی برای درمان افسردگیِ ناشی از اختلال دوقطبی مناسب نیست. در واقع داروهای ضدافسردگی احتمال وخیم شدن اختلال دوقطبی را افزایش می‌دهند. برخی از این داروها به نوسان مراحل مختلف منجر می‌شوند و فرد به‌وسیله‌ی آنها از حالت شیدایی به شیدایی خفیف یا افسردگی می‌رسد. با وجود علائم بیرونی یکسان هر دو نوع افسردگی، شیوه‌ی درمان متفاوتی دارند. نشانه‌ها برای درمان هر یک از انواع افسردگی بسیار یاری‌رسان هستند. مثلاً در افسردگی اختلال دوقطبی، فرد به شدت غیرقابل‌پیش‌بینی و تحریک‌پذیر می‌شود و به‌طور دائم احساس گناه دارد. افسردگی ناشی از اختلال دوقطبی به بی‌حوصلگی، خواب زیاد و اضافه وزن منجر می‌شود و در بعضی موارد فرد ارتباطش را با واقعیت و دنیای بیرون قطع می‌کند که به آن افسردگی سایکوتیک یا روان‌پریشی شدید می‌گویند. در این مرحله افراد توانایی برقراری روابط اجتماعی سالم و کار کردن را ندارند.

نشانه‌های کلی حالت افسردگی اختلال دوقطبی:

تحریک‌پذیری؛

احساس غم و یأس؛

خستگی و تحلیل رفتن انرژی؛

ناتوانی از شادی و رضایت‌مندی؛

تغییرات وزن و اشتها؛

تنبلی و خستگی جسمی و روحی؛

عدم تمرکز؛

احساس حقارت، گناه و بی‌ارزش بودن؛

اختلال در خواب؛

اندیشیدن به مرگ و خودکشی.

۴حالات ترکیبی

در این مرحله از اختلال دوقطبی علائم و نشانه‌های حالات مختلف اختلال دوقطبی یعنی افسردگی، شیدایی و شیدایی خفیف با هم درآمیخته‌اند. افسردگی همراه با بی‌خوابی، تشویش، تحریک‌پذیری، حواس‌پرتی و افکار ضد و نقیض. این مرحله بسیار خطرناک می‌باشد، زیرا ترکیب احساسات متناقض و انرژی متفاوت و خلق و خوی متغیر، در نهایت می‌تواند منجر به خودکشی شود.

انواع حالات ترکیبی:

اختلال دوقطبی نوع اول: در این حالت ترکیبی از شیدایی و افسردگی مشاهده می‌شود. در واقع وجود دوره‌ی افسردگی یا نیمه‌شیدایی برای تشخیص الزامی است، اما گاهی اوقات پیش می‌آید.

اختلال دوقطبی نوع دوم: در این حالت شیدایی دیده نمی‌شود، اما شاهد یک یا چند دوره شیدایی خفیف و یا چند دوره افسردگی شدید هم هستیم.

اختلال خلق دوره‌ای: دوره‌های نیمه-شیدایی همراه با دوره‌هایی از افسردگی که به اندازه‌ی افسردگی اساسی نمی‌باشند.

درمان اختلال دوقطبی

درمان اختلال دوقطبی

اگر شاهد علائم و نشانه‌های اختلال دوقطبی در خود یا اطرافیان‌تان هستید، هرچه زودتر به متخصص مراجعه کنید. کتمان کردن و نپذیرفتن مشکل، به درمان و حل آن کمکی نمی‌کند. پیگیری نکردن این مسئله تنها به وخیم‌تر شدن وضعیت منجر می‌شود و سلامت، اشتغال و روابط فرد مبتلا را رو به نابودی می‌برد. تشخیص به موقع، به درمان و جلوگیری کمک شایانی می‌کند. گاهی اوقات افرادِ دچارِ این اختلال، از مرحله‌ی شیدایی لذت برده و به انرژی و بلندپردازی آن علاقه‌مند هستند. باید با گوشزد کردن عواقب مخرب این مرحله به افراد مبتلا، اهمیت درمان را یادآوری کرد.

اصول درمان

درمان بلند مدت: اختلال دوقطبی قابل‌بازگشت و مزمن است، بنابراین حتی در حالتی که بیمار بهبود پیدا می‌کند، روند درمان باید ادامه داشته باشد. برای جلوگیری از ورود فرد به مراحل مختلف این اختلال دارودرمانی یا تجویز پزشک را باید جدی گرفت.

درمان‌های غیردارویی: دارودرمانی به تنهایی برای رفع اختلال دوقطبی کفایت نمی‌کند. تلفیق دارودرمانی با ایجاد تغییرات در سبک زندگی و کمک گرفتن از اطرافیان مؤثرترین درمان است.

کمک گرفتن از مشاور و روان‌پزشک باتجربه: اختلال دوقطبی، اختلال پیچیده‌ای می‌باشد. تشخیص این اختلال نیازمند مهارت و تجربه‌ی متخصصان است و درمان آن گاهی بسیار سخت می‌شود. روند درمان باید را باید متخصص باتجربه پیگیری کند.

اقدامات شخصی

اقدامات شخصی

سبک زندگی و عادت‌های روزانه‌ی فرد، در فرایند درمان بسیار تأثیرگذار است و گاهی تنها اراده‌ برای بهبودی نیاز به دارودرمانی را به کلی از بین می‌برد.

آگاهی در مورد اختلال دوقطبی در روند درمان بسیار تأثیرگذار است. هر چه فرد مبتلا، نسبت به این اختلال آگاهی بیشتری داشته باشد، کنترل کردن حالات آسان‌تر می‌شود.

ورزش و فعالیت‌های جسمانی تا حدود زیادی جلوی تنش‌های این اختلال را می‌گیرد. در تمرینات ورزشی مانند ایروبیک که فعالیت و حرکت پاها و دست‌ها را می‌طلبد، به سیستم اعصاب و مغز کمک بسیاری می‌شود. سایر ورزش‌ها شامل  پیاده‌روی، دویدن شنا، کوهنوردی و رقص نیز بسیار مفید می‌باشند.

همراهی اطرافیان، کمک و دلسوزی آنها برای افراد درگیر با اختلال دوقطبی بسیار اهمیت دارد. حرف زدن با دوستان یا حضور در کلاس‌های درمان گروهی نشانه‌ی ضعف نمی‌باشد. بیشتر افراد از درد دل کردن و صحبت کردن درباره‌ی مشکل خود با دیگران فرار می‌کنند و آن را تحقیرآمیز می‌دانند. این باور بسیار اشتباه است. وقتی شما با دوست‌‌ یا یکی از نزدیکان‌تان صحبت می‌کنید، اولین حسی که در او شکل می‌گیرد، احساس افتخار است. افتخار از اینکه مورد اعتماد واقع شده و شایستگی شنیدن درد دل دیگری را داشته است.

حضور در جمع‌های دوستانه و خانوادگی بهبود اختلال دوقطبی را تسریع می‌بخشد. وقتی در جمعی حاضر می‌شوید که دیگران شما را دوست دارند و برای سلامتی و زندگی‌تان اهمیت قائل هستند، انرژی مثبت فراوانی را دریافت می‌کنید.

تغذیه‌ی سالم و خواب کافی، باعث تغییر الگوهای رفتاری و عادات شما می‌شوند و کمک می‌کنند مسیر شادی و سلامتی را آغاز کنید.

اختلال دوقطبی و خودکشی

مرحله‌ی افسردگی ناشی از اختلال دوقطبی برای خطرات زیادی از جمله خودکشی زمینه‌ی مناسبی به وجود می‌آورد. در این مرحله که با افسردگی عادی بسیار فرق دارد، فرد به مرگ و خودکشی بسیار تمایل دارد. این میل در افرادی که حالت ترکیبی اختلال دوقطبی را تجربه کرده‌اند یا سابقه‌ی استفاده از مواد مخدر و الکل دارند، بیشتر است. وجود سابقه‌ی خودکشی در خانواده یا آشنایان نیز احتمال خودکشی را افزایش می‌دهد.

اختلال دوقطبی و خودکشی

نشانه‌های میل به خودکشی:

  • احساس یأس در زندگی؛
  • حرف زدن درباره‌ی مرگ و خودکشی؛
  • آرزوی مرگ کردن؛
  • احساس حقارت و بی‌ارزش بودن؛
  • به دنبال ابزار خودکشی بودن.
  • تغییر حالات ناگهانی یا ترک ناگهانی جمع و خلوت گزیدن؛

 

دلایل و ریشه اختلال دوقطبی

علت واحدی برای اختلال دوقطبی موجود نیست. مطالعاتی در مورد عوامل ژنتیکی صورت گرفته، ولی همچنان عامل اصلی این اختلال کشف نشده است. بعضی مطالعات تصویری از مغز انسان، نشان‌دهنده‌ی تغییرات فیزیکی مغزی در خلال شکل‌گیری این اختلال هستند. مطالعات دیگری از بر هم خوردن تعادل انتقال‌دهنده‌های عصبی، افزایش هورمون‌های کورتیزول، عملکرد نامطلوب تیروئید و اختلالات ریتم شبانه‌روزی بدن خبر می‌دهند. عوامل محیطی و روانی نیز در پیشرفت این اختلال نقش دارند. سوءمصرف مواد، استرس و… از عوامل محرک برای شروع این اختلال می‌باشند.

استرس: وقایع استرس‌زای زندگی، باعث می‌شوند فردی با آسیب‌پذیری ژنتیکی در معرض ابتلا به این اختلال قرار بگیرد. تغییرات اساسی مثبت یا منفی می‌توانند به بروز هیجانات منفی در فرد منجر شوند. مثلاً ترک منزل به قصد تحصیل، ازدواج، آتش‌سوزی، از دست دادن عزیزان و وقایع ناخوشایند دیگر می‌توانند از دلایل ابتلا به اختلال دوقطبی باشند.

مصرف مواد مخدر: مواد مخدر به خودی خود، باعث این اختلال نمی‌شوند اما می‌توانند وضعیت فرد مبتلا را وخیم‌تر کنند و اگر فردی استعداد ابتلا به اختلال دوقطبی را داشته باشد، روند پیشرفت آن را سرعت می‌بخشند. اکستازی، کوکائین و آمفتامین‌ها حالت شیدایی را تشدید داده و الکل و مواد آرام‌بخش به افسردگی شدت می‌دهند.

داروهای ضدافسردگی: برخی داروها مانند داروهای ضدافسردگی به شیدایی منجر می‌شوند. سایر داروهایی که به تشدید و تحریک اختلال دوقطبی کمک می‌کنند شامل بعضی داروهای سرماخوردگی، کافئین و داروهای تنظیم عملکرد تیروئید و اشتها می‌باشند.

تغییرات فصلی: تغییرات فصلی این اختلال را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهند. مثلاً شیدایی، بیشتر در تابستان و افسردگی در سه فصل دیگر بروز می‌کند.

اختلالات خواب: کم‌خوابی به شیدایی منجر می‌شود و تهدید‌کننده‌ی جدی آرامش بدن می‌باشد.

صدابیزاری یا میسوفونیا

صدابیزاری یا میسوفونیا

میسوفونیا اختلالی است که در آن افراد نسبت به صداهای معمولی مانند جویدن غذا و یا حتی نفس کشیدن، حساسیت شدید دارند و گاهی دچار خشم و نفرت می‌شوند. برخی از صداها مثل صدای بلند دزدگیر اتومبیل به طور معمول آزاردهنده هستند، اما مبتلایان به اختلال میسوفونیا به هر نوع صدایی حساسیت دارند.

بررسی مواردی که با اختلال میسوفونیا در ارتباط است:

واکنش‌های احساسی و جسمی به صداهای معمولی، امکان دارد به احساس ترس،‌ اضطراب و یا خشم منجر شود. داشتن اطلاعات کافی در رابطه با این اختلال می‌تواند از پیشروی مشکل جلوگیری کند.

آنچه درمورد میسوفونیا باید بدانید:

مبتلایان به میسوفونیا به علت واکنش‌های قوی و تندی که دارند گاهی اوقات قادر به داشتن یک زندگی طبیعی نیستند. و این در حالی است که میسوفونیا یک اختلال بهداشتی در نظر گرفته شده و گزینه‌های درمانی آن هنوز محدود هستند.

درمان اختلال میسوفونیا:

درمان اختلال میسوفونیا

متأسفانه هیچ درمان و یا داروی خاصی برای این اختلال کشف نشده. تقلید صداهای توهین‌آمیز یکی از پاسخ‌های ناخودآگاه بوده که بعضی از افراد در مواقع تحریک توسط صداها، انجام می‌دهند. این تقلید، امکان دارد شرایط ناراحت کننده‌ای را ایجاد کند.

نکته‌هایی برای مدیریت حساسیت صدا:

  • پوشیدن گوش‌بند در جهت کاهش نفوذ صدا
  • گوش دادن به موسیقی با استفاده از هدفون، برای از بین بردن صداهای جانبی
  • آرامش داشتن، استراحت کردن و تمرین مراقبت‌های در جهت کاهش استرس
  • کاملاً واضح و در آرامش مشکل خود را برای دوستان و عزیزان خود مطرح کنید.
  • در صورت امکان، از قرار گرفتن در محیط‌های شلوغ خوددرای کنید.
  • انتخاب صندلی‌های مناسب در اماکن عمومی مانند مترو، برای ایجاد فاصله

برخی از نشانه‌های اختلال میسوفونیا

کلیدی‌ترین ویژگی این اختلال، واکنش‌های شدید مانند خشم یا نفرت، نسبت به افراد عامل صدا می‌باشد. برخی از صداهای موجود در محیط اطراف، برای برخی افراد فقط آزاردهنده هستند، در حالی که در افرادی دیگر موجب خشم، نفرت و برانگیختگی می‌شوند.

این اختلال در هر سنی از مردان و زنان ممکن است اتفاق بیفتد، هر چند که اغلب نشانه‌های آن در اواخر دوران کودکی یا در اوایل نوجوانی بروز می‌کنند. نشانه‌ی اولیه‌ی آن در بیشتر موارد از یک صدای خاص آغاز و به تدریج صداهای تحریک‌کننده‌ی دیگری نیز به آن اضافه می‌شود.

مبتلایان به اختلال میسوفونیا به تدریج از واکنش‌های بیش از حد خود نسبت به صداها آگاه می‌شوند و شدت احساسات آن‌ها به حدی می‌رسد که کنترل خود را از دست خواهند داد.

همانطور که گفته شد این افراد به صداها، حتی تلفن همراه حساسیت داشته و بیشتر از دیگران مستعد دچار شدن به علائم افسردگی، اضطراب و عصبانیت می‌باشند.

طبق مطالعات صورت‌گرفته، مبتلایان به بیماری میسوفونیا علاوه بر واکنش‌های عاطفی، اغلب تجربه‌ی برخی از واکنش‌های فیزیکی را نیز دارند، این واکنش‌ها عبارتند از:

  • تنگی عضلات
  • احساس فشار در تمامی قسمت‌های بدن به خصوص قفسه سینه
  • افزایش فشار خون
  • افزایش دمای بدن
  • تپش قلب

عوامل شایع ایجادکننده‌ی میسوفونیا:

عوامل شایع ایجادکننده‌ی میسوفونیا

برخی صداها بیشتر موجب برانگیختگی این افراد می‌شوند. موارد نام‌برده شده در زیر، توسط محققان رایج‌ترین عوامل میسوفونیا شناسایی شده‌اند:

  • جویدن غذا که برای 81 درصد از افراد مبتلا آزاردهنده است.
  • نفس کشیدن یا صدای بینی که برای 64.3 درصد از افراد آزاردهنده است.
  • صدای تلفن همراه که 59.5 درصد افراد را آزرده می‌کند.

رابطه‌ی اختلال میسوفونیا با بیماری اوتیسم

از آنجایی که معمولاً کودکان مبتلا به اوتیسم در معرض تحریک‌های حساسیتی قرار گرفته‌اند، گمانه‌زنی‌هایی مبنی بر وجود آسیب‌شناسی و بیماری اوتیسم موجود است. به هر صورت برای تایید ارتباط این موارد، زمان بیشتری مورد نیاز است.

میسوفونیا به عنوان یک بیماری مزمن و اختلال اولیه درنظر گرفته می‌شود، بدین معنی که پیشرفت آن در ارتباط با شرایط دیگر نیست.

میسوفونیا و سیستم شنوایی

شباهت بسیاری بین میسوفونیا و وزوز گوش وجود دارد، در نتیجه برخی از محققان بر این باورند که این اختلال با اتصال فوقانی بین سیستم‌های شنوایی و مغز در ارتباط می‌باشد.

با استفاده از تصویربرداری  MRI، مطالعه‌ای در جهت تجزیه و تحلیل مغز افراد مبتلا به اختلال میسوفونیا صورت گرفته و بر اساس آن تشخیص داده شد که برخی صداها می‌توانند بخشی از مغز را که مسئول پردازش احساسات است تحت تاثیر خود قرار دهند.

سلول‌های عصبی افراد مبتلا به میسوفونیا، در بخش‌های خاصی از مغز myelination بالاتری نسبت به افراد متوسط ​​دارد و این امر قادر است سطح بالاتری از اتصال آ‌ن‌ها را افزایش دهد.

روش‌های تشخیص :

روش‌های تشخیص

DSM-5 منبع اصلی برای تشخیص اختلالات روانی در ایالات متحده می‌باشد و از بین نرفته است. این از لحاظ فنی، بدان معنا است که فرد، خود توانایی تشخیص این بیماری را ندارد.

با این حال، شبکه بین‌المللی میسوفونیا، شبکه ارائه‌دهنده خود با طیف وسیعی از متخصصان، از جمله متخصص مغز و اعصاب،‌ شنوایی و روانپزشکان علاقه‌مند و فعال، گسترش داده است.

مدیریت اختلال:

مبتلایان به میسوفونیا اکثراً کمتر تمایل به حضور در اجتماع را دارند. زیرا این کار مسبب مشکلاتی در آنها می‌شود. اطرافیان آن‌ها در اکثر مواقع تلفن همراه را از آن‌ها پنهان کرده و به هنگام استفاده آن را بی‌صدا می‌کنند، بنابراین ااین بیماران بیشتر به ملاحظه و پشتیبانی افراد نزدیک خود نیازمندند،  نزدیکان  همیشه نقش بسیار مهمی را در بهبود فرد دارند از آنها انتظار می‌رود این مسئله را درک کنند که پیش آمدن چنین شرایطی امکان دارد برای هر کسی شدنی است و عمدی در کار نیست.

سازمان بین‌المللی میسوفونیا Misophonia International به دنبال ارائه اطلاعات مفید در این زمینه و برای کسانی که درگیر این شرایط هستند، می‌باشد. این سازمان در حال برنامه‌ریزی برای انجام آزمایشات گوناگونی بوده تا روش‌های درمانی بهتری برای این اختلال کشف شود. مسلماً در آینده از نتایج آزمایشات بر روی این اختلال بیشتر می‌شنویم.

تولد دردناک‌، زندگی کوتاه با بیماری تی‌ساکس

تولد دردناک‌، زندگی کوتاه با بیماری تی‌ساکس

بیماری تی ساکس نوعی اختلال در سیستم اعصاب مرکزی می‌باشد. مجموع بخش‌های مختلف مغز (مثل مخچه، مخ و ساقه‌ی مغزی) و نخاع را سیستم اعصاب مرکزی می‌گویند.  این بیماری یک اختلال نورودژنراتیو می‌باشد که بیشتر نوزادان دچار آن می‌شوند. بیماری‌هایی که تخریب سلول‌های عصبی یا نورون‌های بدن را درپی دارند نورودژنراتیو می‌گویند. متاسفانه بیماری تی ساکس در نوزادان همیشه به مرگ منجر می‌شود. این بیماری در بزرگسالان و نوجوانان نشانه‌های خفیف‌تری دارد و البته به‌ندرت اتفاق می‌افتد.

 

نشانه‌های بیماری تی ساکس در نوزادان

معمولاً در رحم و قبل از تولد، پروسه‌ی تخریب اعصاب در نوزادان مبتلا به این بیماری آغاز می‌شود. در اکثر موارد، در سنین ۳ تا ۶ ماهگی علائم خود را نشان می‌دهند. این بیماری بسیار سریع پیشرفت کرده و معمولاً کودک تا سن ۴ یا ۵ سالگی بیشتر دوام نمی‌آورد.

تی ساکس نوزادان

علایم تی ساکس نوزادان

  • کوری پیشرونده
  • ناشنوایی
  • افزایش میزان جهش‌های ناگهانی
  • تشنج
  • ضعف عضلات
  • سفتی یا اسپاسم عضلات
  • از کار افتادن یا فلجی عضلات
  • کاهش نرخ رشد جسمی
  • تاخیر رشد فکری و اجتماعی
  • نقاط قرمز در ناحیه‌ی ماکولا یا لکه‌ی زرد چشم (ناحیه‌ی بیضی شکل در نزدیک مرکز شبکیه‌ی چشم)

علائم اورژانسی

اگر کودک به تشنج یا تنگی نفس دچار شد، هرچه سریع‌تر باید به اورژانس مراجعه کرده یا با مرکز فوریت‌های پزشکی (۱۱۵) تماس برقرار کنید.

انواع بیماری تی ساکس و نشانه‌ها

انواع بیماری تی ساکس و نشانه‌ها

 

علاوه بر تی ساکس نوزادان، این بیماری به شکل‌های دیگری نیز بروز می‌کند. از انواع دیگر این بیماری می‌توان تی ساکس نوجوانی، مزمن و تی‌ساکس بزرگسالان را نام برد که از تی ساکس نوزادی نادرتر و همچنین خفیف‌تر هستند.

افرادی که به تی ساکس نوجوانی یا جوانی دچار می‌شوند، نشانه‌های بیماری را اغلب بین سنین ۲ تا ۱۰ سالگی نشان می‌دهند و اکثرا تا سن ۱۵ سالگی بیشتر دوام نمی‌آورند.

نشانه‌های تی ساکس مزمن تا سن ۱۰ سالگی بروز می‌کند. ولی روند پیشرفت بیماری از سایر انواع آن کندتر می‌باشد. نشانه‌هایی مانند کرامپ‌ها یا گرفتگی‌های عضلانی، مشکل تکلم و لرزش (ترمور) در تی ساکس مزمن بسیار شایع هستند. امید به زندگی در این افراد به سرعت پیشرفت بیماری بستگی دارد. ولی برخی از مبتلایان به طور طبیعی عمر می‌کنند.

تی ساکس بزرگسالان از تمام انواع این بیماری خفیف‌تر می‌باشد. نشانه‌های بیماری اغلب در دوران جوانی یا نوجوانی بروز می‌کنند. مبتلایان به تی ساکس بزرگسالان، معمولاً دارای علائم زیر هستند:

  • مشکلات حرف زدن مثل لکنت یا نامفهموم بودن ادای کلمات
  • ضعف عضلانی
  • مشکلات حافظه
  • ترمور (لرزش فک، دست و دیگر قسمت‌های بدن)
  • راه رفتن بدون تعادل

شدت نشانه‌ها و همچنین طول عمر بیماران مبتلا به تی ساکس بزرگسالی، به شرایط بیماری بستگی دارد.

علت بیماری تی ساکس

علت بیماری تی ساکس

یک نقص ژنی در کروموزوم شماره‌ی ۱۵ منجر به این بیماری می‌شود. این نقص ژنی منجر به ناتوانی بدن در ساخت پروتئین هگزوسامینیداز A که از مهم‌ترین پروتئین‌های مهم سیستم عصبی است، می‌شود. با فقدان این پروتئین، مواد شیمیایی مخربی به نام گانگلیوزیدها در سلول‌های عصبی مغز انباشته شده و منجر به تخریب آن‌ها می‌شوند.

تی ساکس یک بیماری ارثی می‌باشد. الگوی وراثت این بیماری به شکل مغلوب است و این بدان معنا است که در بدن ما از هر ژن، دو نسخه موجود است. یکی را از مادر و دیگری را از پدر دریافت می‌کنیم. وقتی الگوی وراثت یک بیماری به شکل مغلوب باشد، یعنی باید هر دو نسخه‌ از یک ژن، دارای نقص باشند تا به بیماری مبتلا شویم.

اگر یکی از نسخه‌ها سالم و دیگری داری نقص باشد، ابتلا به بیماری منتفی است. چون ژن سالم، اثر ژن خراب را خنثی می‌کند. به افرادی که دارای یک ژن سالم و یک ژن خراب هستند، ناقل می‌گویند. یعنی خودشان مشکلی ندارند ولی توانایی انتقال ژن ناسالم را به فرزند خود دارند. به این ترتیب برای ابتلا به تی ساکس، پدر و مادر باید ناقل بیماری بوده یا به بیماری مبتلا باشند.

ابتلا و تشخیص بیماری تی ساکس

این بیماری در بین یهودیان اشک‌نازی بیشتر شایع است. افرادی که اجدادشان یهودیان شرق یا مرکز اروپا بودند، ریسک ابتلا به این بیماری را دارند. تقریباً ۱ نفر از هر ۳۰ نفر یهودی اشک‌نازی، ناقل بیماری می‌باشد.

هیچ راهی برای پیشگیری از تی ساکس موجود نیست. می‌توانید با استفاده از آزمایش ژنتیک پیش از بارداری، از ناقل نبودن خود اطمینان حاصل کنید. یا با استفاده از آزمایش‌های ژنتیک دوران بارداری، مطمئن شوید که نوزاد شما به این بیماری مبتلا نیست. روش‌های CVS و آمنیوسنتز برای شناسایی بیماری در جنین کاربرد دارند.

اغلب بین هفته‌های ۱۰ تا ۱۲ بارداری روش CVS انجام می‌شود و از طریق واژن یا شکم نمونه‌ای از سلول‌های جفت برداشت می‌شود. آمنیوسنتز هم بین هفته‌های ۱۵ تا ۲۰ بارداری انجام شده و برداشت نمونه از مایع اطراف جنین، با استفاده از یک سوزن و از طریق شکم انجام می‌شود.

اغلب تشخیص بیماری در نوزادان با استفاده از معاینه و بررسی علایم صورت می‌گیرد. امکان دارد برای تشخیص، آنزیم‌های خون یا بافت‌های بدن نوزاد مورد بررسی قرار بگیرند. نقطه‌های قرمز رنگ در لکه‌ی زرد چشم نیز در معاینه‌ی چشم مشخص می‌شوند.

درمان بیماری تی ساکس

درمان بیماری تی ساکس

متاسفانه هنوز درمانی برای تی ساکس موجود نیست. معمولاً براساس روش‌های مراقبتی که در کاهش شدت علائم و بهبود شرایط کودک موثر‌ند درمان انجام می‌شود. از جمله مراقبت‌های درمانی تی ساکس می‌توان داروهای ضد تشنج، مسکن، لوله‌های غذارسانی، فیزیوتراپی و مراقبت از ریه برای کاهش جمع شدن مایع مخاطی را نام برد.

زوال عقل و چالش‌های زندگی

زوال عقل و چالش‌های زندگی

نشانه‌های زوال عقل:

فرد مبتلا به دمانس، به دلیل از دست دادن حافظه، ریسک دچار شدن به هر کدام از علائمی که در ادامه فهرست شده‌اند را دارد. برخی از علائم را خود فرد و برخی دیگر را مراقبین یا پزشکان شناسایی می‌کنند. آکادمی پزشکان خانواده ایالات متحده نشانه‌های زیر را در ژورنال پزشکی خانواده آمریکا منتشر کرده است.

 

  • مشکل داشتن در انجام کارهای روزمره – مثلاً پختن غذا
  • از دست دادن حافظه‌ی کوتاه‌مدت و عدم توانایی در ساختن خاطرات جدید – مثلاً مطرح کردن مکرر یک سؤال
  • سردرگمی – مثلاً گم‌شدن در محله‌های آشنا‌ یا خیابان محل زندگی
  • مشکل در ارتباط برقرار کردن – به سختی حرف زدن،‌ فراموش کردن کلمات ساده یا استفاده‌ی غلط از کلمات
  • تغییرات خلق‌و‌خو – تغییرات بدون دلیل و ناگهانی در اخلاق و بینش فرد
  • قرار دادن اشیاء در جای اشتباه – فراموش کردن وسایلی که روزانه مورد استفاده قرار می‌گیرند، مانند کیف پول، کلید و غیره
  • تغییرات شخصیت – امکان دارد شکاک، زودرنج و یا ترسو شوند.
  • از دست دادن ذوق و علاقه – نشان دادن علاقه‌ و انگیزه‌ی کمتر برای شروع یک کار یا فعالیتی دوست‌داشتنی
  • اختلال در تفکرات انتزاعی – مثلاً برنامه‌ریزی‌های مالی
  • با افزایش سن بیمار، علایم زوال عقل نیز وخیم‌تر خواهند شد.

مراحل زوال عقل

مراحل زوال عقل

دمانس تقریباً چهار مرحله دارد:

۱ـ اختلال شناختی خفیف: فراموشی عمومی اصلی‌ترین نشانه‌ی آن می‌باشد. این اختلال در بسیاری از افراد مسن قابل رؤیت است، اما لزومی ندارد اختلال شناختی خفیف تا حد زوال عقل پیشروی کند.

۲ـ زوال عقل خفیف: مبتلایان به دمانس خفیف، به اختلالات شناختی دچار می‌شوند که می‌تواند زندگی روزمره‌ی آن‌ها را تحت تاثیر قرار دهد.

نشانه‌های این اختلال عبارتند از: سردرگمی، فراموشی، گم‌شدن، تغییرات شخصیتی و مشکل در انجام وظایف.

۳ـ زوال عقل متوسط: در دمانس متوسط فعالیت‌های عادی و زندگی روزمره با چالش بیشتری روبرو می‌شوند و امکان دارد بیمار برای انجام کارهای خود به کمک نیازمند باشد. علایم این اختلال شبیه به زوال عقل خفیف اما کمی وخیم‌تر است. امکان دارد فرد مبتلا برای شانه کردن موها و یا پوشیدن لباس نیازمند به کمک باشد. همچنین امکان دارد تغییرات قابل‌توجهی در شخصیت فرد به‌وجود آید. برای مثال بدون دلیل مشخصی مضطرب یا شکاک شود. اختلالات خواب نیز در این وضعیت پیش‌بینی می‌شود.

۴ـ زوال عقل شدید: در این مرحله نشانه‌ها به طور قابل‌توجهی حادتر شده، ممکن است فرد مبتلا به‌طور کامل توانایی برقراری ارتباط را از دست بدهد و به مراقبت دائمی نیازمند باشد. گاهی حتی انجام کارهای ساده‌، مانند بالا نگه داشتن سر یا نشستن غیرممکن می‌شود. از دست دادن کنترل ادرار هم در این وضعیت امکان دارد اتفاق بیفتد.

انواع زوال عقل

انواع زوال عقل

دمانس انواع مختلفی دارد که عبارتند از:

  • زوال عقل با اجسام لویی: یک بیماری نورودژنراتیو یا تباهی عصبی می‌باشد که در آن ساختارهایی غیرطبیعی در مغز شکل می‌گیرند.
  • زوال عقل مخلوط: به شرایطی گفته می‌شود که بیمار به دو یا سه نوع دمانس مختلف، به صورت هم‌زمان مبتلا باشد. به عنوان مثال یک فرد امکان دارد به طور همزمان به زوال عقل عروقی و آلزایمر دچار شود.
  • بیماری هانتینگتون: این بیماری با نوعی خاص از حرکات غیرقابل‌کنترل بروز می کند، اما امکان دارد به دمانس نیز منجر شود.
  • بیماری آلزایمر: در آلزایمر، پلاک‌هایی بین سلول‌های مرده‌ی مغز قابل رؤیت است. همچنین درون سلول‌ها، ضایعاتی در‌هم‌تنیده را می‌توان دید. هردوی این ضایعات از تولید پروتیئن‌های غیرطبیعی توسط سلول‌های مغزی نشأت می‌گیرند. کاهش تعداد سلول‌های مغزی و ارتباطات عصبی و در پی آن کوچک شدن مغز، برای مبتلایان به آلزایمر اتفاق می‌افتد.
  • بیماری پارکینسون: این بیماری نیز به پیدایش اجسام لویی در مغز منجر می‌شود. اگرچه پارکینسون بیشتر به عنوان اختلال حرکتی منظور می‌شود، اما امکان دارد مسبب علایم زوال عقل نیز باشد.

اختلالات دیگر که به علایم زوال عقل منجر می‌شوند:

  • زوال عقل پیشانی-گیج‌گاهی که به بیماری پیک شناسایی می‌شود.
  • هیدروسفالی با فشار نرمال، زمانی بروز می‌کند که مایع مغزی-نخاعی اضافی در مغز انباشته شود.
  • آتروفی یا کاهیدگی قشریِ خلفی که تغییراتی شبیه به تغییرات آلزایمر در مغز ایجاد می‌کند. تفاوت این دو بیماری در محل ایجاد تغییرات در مغز می‌باشد.
  • سندرم داون باعث افزایش احتمال ابتلا به آلزایمر در جوانی می‌شود.

نشانه‌های اولیه

نشانه‌های اولیه

نشانه‌های اولیه‌ی زوال عقل عبارتند از:

  • تغییرات در حافظه‌ی کوتاه‌مدت
  • سخت بودن استفاده از کلمات درست
  • تغییرات در حالت روحی
  • سردرگمی
  • بی‌رغبتی و از دست دادن انگیزه
  • انجام کارهای تکراری
  • دشواری در انجام وظایف روزمره
  • جهت‌یابی ضعیف
  • مشکل در حفظ پیوستگی کلام – مثلاً در رعایت سیر داستانی به مشکل برمی‌خورند.
  • سختی در وفق دادن خود با تغییرات

دلایل زوال عقل

دمانس می‌تواند از بیماری‌های نورودژنراتیو یا مرگ سلول‌های مغز و تباهی عصبی پیشرونده باشد. تباهی به معنی تغییرات ناشی از بیماری در سلول‌ها، بافت یا اجزای سلولی می‌باشد که در نتیجه‌ی آن امکان دارد کارکرد سلول یا بافت دچار اختلال شود یا به‌طور کامل از کار بیفتد. به بیان ساده بیماری‌های نورودژنراتیو به مرگ پیشرونده و تدریجی سلول‌های مغزی منجر می‌شوند.

با این حال اینکه زوال عقل منجر به مرگ سلول‌های مغز می‌شود یا مرگ سلول‌ها این اختلال را به‌وجود می‌آورد، مشخص نمی‌باشد. در کنار بیماری‌های تباهی عصبی مانند سکته مغزی، آلزایمر،  تومور مغزی و آسیب مغزی نیز قادرند منجر به زوال عقل شوند.

زوال عقل عروقی (دمانس انفارکت چندگانه)  نوعی از زوال عقل می‌باشد که بر اثر مرگ سلول‌های مغزی به علت اختلالاتی مانند بیماری‌های عروق مغز مانند سکته‌ی مغزی ایجاد می‌شود. در این بیماری بخشی از مغز به انفارکت یا انفارکتوس دچار می‌شود. یعنی خون رسانی به آن بخش دچار اختلال شده و به دلیل کمبود اکسیژن سلول‌های مغزی از بین می‌روند.

دمانس ناشی از آسیب – زوال عقلی بعد از آسیب، با مرگ سلول‌های مغزی ناشی از صدمه به سر به طور مستقیم در ارتباط است.

برخی از انواع آسیب‌های مغزی، مخصوصاً  آسیب‌های مداوم مانند صدمات احتمالی واردشده به سر ورزشکاران، امکان دارد به زوال عقل منجر شوند. یک آسیب مغزی منفرد نیز قادر است باعث افزایش ریسک ابتلا به زوال عقلی ناشی از تباهی عصبی مانند آلزایمر بشود، البته در این زمینه شواهد ضعیف هستند.

عواملی که می‌توانند منجر به زوال عقل شوند:

بیماری‌های پریونی – مانند بیماری کروتزفلد جاکوب یا بیماری جنون گاوی

عفونت  HIVچگونگی آسیب به سلول‌های مغزی بر اثر ویروس HIV مشخص نیست؛ اما در بیماران مبتلا به HIV زوال عقل دیده شده است.

عوامل بازگشت پذیر – با از بین بردن علت زمینه‌ای، برخی از انواع زوال عقل قابل بهبود هستند. افسردگی، تداخلات دارویی، ناهنجاری‌های تیروئیدی، کمبود ویتامین‌ها می‌توانند به دمانس برگشت پذیر منجر شوند.

تشخیص زوال عقل

تشخیص زوال عقل

در ارزیابی سلامت ادراکی و وضعیت حافظه، اولین قدم پاسخ به سوالات و انجام فعالیت‌هایی استاندارد تشخیصی می‌باشد. تحقیقات نشان داده‌اند که زوال عقل بدون استفاده از آزمون‌های استانداردی که در ادامه خواهید خواند، قابل تشخیص نیست. با این وجود، تشخیص زوال عقل، ارزیابی‌های دیگری را نیز شامل می‌شود.

آزمون‌های ادراکی زوال عقل

آزمون‌های ادراکی زوال عقل

آزمون‌های ادراکی یا شناختی زوال عقل، امروزه به طور گسترده استفاده می‌شوند و به عنوان روشی قابل‌اعتماد برای تشخیص زوال عقل مورد تأیید می‌باشند. طراحی این آزمون‌ها مربوط به دهه‌ی هفتاد میلادی می‌باشد و در حال حاضر به همان شکل و با ایجاد تغییرات اندکی مورد استفاده قرار می‌گیرند. آزمون شناختی ده‌پرسشی یکی از آنها است. برخی از سوالات آن عبارتند از:

  • حدوداً ساعت چند است ؟
  • چند ساله هستی ؟
  • تاریخ تولد شما چیست ؟
  • تاریخ امسال چیست ؟

هر جواب صحیح دارای یک امتیاز است. نمره‌ی شش یا کمتر اختلالات ادراکی را نشان می‌دهد.

برخی از آزمون‌های ارزیابی روانی دارای پرسش‌هایی هستند که همراهان و خویشاوندان بیمار مجبور به پاسخ دادن به آنها هستند. آزمون ارزیابی شناختی پزشکان عمومی یا GPCOG یکی از این آزمون‌ها می‌باشد. این آزمون که انجام آن توسط پزشک ضروری است، می‌تواند اولین گام در ارزیابی سلامت روانی و تشخیص زوال عقل باشد.

همانطور که ذکر شد، سوالات بخش دوم باید توسط یکی از نزدیکان بیمار پاسخ داده شود. در این بخش پزشک متخصص سعی می‌کند تا از موارد زیر آگاه شود:

  • به کار بردن کلمات اشتباه یا دشواری در استفاده از کلمات صحیح
  • کاهش توانایی در به یادآوردن خاطرات و مکالمات اخیر
  • نیاز به کمک برای جابه‌جایی و تحرک بدون دلیل خاص (مثلاً آسیب جسمی)
  • دشواری در مدیریت مالی و داروهای مصرفی

اگر نتیجه‌ی این آزمون‌ اختلال حافظه یا فراموشی را نشان دهد، بررسی‌های استاندارد دیگری باید صورت گیرد. از جمله: سی تی اسکن مغز و آزمایش‌های خونی.

هدف از آزمایش‌های بالینی تشخیص یا رد دلایل قابل درمان فراموشی یا محدود کردن دلایل بالقوه بیماری می‌باشد. مثلاً مشاهده‌ی ضایعات یا بافت مرده در تصویر سی تی اسکن مغز نشان‌دهنده‌ی بیماری‌های تباهی عصبی مانند آلزایمر می‌باشد.

معاینه‌ی مختصر وضعیت روانی یا MMSE یکی از آزمون‌های ادراکی است که موارد زیر را تخمین می‌زند:

  • توانایی‌های زبانی
  • حافظه‌ی واژگان
  • درک زمانی و مکانی
  • مهارت‌های تجسم فضایی
  • محاسبه و دقت

MMSE در تشخیص زوال عقل ناشی از بیماری آلزایمر و همچنین تعیین شدت آن کاربرد دارد و همچنین تعیین می‌کند که آیا به درمان‌های دارویی نیاز هست یا خیر.

درمان‌ زوال عقل

درمان‌ زوال عقل

مرگ سلول‌های مغزی برگشت ناپذیر می‌باشد. بنابراین برای زوال عقل ناشی از تباهی هیچ درمانی موجود نیست.
روش‌های مدیریت اختلالاتی مانند بیماری آلزایمر، بیشتر بر روی بهبودی نشانه‌ها و مراقبت از بیمار متمرکز هستند تا درمان علت اصلی بیماری. اما اگر علتی جز تباهی عصبی و به دلایل برگشت پذیر باعث بروز نشانه‌های زوال عقل باشد، جلوگیری از آسیب بیشتر به مغز یا توقف آسیب‌ها امکان‌پذیر است. دمانس‌های ناشی از کمبود ویتامین‌ها و عوارض دارویی، نمونه‌های برگشت پذیر بیماری زوال عقل می‌باشند.

کاهش علائم بیماری آلزایمر با استفاده از برخی داروها امکان پذیر است. چهار دارو با نام مهارکننده‌های کولین استراز وجود دارند که برای درمان آلزایمر کاربرد دارند:

  • گالانتامین (با نام‌های آلزامین، رمینیل و رمیفارم در ایران)
  • دونِپِزیل (با نام‌های تجاری آلزاکیم، رمودون در ایران)
  • تاکرین (که در ایران موجود نیست)
  • ریواستیگمین (با نام‌های تجاری ریواتکس و اگزلون در ایران)

داروی دیگری با نام ممانتین نیز برای درمان آلزایمر به کار می‌رود، این دارو مهار گیرنده‌های NMDA را در مغز برعهده دارد. گلوتامات ماده‌ای شیمیایی می‌باشد که به‌دنبال تحریک دردناک محیطی، در مغز آزاد می‌شود. گیرنده‌های NMDA محل اتصال گلوتامات هستند و مهار این گیرنده‌ها علائم بیماری آلزایمر را بهبود می‌دهد. ممانتین در ایران با نام‌های آلزانتین، مموروپ و آلزیکسا به فروش می‌رسد و امکان دارد به تنهایی یا همراه با داروهای مهارکننده کولین‌استراز مصرف شوند.

داروهای مهارکننده‌ی کولین استراز برای رفع علا‌ئم رفتاری بیماری پارکینسون نیز یاری‌رسان هستند.

مراقبت‌هایی برای بهبود کیفیت زندگی

«تمرین‌های مغزی» عملکرد ادراکی را افزایش داده و برای مقابله با فراموشی در مراحل اولیه‌ی بیماری آلزایمر راهگشا هستند. این تمرین‌ها  شامل به‌کاربردن یادیارها و سایر ابزارهای یادآوری مانند برخی اپلیکشین‌های رایانه‌ای یا تلفن همراه می‌باشند. یادیارها کمک می‌کنند که میان مفاهیم جدید و مفاهیم موجود در مغز ارتباط برقرار ‌شود و از این رو به خاطر سپردن چیزهای مختلف آسان‌تر می‌شود.

پیشگیری از زوال عقل

پیشگیری از زوال عقل

عوامل مختلفی برای زوال عقل خطرساز هستند اما همچنان افزایش سن موثرترین آن‌ها است. دیگر عوامل خطرساز عبارتند از:

  • تصلب شرایین ( بیماری قلبی عروقی که به تنگی عروق منجر می‌شود)
  • مصرف نوشیدنی‌های الکلی و دخانیات
  • سطوح بالاتر از میانگین هوموسیستئین (نوعی آمینواسید)
  • سطوح بالای کلسترول بد یا LDL
  • اختلال شناختی یا ادراکی خفیف گاهی به زوال عقلی ختم می‌شود.
  • دیابت

طناب نخاعی و عواقب آسیب به آن

طناب نخاعی و عواقب آسیب به آن

آسیب طناب نخاعی(SCI) ، آسیب به نخاع می‌باشد که قادر است ریشه‌های عصبی یا راه‌های فیبر میلین‌دار منتقل کننده‌ی سیگنال‌ها به مغز را دچار آسیب کرده و در پی آن، به از دست رفتن عملکرد حرکت یا حس منجر شود. بسته به رده‌بندی آسیب و شدت آن ، این نوع از آسیب ضربه‌ای یا تروماتیک ممکن است ماده‌ی خاکستری در بخش مرکزی نخاع را دچار آسیب کرده و به از بین رفتن سگمنتی اینترنورون‌ها و نورون‌های حرکتی منجر شود.
دلایل شایع آسیب نخاعی می‌تواند شامل تروما (صدمات ناشی از گلوله، تصادف رانندگی ، صدمات ناشی از ورزش، سقوط از بلندی و ارتفاع و غیره) و یا بیماری‌های مرتبط (اسپینابیفیدا، فلج اطفال یا پولیومیلیت، آتاکسی و غیره) باشد. ممکن است نخاع در اثر ضربه یا بیماری دچار آسیب شود. اغلب فشار وارد شده از مهره ‌ها به آسیب نخاع منجر می‌شود و در اثر این آسیب، نخاع ورم کرده یا به خونمردگی دچار شود. عفونت و یا بیماری های دیگر نیز امکان دارد همین آسیب‌ها را در پی داشته باشند. صرفاً قطع شدن نخاع منجر به آسیب شدید نمی‌شود.

 

هزینه‌ی درمان بیماران ضایعه نخاعی بسیار بالا است. که به سطح ضایعه وابسته است. بیماران با ضایعه‌ی کمری کم‌هزینه و بیماران با ضایعه‌ی گردنی پرهزینه‌تر می‌باشند و این بیماران بیشتر در رده‌ی سنی بین سنین ۱۵ تا ۶۰ سال قرار دارند. از عوارض این ضایعات می‌توان مشکلات ادراری، مشکلات حسی و حرکتی‌، ناتوانی‌های جنسی، مشکلات تنفسی، زخم های بستر و عفونت ها را نام برد. این ضایعات به دو شکل رخ می‌دهند؛ یا نخاع قطع می‌شود یا فاصله‌ای ایجاد می‌شود که این فضای خالی بر اثر خونریزی داخل نخاعی پر می شود. شکل دوم شایع تر است و بعد از جمع و جذب خونریزی، حفره ای ایجاد می‌شود که اجازه‌ی انتقال سیگنال‌ها را به سمت بالا و پایین نمی‌دهد. سلسله اعصاب مرکزی اساسا قادر به ترمیم نیستند و اگر سلسله اعصاب محیطی به سلسله اعصاب مرکزی در قسمت بالا رسانده شود توانایی ترمیم پیدا می‌کند.
به دنبال یک آسیب نخاعی ، رسیدن پیام ها از مغز به عضلات دچار مشکل می‌شود. بنابراین در حرکات ارادی فرد اختلال به وجود می‌آید.

انواع آسیب های طناب نخاعی:

  • آسیب های تروماتیک یا ضربه‌ای
  • آسیب های غیرتروماتیک یا غیرضربه‌ای

انواع آسیب های طناب نخاعی

آسیب‌های کامل و ناقص نخاعی

اثرات آسیب طناب نخاعی به نوع و شدت ضایعه و سطح آسیب بستگی دارد. از نظر شدت ضایعه، تقسیم‌بندی آسیب‌های نخاعی به دو دسته‌ی کامل و ناقص صورت می‌گیرد. در آسیب کامل، در زیر سطح ضایعه هیچ گونه عملکرد حسی و حرکتی موجود نیست. هر دو طرف بدن به یک اندازه درگیر می‌شود. فقدان عملکرد حسی و حرکتی پایین‌تر از سطوح ضایعه مشخصه ضایعه‌ی کامل می‌باشد. آسیب کامل بیشتر به صدمات عروقی شدید، قطع عرضی نخاع، کشش ‌های طولی طناب نخاعی و یا فشارهای شدید به نخاع مرتبط است. در ضایعات کامل به دلیل قطع ارتباط نخاع با مغز ، ادراک حسی و کنترل حرکتی فرد دچار اختلال شده و در این موارد پیش‌آگهی جهت برگشت عملکرد حسی-حرکتی ضعیف می‌باشد. شواهد اخیر نشان می‌دهند که بازگرداندن عملکرد حرکتی در کمتر از ۵ درصد افراد گرفتار ضایعات کامل نخاعی امکان‌پذیر است. توجه داشته باشید که حتی در یک آسیب نخاعی کامل نیز امکان دارد قطع نخاع به ‌طور کامل صورت نگیرد. در بسیاری از موارد، فاصله‌ای که در نخاع وجود دارد، توسط خونریزی‌‌های داخل نخاعی پر شده و در پی آن حفره‌‌ای ایجاد می‌شود که اجازه‌ی انتقال سیگنال‌‌ها به سمت بالا و پایین را نمی‌دهد.

در آسیب نخاعی ناقص، حفظ قسمتی از عملکردهای حرکتی یا حسی زیر سطح اولیه‌ی ضایعه امکان‌پذیر است. و همچنین در این آسیب، نخاع قادر به فرستادن و دریافت برخی پیام‌‌ها از مغز می‌باشد. بنابراین  اشخاصی که به آسیب‌‌های ناقص دچار می‌‌شوند توانایی انجام برخی اعمال حسی و حرکتی را در پایین ناحیه‌ی آسیب‌دیده دارند. شواهد نشان می دهند که بازگرداندن عملکرد جنبشی یا حرکتی در بیش از ۹۵ درصد افراد گرفتار ضایعات ناقص نخاعی امکان‌پذیر است.

انجمن آمریکایی آسیب نخاعی (ASIA) یک رده‌بندی بین المللی بر اساس پاسخ‌های نورولوژیکی آزمایش‌شده در هر درماتوم و کشش ده عضله‌ی کلیدی در هر طرف بدن مانند شانه (C4) ، خمش آرنج (C5) ، کشش مچ (C6) ، کشش آرنج (C7) ، خمش خاصره (L2) تعریف و مشخص کرده‌اند. آسیب طناب نخاعی ضربه‌ای یا تروماتیک توسط انجمن آمریکایی به پنج رده طبقه‌بندی می‌شود:

  • درجه A ضایعه نخاعی کامل را نشان می‌دهد که در آن هیچ عملکرد حسی یا حرکتی در سگمنت‌های خاجی (ساکرال S4-S5) موجود نیست.
  • درجه B ضایعه‌ی ناقص نخاعی را نشان می‌دهد که در آن عملکرد حسی وجود داشته اما عملکرد حرکتی در زیر سطح ضایعه وجود ندارد و سگمنت‌های خاجی S4_S5 را شامل می‌شود. این درجه مرحله‌ای گذرا بوده و اگر هرگونه عملکرد حرکتی در سطوح پایین‌تر از ضایعه بازگردانده شود ، درجه‌ی آسیب فرد به ضایعه ناقص حرکتی C یا D تبدیل خواهد شد.
  • درجه C نشان‌دهنده‌ی ضایعه‌ی ناقص نخاعی می‌باشد که در آن عملکرد و قدرت حرکتی در زیر سطح ضایعه وجود دارد و بیش از نیمی از عضلات کلیدی زیر سطح ضایعه، درجه‌ی عضله کمتر از ۳ را دارا هستند، که نشانه‌ی حرکت فعال است اما قدرت حرکتی قابلیت انجام کار را ندارد.
  • درجه D نشان‌دهنده‌ی ضایعه‌ی ناقص نخاعی می‌باشد که در آن عملکرد و قدرت حرکتی در زیر سطح ضایعه وجود داشته و حداقل نیمی از عضلات کلیدی زیر سطح ضایعه دارای درجه عضله‌ی۳ یا بیشتر می‌باشند. قدرت حرکتی توانایی انجام کار را دارد اما از حد طبیعی کمتر می‌باشد.
  • درجه E نشان‌دهنده‌ی عملکرد حرکتی و حسی نرمال می‌باشد و عملکرد اسفنکترها طبیعی است.
  • دیمیتریجکتیو یک درجه ی اضافی را پیشنهاد داد که آن را ضایعه‌ی دیسکامپلیت می‌نامند ، این ضایعه از لحاظ بالینی آسیب کامل بوده اما با شواهد نوروسایکولوژی تاثیرات مغزی موجود بر روی عملکرد طناب نخاعی زیر سطح ضایعه همراه است.

سندرم‌های بالینی مرتبط با ضایعات ناقص نخاعی:

سندرم‌های بالینی مرتبط با ضایعات ناقص نخاعی

  • سندرم طناب مرکزی با از بین رفتن بیشتر عملکرد اندام‌های حرکتی فوقانی در مقایسه با اندام‌های حرکتی تحتانی همراه است.
  • سندرم بروان سکوارد از آسیب به یک سمت طناب نخاعی ناشی شده که به ضعف و از دست رفتن حس پروپریوسپشن در سمت آسیب و از دست رفتن حس درد و دما در سمت دیگر منجر می‌شود
  • سندرم طناب پیشین (قدامی) از آسیب به بخش قدامی طناب نخاعی ناشی می شود و باعث ضعف و از دست رفتن احساس درد و دما در زیر سطوح ضایعه شده اما حس پروپریوسپشن معمولا در قسمت خلفی نخاع حفظ می‌شود.
  • تابس دورسالیس از آسیب به قسمت خلفی طناب نخاعی ناشی شده ، که معمولا منشاء آن بیماری‌های عفونتی مانند سفلیس می‌باشد و به از دست دادن حس لامسه و حس پروپریوسپشن منجر می‌شود.
  • سندرم مخروط انتهایی ناشی از آسیب به نوک طناب نخاعی واقع شده در مهره ی L1 می‌باشد.
  • سندرم دم اسب، آسیب جدی طناب نخاعی نیست اما منجر به آسیب به ریشه‌های نخاعی در زیر مهره‌یL1 می‌شود.

نشانه های آسیب نخاعی

نشانه های آسیب نخاعی

علاوه بر مختل شدن عملکرد حسی و حرکتی زیر سطح ضایعه، مبتلایان به ضایعات نخاعی، عوارض دیگری را نیز تجربه می‌کنند که در زیر ذکر شده.

  • مختل شدن دستگاه تنفسی
  • نقص عملکرد روده و مثانه ، مانند عفونت‌های مثانه و عفونت‌های ادراری
  • ناتوانی در تنظیم ضربان قلب ، فشار خون ، عرق کردن و اشکال در تنظیم دمای بدن
  • عملکرد جنسی نیز مرتبط با بخش های خارجی نخاع می‌باشد و اغلب بعد از آسیب، دچار اختلال می‌شود.
  • درد نوروپاتیک
  • اسپاستیسیتی (سفتی عضلات دست و پا و تشدید و افزایش رفلکس‌ها)
  • آتروفی عضلانی
  • عرق کردن، دیسرفلکسی اتونومیک یا افزایش غیر طبیعی فشار خون و دیگر پاسخ‌های اتونومیک به اختلالات درد یا حسی
  • سنگ کلیه و مثانه
  • پوکی استخوان (کمبود کلسیم) و تخریب استخوان
  • ترومبوز وریدی عمقی
  • زخم فشار (زخم بستر)

دلایل بروز آسیب‌های نخاعی

دلایل بسیاری مانند تومور، تروما، اختلالات ژنتیکی، ایسکمی و بیماری‌ها و آماس مغز استخوان به آسیب نخاعی منجر می‌شوند. آسیب در اثر تروما بیشتر شایع است. هر یک از این دلایل به الگوی متفاوتی از آسیب عصبی منجر می‌شود و الگوهای متفاوتی از فلج و آسیب عملکرد حسی را به همراه دارد.

در صورت برخورد با فردی که مشکوک به آسیب کمر یا گردن است، اقدامات زیر را انجام دهید :

  • هرگز به حرکت دادن فرد آسیب دیده اقدام نکنید. در غیر این‌صورت امکان دارد بیمار به فلج دائمی و یا سایر عوارض جدی دچار شود.
  • هرچه زودتر با اورژانس تماس بگیرید.
  • بیمار را بی‌حرکت نگه دارید.
  • با گذاشتن حوله‌‌های سنگین ، بالش و یا حتی کیسه شن در دو طرف گردن بیمار، از حرکت گردن وی تا زمان رسیدن اورژانس جلوگیری به عمل آورید.
  • در صورت امکان، یک سری اقدامات اولیه مانند توقف هر گونه خونریزی در بیمار را انجام داده و در صورت هوشیار بودن بیمار، بدون حرکت دادن سر و گردن وی او را آرام کنید.

درمانهای طولانی‌ مدت آسیب نخاعی

درمان‌های طولانی‌ مدت آسیب نخاعی

پزشکان متخصص در درمان طولانی ‌مدت ابتدا برای رفع مشکلاتی تلاش می‌کنند که در اثر بی‌حرکتی طولانی‌مدت به وجود می‌آیند. مانند انقباضات عضلانی، زخم‌های بستر، جلوگیری از لخته‌های وریدی و بی‌اختیاری ادرار و مدفوع، علاوه بر این بیمار تحت توانبخشی هم قرار می‌گیرد. در طی سالیان اخیر تحقیقات زیادی در مورد ضایعات نخاعی انجام شده و ویلچرهای مدرن، داروها و استفاده از ابزارهای حساس کامپیوتری از جمله درمان‌‌هایی می‌باشند که برای بهبود حرکت در این بیماران مورد استفاده قرار می‌گیرد.

یک روش نسبتاً جدید‌تر ، استفاده از ابزارهای تحریک الکتریکی و اعصاب مصنوعی می‌باشد. در این روش ، یک سری ابزارهای پیشرفته مورد استفاده قرار می‌گیرند که برای انجام اعمال خود از تحریکات الکتریکی بهره می‌برند. برخی از این ابزارها در زیر پوست کاشته شده و به عنوان مکمل برای جایگزینی عملکردهای حسی و حرکتی ازدست‌رفته، به سیستم عصبی وصل می‌شود. بقیه‌ی این ابزارها در خارج از بدن قرار دارند.

به این روش سیستم‌های تحریک الکتریکی عملکردی ‌ نیز  می‌گویند. این سیستم‌ها محرک‌‌های الکتریکی را برای کنترل عضلات دست و پا به کار می‌برند و در نهایت به افراد دچار ضایعه نخاعی اجازه‌ی اعمالی نظیر راه ‌رفتن و ایستادن و یا برخی حرکات دست را می‌دهند. این سیستم‌‌ها از الکترودهای کنترل‌شونده توسط کامپیوتر تشکیل شده‌اند که یا در زیر پوست کاشته می‌شوند و یا به سطح پوست می‌چسبند.

راه‌های کنترل بیماری :

کاردرمانی

ضایعه نخاعی به عنوان بیماری که روز به روز با گسترش زندگی ماشینی افزایش یافته، توجه ویژه ای را طلب می‌کند. این ضایعه در اکثر موارد به ناتوانی و معلولیت شدید منجر شده و زندگی روزمره را شدیداً تحت تاثیر قرار می‌دهد. گذشته از فاز حاد بیماری، که به درمان‌های دارویی و مراقبت‌های بهداشتی ویژه ای نیاز دارد ( این دوره بخش کوچکی از روند بیماری شخص را در بر می‌گیرد)، بقیه طول دوره زندگی شخص شامل درمان‌های بازتوانی یا توانبخشی خواهد شد. آموزش طرز قرار دادن ( در وضعیت های خوابیده ، نشسته و … )، استفاده از ویلچر، آموزش مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی، داشتن استقلال در انجام مهارت‌های روزمره زندگی، آموزش فعالیت‌های اوقات فراغت و از همه مهم‌تر، آموزش های شغلی و چگونگی اداره زندگی مستقل، از برنامه های توانبخشی هستند. در این میان کاردرمانی به عنوان محوری‌ترین رشته توانبخشی درگیر با این بیماران، نقش خویش را در روند توانبخشی با ارزیابی‌های مقدماتی و رو به جلو پیش می‌برد. این ارزیابی‌ها که از ملاقات اولیه آغاز و تا ترخیص بیمار تداوم دارد، شامل ارزیابی وضعیت عملکردی و وضعیت فیزیکی است. پس از ارزیابی‌های اولیه، برنامه توانبخشی جهت بیماران در سه فاز حاد، فعال و توانبخشی گسترده اجرا می‌شود.

مراحل درمان آسیب نخاعی

مراحل درمان آسیب نخاعی

۱ـ  فاز اول مرحله حاد :

این مرحله که بلافاصله پس از وقوع قطع نخاع رخ می‌دهد با اقدامات زیر همراه می‌باشد:

  • بی تحرکی کامل همراه با کشش مهره‌ها و یا به تن کردن بریس Halo یا بریس کامل بدن.
  • اقامت تمام‌وقت بیمار در تخت در مدت زمانی که برای انجام عمل جراحی بر روی ستون فقرات منتظر است.
  • استراحت مطلق و اقامت تمام‌وقت پس از انجام عمل تا دوره بهبودی.
  • اجتناب از هر گونه حرکت چرخشی و خم و صاف کردن ستون فقرات و مراقبت‌های ضروری پزشکی
  • مراقبت‌های کامل فیزیکی و روحی
  • کار درمانی باید در ۴۸ ساعت اولیه پذیرش بیمار آغاز و ارزیابی اولیه انجام شود.

۲ـ فاز دوم مرحله حاد :

در این مرحله که همچنین مرحله فعال و توان‌بخشی یا مرحله تحرکی نامیده می‌شود، بیمار دارای توانایی نشستن در صندلی چرخدار می‌باشد.

۳– مرحله ترخیص :

در این مرحله که مرحله‌ی توانبخشی نیز نامیده می‌شود، بیمار آماده‌ی بازگشت به خانه می‌باشد. در این مرحله، بر بدست آوردن استقلال شخصی بیمار تأکید زیادی می‌شود.

۴– مرحله پس از ترخیص :

پس از ترخیص، بیماران ضایعه نخاعی امکان دارد برای استفاده از خدمات توانبخشی روزانه سرپایی به آن مراکز برگردند.

شیوع آسیب های نخاعی

اگر چه آسیب‌‌های نخاعی اغلب در اثر حوادث غیر منتظره اتفاق می‌افتند، ولی گروهی از مردم در معرض خطر بیشتری بوده و ریسک بیشتری برای ابتلا به آسیب‌های نخاعی در آنها وجود دارد. ۸۰ درصد ضایعات نخاعی در مردان به وجود می‌آید. علاوه بر این، کسانی که در سنین ۱۶ تا ۳۵ سالگی قرار دارند بیشتر دچار آسیب می‌شوند زیرا بیشتر در معرض خطر تصادفات و سایر حوادث قرار دارند. البته پس از سن ۶۰ سالگی نیز به‌دلیل افتادن و زمین خوردن چنین ضایعاتی شایع است. همچنین به اشخاصی که فعالیت‌‌های ورزشی پرخطر انجام‌ می‌دهند می‌شود اشاره کرد. افرادی که ورزش‌هایی نظیر کشتی، فوتبال، ژیمناستیک، شیرجه و اسکی‌‌های پرخطر به‌ خصوص در ارتفاع انجام می‌دهند، بیشتر از سایرین در معرض خطر ضایعات نخاعی قرار می‌گیرند.

بیماری هیدروسفالی و اندازه‌ی غیرعادی سر

بیماری هیدروسفالی و اندازه‌ی غیرعادی سر

هیدروسفالی ایجاد شدن مایع در حفره یا بطن مغز می‌باشد؛ مایع اضافی باعث اندازه بطن را زیاد کرده و به مغز فشار می‌آورد. مایع مغزی نخاعی معمولاً از راه بطن‌ها جریان پیدا می‌کند و ستون مغز و ستون فقرات را می سوزاند اما فشار بیش از حد مایع مغزی نخاعی در ارتباط با هیدروسفالی قادر است به آسیب در بافت‌های مغزی منجر شود و به دنبال آن در عملکرد مغز اختلال به وجود می‌آید.
هیدروسفالی امکان دارد در هر سنی رخ دهد، اما در نوزادان و بزرگسالان 60 سال به بالا بیشتر رایج است.

 

علائم و نشانه‌های این بیماری شایع در نوزادان:

تغییر در سر:

  • بزرگی غیرطبیعی سر
  • افزایش سریع اندازه سر
  • وجود یک نقطه نرم (فونتن) در قسمت بالایی سر

علائم و نشانه های فیزیکی:

  • خواب‌آلودگی
  • استفراغ
  • تغذیه ضعیف
  • تحریک‌پذیری
  • تشنج
  • نقص در بدن و قدرت عضلات
  • پاسخ ضعیف به لمس کردن
  • رشد ضعیف
  • چشم‌های رو به پایین

نشانه‌ها و علائم هیدروسفالی در میان کودکان نوپا و  بزرگتر:

علائم و نشانه های فیزیکی

علائم و نشانه های فیزیکی:

  • سردرد
  • چشم‌های پایین
  • دید دوگانه یا تاری دید
  • خواب‌آلودگی یا بی حالی
  • تهوع یا استفراغ
  • بزرگ شدن غیر طبیعی سر یک کودک نوپا
  • هماهنگی ضعیف
  • تعادل ناپایدار
  • تشنج
  • بی‌اشتهایی
  • بی‌اختیاری ادرار

تغییرات شناختی و رفتاری ناشی از بیماری هیدروسفالی:

  • تغییر در شخصیت
  • تحریک پذیری
  • تأخیر و یا مشکلات با مهارت‌های قبلا به دست آمده مانند راه رفتن و صحبت کردن.
  • افت تحصیلی در مدرسه

علائم و نشانه های مشترک بیماری هیدروسفالی در میان جوانان و بزرگسالان:

سردرد

  • سردرد
  • از دست دادن تعادل
  • لتارگی
  • اختلال در بینایی
  • از دست دادن کنترل مثانه یا میل دائم به ادرار کردن
  • کاهش حافظه، تمرکز و دیگر مهارت‌های تفکر که امکان دارد در عملکرد شغلی فرد تأثیر بگذارد.

علائم و نشانه های هیدروسفالی در میان افراد بالای ۶۰ سال:

  • از دست دادن حافظه
  • از دست دادن کنترل مثانه یا میل دائمی به ادرار کردن
  • مشکل در راه رفتن
  • از دست دادن مداوم مهارت‌های تفکر و استدلال
  • تعادل ضعیف

چه وقت باید به پزشک مراجعه کرد؟

چه وقت باید به پزشک مراجعه کرد؟

در صورت مشاهده‌ی علائم زیر در نوزادان و کودکان نوپا باید به پزشک مراجعه کرد:

  • گریه شدید
  • بی‌خوابی
  • مشکلات تنفسی
  • عدم تمایل به حرکت سر
  • مشکلات مکیدن یا تغذیه
  • استفراغ مکرر
  • تشنج

برای هر گونه علائم یا نشانه‌های دیگر در هر گروه سنی، مراجعه به پزشک متخصص الزامی است؛ از آنجایی که بیش از یک وضعیت امکان دارد مشکلات مربوط به هیدروسفالی را به همراه داشته باشد، تشخیص موقتی و مراقبت مناسب ضروری است.

دلایل بروز بیماری هیدروسفالی :

هیدروسفالی از عدم تعادل بین میزان تولید مایع مغزی نخاعی و میزان جذب آن در جریان خون ناشی می‌شود. تولید مایع مغزی نخاعی توسط بافت‌هایی که بطن مغز را پوشش می دهند صورت می‌گیرد ، بطن‌ها از طریق کانال‌هایی به هم وصل می‌شوند و مایع در نهایت به فضاهای اطراف مغز و ستون فقرات انتقال می‌یابد. و به‌طور عمده توسط رگ‌های خونی در بافت‌های نزدیک پایه مغز جذب می شود.

نقش مایع مغزی نخاعی در عملکرد مغز :

  • اجازه شناور شدن مغز نسبتاً سنگین به داخل جمجمه را می‌دهد
  • نگه داشتن مغز پرشور
  • جلوگیری از آسیب دیدن
  • جریان بین دیافراگم مغز و ستون فقرات به جلو و عقب برای حفظ فشار ثابت در مغز
  • حذف مواد زائد متابولیسم مغز
  • جبران تغییرات در فشار خون در مغز

دلایل:

دلایل ابتلا به بیماری هیدروسفالی

مایع مغزی نخاعی فوقانی در بطن:

شایع ترین مشکل انسداد جزئی جریان طبیعی مایعات نخاعی، از یک بطن به سمت دیگری یا از بطن‌ها به فضاهای اطراف مغز می‌باشد. جذب ضعیف شایع‌تر این است که مکانیسم جذب مایع مغزی نخاعی توسط رگ‌های خونی، مشکل است. این اغلب به التهاب بافت‌های مغز یا آسیب منجر می‌شود. تولید بیش از حد مایع مغزی نخاعی سبب می‌شود که سریع تر از آنکه بتوان آن را جذب کرد.

عوامل تهدید و ریسک برای ابتلا به بیماری هیدروسفالی :

در بسیاری از موارد، دلیل دقیق ابتلا به هیدروسفالی ناشناخته می‌ماند. با این حال، تعدادی از مشکلات توسعه یا پزشکی ممکن است به هیدروسفالی کمک کند یا به آن منجر شود.

دلیل ابتلا به بیماری هیدروسفالی در نوزادان:

هیدروسفالی در هنگام تولد (مادرزادی) یا کمی بعد از تولد امکان دارد به علت یکی از موارد زیر اتفاق بیفتد:

  • توسعه‌ی غیرعادی سیستم عصبی مرکزی که قادر است جریان مایع مغزی نخاعی را مختل کند.
  • خونریزی در داخل بطن‌ها، از عوارض احتمالی زایمان زودرس
  • عفونت در رحم در دوران بارداری، مانند سرخچه یا سیفلیس، که امکان دارد منجر به التهاب در بافت‌های مغزی جنین شود.

عوامل دیگری که باعث بروز و تشدید هیدروسفالی در هر گروه سنی می‌شوند:

  • ضایعات یا تومور مغز یا نخاع
  • خونریزی در مغز براثر یک سکته مغزی یا آسیب سر
  • دیگر آسیب‌های مغزی
  • عفونت سیستم عصبی مرکزی، مانند مننژیت باکتریایی یا اوریون

عوارض جانبی بیماری هیدروسفالی:

عوارض طولانی مدت هیدروسفالی به طور گسترده‌ای متفاوت هستند و اغلب پیش‌بینی آن آسان نیست. اگر هیدروسفالی تا زمان تولد پیشرفت داشته باشد، امکان دارد به اختلالات فیزیولوژیکی،‌ روانی و فیزیکی منجر شود. در موارد کمتر شدید، زمانی که درمان به طور کامل صورت می‌گیرد، ممکن است عوارض جدی وجود نداشته باشد.

بزرگسالانی که تجربه‌ی کاهش چشمگیر حافظه و یا دیگر مهارت‌های تفکر را داشته‌اند، معمولاً پس از درمان هیدروسفالی، شاهد بهبودی ضعیف و نشانه های مداوم هستند.

شدت عوارض به این عوامل بستگی دارد:

  • شدت علائم اولیه
  • مشکلات مبتنی بر بیماری
  • جلوگیری
  • تشخیص به موقع و درمان

پیشگیری

پیشگیری

هیدروسفالی یک وضعیت قابل پیشگیری نمی‌باشد. ولی با این حال، راه‌هایی برای کاهش احتمال خطر بیماری هیدروسفالی موجود است.

  • اگر باردار هستید، مراقبت‌های منظم قبل از زایمان را فراموش نکنید؛ با رعایت برنامه توصیه شده توسط پزشک، می توانید خطر مجبور شدن به زایمان زودرس را کاهش داده و به دنبال آن ریسک ابتلای نوزاد به این بیماری را از بین ببرید. مراقب بیماری‌های عفونی باشید؛ برنامه‌های توصیه شده واکسیناسیون و غربالگری برای سن و جنس خود را پیروی کنید.
  • جلوگیری و درمان سریع عفونت‌ها و سایر بیماری‌های مرتبط با هیدروسفالی می‌تواند ریسک ابتلا به این بیماری را پایین بیاورد.
  • برای جلوگیری از آسیب سر، تجهیزات ایمنی مناسب را فراموش نکنید. برای نوزادان و کودکان، صندلی ایمنی مناسب در تمام سفرهای اتومبیل به کار ببرید. اطمینان حاصل کنید که تمام تجهیزات کودک شما اعم از کالسکه، صندلی بالا و … با استانداردهای ایمنی مطابقت داشته و به درستی برای کودک شما تنظیم شده باشد.
  • کودکان و بزرگسالان باید در حال دوچرخه سواری، اسکیت بورد، موتورسواری و … کلاه ایمنی به سر داشته باشند.
  • بستن کمربند ایمنی به هیچ عنوان در وسیله‌ی نقلیه فراموش نشود.

مراقبت های ضروری در افراد مبتلا به بیماری هیدروسفالی

از پزشک خود بپرسید که آیا دریافت واکسن مننژیت، که دارای علت مشترک با هیدروسفالی است برای شما یا فرزندتان ضروری است یا نه. همچنین برای کودکان و جوانان که ممکن است مستعد ابتلا به مننژیت ناشی از یکی از دلایل زیر باشند واکسن مننژیت ضروری است.

  • اختلال سیستم ایمنی به نام کمبود کمپلکس
  • سفر به کشورهایی که مننژیت شایع است
  • زندگی در خوابگاه کالج
  • داشتن طحال آسیب‌دیده
  • پیوستن به ارتش

درمان بیماری هیدروسفالی :

درمان بیماری هیدروسفالی

یکی از دو روش جراحی برای درمان هیدروسفالی استفاده می شود:

۱ـ شنت:

شایعترین درمان برای هیدروسفالی جراحی یک سیستم زهکشی می‌باشد که به آن شنت می‌گویند. این سیستم شامل یک لوله طولانی و انعطاف‌پذیر با یک شیر است که مایع را از مغز در مسیر درست و با سرعت مناسب نگه‌داری می‌کند.

یک انتهای لوله معمولاً در یکی از بطن‌های مغز قرار گرفته. سپس لوله زیر پوست به بخش دیگری از بدن که در آن جذب مایع مغزی نخاعی بیش از حد صورت می‌گیرد، مانند شکم هدایت می‌شود. افرادی که دارای هیدروسفالی هستند معمولا برای بقیه زندگی خود به سیستم شنت نیازمندند و نظارت منظم ضروری است.

 ۲ـ ونتییکولوستومی سوم آندوسکوپی:

ونتییکولوستومی سوم آندوسکوپی یک روش جراحی می‌باشد که برای برخی افراد قابل استفاده است. در این روش، جراح شما برای مشاهده مستقیم در مغز از یک دوربین فیلم‌برداری کوچک استفاده می‌کند. وی یک سوراخ در پایین یکی از بطن‌ها یا بین بطن‌ها ایجاد می‌کند تا بتواند مایع مغزی نخاعی را از جریان مغز بیرون بکشد.

عوارض جراحی بیماری هیدروسفالی:

مشکلات دید

هر دو روش جراحی امکان دارد به عوارض منجر شوند. سیستم‌های شنت می‌توانند به توقف تخلیه مایع مغزی نخاعی و یا ضعف در تنظیم زهکشی به دلیل خرابی‌های مکانیکی، عفونت یا انسداد منجر شوند. عوارض Ventriculostomy شامل عفونت و خونریزی می‌باشد. هر گونه شکست به توجه سریع، تجدید نظر جراحی و یا سایر مداخلات نیازمند است.

علائم و نشانه‌های مشکلات عبارتند از:

  • سردرد
  • تب
  • خواب‌آلودگی
  • تحریک‌پذیری
  • تهوع یا استفراغ
  • مشکلات دید
  • درد شکمی زمانی که شیر شنت در شکم است
  • قرمزی، درد یا حساسیت پوست در طول مسیر لوله شنت
  • عود هر یک از علائم اولیه هیدروسفالی

روش‌های درمانی دیگر برای هیدروسفالی:

برخی از افراد مبتلا به هیدروسفالی، به ویژه کودکان، امکان دارد بسته به شدت عوارض طولانی مدت هیدروسفالی به درمان بیشتری نیازمند باشند.

تیم مراقبت از کودکان می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • متخصص مغز و اعصاب که در تشخیص و درمان اختلالات عصبی در کودکان تخصص دارد.
  • متخصص اطفال یا متخصص فیزیوتراپی که بر برنامه درمان و مراقبت‌های پزشکی نظارت دارد.
  • درمان‌گر در حال توسعه، که به کودک شما مهارت‌های اجتماعی، رفتارهای مناسب سن و مهارت‌های بین فردی را آموزش می‌دهد.
  • ارائه‌دهنده‌ی خدمات بهداشت روانی مانند روانشناس یا روانپزشک.
  • درمانگر شغلی، که در درمان توسعه مهارت‌های زندگی روزمره تخصص دارد.
  • کارمند اجتماعی که به خانواده اجازه دسترسی به خدمات و برنامه‌ریزی برای انتقال بیمار را می‌دهد.
  • معلم آموزش ویژه، که به معلولیت‌های یادگیری اهمیت می‌دهد، نیازهای آموزشی را تعیین کرده و منابع آموزشی مناسب را تشخیص می‌دهد.
  • بزرگسالان با عوارض شدیدتر ممکن است به خدمات درمانگران حرفه‌ای، متخصصان مراقبت‌های دمانس، کارگران اجتماعی یا سایر متخصصین پزشکی نیازمند باشند.